بود و نبود بودجه
علیرضا مهدیه، تحلیلگر صنعت و توسعه
بودجه کشور برای سال آینده اعلام شد و با تمام همتی که شده هنوز این همتها به چنددهمیلیارد دلار نمیرسند و همین نشان میدهد که باید بودجه هم کمی به دلار برسد و با ریالهای بیشتر و کم صفرتر تصویر نشود.
دلاری که هنوز تورم ساخته و میسازد و قیمت تخیلی آن سالهاست که بر ذهنها چیره شده اما در بودجه تنها تصوری از قیمت آن ترسیم شده است و ریالی که صفرهای آن ریخته و ظاهرا میخواهد با نبودن صفرهای بیشتر مدعی ارزش یا حتی قدرت باشد و نبودن صفر باعث بالارفتن ریال شود.
قدرت ریال اما به تعداد صفرها نیست بلکه به قدرت صفرهاست و صفر شدن قدرت آن را نمیشود با کوچکتر کردن اعداد جبران کرد و تومان را هم توامان به پایین کشید و نفتی که اتفاقا براساس همین دلار بوده و برآوردهای قیمت آن در سال آینده کمتر از نصف قیمتی است که بشود به بودجه کشور سامان داد و حداقلهایی را اجرایی کرد؛ حداقلهایی که میشود در فروش نفت به دست آورد و از تحریم و تحریمهای جدیدتر عبور کرده و به حداقل قیمتهای بازار تن داد و نفت و محصولات نفتی را صادر کرد و حداقلهایی که بشود کمی تولید و تجارت کرده و اقتصاد را حتی در حالت سکون نگه داشت تا با همین خرده فعالیتها به عمده مالیاتهای جدید پاسخ داد. مالیاتهایی که هر روز بیشتر و پیچیدهتر شده و بر کسبوکارهایی بسته میشوند که دیگر بازدهی خاصی ندارند و هزینهها هرچه درآمد هست را میخورند و میبرند. مالیاتهایی که باید به سمت سرمایه و ثروت کوچ کنند و نه فقط درآمد که آنکه در ایران ثروت دارد و کار هم نمیکند، بسیار بیشتر از آنکه ثروت ندارد و به شدت کار میکند عایدی دارد.
دستمزدهایی که به اندازه نیمی از تورم رسمی هم افزایش نداشته و ندارند و شاید این آخرین عامل تورم، قربانی همیشگی ترس از تورمی باشد که سالهاست حقوقها را میسوزاند و خاکستر میکند. سیاستهایی که گرانی ساخته و میسازند و نمیشود سعی کرد که نسازند که اقتصاد را شاخصها و عوامل میسازند و نه سعی و تلاش عاملان تغییر این متغیرها و نه مردمی که نمیخواهند در زیر این فشار متورم بیشتر بمانند.
عمرانی که دیگر نیست و عمر پروژههای تعطیل و نیمهتعطیل هم بهسر رسیده و افراد مستقیم و غیرمستقیم این دست پروژهها بهتعطیلات طولانیتری خواهند رفت و اشتغال هم بهجدال تازهای خواهد پرداخت و اوراقی که شاید فقط قرض نباشند و بدهیهای مختلف دولت و ملت را بیشتر کرده و تنزیل و تبدیل آنها نیز به سایر روندهای سرمایهگذاری و سرمایهپذیری لطمه وارد کنند.
ارزشافزودهای که طی همه این سالها هنوز اصلاح نشده و حالا به اندازه دستمزدها افزایش داشته و بیشتر از ارزش، افزوده میآفریند و بر درصد خود میافزاید. انرژی که بوی نرخهای جدید آن تندتر از قبل شده و اگر چارهای چارهساز صورت نگیرد، انرژی دیگری نخواهد ماند که به تولید و خدمات برسد و هرچه هست در خانهها و خودروهای گران و بیکیفیت خواهد سوخت.
بودجههای بزرگی که برای اهداف کوچکی در نظر گرفته میشوند و به جای تولید ثروت، ثروت ملی را هم حیف و هم میل و پاسخگویی را حذف میکنند و بودجه و بودجههایی که سالهاست تورم پذیرند تا تحققپذیر و هرچه مصوبشده هم به کسری خورده، نبودها بیشتر بوده و ترازهایشان، ناتراز شده و مانده است.
برای نفت و دلار و مالیات و اوراقی که در پرریسکترین دوران خود بهسر میبرند و ریسک صنعت و اقتصاد ایران را هم به پرخطرترین دوران خود رساندهاند باید دید که چه میشود و چه باید کرد. باشد که این انقباض، انبساطی هم بسازد و بود و نبودها دیده شود و هرجا که به بودجه نیاز ندارد، به نبودن عادت کند و هرچه و هرکجا که نیاز دارد، با بودنش توسعه یابد.

