«جهان‌‌صنعت» از قطع کامل اینترنت در ایران گزارش می‌دهد:

بن‌بست ارتباطات

گروه فناوری
کدخبر: 598913
قطع اینترنت ابزار مدیریت بحران نیست؛ ابزار سرکوب است. این کشور سال‌هاست هر بار که با اعتراض، ناامنی یا نارضایتی عمومی روبه‌رو می‌شود به یک واکنش نخ‌نما و شکست خورده پناه می‌برد:‌ «بستن راه ارتباط مردم با جهان.»
بن‌بست ارتباطات

جهان صنعت – قطع اینترنت ابزار مدیریت بحران نیست؛ ابزار سرکوب است. این کشور سال‌هاست هر بار که با اعتراض، ناامنی یا نارضایتی عمومی روبه‌رو می‌شود به یک واکنش نخ‌نما و شکست خورده پناه می‌برد:‌ «بستن راه ارتباط مردم با جهان.» این کشور اینترنت را نه یک زیرساخت حیاتی بلکه یک تهدید امنیتی می‌بیند چون بقای خود را نه بر رضایت عمومی بلکه بر کنترل اطلاعات بنا کرده است. هربار که اینترنت قطع می‌شود پیام روشن است: «‌مشکل اعتراض نیست؛ مشکل دیده شدن اعتراضات است. نتیجه این سیاست چیزی جز از بین رفتن اعتماد عمومی، انفجار شایعه، بی‌اعتباری رسانه‌های رسمی و تشدید خشم اجتماعی نخواهد داشت. جامعه‌ای که که به اطلاعات رسمی دسترسی ندارد به ناچار به کانال‌های غیررسمی، شایعات و روایت‌های پراکنده پناه می‌برد. دولت با بستن اینترنت، عملا ماشین تولید بی‌ثباتی را روشن می‌کند و بعد وانمود می‌کند که برای «امنیت» هزینه داده است.

اینترنت در جهان امروز یک اسباب‌بازی نیست؛ شریان حیاتی اقتصاد، آموزش، درمان، ارتباطات و آگاهی جمعی است. قطع آن، فلج کردن عمدی جامعه است. وقتی دولت در اوج بحران مردم را از این شریان محروم می‌کند، در واقع اعلام می‌کند که حقوق شهروندی برایش هیچ ارزشی ندارد. این اقدام یک تصمیم امنیتی نیست بلکه یک اعلام جنگ خاموش علیه جامعه است. از سوی دیگر ظهور استارلینک و فناوری‌های مشابه، شکست کامل منطق فیلترینگ و قطع اینترنت را نشان داده است. نمونه ونزوئلا تصادفی نبود. وقتی در بحبوبه بحران، اینترنت ماهواره‌ای به صورت رایگان در اختیار مردم این کشور قرار گرفته است، پیام روشنی به دولت‌ها مخابره شد: «اگر شما اینترنت را ببندید، جهان راه دیگری باز می‌کند.» حالا رایگان شدن اینترنت ماهواره‌ای استارلینک در ایران دقیقا مصداق همین ماجراست. درست است که همه کاربران نمی‌توانند به استارلینک وصل شوند اما این نشان‌دهنده شکست قطعی این سیاست است. دولتی که اینترنت را می‌بندد در عمل مردم را به سمت بازیگران خارجی سوق می‌دهد. وقتی شهروند برای دسترسی به ابتدایی‌ترین حق ارتباط به شرکت‌های خارجی متوسل می‌شود یعنی دولت کارکرد خود را از دست داده است.

آزادسازی اینترنت‌ می‌توانست نشانه بلوغ سیاسی و مدیریت هوشمند فناوری باشد اما دولت مسیر پرهزینه‌تر، تحقیرآمیزتر و شکست‌خورده‌تر را انتخاب می‌کند. این سیاست نه‌تنها جواب نداده بلکه هر بار هزینه‌های بیشتری روی دست کشور گذاشته است.

اینترنت آزاد مطالبه رادیکال نیست، حداقل زیست اجتماعی در جهان مدرن است اما تاریخ یک طرفه است:‌ «هیچ دولتی با ایستادن در مقابل فناوری دوام نیاورده است.» ایستادگی در برابر تکنولوژی فقط شکست و بی‌آبرویی به همراه دارد. این وضعیت اگر ادامه داشته باشد و اینترنت را دشمن بداند، آینده‌ای جزو همین مسیر دارد. فناوری را نمی‌توان زندانی کرد، آگاهی را نمی‌شود در تاریکی نگه‌داشت. قطع اینترنت یک بی‌احترامی آشکار به حقوق ارتباط و اعتراض است. دولتی که هیچ‌گاه برای مردم احترام قائل نبوده، اکنون حتی تحمل شنیده ‌شدن صدای آنها را هم ندارد.

اطلاعیه وزارت ارتباطات درباره قطعی اینترنت

از سوی دیگر با توجه به اختلالات پیش آمده در اینترنت کشور، وزارت ارتباطات اعلام کرد که مجدانه در حال پیگیری برقراری ارتباطات و از سرگیری خدمات مذکور است و نتایج اقدامات متعاقبا اطلاع‌رسانی خواهد شد. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «درپی تماس‌های مکرر رسانه‌ها، مردم و کسب‌وکارها با وزارت ارتباطات در خصوص اختلالات پیش آمده در زیرساخت‌های ارتباطی و خدماتی و بروز مشکلاتی برای مردم بزرگوار، به اطلاع می‌رساند که تصمیم راجع به قطعی مذکور توسط مراجع امنیتی ذی‌صلاح و شرایط پیش آمده در کشور اخذ شده و وزارت ارتباطات مجدانه در حال پیگیری برقراری ارتباطات و از سرگیری خدمات مذکور است و نتایج اقدامات متعاقبا اطلاع‌رسانی خواهد شد.»

اینترنت؛ زیرساخت حیاتی مردم!

در همین خصوص کیوان نقره‌کار، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفت‌و‌گو با «جهان‌‌صنعت» گفت: «‌با توجه به اینکه سال‌هاست اینترنت به‌عنوان شاهراه نه‌فقط اقتصادی بلکه به‌عنوان یک زیرساخت در تمامی جزئیات زندگی انسان‌ها در تمام دنیا وارد شده، به نظر می‌رسد که هر قطعی اینترنت می‌تواند اثرات جبران‌ناپذیری را بر زندگی و ارائه‌دهندگان خدمات به وجود آورد. بنابراین در تمام دنیا یک نگاه ویژه‌ای به بهره‌گیری از اینترنت می‌شود. طبیعی است که هر قطع و وصل اینترنت می‌تواند آثاری بر زندگی و کسب‌و‌کار مردم داشته باشد که شاید به راحتی جبران‌پذیر نباشد.»

او در ادامه گفت: «یک موضوعی که شاید برخی از کشورها در مقابل جنگ‌های سایبری و اطلاعاتی دارند، بحث شبکه‌های داخلی یا شبکه ملی اطلاعات است. در این شبکه داخلی تلاش می‌شود که فوریت‌ها و امکاناتی که در داخل می‌تواند مدنظر قرار گیرد، لحاظ شود. به هرحال نباید شبکه بانکی و امدادرسانی از بین برود و ارتباطات قطع شود اما در اینجا اساسا شبکه ملی اطلاعات کار نمی‌کند و این باعث ضربه بسیار زیادی است. او در پایان گفت: «ای کاش برنامه‌ریزی‌ها به سمتی برود که واقعا اینترنت به‌طور کامل از دست خارج نشود و بتوان آن فرآیندهای داخلی که مورد نیاز مردم است، در اختیار قرار بگیرد.»

از سوی دیگر این همان دولتی است که همیشه از نبود بودجه برای آموزش و خدمات عمومی شکایت می‌کند اما برای خرید و به‌روزرسانی فناوری‌های نظارتی هیچ تردیدی ندارد. کافی است به دوربین‌های شهری نگاه‌ کنیم؛ دوربین‌هایی با دقت میلیمتری که پلاک خودروها را ثبت و جریمه‌ها را بی‌وقفه صادر می‌کنند. این دقت و نظم، نه برای رفاه شهروند بلکه برای مهار مردم گرفته شده است.

اینترنت ممکن است خاموش شود اما اراده مردم خاموش ‌نمی‌شود. هر اقدام اینچنینی تنها پیوند مردم را محکم‌تر می‌کند و خلاقیت آنها برای برقراری ارتباط و دیده ‌شدن را افزایش می‌دهد. تاریخ و تجربه نشان داده است که قدرت واقعی در دست مردم است. هیچ سیستمی نظارتی، فناوری پیشرفته و هیچ تهدید امنیتی نمی‌تواند همبستگی، خشم و آگاهی جمعی را به‌طور کامل خاموش کند. هر بار اینترنت قطع می‌شود، خیابان‌ها زیر کنترل نیروهای امنیتی قرار می‌گیرند، مردم دوباره راه‌های جدیدی برای وصل شدن، دیدن و شنیده شدن پیدا می‌کنند. اینترنت ممکن است خاموش شود و نیروهای امنیتی می‌توانند خیابان‌ها را پر کنند اما صدای مردم خاموش نمی‌شود.

آخرین اخبار