بحران در رشته‌ای که امانت‌دار هویت تاریخی ایران است

گروه فرهنگ و گردشگری
کدخبر: 605375
مرمت میراث‌فرهنگی در ایران به‌عنوان یک ضرورت انکارناپذیر، با چالش‌هایی از جمله ضعف نظام آموزشی و عدم وجود جایگاه حرفه‌ای مشخص مواجه است.
بحران در رشته‌ای که امانت‌دار هویت تاریخی ایران است

جهان صنعت- در سرزمینی که تاریخ در تاروپود شهرها و بناهایش تنیده شده مرمت میراث‌فرهنگی نه یک‌انتخاب سلیقه‌ای بلکه ضرورتی انکارناپذیر است. با این‌حال آنچه امروز در عرصه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی ایران مشاهده می‌شود فاصله‌ای معنادار با این‌ضرورت دارد؛ فاصله‌ای که از آموزش آغاز می‌شود و تا بازار کار، نظام نظارت و حتی تعریف جایگاه حرفه‌ای مرمتگر امتداد می‌یابد. مریم اصغری‌نیا، فارغ‌التحصیل مرمت بافت و بنای تاریخی روایتی انتقادی اما واقع‌بینانه از این‌چرخه معیوب ارائه می‌دهد؛ چرخه‌ای که در آن مرمت گاه به‌جای محافظت از میراث خود به‌تهدیدی برای آن بدل می‌شود.

اصغری‌نیا ریشه بخش مهمی از بحران فعلی مرمت را در نظام آموزشی می‌داند؛ نظامی که به‌گفته او به‌تدریج به‌سمت مدرک‌محوری و واحدمحوری حرکت کرده و از آموزش عمیق، کارمحور و میان‌رشته‌ای فاصله گرفته است. کاهش تراز پذیرش دانشجو، تلقی مرمت به‌عنوان رشته‌ای «شناور» و ورود دانشجویانی بدون پیش‌زمینه مرتبط موجب شده حتی بهترین سرفصل‌ها و اساتید نیز نتوانند خروجی موثر برای بازار کار تربیت کنند. او تاکید می‌کند وقتی دانشجو انگیزه و کنشگری نداشته باشد آموزش عملا بی‌اثر می‌شود و این‌مساله امروز به‌یکی از چالش‌های جدی دانشگاه‌ها تبدیل شده است.

به‌باور این‌مرمتگر مرمت تنها در کلاس درس آموخته نمی‌شود. تجربه‌حضور در پروژه‌هایی مانند مرمت کاخ گلستان یا مداخلات شهری در محدوده پلاسکو به ‌او نشان داده که مواجهه مستقیم با شهر، شناخت ضوابط، درک مفهوم حریم و حرمت و حتی نحوه ارتباط با مردم بخشی جدایی‌ناپذیر از آموزش مرمت است. او معتقد است اگر این‌مولفه‌ها در دانشگاه نهادینه نشوند فارغ‌التحصیلان به‌جای مرمتگر به‌«بازساز» تبدیل می‌شوند؛ افرادی که ظاهر بنا را تغییر می‌دهند بی‌آنکه به‌ارزش‌های تاریخی و فرهنگی آن توجه داشته باشند.

درکنار ضعف آموزشی بازار کار مرمت نیز تصویری نگران‌کننده دارد. به‌گفته اصغری‌نیا، پس از فارغ‌التحصیلی مسیر شغلی مرمتگران چندان روشن نیست. دولت به‌دلیل محدودیت‌های اعتباری اولویتی برای مرمت بناهای تاریخی قائل نمی‌شود و وزارت میراث‌فرهنگی نیز با وجود وعده‌های پیشین ساختار جذب نیروی متخصص را اصلاح نکرده است. شهرداری‌ها و بخش خصوصی هم اغلب به‌دنبال حداقل هزینه و حداکثر سرعت هستند؛ رویکردی که با اصول مرمت حرفه‌ای در تضاد است. درچنین‌شرایطی ظرفیت محدود پروژه‌های مرمتی پاسخگوی تعداد فارغ‌التحصیلان نیست و بسیاری از آنها ناچار می‌شوند از مسیر تخصصی خود فاصله بگیرند.

یکی از مهم‌ترین خلأهایی که در این‌گزارش به ‌آن پرداخته می‌شود نبود جایگاه حرفه‌ای مشخص برای مرمتگر است. برخلاف ساخت‌وسازهای جدید که تحت نظارت نظام مهندسی و با مسوولیت‌های تعریف‌شده انجام می‌شوند در مرمت چنین ساختاری وجود ندارد. به‌گفته اصغری‌نیا، هرفردی حتی بدون تحصیلات تخصصی می‌تواند وارد حوزه مرمت شود و هیچ‌سازوکار مشخصی برای سنجش صلاحیت او وجود ندارد. نبود رتبه‌بندی حرفه‌ای، فقدان نظام گِرید شفاف و تعریف‌نشدن «ناظر مرمت» باعث شده کیفیت مداخلات مرمتی به‌شدت متغیر و گاه مخرب باشد.

این‌ضعف ساختاری پیامدهای جدی در حوزه ایمنی نیز دارد. نبود «پروانه مرمت» و عدم ورود نظام‌مند نهادهایی مانند آتش‌نشانی موجب شده مسوولیت ایمنی بناهای تاریخی میان دستگاه‌های مختلف سرگردان بماند. تجربه‌هایی مانند حادثه پلاسکو یا وضعیت پرخطر برخی سراهای بازار بزرگ تهران نشان می‌دهد که تعارض میان ضوابط میراثی و الزامات ایمنی بدون نگاه میان‌رشته‌ای به‌بن‌بست می‌رسد. درچنین‌شرایطی مرمتگرِ سازه‌فهم و آگاه به‌ضوابط شهری می‌تواند نقش کلیدی ایفا کند؛ نقشی که هنوز به‌رسمیت شناخته نشده است.

در حوزه مرمت بافت‌های تاریخی نیز مشکلات مشابهی دیده می‌شود. نسخه‌های کلیشه‌ای مانند «بازگشت ساکنان» یا «توسعه گردشگری» بدون توجه به‌واقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و زیستی بافت‌ها کارآمد نیستند. اصغری‌نیا تاکید می‌کند که مرمت شهری نیازمند شناخت دقیق ساکنان اصیل، گفت‌وگو با آنها و درک ظرفیت‌های واقعی هر محله است. به‌تعبیر او، جراحی بافت تاریخی «سوزنی و ظریف» است و نمی‌توان با مداخلات خشن و شعارمحور به‌احیای آن امید داشت.

اصغری‌نیا در پایان خطاب به‌دانشجویان مرمت بر اخلاق حرفه‌ای، تعهد، صبوری و عشق به‌این‌مسیر تاکید می‌کند و مرمتگر را «امانت‌دار تاریخ» می‌داند؛ کسی که نه‌فقط بنا بلکه روایت یک‌دوره تاریخی را برای آینده حفظ می‌کند.

منبع: ایسنا

آخرین اخبار