«جهان‌صنعت» از اهمیت رکوردشکنی واردات نفت روسیه توسط چین گزارش می‌دهد

بازی ژئواکونومیکی نفت

محمدرضا ستاری
کدخبر: 605706
نفت روسیه با تخفیف قیمتی، نزدیکی جغرافیایی و مصونیت نسبی از اختلالات سیاسی به یکی از معدود منابع بزرگ مقیاس تبدیل شده که هم حجم قابل‌توجه دارد و هم پیش‌بینی‌پذیر است.
بازی ژئواکونومیکی نفت

محمدرضا ستاری – در حالی که ایالات ‌متحده آمریکا هند را تحت فشار قرار داده تا به جای روسیه از ونزوئلا نفت خود را تهیه کند، صادرات نفت روسیه در ماه جاری میلادی بار دیگر زیر ذره‌بین کارشناسان قرار گرفته است؛ همانطور که گفته شد پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد واشنگتن با هند به یک توافق تجاری دست‌یافته که براساس آن تعرفه کالاهای هندی از ۵۰‌درصد به ۱۸‌درصد کاهش یابد، مشروط بر آنکه دهلی‌نو در کنار امتیازهای دیگر، واردات نفت‌خام روسیه را متوقف کند، احتمال از دست رفتن یکی از بزرگ‌ترین خریداران روسیه پس از سال‌۲۰۲۲، نگرانی‌هایی جدی‌ای درباره درآمدهای صادراتی و ثبات بودجه‌ای مسکو ایجاد کرد. با این حال داده‌های موجود از تجارت جهانی، تصویری کاملا متفاوت ارائه می‌دهند.

طبق گزارشی که روز گذشته اویل پرایس در این خصوص منتشر کرده، ارقام به‌روشنی گویای واقعیت‌ هستند و برای روسیه امید اکنون به زبان چینی سخن می‌گوید؛ به‌طوری که ژانویه‌۲۰۲۶ قوی‌ترین ماه ثبت‌ شده در تاریخ تجارت نفت میان چین و روسیه بود، به‌گونه‌ای که صادرات نفت از طریق دریا به ۸۶/۱‌میلیون بشکه در روز رسید و رکورد بالای ژانویه‌۲۰۲۵ را نیز پشت‌سر گذاشت. مطابق با آمارهای منتشر شده، بیش از ۵۰‌درصد این حجم از پایانه کوزمینوی نزدیک ولادی‌وستوک و همچنین ساخالین بارگیری شد. برای نخستین‌بار از نوامبر‌۲۰۲۴، ۱۰۰‌درصد صادرات نفت ESPO روسیه راهی چین شد حتی با کنار گذاشتن صادرات خط لوله‌ای حدود ۸۲۰‌هزار بشکه در روز، صادرات دریایی روسیه به‌تنهایی ۴۶‌درصد بیشتر از صادرات عربستان سعودی بود؛ کشوری که باوجود جایگاه سنتی خود به‌عنوان بزرگ‌ترین تامین‌کننده دریایی نفت چین در ژانویه تنها ۲/۱‌میلیون بشکه در روز به پکن ارسال کرد.

معجزه تخفیف

در این میان به گفته کارشناسان، عامل نخست و آشکار، همچنان قیمت است. تحلیلگران بازار معمولا میزان تخفیف نفت روسیه را بیش از حد واقعی برآورد می‌کنند؛ تخفیفی که برای نفت اورال پس از کاهش تقاضای هند اکنون به حدود هفت‌دلار در هر بشکه نسبت به برنت ICE نزدیک شده است. همین فاصله قیمتی برای جذب پالایشگران چینی به‌سوی نفت روسیه کافی است، به خصوص آنکه مسکو بخش عمده هزینه‌ها و ریسک‌های لجستیکی، بیمه‌ای و امنیتی را خود برعهده می‌گیرد؛ امری که به بخش ثابت مدل تجاری روسیه در دوران پس از تحریم تبدیل شده است. در نتیجه شواهد نشان می‌دهد در عمل، روسیه بخش زیادی از ریسک ژئوپلیتیکی را درونی کرده و به خریداران چینی اجازه داده تمرکز خود را بر قیمت و ثبات عرضه بگذارند.

ملاحظات راهبردی نیز این منطق تجاری را تقویت می‌کند. سیاست خارجی تقابلی‌ واشنگتن، دامنه تامین‌کنندگان قابل اتکای پکن را محدود کرده است. صادرات ونزوئلا به چین در سال ‌۲۰۲۵ به‌طور میانگین ۵۰۰ تا ۶۰۰‌هزار بشکه در روز بود اما همچنان از نظر سیاسی شکننده است. صادرات ایران به چین که در سال‌۲۰۲۴ و نیمه‌نخست ۲۰۲۵ به‌طور میانگین حدود ۲/۱‌میلیون بشکه در روز بود، از ژوئن ‌۲۰۲۵ و پس از حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران و تشدید تحریم‌های آمریکا علیه اکوسیستم تجارت نفت تهران، روندی کاهشی به خود گرفته است. برای پکن این اختلال‌ها نشان داده که زنجیره‌های تامین در معرض ریسک سیاسی تا چه اندازه می‌توانند به‌سرعت فروبپاشند. در نهایت، نفت روسیه  با تخفیف قیمتی، نزدیکی جغرافیایی و مصونیت نسبی از اختلالات سیاسی  به یکی از معدود منابع بزرگ مقیاس تبدیل شده که هم حجم قابل‌توجه دارد و هم پیش‌بینی ‌پذیر است. علاوه بر این، پایانه کوزمینـو، بزرگ‌ترین ترمینال صادرات نفت روسیه به چین، تنها پنج تا شش روز دریانوردی تا بنادر اصلی چین فاصله دارد و آن را به یکی از امن‌ترین و نزدیک‌ترین منابع بزرگ نفت برای بازار چین بدل می‌کند.

تحولات زیرساختی نیز این پیوند را بیش از پیش تثبیت کرده است. پالایشگاه جدید یولونگ در استان شاندونگ با ظرفیت ۴۰۰‌هزار بشکه در روز به‌عنوان خریداری ساختار وابسته به نفت روسیه ظاهر شده است. تحریم‌های اتحادیه اروپا و بریتانیا در اواسط‌۲۰۲۵ و سپس اقدامات آمریکا علیه روس‌نفت و لوک‌اویل عملا دسترسی این پالایشگاه به بیشتر کانال‌های تامین غربی و خاورمیانه‌ای را مسدود کرد. بنابراین با گزینه‌های محدود، یولونگ تقریبا به‌طور کامل به نفت روسیه روی آورد. به‌جز دو محموله کانادایی پیش از اجرایی شدن تحریم‌ها این پالایشگاه از اکتبر‌۲۰۲۵ به‌طور انحصاری به نفت روسیه متکی بوده است. در دسامبر و ژانویه به‌طور میانگین روزانه ۲۴۰‌هزار بشکه نفت از روسیه وارد کرد و در فوریه ۲۰۲۶ نیز دو نفتکش آفراماکس حامل نفت ESPO در آن تخلیه شده‌اند.

احتمال شکل‌گیری یک ائتلاف اوراسیایی

در همین راستا، تعمیق پیوند میان پکن و مسکو چشم‌انداز سیاسی و تجاری هند را نیز دستخوش تغییر کرده است. تداوم و تعمیق روابط انرژی چین و روسیه نگرانی‌های دهلی‌نو را درباره کنار گذاشته شدن از یکی از مهم‌ترین کریدورهای راهبردی کالایی آسیا تشدید خواهد کرد. برای هند، واردات نفت بیش از آنکه صرفا موضوعی تجاری باشد به ابزاری ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. مشاهده انتخاب چین به‌عنوان مقصد اصلی آسیایی نفت روسیه ممکن است در نهایت هند را  فارغ از فشارهای سیاسی واشنگتن  دوباره به‌سوی نفت روسیه سوق دهد؛ نه فقط به‌دلیل مشوق‌های قیمتی بلکه برای پرهیز از به حاشیه رانده شدن راهبردی از سوی شریکی دیرینه.

اگر این پویایی تداوم یابد تلاش دولت ترامپ برای مهار درآمدهای انرژی روسیه از طریق اهرم‌های تجاری می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد یعنی به‌جای انزوای مسکو این سیاست به تسریع شکل‌گیری یک ائتلاف انرژی قدرتمندتر اوراسیایی منجر شده که بر تقاضای چین و عرضه روسیه استوار است. هند نیز به‌جای خروج از این منظومه ممکن است در نهایت دوباره به آن جذب شود. سه سال پس از آنکه تحریم‌های غربی قرار بود روسیه را از بازارهای جهانی جدا کند، مسکو امروز بیش از هر زمان دیگری به بزرگ‌ترین مشتری خود نفت صادر می‌کند. در نهایت، برنده اصلی این روند، رقیب راهبردی اصلی واشنگتن است زیرا چین بدون پذیرش ریسک‌های جدید قابل‌توجه به حجم بیشتری از نفت با قیمت‌های رقابتی‌تر دست می‌یابد. در واقع جریان‌های رکوردشکن از مسیر کوزمینـو و سایر مبادی نشان می‌دهد که فشار واشنگتن مسیرهای تجارت را بازآرایی کرده اما نتوانسته آنها را بشکند.

گذار به منطق ژئواکونومیکی

در چنین شرایطی برخی ناظران معتقدند که تحولات اخیر در تجارت نفت میان روسیه، چین و هند را می‌توان نمونه‌ای روشن از گذار نظام انرژی جهانی به یک منطق ژئواکونومیکی دانست؛ منطقی که در آن جریان کالاها نه صرفا براساس قیمت و کارایی بازار بلکه در پیوند مستقیم با رقابت قدرت‌ها، تحریم‌ها و ملاحظات امنیتی بازآرایی می‌شود. در واقع داده‌های مربوط به جهش بی‌سابقه صادرات نفت روسیه به چین در ژانویه‌۲۰۲۶ نشان می‌دهد که فشارهای سیاسی و تجاری ایالات‌ متحده به‌جای تضعیف موقعیت مسکو در عمل به تسریع همگرایی انرژی در محور اوراسیا منجر شده است.

از منظر ژئواکونومیکی نیز روسیه با انتقال بخش عمده ریسک‌های ژئوپلیتیکی به داخل زنجیره ارزش خود توانسته جایگاهش را به‌عنوان تامین‌کننده‌ای پایدار برای چین تثبیت کند. پذیرش هزینه‌های لجستیکی، بیمه‌ای و امنیتی از سوی مسکو به پکن این امکان را داده که نفت روسیه را همچون یک کالای کم‌ریسک و قابل اتکا تلقی کند. این امر در شرایطی که عرضه نفت از سوی بازیگرانی مانند ایران و ونزوئلا به‌شدت در معرض شوک‌های سیاسی قرار دارد، مزیت راهبردی مهمی برای روسیه ایجاد کرده است. همچنین نزدیکی جغرافیایی پایانه‌هایی مانند کوزمینـو به بنادر چین نیز این مزیت را تقویت کرده و هزینه‌های حمل‌ونقل و زمان واکنش به شوک‌های بازار را کاهش داده است.

از سوی دیگر برای چین این الگو، بخشی از راهبرد کلان تنوع‌بخشی به امنیت انرژی است اما نه به‌معنای پراکندگی صرف تامین‌کنندگان بلکه با تمرکز بر شرکایی که در برابر فشارهای غربی مقاومت‌پذیرتر هستند. چین با جذب حجم بالای نفت روسیه با تخفیف قیمتی هم هزینه واردات انرژی خود را کنترل می‌کند و هم وابستگی‌اش به مسیرهای پرریسک‌تر دریایی و تامین‌کنندگان سیاسی شکننده را کاهش می‌دهد. در این چارچوب انرژی به ابزاری برای تقویت پیوندهای راهبردی و تعمیق وابستگی متقابل اقتصادی میان پکن و مسکو تبدیل شده است.

علاوه بر این پیامد این همگرایی برای هند، ماهیتی دوگانه دارد. از یک‌سو، فشار واشنگتن برای قطع واردات نفت روسیه، دهلی‌نو را در معرض هزینه‌های اقتصادی کوتاه‌مدت قرار می‌دهد. از سوی دیگر، تداوم نزدیکی انرژی چین و روسیه، خطر به حاشیه رانده شدن هند از یکی از مهم‌ترین کریدورهای ژئواکونومیکی آسیا را برجسته می‌کند. در چنین شرایطی نفت برای هند دیگر صرفا یک نهاده اقتصادی نیست بلکه ابزاری برای حفظ وزن ژئوپلیتیکی در معادلات منطقه‌ای است.

به همین دلیل است که برخی تحلیلگران معتقدند، تجربه روسیه نشان می‌دهد که تحریم‌ها و فشارهای تجاری اگر با راهبردهای جایگزین همراه نشوند می‌توانند به بازآرایی مسیرهای تجارت به سود رقبای راهبردی آمریکا منجر شوند. در این مورد خاص تلاش برای محدودسازی درآمدهای انرژی مسکو عملا به تقویت موقعیت چین در بازار جهانی انرژی انجامیده است. از منظر ژئواکونومیکی نیز این روند بیانگر آن است که قدرت در نظام جهانی امروز، نه در قطع کامل جریان‌ها بلکه در توان هدایت و بازطراحی آنها نهفته است.

آخرین اخبار