بازنده هیچ بر هیچ
شهروندان ایرانی با اندوه و خشم هنوز در بهت و حیرت کشته شدن صدها نفر از فرزندان، همسران، برادران و خواهران خود زندگی میکنند. سخنان مدیران جمهوری اسلامی هم نمیتواند این داغ بزرگ را از ذهن و دل آنها پاک کند. در چنین وضعیتی که قیمت کالاهای روزمره شهروندان روندی فزاینده را سپری میکند اما ایرانیان چشمهای خود را باز و گوشهای خود را تیز کردهاند تا از پیامد گفتوگوهای مقامهای سیاسی دو نظام سیاسی یعنی جمهوری اسلامی و آمریکا آگاه شده و برای آینده کوتاه،میان و حتی بلندمدت خود برنامهریزی کنند. بدیهی است اگر همسایههای ایران بخشنده و نیز دارای وضعیت مناسب بودند آنهایی که درجه ریسکپذیری کمتری دارند شاید برای دورهای مهاجرت میکردند. شوربختانه این خواسته ایرانیان نشدنی است و همسایههای ایران میل و توانایی برای پذیرش مهاجران را ندارند.
به این ترتیب ایرانیان ناگزیرند در این سرزمین بمانند و با نگرانی رخدادهای سیاست خارجی را بررسی و خود را به هر ترتیب و قیمت با تغییرات سازگار کنند. ناگفته پیداست این روزگار سردرگمی نمیتواند به درازا بکشد و باید در یک دوره معین تکلیف روشن شود. چیزی که ایرانیان هماکنون میبینند و میشنوند این است که مقامهای ارشد هر دو نظام سیاسی آمادگی ندارند خواستههای رقیب و هماورد خود را اجرایی کنند. آمریکاییها از جمهوری اسلامی میخواهند غنیسازی اورانیوم را از برنامههای خود دور کرده و داشتههای خود شامل ۴۰۰کیلوگرم اورانیوم را نیز به خارج از کشور بفرستند. علاوهبراین آنها خواستار محدودیت برد سازمان موشکی جمهوری اسلامی شده و میخواهند طرف ایرانی این محدودیت را بپذیرد.
خواسته سوم آمریکا این است که نظام جمهوری اسلامی سازمانها و گروههای سیاسی- نظامی نیابتی خود در لبنان، فلسطین، یمن و عراق را از هم پاشانده و بیاثر کند. جمهوری اسلامی در برابر میگوید تنها و تنها درباره غنیسازی اورانیوم شاید انعطاف نشان دهند و بپذیرند برخی محدودیتها اعمال شود.
جمهوری اسلامی از آمریکا میخواهد نخست تحریمهای گسترده اقتصادی نفت، بانک و تجارت را بردارد و نیز تضمین دهد به جمهوری اسلامی حمله نظامی نخواهد کرد. دولت ترامپ اما باور دارد جمهوری اسلامی اگر از تحریم بیرون آید با درآمدهای نفت به توسعه ساخت و تولید تجهیزات نظامی اقدام کرده و نیز به نیابتیها کمک خواهد کرد. در آن وضعیت است که بالاترین مقامهای دو کشور از تهدید نظامی برای فشار بیشتر به هم سخن میگویند و با محاسبههایی که از توانایی خود و نیز ضعف حریف دارند دل به شکست دیگری بستهاند.
تجربه اما نشان میدهد در بازیهایی که همواره برگزار و بازی هیچ بر هیچ میشود این شهروندان ایرانی هستند که زیر بار فشار زندگی مادی و گسترش تهیدستی و نیز زندگی با دلهره و ترس و خشم له میشوند. شاید نهادهای حاکمیتی از شهروندان انتظار دارند این دوره فشار روزافزون را با بردباری و مدارا سپری کنند تا روزگار بهتر از راه برسد. ایرانیان نیک میدانند ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی برای امروز و دیروز نیست و جمهوری اسلامی به هر دلیلی توانایی اداره کامیاب اقتصاد کشور را ندارد. ایرانیان چه باید کنند؟
