بازسازی زیر آتش
هستی عبادی- در حالی که مذاکرات نفسگیر برای رسیدن به آتشبس در مراحل حساس خود قرار داشت، اسرائیل با حمله به یکی دیگر از مجتمعهای پتروشیمی در ماهشهر تلاش کرد از آخرین فرصتهای باقیمانده در فضای جنگی برای ضربه زدن به زیرساختهای انرژی ایران و از کار انداختن زنجیره پتروشیمی کشور استفاده کند؛ خسارتهایی که میتواند در کوتاهمدت روند تولید دستکم ۱۵درصد از تولیدات صادرات محور پتروشیمیهای کشور را مختل کند.
هرچند ظرفیت نصبشده مجتمعهای پتروشیمی منطقه ماهشهر به نسبت ظرفیت ۹۵میلیون تنی از کل ظرفیت پتروشیمی ایران چندان بزرگ نیست، با این حال محصولات پتروشیمیهای منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر نقش کلیدی در تامین بخش مهمی از زنجیره تولید محصولات پایه و صادراتمحور کشور دارد. واقعیت این است که هدف قرار گرفتن واحدهای یوتیلیتی فجر یک و دو عملا با هدف ایجاد اختلال در خوراکرسانی و توقف فعالیت پتروشیمیهای صادراتی و زنجیره تولید محصولات بنیادین انجام شده و بازگشت این واحدها به مدار تولید حتی در خوشبینانهترین برآوردها، بین شش ماه تا یک سال زمان خواهد برد؛ وقفهای که میتواند آثار قابلتوجهی بر صادرات محصولات پتروشیمی و درآمد ارزی کشور برجای بگذارد.
حملات اخیر به زیرساختهای پتروشیمی را باید فراتر از یک اختلال صنعتی مقطعی دید. این رخدادها عملا بخشی از یک استراتژی هدفمند برای ضربه زدن به قلب زنجیره ارزش انرژی هستند، جایی که هر توقف هرچند کوتاه میتواند اثرات چندلایه بر تولید، صادرات و حتی بازارهای جهانی بگذارد. تجربه نشان میدهد برخلاف تصور عمومی، بازگشت یک مجتمع پتروشیمی به وضعیت عادی صرفا به تعمیر یک تجهیز آسیبدیده محدود نمیشود بلکه با یک فرآیند پیچیده و زمانبر مواجه هستیم که از ایمنسازی اولیه تا راهاندازی مجدد کامل ادامه پیدا میکند. اگر آسیب در حد خطوط انتقال یا واحدهای جانبی باشد، ممکن است طی چند روز یا نهایتا یکی، دو هفته بتوان تولید را به مدار برگرداند اما در سناریوهایی که تجهیزات کلیدی مانند کمپرسورها، رآکتورها یا مخازن ذخیره هدف قرار گرفتهاند، زمان بازسازی بهراحتی به چند ماه میرسد بهویژه اگر دسترسی به قطعات خاص یا نیروی متخصص با محدودیت مواجه باشد.
کارشناسان براین باورند که در حال حاضر تمرکز اصلی اپراتورها روی سه محور همزمان قرار دارد: نخست مهار و ایزولهسازی واحدهای آسیبدیده برای جلوگیری از تشدید خسارت یا بروز حوادث ثانویه، سپس ارزیابی دقیق میزان آسیب برای تعیین اینکه کدام بخشها قابل تعمیر سریع هستند و کدام نیاز به بازسازی اساسی دارند و در نهایت تلاش برای تامین قطعات و تجهیزات از مسیرهای جایگزین که خود بهدلیل شرایط ژئوپلیتیک و محدودیتهای لجستیکی به یک چالش جدی تبدیل شده است. همزمان برخی کشورها یا شرکتها سعی کردهاند با انتقال بار تولید به واحدهای سالم یا افزایش ظرفیت در مجتمعهای دیگر، بخشی از کاهش عرضه را جبران کنند اما این راهکارها معمولا موقتی هستند و نمیتوانند بهطور کامل جایگزین ظرفیت از دست رفته شوند.
به گفته آنان آنچه این روند را کندتر میکند فقط شدت تخریب نیست بلکه نااطمینانی ناشی از تداوم حملات است. وقتی یک مجموعه صنعتی مطمئن نباشد که پس از تعمیر دوباره هدف قرار نمیگیرد، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری سریع و گسترده در بازسازی با احتیاط بیشتری انجام میشود بنابراین باید پذیرفت که بازگشت کامل به ظرفیت پیش از حملات حتی در خوشبینانهترین سناریو، یک فرآیند کوتاهمدت نیست و در بسیاری از موارد به ماهها زمان نیاز دارد آن هم مشروط به اینکه سطح تنش و ریسک حملات جدید کاهش پیدا کند.
کاهش زمان بازسازی با تقویت تامین و مدیریت فنی
محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی در همین خصوص به «جهانصنعت» میگوید: به نظر میرسد در ارزیابی زمان بازسازی، باید میان واحدهای یوتیلیتی و واحدهای فرآیندی تفکیک قائل شد چراکه تجربه نشان داده معمولا یوتیلیتیها، مثل تامین آب، بخار و هوای ابزار دقیق بهدلیل ساختار سادهتر و وابستگی کمتر به فرآیندهای پیچیده شیمیایی، در مدت زمان کوتاهتری قابل تعمیر و راهاندازی مجدد هستند.
به گفته وی، در مقابل، واحدهای فرآیندی بهمراتب حساستر و زمانبرترند زیرا هرگونه آسیب هرچند اگر جزئی به نظر برسد، میتواند کل زنجیره تولید را مختل کند و نیازمند بررسیهای دقیقتر، تستهای ایمنی و راهاندازی مرحلهای باشد. برای مثال در فاز ۱۴ پارس جنوبی در سال۱۴۰۴ تنها یک اشکال نسبتا جزئی در برج شیرینسازی باعث شد فرآیند بازگشت کامل به مدار تولید حدود ۹ ماه زمان ببرد؛ این نشان میدهد که حتی اختلالات محدود نیز در واحدهای فرآیندی میتوانند اثر زمانی قابلتوجهی داشته باشند.
این کارشناس انرژی براین باور است که بازگشت پتروشیمیها به مدار تولید فقط به پیچیدگی فنی محدود نمیشود بلکه بهشدت به تامین مالی، دسترسی به تجهیزات جایگزین و زنجیره تامین وابسته است.
او میگوید: در بسیاری از موارد تجهیزاتی مانند کمپرسورها یا سیستمهای حیاتی یوتیلیتی باید از خارج کشور تامین شوند و همین موضوع زمان تعمیرات را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد بهویژه در شرایطی که محدودیتهای لجستیکی یا تحریمی وجود داشته باشد. بنابراین حتی اگر منابع مالی و امکانات در داخل فراهم باشد، زمان سفارشگذاری، ساخت، حمل و نصب این تجهیزات خود به یک عامل تعیینکننده تبدیل میشود. با در نظر گرفتن مجموع این عوامل، برآوردی در حدود یک تا دو سال برای بازگشت کامل به شرایط پایدار چندان دور از ذهن نیست و حتی با فرض تامین سریع منابع، دستیابی به زمان کوتاهتر بعید به نظر میرسد.
