چالش‌های هوش مصنوعی در موسیقی بررسی شد:

بازتعریف مالکیت در عصر الگوریتم‌ها

گروه فرهنگ و هنر
کدخبر: 611197
ظهور موسیقی دیپ‌فیک، که شامل صدای شبیه‌سازی‌شده هنرمندان مشهور است، چالش‌های جدی در صنعت موسیقی ایجاد کرده است.
بازتعریف مالکیت در عصر الگوریتم‌ها

جهان صنعت- این روزها با ظهور موسیقی دیپ‌فیک، صداهای شبیه‌سازی‌شده هنرمندان مشهور، از ایران تا جهان در شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های استریم پخش می‌شوند. هرچند برخی آثار خلاقانه و جذاب هستند اما نبود قوانین مشخص، مسائل اخلاقی، حقوقی و مالی و حتی خطر آسیب روانی به هنرمندان، این پدیده را به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات صنعت موسیقی تبدیل کرده است. این در حالی است که موسیقی یکی از آخرین حوزه‌هایی بود که در برابر این فناوری مقاومت می‌کرد اما اکنون «دیپ‌فیک» در موسیقی هم به واقعیت تبدیل شده است. این کار با آموزش دادن یک مدل هوش‌مصنوعی براساس صدای یک خواننده انجام می‌شود و نتیجه همیشه هم بد نیست. بعضا حتی خلاقیت زیادی هم در ساخت این آهنگ‌های دیپ‌فیک به کار می‌رود اما مساله فقط کیفیت خروجی نیست. در بسیاری از موارد اجازه‌ای از صاحب صدا گرفته نمی‌شود و پرسش‌هایی مثل اینکه چه کسی باید دستمزد استریم آن آهنگ را بگیرد و آیا این کار از نظر اخلاقی درست است یا نه از جمله چالش‌های اصلی موسیقی دیپ‌فیک به‌شمار می‌آیند.

دیتاست‌های بدون مجوز

اگر بخواهید یک قطعه دیپ‌فیک از یک هنرمند مشهور بسازید باید فایل‌های صوتی صدای خوانندگی او را جمع‌آوری کرده و در قالب یک دیتاست استفاده کنید. همانطور که درباره هر داده‌ای که متعلق به فردی است باید اجازه گرفت، در این مورد هم منطقی است که رضایت صاحب صدا دریافت شود اما با این حال بسیاری از آهنگ‌های دیپ‌فیک به‌خصوص در ایران با استفاده از دیتاست‌های بدون مجوز ساخته می‌شوند و حتی به پلتفرم‌های بزرگ موسیقی مثل یوتیوب، اسپاتیفای یا تیک‌تاک راه پیدا می‌کنند. این اتفاق در جهان برای دو هنرمند Drake و The Weeknd، رخ داد؛ زمانی که کاربری با نام Ghostwriter آهنگی به نام  Heart on My Sleeve را ساخت. این قطعه شامل صداهای تولیدشده با هوش‌مصنوعی بود که به‌طور مصنوعی شبیه صدای این دو هنرمند ساخته شده بود و حتی به رابطه قبلی The Weekndهم در ترانه اشاره می‌کرد. بسیاری از طرفداران از این آهنگ استقبال کردند و حتی خلاقیت Ghostwriter در استفاده از صدای دیپ‌فیک را تحسین کردند اما همانطور که روزنامه  The Seattle Timesگزارش داد، همه چنین نگاهی نداشتند. سخنگوی شرکت Universal Music Group که ناشر اصلی هر دو هنرمند است، این پرسش را مطرح کرد: «ذی‌نفعان صنعت موسیقی می‌خواهند در کدام سوی تاریخ بایستند؟ در کنار هنرمندان، طرفداران و خلاقیت انسانی یا در کنار دیپ‌فیک‌ها، تقلب و محروم کردن هنرمندان از دستمزد و حق‌وحقوق‌شان؟»

قوانین قدیمی کپی‌رایت

اگر هنرمندی باشید که نمی‌خواهد صدایش شبیه‌سازی شود، قوانین کپی‌رایت فعلا شاید نتوانند کمکی به شما بکنند. از آنجا که قوانین حق‌ نشر جهانی در زمانی نوشته شده‌اند که چنین فناوری‌های هوش‌مصنوعی‌ای وجود نداشت، طبیعی است که قانون هنوز در حال تلاش برای همگام شدن با این تحولات باشد. نزدیک‌ترین پرونده حقوقی مرتبط با «سرقت صدا» در ایالات‌متحده به دهه۱۹۹۰ برمی‌گردد. همانطور که روزنامه  Los Angeles Times  گزارش داده، خواننده Tom Waits توانست ۴۷۵/‏۲میلیون دلار غرامت از شرکت Frito-Lay Inc دریافت کند؛ غول بزرگ تولید چیپس که برندهایی مانند Doritos, Cheetos و Cracker Jack’s را در اختیار دارد. در آن آگهی تبلیغاتی از صدای فردی استفاده شده بود که آنقدر به صدای Tom Waits شباهت داشت که ممکن بود مردم تصور کنند خود او پشت این کمپین تبلیغاتی قرار دارد. درباره آهنگ‌های دیپ‌فیکی که امروز در حال انتشار هستند هم می‌توان همین را گفت، با این تفاوت که موسیقی تولیدشده با هوش‌مصنوعی هنوز در یک نبرد حقوقی جدی مورد آزمون قرار نگرفته است. درحالی که منتظر به‌روزرسانی نظام حقوقی هستیم، بد نیست اشاره کنیم که همه هنرمندان با شبیه‌سازی صدای خود مخالف نیستند. برای مثال Holly Herndon در مواجهه با موج رو به‌ رشد اپلیکیشن‌های موسیقی مبتنی بر هوش‌مصنوعی تصمیم گرفت نسخه صوتی دوقلوی خود با نام Holly+ را به‌صورت رسمی مجاز اعلام و همزمان سیستمی ایجاد کند که دستمزد منصفانه‌ای برایش تضمین شود. در نهایت فارغ از اینکه هنرمندان در کدام سو می‌ایستند، مساله اصلی همچنان پابرجاست: قانون مشخص و صریحی در زمینه کپی‌رایت وجود ندارد که تصریح کند پیش از استفاده از صدای یک هنرمند باید از او اجازه گرفته شود. تا آن زمان هنرمندان ممکن است خود را در «غرب وحشی» فناوری هوش مصنوعی ببینند؛ جایی که قانونی روشن برای هدایت آنها وجود ندارد. البته کلیه موارد ذکرشده در این گزارش چندان در ایران دارای مصداق ندارد چراکه حتی قوانین عادی کپی‌رایت هم در ایران رعایت نمی‌شود چه برسد به وضع قوانینی برای استفاده از هوش‌مصنوعی در موسیقی.

چه کسی پول می‌گیرد؟

از طرفی پرسشی پیچیده و چالش‌برانگیز این بوده که آیا درست است با استفاده از صدای یک نفر از موسیقی کسب درآمد شود؟ پرسشی که احتمالا با انتشار هرچه بیشتر موسیقی‌های دیپ‌فیک در پلتفرم‌های استریم و کسب درآمد از آنها در شبکه‌های اجتماعی به مساله‌ای بزرگ‌تر تبدیل خواهد شد. همانطور که می‌دانیم، اجرای کاور یک آهنگ مشهور و انتشار آن در یوتیوب یا اسپاتیفای اشکالی ندارد. در آن حالت عناصری مثل شعر، ساختار قطعه، ملودی، ریتم و… بازخوانی یا کپی می‌شوند و چارچوب‌های قانونی مشخصی هم برایش وجود دارد اما کلون‌های صوتی کاملا متفاوت‌ هستند. موسیقی دیپ‌فیک صرفا بازنوازی یا الهام گرفتن از یک قطعه موجود نیست بلکه ساختن یک آهنگ کاملا جدید با استفاده از صدای شخص دیگری است. به بیان دیگر اگر ابزارهای هوش‌مصنوعی و دیتاست‌های بدون مجوز وجود نداشتند، کلون‌های صوتی هم به وجود نمی‌آمدند. هنرمندان یک عمر زمان صرف می‌کنند تا صدایی را که با آن متولد شده‌اند پرورش دهند و هویتی منحصربه‌فرد برای خود بسازند. دزدیدن صدای یک نفر و کسب درآمد از آن ممکن است قدمی فراتر از حد قابل‌قبول باشد.

ژانری در منطقه خاکستری

برای پیچیده‌تر شدن ماجرا برخی افراد موسیقی دیپ‌فیک را کاملا منفی نمی‌دانند. برخلاف تصاویر یا ویدئوهای دیپ‌فیک که شاید لحظه‌ای به آنها بخندید و بعد در گوشی‌تان از کنارشان رد شوید، موسیقی دیپ‌فیک در حال شکل دادن به ژانری مستقل برای خود است. بعضی‌ها آن را با «فن‌فیکشن» مقایسه می‌کنند؛ شیوه‌ای خلاقانه و سرگرم‌کننده برای ادای احترام به یک هنرمند. این نگاه مثبت باعث می‌شود نتوان به‌سادگی موسیقی دیپ‌فیک را صرفا یک امر ممنوع یا تابو دانست. کافی است به رویکرد Holly Herndon در زمینه شبیه‌سازی صدای مبتنی بر هوش‌مصنوعی نگاهی بیندازید. با این حال همه موافق نیستند که چنین موسیقی‌ای باید مجاز باشد. همانطور که روزنامه Financial Times نوشته است، شرکت بزرگ ضبط موسیقی Universal Music Group تلاش کرده آثار کم‌کیفیت ازجمله قطعات ساخته‌شده با هوش‌مصنوعی از پلتفرم‌های استریم حذف شوند. در نهایت پلتفرم‌هایی مانند Spotify، Apple Music یا Tidal ناچار خواهند بود تصمیم بگیرند که آیا این نوع موسیقی را در بستر خود مجاز می‌دانند یا نه.

آسیب رساندن به هنرمندان

نکته‌ای که نباید نادیده گرفته شود، تاثیر احساسی و روانی‌ای است که یک آهنگ دیپ‌فیک می‌تواند بر هنرمند بگذارد به‌ویژه وقتی یک صدای شبیه‌سازی‌شده درباره اتفاق‌هایی می‌خواند که هرگز رخ نداده‌اند، احساساتی را بیان می‌کند که متعلق به او نیستند و وانمود می‌کند به چیزهایی اهمیت می‌دهد که شاید واقعا برایش مهم نباشند. در ماجرای آهنگ جعلیِ Drake با حضور The Weeknd در متن ترانه به Selena Gomez اشاره شده بود؛ کسی که پیشتر با The Weeknd در رابطه بود. ترکیب واقعیت‌های زندگی شخصی با اشعار ساختگی، نوعی تحریف عجیب از واقعیت ایجاد کرده بود که می‌توانست برای هنرمندی که آن تجربه واقعی را پشت سر گذاشته، آزاردهنده باشد. به همین ترتیب تولید اشعار ساخته‌شده با هوش‌مصنوعی «به سبک» یک هنرمند مشهور، با استفاده از ابزارهای تولید متن، باعث شده برخی هنرمندان نسبت به گسترش این فناوری احساس ناامیدی کنند. همانطور که Nick Cave  می‌گوید: «آنچه ChatGPT در این مورد انجام می‌دهد، نوعی بازتولید کاریکاتورگونه و تحریف‌آمیز است.» موسیقی دیپ‌فیک این توانایی را دارد که کلماتی را در دهان هنرمند بگذارد که هرگز بر زبان نیاورده یا در این مورد هرگز نخوانده است. در سطح شخصی این مساله می‌تواند برای هنرمندی که کنترل چندانی بر حذف چنین محتوایی ندارد آسیب‌زا باشد مگر اینکه بخواهد ماجرا را از طریق دادگاه پیگیری کند.

آماده شدن برای تغییرات در صنعت موسیقی

درمجموع تشخیص تفاوت میان صدای تولیدشده با هوش‌مصنوعی و صدای واقعی انسان فقط با گوش دادن بسیار دشوار است و همین موضوع باعث می‌شود یک آهنگ دیپ‌فیک پیش از آنکه حذف شود، به‌راحتی به پلتفرم‌های استریم راه پیدا کند. از یک‌سو ممکن است طرفداران از موسیقی دیپ‌فیک لذت ببرند و حتی ژانری معتبر شکل بگیرد که با استفاده از صداهای مشهور، آثار تازه و جذابی خلق کند اما همه هنرمندان با شبیه‌سازی صدای خود موافق نیستند و در حال حاضر هم قوانین مشخصی وجود ندارد که افراد را از ساخت دیتاست‌های بدون مجوز بازدارد. کسب رضایت، پرداخت دستمزد به هنرمندان و بررسی مسائل اخلاقی تنها بخشی از مشکلاتی هستند که هنرمندان و صنعت موسیقی با آن مواجهند. باتوجه به توسعه سریع فناوری هوش مصنوعی لازم است که لحظه‌ای توقف و درباره مسائلی که این فناوری ایجاد کرده، تامل کنیم.

آخرین اخبار