بازار نفت روی لبه ابهام
جهان صنعت- بازار جهانی نفت در حالی وارد روزهای حساس پیشرو میشود که نه از سمت تقاضا نشانهای جدی از جهش دیده میشود و نه از طرف عرضه، آرامش پایداری وجود دارد. مجموعهای از ریسکهای ژئوپلیتیکی، تصمیمهای اوپک و انتظار برای نتیجه گفتوگوهای تهران و واشنگتن، چشمانداز نفت را در محدودهای خاکستری و شکننده نگه داشته است؛ محدودهای که میتواند با یک تصمیم سیاسی یا اختلال عرضه بهسرعت دستخوش تغییر شود.
در معاملات اخیر قیمت نفت با نوسانی محدود تثبیت شده؛ نه آنقدر بالا که از کمبود جدی عرضه خبر دهد و نه آنقدر پایین که از رکود شدید مصرف حکایت کند. معاملهگران بیش از هر عامل دیگری چشم به تحولات سیاسی دوختهاند بهویژه گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا که میتواند مسیر صادرات نفت ایران و تعادل بازار را تحتتاثیر قرار دهد. در چنین فضایی بازار بیش از آنکه به دادههای قطعی واکنش نشان دهد در حال قیمتگذاری «ریسک» است.
نقش ایران در این معادله دوگانه است. از یکسو هر نشانهای از کاهش تنش میتواند به بازگشت بخشی از نفت ایران به بازار منجر شود؛ موضوعی که در بازاری با رشد ضعیف تقاضا، فشار کاهشی بر قیمتها ایجاد میکند. از سوی دیگر تداوم ابهام یا تشدید تنش، بهویژه در مسیرهای حساس انتقال انرژی ریسک عرضه را بالا میبرد و مانع افت قیمتها میشود. به همین دلیل است که نفت برخلاف بسیاری از کالاهای دیگر، بیش از آنکه تابع منطق صرف اقتصادی باشد به سیاست گره خورده است.
در کنار این متغیر سیاسی، دادههای تولید نیز سیگنالهای متناقضی میفرستند. تازهترین آمارها نشان میدهد تولید نفت کشورهای عضو اوپک و همپیمانانش در ماه گذشته کاهش قابلتوجهی داشته است. این افت تولید برخلاف انتظار بازار نهنتیجه تصمیمی هماهنگ برای کاهش عرضه بلکه عمدتا ناشی از اختلالهای فنی و کاهش تولید در چند کشور خاص بوده است. با این حال همین کاهش ناخواسته به بازار پیام داده که عرضه آنقدرها هم که تصور میشد، انعطافپذیر نیست.
اوپکپلاس در ماههای اخیر تلاش کرده با مدیریت محتاطانه تولید از سقوط قیمتها جلوگیری کند. تعویق افزایش عرضه و تاکید بر «نظم تولید» نشان میدهد این ائتلاف بیش از آنکه نگران کمبود نفت باشد از ضعف تقاضا هراس دارد. نشانههای مصرف انرژی در اقتصادهای بزرگ بهویژه در اروپا و بخشهایی از آسیا حاکی از آن است که رشد مصرف نفت در سالجاری کمتر از برآوردهای خوشبینانه گذشته خواهد بود. همین موضوع دست اوپک را برای افزایش تولید بسته نگه میدارد.
این وضعیت دوگانه، بازار نفت را در یک بازه قیمتی نسبتا محدود نگه داشته است. قیمتها نه توان صعود پرقدرت دارند و نه زمینه سقوط آزاد فراهم شده است. در چنین شرایطی هر خبر سیاسی یا اختلال ناگهانی در عرضه میتواند نقش «جرقه» را بازی کند؛ جرقهای که تعادل شکننده بازار را بر هم بزند. اثر این چشمانداز نامطمئن اما تنها به بازار فیزیکی نفت محدود نمیشود. در بازارهای مالی نیز سرمایهگذاران بهدنبال پناهگاههایی هستند که در برابر نوسان قیمت نفت آسیبپذیری کمتری داشته باشند. همین مساله باعث شده توجه به سهام شرکتهای بزرگ نفت و گاز که سود نقدی منظم پرداخت میکنند، افزایش یابد. این شرکتها بهواسطه جریان نقدی پایدار و هزینه تولید نسبتا پایین حتی در دورههای رکود قیمت نفت نیز برای سرمایهگذاران جذاب باقی میمانند.
شرکتهای بزرگ انرژی بهویژه در آمریکا در سالهای اخیر تلاش کردهاند با کنترل هزینهها و تمرکز بر بازدهی سهام اعتماد بازار را حفظ کنند. پرداخت سود نقدی بالا در شرایطی که چشمانداز رشد قیمت نفت مبهم است، بهنوعی جایگزین «رشد قیمتی» شده و سرمایهگذاران را به ماندن در این بخش ترغیب میکند. این رویکرد نشان میدهد که بازار انرژی بیش از گذشته به سمت محافظهکاری حرکت کرده است.
تحلیلگران بازار نفت بر این باورند که بازار نفت در مقطع فعلی نه در آستانه یک جهش بزرگ قرار دارد و نه نشانهای قطعی از سقوط میدهد. سیاست، عرضه محدود و تقاضای کمجان، سه ضلع مثلثی هستند که مسیر قیمتها را شکل میدهند. نتیجه این وضعیت، بازاری است که بیش از هر زمان دیگری به اخبار حساس شده و با کمترین سیگنال واکنش نشان میدهد. برای بازیگران بازار، از دولتها گرفته تا سرمایهگذاران، نفت دیگر فقط یک کالا نیست بلکه آینهای است از توازن شکننده سیاست و اقتصاد در جهان امروز.
