انرژی ارزان؛ گلوگاه پنهان سلطه بر هوشمصنوعی
جهانصنعت– ویتوریو کواگلیونه، دستیار آموزشی در دانشگاه بوکونی و بنیانگذار و سردبیر خبرنامهای بهنام MOPS که به اقتصاد کلان–مالی، فناوری و سیاستگذاری میپردازد در مقالهای مینویسد که اگرچه رقابت برای سلطه بر هوشمصنوعی تاکنون بر تراشههای پیشرفته و مخارج سرمایهای متمرکز بوده اما اگر همه مراکز داده جهان نیز به جریان پیوستهای از انرژی ارزان و قابلاتکا دسترسی نداشته باشند کمکی نخواهند کرد. چین به روشنی این نکته را درک کرده اما شاید آمریکا چنین درکی نداشته باشد و همین میتواند فرصتی برای اروپا ایجاد کند.
سرمایهگذاریها در مراکز داده از تغییر جهت قریبالوقوعی در رقابت هوشمصنوعی حکایت دارد. اگر نگوییم همین حالا بهزودی برق مطمئن و مقرونبهصرفه مزیت تعیینکننده این بخش خواهد بود. همانگونه که آلبرت او-هیرشمن در کتاب قدرت ملی و ساختار تجارت خارجی استدلال میکرد قدرت واقعی یک اقتصاد در توانایی آن برای مدیریت گلوگاههایی نهفته است که صنایعش را تحتتاثیر قرار میدهند. در اکوسیستم هوشمصنوعی ایالاتمتحده با تکیه بر برتری خود در طراحی تراشهها بهطور راهبردی صادرات به چین را محدود کرده درحالیکه چین نیز با کنترل مواد معدنی نادرِ لازم برای ساخت تراشهها، آهنرباها و سایر اجزای فناوری پیشرفته بر آمریکا فشار وارد کرده اما با گسترش مقیاس صنعت هوشمصنوعی و افزایش وابستگی آن به توان محاسباتی گلوگاه از «تراشه» به «برق» منتقل خواهد شد زیرا همه مراکز داده جهان بدون دسترسی به انرژی ارزان و پیوسته بیفایده هستند. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که تا سال۲۰۳۰ حدود ۲۰درصد از ظرفیت برنامهریزیشده جهانی مراکز داده بهدلیل تنگناهای شبکه برق و صفهای اتصال درمعرض خطر قرار خواهد گرفت و با محدودشدن عرضه انرژی هزینهها افزایش یافته و درنهایت به خانوارها و بنگاهها منتقل میشود.
کدام کشور بر مرحله بعدی این رقابت مسلط خواهد شد؟ چین بیتردید با توسعه عظیم زیرساختهای تامین و توزیع انرژی که بخش بزرگی از آن بر انرژیهای تجدیدپذیر متمرکز بوده پیام روشنی ارسال کرده است. به گزارش فایننشالتایمز، سرمایهگذاریهای چین در انرژی پاک همهچیز را دربر میگیرد: از خورشیدی و برقابی گرفته تا سختافزار لازم برای انتقال برق ارزانتر مناطق داخلی به مراکز پرتقاضای ساحلی؛ امری که هم هزینهها را کاهش داده و هم قابلیت اتکا را افزایش میدهد. چین بهشدت در بخش تولید سرمایهگذاری کرده و قیمت پنل خورشیدی را تا ۲۰برابر کاهش داده است. درمجموع این کشور اکنون توان افزودن سالانه بین ۵۰۰گیگاوات تا یکتِراوات ظرفیت جدید را دارد. افزون براین چین سیاست صنعتی دقیق خود را با اجرای محلی به هماناندازه قدرتمند همراه کرده است. برای نمونه بهمنظور جبران هزینه بالاتر استفاده از تراشههای داخلی دولتهای محلی به مراکز دادهِ تحت صلاحیت خود یارانه برق میدهند. اگر این تاسیسات از تراشههای داخلی استفاده کنند میتوانند قبض برق خود را تا ۵۰درصد کاهش دهند.
درمقایسه تلاش آمریکا چندان چشمگیر نیست. بهگزارش فایننشالتایمز، «چین در سال۲۰۲۴ معادل ۴۲۹گیگاوات ظرفیت جدید تولید برق نصب کرده یعنی بیش از ششبرابر ظرفیت خالصی که در هماندوره در آمریکا افزوده شد.» درحالیکه شبکههای برق برنامهریزیشده محلی در ایالاتمتحده با تقاضای عظیم و شبانهروزی مراکز داده مواجهند سیاست صنعتی آمریکا در توجهدادن به برق ناکام مانده است.
برای مثال اوپنایآی و شرکایش قصد دارند مراکز دادهای بسازند که به ۱۰گیگاوات ظرفیت نیاز دارند؛ رقمی همسنگِ اوج مصرف برق تابستانی شهر نیویورک اما درحالیکه ساخت مراکز داده ظرف چند سال ممکن است پژوهشگران مرکز پژوهشی انرژی و صنایعِ دیلویت یادآور میشوند که تکمیل زیرساختهای انتقال لازم برای جابهجایی انرژی نزدیک به یکدهه زمان میبرد. این افقهای زمانی بهطرز نگرانکنندهای با شتاب سرسامآور سرمایهگذاری خصوصی همخوان نیست.
تحلیل بلومبرگ از دههاهزارگره قیمتی نشانههایی از فشار در بازارهای انرژی آمریکا را آشکار کرده است. قیمت عمدهفروشی برق در برخی مناطق آمریکا نزدیک به قطبهای بزرگ مراکز داده تا ۲۶۷درصد بیشاز پنجسال پیش افزایش یافته است. برای آنکه آمریکا بتواند برنامه توسعه مراکز داده خود را مطابق پیشبینیها پیش ببرد به بازنگری ساختاری در سیاست انرژی، شبکهها و اتصالهای آنها نیاز دارد.
رقابت نیز فقط میان آمریکا و چین نیست. همان گلوگاهی که میتواند آمریکا را عقب بیندازد شاید فرصتی برای اروپا باشد؛ قارهای که زمان چندانی برای تثبیت جایگاه خود در میز هوشمصنوعی ندارد. بهمعنایی که هیرشمن مطرح میکرد زیرساخت انرژی اروپا یکدارایی راهبردی بالقوه است.
از نقاط قوت اصلی اتحادیه اروپا، سختافزار و دانش فنی انرژی پاک است: بیش از یکپنجم همه فناوریهای پاک و پایدار جهان در اتحادیه اروپا توسعه مییابد. این بلوک ظرفیت مهندسی عمیقی در تجهیزات شبکه و ذخیرهسازی دارد و سیستم برق آن از بههمپیوستهترینها در جهان است. سیاست انرژی اروپا صراحتا شبکهها را دارایی راهبردی برای خودمختاری و امنیت میداند و قرار است کارخانههای اروپاییِ تولیدکننده فناوریهای راهبردیِ خالصِ صفر «دستکم ۴۰درصد از نیازهای استقرار سالانه اتحادیه اروپا تا سال۲۰۳۰» را تامین کنند.
با این حال کربنزدایی در اروپا با موانع خاص خود روبهرو شده است. با تهدید رشد اقتصادی ازسوی هزینههای بالای انرژی تولید انرژی و ظرفیت شبکه باید افزایش یابد. شبکه اپراتورهای سامانه انتقال برق اروپا (ENTSO-E) پیشنهاد مفیدی ارائه کرده اما درحالیکه برنامهریزی در سطح اروپایی انجام میشود اجرا همچنان محلی باقی مانده است. درنتیجه تکمیل یکپروژه متوسط شبکه بیشاز ۱۰سال طول میکشد که نیمی از آن صرف اخذ مجوزها میشود. به گزارش سرویس پژوهشی پارلمان اروپا، سرمایهگذاریهای پیشبینیشده کنونی در شبکه تنها ۱۰تا۱۵درصد نیاز واقعی بوده و بیش از ۵۰۰گیگاوات پروژه فراساحلی در اتحادیه اروپا(ظرفیتی که هنوز منتظر ارزیابی اتصال به شبکه بوده) در صف معطل مانده است.
مرحله بعدی رقابت بر سر انرژی خواهد بود. راهبرد چین با تقویت تولید و مصرف تراشههای داخلی و همزمان بهبود زیرساخت برق همه ابعاد مهم را پوشش میدهد. درمقابل آمریکا با اتکا به جایگاه کنونی خود بهعنوان طراح تراشههای پیشرو و مدلهای پایه هوشمصنوعی در نگاه به آینده دچار خوشباوری همراه با بیتوجهی به خطرات آینده شده و هرچند اروپا بهطور منحصربهفردی در موقعیتی قرار دارد که تقاضای انرژی هوشمصنوعی را پاکتر و امنتر کند شاید نهادهای لازم برای شتاببخشی به پیشرفت را در اختیار نداشته باشد. اگر اروپا میخواهد مدعی جدی باشد باید انرژی خود را بهمعنای واقعی کلمه معطوفبه «انرژی» کند.
