مسیر سرمایه در بازار انرژی تغییر می‌کند:

ال‌ان‌جی، رویای ناتمام ایران

گروه انرژی
کدخبر: 636024
سرمایه‌گذاری جهانی در گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) در حال افزایش است، اما ایران هنوز نتوانسته جایگاهی در این بازار پیدا کند.
ال‌ان‌جی، رویای ناتمام ایران

درحالی‌که برای ده‌ها سال نفت مهم‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی بود نشانه‌های یک جابه‌جایی تدریجی در حال آشکارشدن است. گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری جهانی در پروژه‌های گاز طبیعی و به‌ویژه گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) درحال افزایش است آن‌هم درشرایطی‌که بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری‌های بالادستی نفت با احتیاط بیشتری دنبال می‌شود. این تغییر صرفا یک جابه‌جایی مالی نیست بلکه می‌تواند نشانه‌ای از تحول در ساختار بازار جهانی انرژی طی دهه آینده باشد.

تا چندسال پیش بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند گذار انرژی و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر به‌تدریج نقش گاز طبیعی را نیز کاهش خواهد داد اما تجربه سال‌های اخیر به‌ویژه پس از بحران انرژی اروپا، مسیر متفاوتی را رقم زد. گاز طبیعی نه‌تنها از معادلات انرژی حذف نشد بلکه به‌عنوان سوختی میانجی میان اقتصاد مبتنی‌بر سوخت‌های فسیلی و اقتصاد کم‌کربن جایگاه تازه‌ای پیدا کرد.

در این میان آنچه بیش از خود گاز اهمیت پیدا کرده، LNG است. اگر در گذشته بازار گاز تا حد زیادی منطقه‌ای بود و محدودیت خطوط لوله تعیین‌کننده مسیر تجارت محسوب می‌شد LNG این معادله را تغییر داده است. اکنون گاز می‌تواند همانند نفت میان قاره‌ها جابه‌جا شود و خریداران نیز گزینه‌های بیشتری برای تامین انرژی در اختیار داشته باشند. همین‌ویژگی باعث شده پروژه‌های LNG به‌یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی تبدیل شوند. از آمریکا و قطر گرفته تا استرالیا، کانادا و حتی کشورهای آفریقایی موج تازه‌ای از سرمایه‌گذاری در پایانه‌های مایع‌سازی، زیرساخت‌های صادراتی و ناوگان حمل LNG آغاز شده است.

آمریکا که تا کمتر از دودهه پیش واردکننده گاز محسوب می‌شد اکنون به‌یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل شده است. قطر نیز برنامه‌ای گسترده برای افزایش ظرفیت تولید و صادرات خود آغاز کرده و به‌دنبال تثبیت جایگاهش در بازارهای آسیایی و اروپایی است. همزمان کشورهای دیگری مانند موزامبیک، کانادا و مکزیک نیز در تلاش هستند سهمی از بازار رو به‌رشد LNG به‌دست آورند.

عامل اصلی این موج سرمایه‌گذاری تغییر الگوی تقاضاست. اروپا پس از جنگ اوکراین تلاش کرده وابستگی خود به‌گاز خط لوله روسیه را کاهش دهد و LNG به‌مهم‌ترین گزینه جایگزین تبدیل شده است. در آسیا نیز رشد مصرف انرژی در اقتصادهایی مانند چین، هند و کشورهای جنوب شرق آسیا همچنان ادامه دارد و بخش مهمی از این تقاضا از طریق LNG تامین می‌شود.

برخلاف نفت که چشم‌انداز تقاضای آن در بلندمدت با ابهام‌هایی مواجه است بسیاری از مؤسسات بین‌المللی پیش‌بینی می‌کنند تجارت LNG حداقل تا دهه۲۰۴۰ همچنان روندی صعودی داشته باشد. همین چشم‌انداز سبب شده سرمایه‌گذاران نگاه مثبتی به‌پروژه‌های گازی به‌ویژه پروژه‌های صادرات LNG داشته باشند.

غایب بزرگ بازار LNG

درمیان همه این تحولات نام ایران بیش از همه جلب توجه می‌کند. کشور ما که در میان قدرت‌های اصلی گازی دنیا قرار دارد اما سهمش از تجارت جهانی LNG تقریبا صفر است؛ واقعیت تلخی که شاید مهم‌ترین پارادوکس صنعت انرژی ایران در دو دهه اخیر باشد.

درحالی‌که قطر با تکیه بر میدان مشترک گازی با ایران به‌بزرگ‌ترین صادرکننده LNG جهان تبدیل شده و ده‌ها‌میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کرده پروژه‌های LNG ایران یکی پس از دیگری متوقف یا نیمه‌تمام ماندند. از ایران LNG و پارس LNG گرفته تا پرشین LNG هیچ‌کدام به‌مرحله بهره‌برداری تجاری نرسیدند.

بخش مهمی از این عقب‌ماندگی به‌محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها بازمی‌گردد. صنعت LNG یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های صنعت انرژی جهان است و به‌فناوری‌های پیشرفته، تجهیزات خاص، تامین مالی بلندمدت و حضور شرکت‌های بزرگ بین‌المللی نیاز دارد. در غیاب این مولفه‌ها توسعه پروژه‌های LNG با دشواری‌های جدی مواجه می‌شود.

اما مساله فقط تحریم نیست. بازار LNG طی دودهه گذشته با سرعتی رشد کرده که فرصت‌های از دست رفته را پرهزینه‌تر کرده است. کشورهایی که زودتر وارد این بازار شدند اکنون قراردادهای بلندمدت فروش، زیرساخت‌های صادراتی و شبکه گسترده مشتریان را در اختیار دارند. درمقابل ورود دیرهنگام به‌این رقابت نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین‌تر و برنامه‌ریزی دقیق‌تر خواهد بود. این درحالی است که اهمیت LNG برای ایران تنها به‌صادرات گاز محدود نمی‌شود. توسعه این صنعت می‌تواند به‌تنوع‌بخشی درآمدهای انرژی، کاهش وابستگی به‌بازارهای محدود منطقه‌ای و افزایش انعطاف‌پذیری صادرات گاز کمک کند. درواقع تفاوت اصلی میان صادرکننده گاز و صادرکننده LNG در همین انعطاف نهفته بوده: اولی به‌جغرافیا وابسته است و دومی به‌بازار جهانی متصل می‌شود.

امروز بازار جهانی انرژی در حال ارسال یک پیام روشن است و آن اینکه سرمایه‌ها به‌سمت گاز و به‌طور مشخص LNG حرکت می‌کنند. این تغییر به‌معنای پایان عصر نفت نیست اما نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت انرژی در دهه‌های آینده نه در چاه‌های نفت بلکه در زنجیره ارزش گاز طبیعی مایع‌شده شکل خواهد گرفت.

برای ایران این تحول بیش از یک روند جهانی است. کشوری که بر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گازی جهان نشسته اکنون با این پرسش روبه‌رو است که آیا می‌تواند در موج جدید سرمایه‌گذاری LNG جایگاهی برای خود تعریف کند یا همچنان سرش بی‌کلاه می‌ماند و نظاره‌گر رشد رقبایی می‌شود که سال‌ها پیش وارد این بازار شدند. شاید پاسخ به‌این پرسش بیش‌از هرعامل دیگری جایگاه آینده ایران در اقتصاد انرژی جهان را تعیین کند.

منبع: نفت خبر

آخرین اخبار