اصطلاحات رایج در اختیار معامله
جهان صنعت – در بازارهای مالی، معاملات اختیار یا آپشنها جایگاه ویژهای دارند. برای تازهواردان به این حوزه ، درک مفاهیم و اصطلاحات تخصصی میتواند چالش برانگیز باشد. هنگامی که در جمع معاملهگران باتجربه قرار میگیریم اغلب با واژگانی مواجه میشویم که معنای آنها برایمان نامفهوم است. این امر میتواند باعث سردرگمی و حتی احساس ناامیدی در مسیر یادگیری شود.
با این حال آشنایی با این اصطلاحات نهتنها برای ارتباط موثر با سایر فعالان بازار ضروری است بلکه برای درک عمیقتر استراتژیها و مکانیسمهای معاملاتی نیز اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله قصد داریم برخی از رایجترین و مهمترین اصطلاحات دنیای آپشن را معرفی کرده و به زبانی ساده توضیح دهیم. آشنایی با این مفاهیم، گامی مهم در مسیر تسلط بر معاملات اختیار و موفقیت در این بازار خواهد بود.
اختیار معامله: قرارداد اختیار معامله یک توافق مالی است که به خریدار حق اما نه الزام خرید یا فروش یک دارایی خاص (مانند سهام) را در قیمتی از پیشتعیین شده و در یک دوره زمانی مشخص میدهد.
اوراق مشتقه: نوعی ابزار مالی هستند که ارزش آنها از ارزش سایر اوراق بهادار مشتق میشوند. بهعنوان مثال اوراق اختیار معامله خود ارزش مشخص ندارند بلکه ارزش خود را از اوراق بهاداری که به واسطه این اختیار معامله قابل خرید و فروش خواهند بود بهدست میآورند علت نامگذاری این ابزارها بهعنوان مشتقه نیز همین امر است که ارزش خود را از سایر اوراق بهادار ، سهام و اوراق قرضه، نرخ سود، نرخ ارز، شاخص سهام و حتی کالاهای اساسی دارند.
رایت کردن یا رایتر(Writer) : به عمل فروش یا صدور قرارداد اختیار اشاره دارد. رایتر یا نویسنده آپشن در واقع همان فروشنده قرارداد اختیار است. این شخص یا نهاد با فروش قرارداد، متعهد میشود که در صورت اعمال از سوی خریدار، تعهدات خود را انجام دهد.
افست (Offset) یا بستن موقعیت (Closing a Position): افست در بازار اختیار معامله به فرآیند بستن یک موقعیت باز اشاره دارد. این اصطلاح برای هر دوطرف معامله، یعنی خریدار و فروشنده (رایتر) قرارداد، کاربرد دارد. بستن موقعیت یک اقدام مهم در مدیریت ریسک و سود در معاملات آپشن است.
موقعیت بازOpen Interest : موقعیت باز به مجموع تعداد قراردادهای اختیار معامله (آپشن) اشاره دارد که در یک زمان مشخص در بازار فعال هستند و هنوز بسته یا تسویه نشدهاند در تعریف دیگری میشود اینطور بیان کرد موقعیت باز نشاندهنده تعداد کل قراردادهای اپشنی است که از طریق خرید و فروش در بازار ایجاد شدهاند و تا زمان سررسید یا اعمال، باز باقی میمانند.
هج (Hedge) یا پوشش ریسک: هج یا پوشش ریسک، یک استراتژی مدیریت ریسک است که در آن معاملهگر یا سرمایهگذار، موقعیتهای متضاد یا جبرانکننده را در بازار اتخاذ میکند تا ریسک ناشی از نوسانات قیمت را کاهش دهد. در واقع، هج کردن به معنای انجام معاملات تامینی بر روی دو احتمال متضاد به صورت همزمان است.
نیکد (Naked) یا معامله بدون پوشش: نیکد به استراتژی معاملاتی اشاره دارد که در آن معاملهگر یک موقعیت فروش را بدون داشتن دارایی پایه یا پوشش مناسب اتخاذ میکند. این نوع معامله با ریسک بالایی همراه است، زیرا معاملهگر در معرض زیان نامحدود قرار میگیرد.
گپ (Gap): گپ یا شکاف قیمتی به فاصلهای در نمودار قیمت اشاره دارد که در آن هیچ معاملهای انجام نشده است. این پدیده معمولا زمانی رخ میدهد که قیمت یک دارایی به طور ناگهانی و قابلتوجهی تغییر میکند، بدون اینکه معاملات میانی در آن محدوده قیمتی انجام شود.
فروش فزاینده: فروش فزاینده به استراتژی معاملاتی اشاره دارد که در آن معاملهگر به تدریج موقعیتهای فروش جدید ایجاد میکند.(باز کردن موقعیت فروش جدید)
کال، اختیار خرید: قراردادی که دارنده آن اختیار دارد با پرداخت وجه اعمال در سررسید، سهم را در پورتفوی خود داشته باشد. و فروشنده کال متعهد به فروش دارایی پایه در صورت اعمال خریدار است. خریدار اختیار دارد سهام پایه را در روز سررسید با قیمت اعمال مشخص بخرد. فروشنده متعهد به فروش سهم پایه با قیمت اعمال مشخص در روز سررسید است. نیاز به وثیقه سهم یا بلوکه شدن وجه تضمین دارد.
پوت: اختیار فروش، قراردادی که دارنده آن اختیار دارد در روز سررسید سهام پایه را به قیمت اعمال مشخص بفروشد و فروشنده پوت متعهد به دریافت سهم است. خریدار اختیار دارد در روز سررسید سهام پایه را به قیمت اعمال مشخص بفروشد. فروشنده متعهد به خرید نماد پایه در روز سررسید به قیمت اعمال مشخص است. نیاز به بلوکه شدن وجه تضمین دارد.
نکول: عدم ایفای تعهد فروشنده قرارداد در سررسید که منجر به جریمه نقدی یکدرصد نسبت به قیمت اعمال میشود.
پرمیوم: قیمت قرارداد. قیمتی که برای انجام معامله ، خریدار به فروشنده پرداخت میکند.
وضعیت مالی قرارداد:
ITM: مثبت؛ قرارداد در سود
ATM: نزدیک به صفر و صفر؛ قرارداد بیتفاوت
OTM: منفی؛ قرارداد در زیان OTM
نسبت تغییرات قیمت سهم پایه به تغییرات قیمت قرارداد ضرب در دلتای اهرم گفته میشود. این مفهوم نشان میدهد که چگونه تغییرات کوچک در قیمت دارایی پایه میتواند به تغییرات بزرگتر در ارزش اختیار معامله منجر شود.
اختیار فروش تبعی: نوعی اختیار فروش است که معاملات ثانویه ندارد و دارنده قرارداد باید همزمان سهم پایه را نیز خریداری نماید و چنانچه تا سررسید سهم پایه فروخته شود، این قرارداد باطل میشود. پوتها با حرف «ط» و اوراق فروش تبعی با حرف «ه» شروع میشوند.
ارزش زمانی: اختلاف قیمت پرمیوم قرارداد و ارزش ذاتی، بهعنوان ارزش زمانی قرارداد تعریف میشود.
وجه تضمین: مقدار مشخصی از سرمایه است که معاملهگر باید در حساب خود نگه دارد تا ریسکهای مربوط به موقعیت خود در قراردادهای آپشن را پوشش دهد.به عبارت دیگر، وجه تضمین یک نوع اطمینان مالی است که کارگزاران از معاملهگران میخواهند تا از توانایی آنها برای انجام تعهداتشان مطمئن شود.
قیمت اعمال: به قیمتی اشاره دارد که براساس آن دارنده اختیار معامله میتواند دارایی پایه را خریداری یا به فروش برساند. این قیمت از اهمیت بسیاری برخوردار است چراکه تعیین میکند که آیا اختیار معامله در زمان سررسید سودآور خواهد بود یا خیر.
آربیتراژ: آربیتراژ به فرآیند کسب سود بدون ریسک (یا با ریسک بسیار کم) از طریق بهرهبرداری از تفاوت قیمت یک دارایی یکسان در دو یا چند بازار مختلف اشاره دارد. این عمل شامل خرید همزمان دارایی در بازاری که قیمت پایینتر است و فروش آن در بازاری با قیمت بالاتر است.
فریز – وثیقه سهم یا قرارداد: فروشنده قرارداد میتواند به جای وجهتضمین، سهم پایه را وثیقه قرار دهد تا پرمیوم و وجهتضمین معامله آزاد شود.
همچنین خرید قرارداد با ارزش ذاتی بیشتر میتواند وثیقه موقعیت فروش قرارداد در یک سررسید باشد. (همه کارگزاریها این امکان را به مشتری نمیدهند)
دلتا: یکی از ضرایب یونانی در محاسبات پوشش ریسک معاملات است که تغییرات قیمت قرارداد به ازا تغییرات قیمت دارایی پایه بیان میکند. مثلا دلتا برابر ۷/۰ یعنی اگر قیمت سهم ۱۰ تومان تغییر کند، در قرارداد هفت تومان نوسان ایجاد میشود.
نوسانپذیری ضمنی:IV یکی از فاکتورهای محاسباتی در برآورد قیمت منصفانه در مدل بلکشولز، نوسانپذیری تاریخیHV، است که از تاریخچه قیمت سهم پایه بدست میآید اما معاملهگران اغلب براساس قیمت منصفانه معاملات را انجام نمیدهند بلکه نوسانپذیری متفاوتی را مدنظر میگیرند که انتظارات آنان از تلاطم قیمت در آینده است که به آن نوسانپذیری ضمنی میگویند. برای محاسبه فاکتور نوسانپذیری را در مدل بلکشولز به صورت مجهول و پرمیوم را به صورت معلوم در محاسبات وارد میکنند تا انتظارات معاملهگران تخمین زده شود.
Roll Over در اختیار معامله: به معنی بستن پوزیشن فعلی قبل از انقضا و باز کردن پوزیشن جدید با شرایط متفاوت که هدف آن تمدید زمان، تنظیم ریسک یا بهبود موقعیت است. این تکنیک به شما امکان میدهد از expire شدن بینتیجه جلوگیری کنید، استراتژی خود را با شرایط بازار تطبیق دهید و ضررها را مدیریت و سودها را بهینه کنید.
سوخت شدن: «سوخت شدن» یک اصطلاح عامیانه در بازار است و به معنی منقضی شدن یک قرارداد اختیار معامله بدون هیچ ارزشی است. این اتفاق زمانی میافتد که در تاریخ سررسید، اعمال کردن آن قرارداد هیچ منفعتی برای دارنده آن نداشته باشد.
