از میدان سیاست تا میدان واژهها
جهان صنعت– «هفتم اسفند در تقویم فرهنگی ایران یادآور درگذشت یکی از تاثیرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر زبان و ادبیات فارسی است نامی که با واژه، معنا و هویت ملی گره خورده است؛ علیاکبر دهخدا» او نهتنها ادیب و شاعر و روزنامهنگار بود بلکه معمار یکی از بزرگترین پروژههای علمی-فرهنگی ایران یعنی تدوین لغتنامهای شد که تا به امروز ستون فقرات پژوهشهای زبان فارسی بهشمار میآید. پرداختن به سالروز درگذشت دهخدا، فرصتی است برای بازخوانی مسیری که زبان فارسی در دوران پرتلاطم مشروطه و پس از آن پیمود و نقشی که یک فرد میتواند در تثبیت و پالایش هویت زبانی یک ملت ایفا کند. دهخدا در سال۱۲۵۷ خورشیدی در تهران زاده شد؛ دورانی که ایران در آستانه تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی قرار داشت. او تحصیلات سنتی خود را در کنار آموزشهای نوین ادامه داد و از همان جوانی با ادبیات کلاسیک فارسی و متون عربی مانوس شد. آشناییاش با زبان فرانسه و اندیشههای جدید اروپایی نیز افق فکری او را گسترش داد. این ترکیب از سنت و تجدد بعدها در آثارش نمود یافت؛ چه در نثر طنزآمیز و انتقادیاش و چه در کار سترگ لغتنامهنویسیاش که بر پایه سنتهای کهن فرهنگنویسی فارسی بنا شد اما رویکردی مدرن و مستند داشت.
نام دهخدا بیش از هرچیز با روزنامه «صوراسرافیل» و ستون مشهور «چرند و پرند» گره خورده است؛ نشریهای که در جریان انقلاب مشروطه به یکی از تریبونهای اصلی آزادیخواهی تبدیل شد. مدیر این روزنامه، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، با همکاری دهخدا فضایی را پدید آورد که در آن نقد قدرت، افشای استبداد و دفاع از قانونگرایی با زبانی طنزآلود اما عمیق بیان میشد. دهخدا در «چرند و پرند» با خلق شخصیتهای عامیانه و بهرهگیری از زبان مردم کوچه و بازار، فاصله میان نخبگان و تودهها را کم کرد و نشان داد که نثر فارسی میتواند همزمان فصیح، مردمی و سیاسی باشد. این تجربه روزنامهنگاری، نگاه او به واژه و کاربرد اجتماعی زبان را عمیقتر کرد زیرا دریافت که هر کلمه علاوهبر معنای لغوی، حامل بار فرهنگی و تاریخی است. پس از به توپ بسته شدن مجلس و سرکوب مشروطهخواهان، دهخدا ناچار به تبعید شد و مدتی را در اروپا گذراند. این دوره تبعید، اگرچه تلخ و دشوار بود اما فرصتی برای تامل و مطالعه گستردهتر در اختیار او قرار داد. بازگشت او به ایران همزمان شد با تداوم دغدغههای فرهنگی و سیاسیاش اما بهتدریج پروژهای در ذهنش شکل گرفت که زندگیاش را تا پایان تحتتاثیر قرار داد: گردآوری جامعترین لغتنامه زبان فارسی. «لغتنامه دهخدا» حاصل بیش از چهار دهه تلاش پیوسته و طاقتفرسا است. این اثر عظیم نهصرفا یک فرهنگ واژگان بلکه دایرهالمعارفی ادبی، تاریخی و فرهنگی است. دهخدا برای هر مدخل، شواهدی از متون کهن و معاصر ارائه میکرد و با دقتی مثالزدنی ریشهها، کاربردها و تحولات معنایی واژهها را ثبت میکرد. او هزاران فیش دستنویس فراهم آورد و از متون نظم و نثر فارسی، از شاهنامه تا متون فقهی و عرفانی، شاهد مثال گرد آورد. اهمیت این کار در آن بود که زبان فارسی را نه بهصورت انتزاعی بلکه در بستر تاریخی و متنیاش مستندسازی کرد. در واقع لغتنامه دهخدا نوعی آرشیو حافظه جمعی ایرانیان است؛ حافظهای که در قالب واژهها تداوم یافته است. تدوین چنین اثری در شرایطی انجام شد که ایران با چالشهای مدرنیزاسیون، ورود واژههای بیگانه و تحولات آموزشی مواجه بود. دهخدا بهخوبی دریافته بود که برای مواجهه آگاهانه با جهان جدید، باید بنیانهای زبانی استوار باشد. او نه رویکردی افراطی در حذف واژههای بیگانه داشت و نه بیتفاوتی نسبت به هویت زبانی بلکه کوشید با ثبت دقیق تحولات، به پژوهشگران امکان دهد بر پایه دادههای مستند تصمیم بگیرند. از این منظر کار او صرفا فرهنگی نبود بلکه جنبهای راهبردی در حفظ انسجام ملی داشت.
در کنار لغتنامه، فعالیتهای آموزشی دهخدا نیز قابلتوجه است. او سالها در مدرسه علوم سیاسی و سپس در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و با نسل جدیدی از دانشجویان و پژوهشگران ارتباط برقرار کرد. بسیاری از شاگردان و همکارانش بعدها در گسترش و تکمیل لغتنامه نقشآفرین شدند و موسسهای برای ادامه این پروژه شکل گرفت که هنوز هم فعال است. این تداوم نهادی نشان میدهد که دهخدا توانست یک کار فردی را به پروژهای ملی تبدیل کند. سبک نگارش دهخدا، چه در طنز سیاسی و چه در متون پژوهشی، نمونهای از نثر روشن و استدلال فارسی در دوره معاصر است. او از تکلف بیمورد پرهیز میکرد و در عین حال به ظرایف بلاغی و دقت واژگانی پایبند بود. همین ویژگی سبب شد آثارش برای مخاطبان مختلف، از عام تا خاص قابل استفاده باشد. حتی امروز نیز مراجعه به لغتنامه دهخدا برای بسیاری از نویسندگان و مترجمان نخستین گام در مواجهه با یک واژه دشوار است.
دهخدا در هفتم اسفند۱۳۳۴ خورشیدی در تهران درگذشت. مرگ او اما پایان حضورش در فضای فرهنگی ایران نبود. هر بار که پژوهشگری برای یافتن معنای دقیق یک واژه به لغتنامه او رجوع میکند، هربار که دانشجویی در پی ریشهیابی اصطلاحی کهن به فیشهای گردآوریشدهاش مراجعه میکند درواقع با میراث زنده دهخدا روبهرو است. از این منظر سالروز درگذشت او بیش از آنکه یادآور فقدان باشد، یادآور تداوم است؛ تداوم یک پروژه فکری که زبان فارسی را بهمثابه سرمایهای مشترک پاس داشت. در تحلیل جایگاه دهخدا در تاریخ اندیشه ایرانی باید به پیوند میان کنش سیاسی و کنش فرهنگی در زندگی او توجه کرد. او از دل جنبش مشروطه برآمد؛ جنبشی که قانونگرایی، آزادی بیان و مشارکت مدنی را طلب میکرد. دهخدا اما دریافت که تحقق این آرمانها بدون زبان دقیق و مشترک ممکن نیست. قانون، روزنامه، آموزش و پژوهش، همگی در بستر زبان شکل میگیرند. بنابراین کار روی زبان در واقع کار روی زیربنای جامعه مدرن بود. این نگاه راهبردی به زبان، دهخدا را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکند. از منظر زبانشناسی تاریخی نیز لغتنامه دهخدا منبعی بیبدیل است. ثبت شواهد متنی از دورههای مختلف، امکان مطالعه تطور معنایی واژهها را فراهم کرده است. پژوهشگران میتوانند با اتکا به این شواهد، مسیر تغییرات آوایی، صرفی و معنایی را بررسی کنند.
این بزرگداشت اگر بهدرستی برگزار شود، میتواند فراتر از یک مراسم نمادین باشد. این روز میتواند فرصتی برای گفتوگو درباره وضعیت کنونی زبان فارسی، چالشهای آن در فضای دیجیتال و ضرورت تداوم پروژههای مستندسازی و واژهگزینی باشد. همانگونه که دهخدا با امکانات محدود زمان خود پروژهای عظیم را پیش برد، امروز نیز نیازمند نگاههای بلندمدت و فراتر از ملاحظات کوتاهمدت هستیم. دهخدا را باید نهفقط بهعنوان یک فرد بلکه بهعنوان یک نهاد فکری در نظر گرفت؛ نهادی که نشان داد عشق به زبان میتواند به کنشی علمی، منظم و ماندگار بدل شود. سالروز درگذشت او یادآور این حقیقت است که هویت فرهنگی هر جامعه در گرو پاسداشت و پژوهش در زبان آن است. اگر زبان، خانه بودن ماست، دهخدا از بزرگترین معماران این خانه بوده است؛ معماری که با صبر، دقت و ایمان به ارزش واژهها بنایی ساخت که نسلها در آن سکونت فکری یافتهاند و همچنان خواهند یافت.
