از میدان جنگ تا میز مذاکره
جهان صنعت – در حالی که هیاتهای مقامات عالیرتبه ایران و ایالاتمتحده راهی سوییس شدهاند تا یکی از حساسترین مذاکرات را آنهم پس از ۴۰روز جنگ آغاز کنند، رسانههای بینالمللی این موضوع را به تیتر اول اخبار خود تبدیل کرده و هرکدام تحلیلهای متفاوتی را از فضای احتمالی مذاکرات و همچنین خروجی نهایی آن مطرح میکنند. بهعنوان مثال رسانه آمریکایی اکسیوس روز یکشنبه در گزارشی با اشاره به سفر جیدی ونس معاون رییسجمهور آمریکا به سوییس آورده که اهمیت این مذاکرات در آن است که نخستین دور گفتوگوهای مستقیم میان ایالاتمتحده و ایران از زمان نشست اسلامآباد محسوب میشود و انتظار میرود این نشست آغازگر یک دوره ۶۰روزه از مذاکرات هستهای میان دو کشور باشد. این گفتوگوها در شرایطی برگزار میشود که ایران روز شنبه اعلام کرد در واکنش به نقض آتشبس لبنان از سوی اسرائیل، تنگه هرمز را مسدود میکند. لذا با توجه به این فضای پرتنش، احتمال فروپاشی مذاکرات در هر لحظه وجود دارد.
در همین رابطه ونس پیش از ترک واشنگتن به خبرنگاران گفت: امیدواریم بتوانیم در موضوع هستهای پیشرفت کنیم و همچنین در زمینه آتشبس لبنان نیز به نتایج مثبتی دست یابیم. این دو موضوع اصلیترین محورهای مورد توجه ما در این مذاکرات خواهند بود.
در همین رابطه استیو ویتکاف و جرد کوشنر فرستادگان کاخ سفید صبح روز شنبه وارد سوییس شدند. ساعاتی بعد نیز هیات ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی و عباس عراقچی وزیر امور خارجه وارد این کشور شد.
علاوه بر این نخستوزیران پاکستان و قطر به همراه فرمانده ارشد نظامی پاکستان در سوییس حضور دارند تا نقش میانجی را در این مذاکرات ایفا کنند. همچنین مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در این نشست مشارکت خواهد داشت.
ونس اعلام کرد که مذاکرات برای چند روز ادامه خواهد داشت و خود او نیز یک یا دو روز در سوییس باقی خواهد ماند. به گفته معاون رییسجمهور آمریکا، هدف از دور نخست گفتوگوها ایجاد چارچوب و سازوکار اصلی مذاکرات است.
او همچنین توضیح داد که پس از پایان گفتوگوهای سطح عالی، مذاکرات کارشناسی در سطح فنی نیز توسط متخصصان دوطرف ادامه خواهد یافت و ممکن است این رایزنیها همچنان در سوییس دنبال شود.
براساس اطلاعات منابع منطقهای آگاه، ایالاتمتحده امیدوار است نخستین دور مذاکرات با دعوت ایران از بازرسان سازمان ملل برای بازدید از تاسیسات هستهای این کشور پایان یابد؛ تاسیساتی که پیشتر هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند. آخرین بازدید از این مراکز پیش از جنگ گذشته و در ژوئن۲۰۲۵ انجام شده بود.
در مقابل، واشنگتن آمادگی دارد بخشی از داراییهای مسدودشده ایران را در اختیار تهران قرار دهد. این روند با آزادسازی یک حساب ۶ میلیارد دلاری در قطر آغاز خواهد شد. به گفته این منابع، ایران میتواند از این منابع مالی برای خرید کالاهای بشردوستانه و اقلام ضروری استفاده کند.
علاوه بر این در آستانه آغاز مذاکرات، اسرائیل و حزبالله روز شنبه اعلام کردند که بار دیگر به اجرای آتشبس متعهد هستند. با این حال تجربه نشان داده است که چنین اعلامهایی معمولا دوام چندانی ندارند. نمونه مشابه آن، آتشبسی بود که روز جمعه اعلام شد اما تنها چند ساعت بعد فروپاشید.
ونس اذعان کرد که تحولات لبنان میتواند روند مذاکرات را با مشکل مواجه کند اما تاکید کرد که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مسوولیت مدیریت تلاشهای مربوط به کاهش تنش را بر عهده دارد.
او در پایان گفت: با وجود تیترهای خبری و فضای رسانهای، واقعیت این است که اوضاع در آنجا در حال بهبود بوده و شدت تنشها تا حدودی کاهش یافته است. این مسالهای است که باید بهطور مداوم آن را مدیریت کنیم تا هم اسرائیل و هم لبنان در شرایطی امن و باثبات قرار داشته باشند.
از سوی دیگر در حالیکه چشم رسانههای بینالمللی به سوییس دوخته شده، روزنامه گاردین نیز روز گذشته در گزارشی با اشاره به فرصتها و تهدیداتی که خصوص این مذاکرات وجود دارد، اعلام کرد: تاثیر عملی تصمیم ایران برای ادامه انسداد تنگه هرمز هنوز مشخص نیست اما دونالد ترامپ هفته گذشته هشدار داده بود که جهان تنها چهار هفته تا کمبود جدی فرآوردههای نفتی فاصله دارد. او مدعی شد اگر با رفع محاصره بنادر نفتی ایران زمینه بازگشایی تنگه هرمز را فراهم نکرده بود، اقتصاد جهانی با رکودی گسترده مواجه میشد.
از طرف دیگر در همین حال، ترامپ تحت فشار شدید حامیان اسرائیل در آمریکا قرار گرفته است بهطوری که این گروهها از حملات لفظی و انتقادهای شخصی ترامپ و ونس علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل به شدت ناراضی هستند.
فرآیندی برای بازتعریف موازنه قدرت
در همین رابطه بهگفته برخی کارشناسان دور جدید مذاکرات میان ایران و ایالاتمتحده در شرایطی آغاز شده است که برخلاف بسیاری از دورههای پیشین، طرفین پس از یک رویارویی مستقیم و پرهزینه نظامی پای میز مذاکره نشستهاند. همین واقعیت باعث شده که این مذاکرات صرفا یک گفتوگوی هستهای نباشد بلکه به فرآیندی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه و تعیین چارچوب جدید روابط ایران و غرب تبدیل شود. در نتیجه برای ایران اهمیت این مذاکرات بیش از آنکه در جزئیات فنی پرونده هستهای باشد در نتایج راهبردی و اقتصادی آن نهفته است. به گفته این کارشناسان، مهمترین دستاورد ایران در شرایط کنونی، تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود در معادلات امنیتی منطقه است. تحولات اخیر نشان داد که تنگه هرمز همچنان مهمترین اهرم فشار ایران در نظام انرژی جهانی محسوب میشود بهطوریکه وابستگی بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان به این گذرگاه راهبردی باعث شده که حتی قدرتهای بزرگ نیز نتوانند نسبتبه تحولات آن بیتفاوت باشند. از این رو ورود آمریکا به مذاکرات در حالی که موضوع بازگشایی تنگه هرمز در صدر دستور کار قرار گرفته، بیانگر آن است که ایران توانسته بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی خود را به اهرم چانهزنی سیاسی تبدیل کند.
در بعد امنیتی نیز ایران تلاش کرده از مذاکرات برای تثبیت اصل بازدارندگی استفاده کند. تجربه جنگ اخیر نشان داد که گزینه نظامی نتوانسته اهداف اعلامی طرف مقابل را محقق کند و همین مساله فضای مساعدتری برای توافق سیاسی ایجاد کرده است. در واقع یکی از مهمترین اهداف ایران آن است که از طریق توافق، احتمال بازگشت به درگیری نظامی را کاهش داده و هزینههای امنیتی کشور را مدیریت کند بنابراین دستیابی به نوعی توافق عدم تعرض یا کاهش تنش میان ایران و آمریکا میتواند زمینه را برای ثبات بیشتر در منطقه و کاهش فشارهای خارجی فراهم کند.
در حوزه اقتصادی نیز رفع تحریمها بدون تردید مهمترین اولویت تهران محسوب میشود. اقتصاد ایران طی سالهای گذشته با محدودیتهای گسترده در صادرات نفت، انتقال پول، جذب سرمایهگذاری خارجی و دسترسی به فناوریهای نوین مواجه بوده است بنابراین آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، افزایش صادرات نفت و گاز و بازگشت تدریجی ایران به شبکه مالی بینالمللی میتواند منابع مالی قابل توجهی را در اختیار کشور قرار دهد. علاوه بر این امکان جذب سرمایهگذاری خارجی و انتقال فناوری در حوزههای انرژی، پتروشیمی، حملونقل و زیرساخت، فرصت ارزشمندی برای افزایش رشد اقتصادی و اشتغال ایجاد خواهد کرد. با این حال موفقیت مذاکرات مستلزم مدیریت چند چالش اساسی است. نخستین مساله، بحث اعتماد متقابل است. بهعنوان مثال تجربه خروج آمریکا از برجام همچنان یکی از مهمترین نگرانیهای تهران محسوب میشود و بخش مهمی از جریان سیاسی ایران نسبت به پایداری هرگونه توافق جدید تردید دارد. موضوع دوم، تحولات منطقهای بهخصوص وضعیت لبنان و روابط ایران با محور مقاومت میتواند بر روند مذاکرات تاثیرگذار باشد. مساله سوم نیز مخالفت بازیگران منطقهای مانند اسرائیل با هرگونه توافقی است که به کاهش فشار بر ایران منجر شود؛ امری که به گفته ناظران همچنان یکی از عوامل بیثباتکننده محسوب میشود.
در همین رابطه بهنظر میرسد مذاکرات فعلی زمانی موفق خواهد بود که سه هدف اصلی یعنی تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی و امنیتی ایران در منطقه، رفع تدریجی و پایدار تحریمها و احیای ظرفیتهای اقتصادی کشور و ایجاد سازوکارهایی که از تکرار چرخه تنش و بازگشت به رویارویی نظامی جلوگیری کند را محقق کند.
