سرنوشت محتوم نفتکش‌هایی که تحریم می‌شوند:

از دارایی استراتژیک تا آهن‌قراضه

گروه انرژی
کدخبر: 608217
فروش نفتکش‌های تحریمی با وجود جلوگیری از زیان بیشتر، تلاشی برای مهار خسارت ناشی از افت شدید ارزش آنها بوده و سودآور محسوب نمی‌شود.
از دارایی استراتژیک تا آهن‌قراضه

جهان صنعت– نفتکش‌هایی که تحریم می‌شوند، دیگر نه رنگ آب‌های آزاد را می‌توانند ببینند و نه بندری برای پهلو گرفتن. تحریم چنان اثری دارد که نفتکش را تبدیل به ابزاری می‌کند که نه قابلیت فروش دارد و نه حتی اجاره؛ آهن‌پاره‌ای که هرروز ارزشش کمتر می‌شود. در چنین شرایطی نفروختن نفتکش به‌معنای نگه‌داشتن سرمایه نیست بلکه به‌معنای تماشای آب رفتن سرمایه است.

این اتفاق برای ناوگان نفتکش و کشتیرانی ایران افتاده است. درحالی‌که زیان تحریم‌ها فروش نفت را به‌شدت متاثر کرده، ناوگان کشتیرانی و نفتکش را هم زمینگیر کرده است. برای نفتکش‌هایی که نام و نشان‌شان به‌دلیل ایرانی بودن لو رفته هیچ چاره‌ای جز انتقال به پارکینگ و اوراق شدن نیست. هرچند آماری وجود ندارد که چه تعداد از نفتکش‌های کشور به چنین سرنوشتی دچار شده‌اند، با این حال شرکت بازرگانی نفت ایران(نیکو) می‌گویند که خیلی از این نفتکش‌ها را با ترفندهایی نجات داده و جلوی زیان را گرفته‌اند. آنطورکه مجیدعلی نازی، مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران و مشاور فعلی این شرکت روایت کرده که نفتکش‌های تحریمی با مجوز سران قوا به فروش رفته‌اند.

او گفته است: «‌وقتی کشتی وارد لیست تحریم شد فارغ از سال ساخت و امکاناتش، به آهن‌پاره و آهن قراضه تبدیل می‌شود. اگر کشتی وارد لیست تحریم شود استفاده از آن یا برای انبار نفت است یا اینکه تنها می‌تواند در مسیری که وارد بندری نشود، تردد داشته باشد به همین دلیل ارزش آن به‌شدت افت می‌کند.»

فروش نفتکش‌های تحریمی آنطورکه این مدیرسابق نفتی روایت کرده است، اگرچه در ظاهر به‌عنوان یک تصمیم مدیریتی موفق معرفی می‌شود اما بررسی عددی نشان می‌دهد این اقدام بیش از آنکه سودآور باشد، تلاشی برای مهار زیانی است که سال‌ها پیش و همزمان با ورود کشتی‌ها به فهرست تحریم‌ها به کشور تحمیل شده است.

منتقدان تصمیم شرکت بازرگانی نفت ایران آن را ارزان‌فروشی دارایی‌های ملی می‌دانند‌. در مقابل مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران با تاکید بر شرایط تحریمی فروش انجام‌شده را «عاقلانه، منطقی و بالاتر از ارزش واقعی» توصیف کرده است.

نازی تصریح کرده است که هر کشتی به محض ورود به لیست تحریم، فارغ از سال ساخت و امکانات، به آهن‌قراضه تبدیل می‌شود. او با استناد به قیمت جهانی آهن اسکرپ، ارزش یک نفتکش VLCC تحریمی را حدود ۱۰ تا ۱۱‌میلیون‌دلار برآورد کرده و گفته که این کشتی‌ها با قیمتی بالاتر از ۱۴‌میلیون‌دلار فروخته شده‌اند. این ادعا مبنای اصلی دفاع از تصمیم فروش بوده اما آیا این مبنا برای نتیجه‌گیری درباره سود یا زیان کافی است؟

وقتی عددها تغییر می‌کنند

در بازار جهانی کشتیرانی نفتکش VLCC غیرتحریمی با توجه به سن، کلاس فنی و وضعیت عملیاتی، ارزشی بین ۵۰ تا ۶۰‌میلیون‌دلار دارد. این عدد ارزش مرجع چنین دارایی‌ای در شرایط عادی است. تحریم اما قواعد بازی را به‌طور کامل تغییر می‌دهد. کشتی تحریمی بیمه ندارد، اجازه پهلوگیری در بنادر رسمی را از دست می‌دهد، امکان دریافت خدمات فنی استاندارد ندارد و از مسیرهای بانکی و حقوقی بین‌المللی حذف می‌شود. نتیجه این وضعیت آن است که کشتی عملا از یک ابزار حمل‌ونقل به یک دارایی بلااستفاده یا کم‌استفاده تبدیل می‌شود.

در این نقطه است که محاسبه براساس وزن فلز بدنه آغاز می‌شود. اگر وزن یک VLCC را حدود ۴۰‌هزار تن در نظر بگیریم و قیمت هر تن آهن قراضه را حداکثر ۴۰۰‌دلار فرض کنیم، ارزش اسقاط یک کشتی غیرتحریمی حدود ۱۶‌میلیون‌دلار خواهد بود. این رقم سقف ارزش یک کشتی در بدترین حالت غیرتحریمی است اما وقتی کشتی تحریمی باشد، حتی همین مسیر اسقاط هم پرهزینه و پرریسک می‌شود. به همین دلیل به‌گفته نازی، حداقل ۳۰‌درصد از این ارزش کاسته می‌شود و قیمت به حدود ۱۰ تا ۱۱‌میلیون‌دلار کاهش می‌یابد.

اگر فروش نفتکش تحریمی واقعا بالاتر از ۱۴‌میلیون‌دلار انجام شده باشد، در مقایسه با قیمت اسقاط معامله‌ای بهتر از کف بازار صورت گرفته است. این مقایسه اما فقط بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد. اقتصاد به‌ویژه در دارایی‌های سرمایه‌ای فقط با بدترین سناریو قضاوت نمی‌کند بلکه مسیر طی‌شده از نقطه آغاز تا نقطه پایان را می‌سنجد.

نفتکشی که پیش از تحریم ۵۰ یا ۶۰‌میلیون‌دلار ارزش داشته، با فروش ۱۴‌میلیون‌دلاری، حدود ۳۶ تا ۴۶‌میلیون‌دلار ارزش خود را از دست داده است. این افت ارزش نه در لحظه فروش بلکه در لحظه تحریم رخ داده است. فروش فقط زمانی اتفاق افتاده که این زیان تثبیت شده و بازگشت‌ناپذیر بوده است.

جمع ساده‌ای که نادیده گرفته می‌شود

در کنار افت ارزش، هزینه نگهداری نفتکش تحریمی عامل مهم دیگری است که در دفاع از فروش مطرح می‌شود. کشتی حتی اگر حرکت نکند، نیازمند حداقل خدمه، تعمیرات اضطراری، پایش ایمنی و مراقبت زیست‌محیطی است. برآوردهای فنی نشان می‌دهد که هزینه سالانه نگهداری یک نفتکش بزرگ می‌تواند بین یک تا ۲‌میلیون‌دلار باشد. این هزینه‌ها در شرایط تحریمی معمولا بالاتر هم می‌رود زیرا تامین قطعات، خدمات فنی و حتی پرداخت حقوق خدمه با محدودیت‌های جدی مواجه است.

اگر یک نفتکش تحریمی برای پنج‌سال نگه داشته شود، هزینه مستقیم نگهداری آن می‌تواند به ۵ تا ۱۰‌میلیون‌دلار برسد. این عدد باید به زیان ناشی از افت ارزش اضافه شود. به بیان ساده نگه‌داشتن کشتی تحریمی یعنی افزودن زیان سالانه به زیانی که پیشتر ایجاد شده است. در چنین شرایطی فروش دارایی حتی با قیمت پایین‌تر می‌تواند تصمیمی برای توقف خونریزی مالی باشد.

از این منظر استدلال مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران درباره جلوگیری از ضرر بیشتر قابل درک است. فروش کشتی به قیمت ۱۴‌میلیون‌دلار در مقایسه با نگه‌داشتن آن و پرداخت سالانه هزینه‌های نگهداری می‌تواند مانع از انباشت زیان شود. همین‌جا اما باید تاکید کرد که جلوگیری از زیان بیشتر با سودآوری تفاوت ماهوی دارد. فروش دارایی‌ای که ارزش اولیه آن چند برابر مبلغ فروش بوده حتی اگر تصمیمی عقلانی باشد، سود محسوب نمی‌شود.

کارشناسان براین باورند که اجاره دادن نفتکش‌های تحریمی نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. به گفته نازی، اساسا امکان اجاره این کشتی‌ها وجود ندارد زیرا هیچ بندری اجازه پهلوگیری به آنها نمی‌دهد و ناوگان نفتی ایران به‌طور مداوم رصد و تحریم می‌شود. حتی اگر تعداد محدودی از کشتی‌های تحریمی بتوانند در بنادر خاص تردد کنند، نرخ اجاره آنها به‌دلیل ریسک بالا چندان جذاب نیست و امکان استفاده پایدار از آنها وجود ندارد.

در مقابل، اجاره یک کشتی غیرتحریمی در مسیرهای آسیایی هزینه‌ای چند‌میلیون‌دلاری دارد اما ریسک حقوقی و عملیاتی آن به‌مراتب کمتر است. از همین‌رو استدلال خرید کشتی غیرتحریمی جدید و فروش کشتی تحریمی قدیمی، از نظر عملیاتی منطقی به‌نظر می‌رسد. با این حال این منطق هم تغییری در جمع و تفریق نهایی ایجاد نمی‌کند. کشتی جدید سرمایه‌گذاری تازه‌ای است با ریسک‌های خاص خود، کشتی قدیمی دارایی‌ای است که ارزشش پیشتر از بین رفته است. کارشناسان می‌گویند تحریم پیش از آنکه در قرارداد فروش نمود پیدا کند، ارزش دارایی را نابود کرده است. فروش نفتکش‌ها فقط آخرین حلقه زنجیره‌ای بوده که سال‌ها پیش آغاز شده است. تمرکز صرف بر رقم فروش بدون توجه به این مسیر تصویر ناقصی از ماجرا ارائه می‌دهد.

به گفته آنان، فروش نفتکش‌های تحریمی نیکو اگر مطابق اظهارات مطرح‌شده انجام شده باشد، تصمیمی برای مدیریت خسارت و توقف زیان بیشتر بوده است نه معامله‌ای سودآور زیرا یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که سودی در کار نیست و فقط تلاش شده زیان از این بزرگ‌تر نشود.

منبع: ایلنا

آخرین اخبار