اروپا در بنبست انرژی
جهان صنعت _ با طولانیتر شدن بحران در خاورمیانه و اختلال در تنگه هرمز، نگرانیها درباره کمبود انرژی در اروپا شدت گرفته است اما واکنش مالی دولتهای اتحادیه اروپا در مقایسه با بحرانهای مشابه گذشته بسیار محدودتر بوده و همین موضوع این پرسش را ایجاد کرده که آیا اروپا با وجود فشار تورمی و بدهیهای بالا، توان مواجهه با شوک جدید انرژی را از دست داده است؟
تارنمای یوراکتیو در گزارشی از ابراز نگرانی بانکهای مرکزی کشورهای اروپایی در آغاز هشتمین هفته از تهاجم آمریکا ورژیم صهیونیستی علیه ایران که به مسدود شدن تنگه هرمز- مسیری که بهطور معمول یکپنجم نفت جهان و بخش بزرگی از گاز حملشده دریایی از آن عبور میکند- منجر شد، نوشت.
کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا این هفته اعلام کرد: هر روزی که این درگیری ادامه پیدا میکند، شکاف میان عرضه و تقاضای انرژی گستردهتر میشود و بازگشت به شرایط عادی طولانیتر خواهد شد.
وی حتی از احتمال گذار «از افزایش قیمتها به سمت سهمیهبندی» سخن گفت. آژانس بینالمللی انرژی نیز از این وضعیت بهعنوان «بزرگترین بحران انرژی تاریخ» یاد کرده است.
با این حال واکنش اتحادیه اروپا تاکنون چیز دیگری را نشان میدهد. بر اساس برآوردهای یوراکتیو این اتحادیه کمتر از ۱۰میلیاردیورو برای مقابله با جهش قیمت گازوئیل، بنزین و گاز طبیعی اختصاص داده است؛ عمدتا به لطف بستههای مالی بزرگ آلمان و اسپانیا.
سیاستهای مالی نسنجیده
یوراکتیو نوشت: بازگشت غیرکارشناسی آلمان به کاهش مالیات غیرمستقیم سوخت، هزینه حدود ۶/۱میلیاردیورویی معادل کمتر از ۰.۰۵درصد تولید ناخالص داخلی دارد. حتی اگر اثر کامل طرح پاداش معاف از مالیات ۱۰۰۰یورویی این کشور نیز در نظر گرفته شود – که دویچهبانک هزینه آن را بین ۶ تا ۱۲میلیاردیورو برآورد کرده- باز هم پاسخ اروپا در مقایسه با سال۲۰۲۲ (۱۴۰۱خورشیدی) بسیار محدودتر است.
طبق دادههای اندیشکده بروگل، تنها آلمان بین فوریه تا آوریل۲۰۲۲(بهمن ۱۴۰۰ تا اردیبهشت ۱۴۰۱) حدود ۱۵میلیاردیورو هزینه کرد؛ ایتالیا ۱۳میلیاردیورو و فرانسه حدود ۱۲میلیاردیورو.
سوال روشن این است: چه چیزی از آن زمان تا امروز تغییر کرده است؟ آیا دولتهای رفاه اروپایی بالاخره به نقطه پایان رسیدهاند؟
انتظار برای بازگشایی هرمز
یورواکتیو با تاکید بر اهمیت تنگه هرمز نوشت: برخی معتقدند که سیاستمداران و بازارها بر این فرض قمار کردهاند که تنگه هرمز بهزودی بازگشایی میشود و بدترین سناریو رخ نخواهد داد. این مسیر برای اقتصاد جهانی آنقدر حیاتی است که به باور تحلیلگران، نمیتواند برای مدت طولانی بسته بماند. کریستین لاگارد نیز اذعان کرده است که «بازارها به کوتاهمدت بودن این اختلال امید بستهاند.»
سیاستمداران نیز ممکن است با همین فرض، کمکهای مالی را بهصورت محدود و مرحلهای توزیع میکنند و امید دارند بحران بهسرعت پایان یابد.
عبرت نگرفتن از «تانکرابات»
این تارنما ادامه داد: دومین دیدگاه به حافظه سیاسی و نهادی بحران۲۰۲۲ مربوط میشود. اروپا عملا آزمایش گستردهای انجام داده تا مشخص شود کدام سیاستها موثرند.
نمونه مشهور آن طرح ۴/۳میلیاردیورویی «تانکرابات» آلمان بود؛ یارانه سوخت برای رانندگان که تقریبا همه – به جز سیاستمداران و فروشندگان سوخت – آن را سیاستی اشتباه میدانستند. اکنون با وجود شواهد گذشته، مخالفان چنین طرحهایی همچنان در حال شکست در بحث سیاسی هستند.
نسخه۲۰۲۶ این طرح که از سوی سوسیالدموکراتهای آلمان، شریک کوچکتر دولت ائتلافی فریدریش مرتس از حزب دموکرات مسیحی مطرح شده تنها ۶/۱میلیاردیورو هزینه دارد در حالی که بحران سوخت احتمالا شدیدتر از قبل است. در همین حال دیگر دولتهای اروپایی نیز به سمت یارانههای گسترده و بدون هدفگیری مشخص حرکت کردهاند.
سوخت مالی اروپا رو به پایان
یوراکتیو در نقد سیاستهای اقتصادی دولتهای اروپایی نوشت: مهمترین دلیل واکنش ضعیف اروپا این است که این بلوک عملا توان مالی خود را از دست داده است – حتی بهصورت واقعی زیرا ذخایر گاز در پایینترین سطح ۹ سال اخیر قرار دارد.
در زمان آغاز همهگیری کرونا، بدهی دولتهای اتحادیه اروپا ۵/۷۷درصد تولید ناخالص داخلی بود. در فرانسه و آلمان بهترتیب ۷/۵۸ و ۲/۹۸درصد. پس از پایان بحران، بدهیها حدود ۹درصد در برخی کشورها حتی بیشتر، تحتتاثیر دورهای از وامگیری ارزان افزایش یافت.
کریستین لاگارد عنوان کرده که پاسخ مالی اروپا در سال۲۰۲۰(۱۳۹۹ خورشیدی) معادل ۷/۱درصد تولید ناخالص داخلی بود و از «انتظاری» انتقاد کرده که دولتها باید در برابر هر شوک اقتصادی از خانوارها و شرکتها محافظت کنند. اکنون اما وضعیت متفاوت است و شهروندان اروپایی ممکن است هزینه واقعی این شرایط را بپردازند.
در سال جاری میلادی فرانسه فضای مالی کمتری از همیشه دارد و بدهی آن در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۱۱۶درصد رسیده است. آلمان همچنان در سطح ۵/۶۳درصد قرار دارد (و بسته وامگیری ویژه ۵۰۰میلیاردیورویی را تصویب کرده) و بدهی اتحادیه اروپا نیز از سطح پیشاکرونا بالاتر است. افزایش نرخ بهره نیز هزینه تامین مالی این کسریهای بزرگ را بالا برده و خود به عاملی بازدارنده تبدیل شده است.
به گزارش ایرنا، جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران باعث شوک جهانی انرژی شده و قیمت نفت و هزینههای سوخت را برای مصرفکنندگان در سراسر جهان افزایش داد. این جنگ جریان صادرات نفت از طریق تنگه هرمز که شریان حیاتی برای حدود یکپنجم صادرات نفت جهان است را مسدود کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان پیشتر در دهم فروردین در پاسخ به این پرسش که «در حال حاضر کشورهای اروپایی و سایر کشورها نسبتبه افزایش قیمت سوخت و هزینههای مرتبط با کشاورزی و همچنین نگهداری شناورها در خلیج فارس و تنگه هرمز ابراز نگرانی کردهاند، واکنش ایران نسبت به این موضوع چیست» گفت: بسیار روشن است؛ ایران مسوول این وضعیت نیست و خوشحال نیستیم که مردم دیگر کشورها به دلیل افزایش قیمت سوخت یا مواد غذایی دچار مشکل شوند اما این هم قابل قبول نیست که در شرایطی که ایران زیر حملات موشکی و بمباران متجاوزان قرار دارد، نگرانیها به سمت قیمت غذا و سوخت معطوف شود. اگر چنین نگرانیهایی وجود دارد، باید به سمت طرفهایی معطوف شود که عامل اصلی این وضعیت هستند.
اسماعیل بقائی ادامه داد: تنگه هرمز تا قبل از تجاوز اخیر بسته نبوده، ایران در طول چند دهه گذشته نگهبان رایگان تردد دریانوردی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. وضعیت کنونی ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. هیچ کشور ساحلی نمیتواند در شرایط جنگ تحمیلی اجازه دهد که شناورهای دشمن به صورت عادی از این مسیر عبور کنند زیرا این شناورها بهطور بالقوه برای اقدامات خصمانه از آن آبها استفاده میکنند.
جنگ رمضان و حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران از نهم اسفند۱۴۰۴(۲۸فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد و در نهایت دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا شامگاه سه شنبه به وقت محلی (۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵) در بیانیهای در شبکه «تروث سوشال» پس از ۴۰روز جنگ علیه ایران عقبنشینی کرد.
در بامداد ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ شمسی طرفین بر سر آتش بس دو هفتهای با میانجیگری پاکستان برای انجام مذاکرات به منظور پایان دادن این جنگ توافق کردند اما زیادهخواهی آمریکا در مذاکرات اسلامآباد مانع از دستیابی به چارچوب مشترک و توافق شد.
