اخلاق قدرت و مسوولیت امنیت
در روزهایی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، انسجام ملی و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد، نوع مواجهه مقامات عالی اجرایی با افکار عمومی اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند. در همین چارچوب اظهارات اخیر آقای مسعود پزشکیان، رییسجمهور در تریبون عمومی درباره فایل صوتی منسوب به آقای علی شکوریراد بار دیگر این پرسش را به میان آورده است که اخلاق قدرت و مسوولیت حکمرانی در چنین موقعیتهایی چه اقتضائاتی دارد. وقتی رییسجمهور با دسترسی به گزارشها و اطلاعات امنیتی درباره فردی سخن میگوید که امکان دفاع از خود را ندارد، انتظار افکار عمومی این است که یا مسیر اثبات ادعا روشن باشد یا امکان پاسخ فراهم شود. در غیراین صورت اعتماد عمومی که سرمایه اصلی امنیت ملی است دچار خدشه میشود. امنیت ملی برخلاف تصور رایج صرفا محصول ابزارهای سخت و برخوردهای قهری نیست. امنیت پایدار از دل ترکیبی از کارآمدی نهادی، اخلاق در قدرت، شفافیت حداقلی و اقناع اجتماعی بیرون میآید. هرگاه یکی از این مولفهها تضعیف شود هزینه آن نه متوجه یک دولت یا یک جریان سیاسی بلکه متوجه کلیت کشور خواهد بود. طرح اتهام یا داوری در فضای عمومی بدون ارائه مستندات قابل بررسی حتی اگر با نیت دفاع از نظام صورت گیرد در عمل میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند. تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران نیز گواه آن است که روایتهای امنیتی و یکسویه از بحرانها نهتنها مسائل را حل نکرده بلکه در بسیاری موارد به تکرار چرخه بحران انجامیده است. از ماجرای کوی دانشگاه گرفته تا حوادث بعدی که در سالهای مختلف رخ داد، همواره این الگو تکرار شده است و متاسفانه بهجای آنکه ریشه این اتفاقهای تلخ کالبدشکافی و علت وقایع در گفتوگو با جامعه مطرح شود، همواره شاهد بودیم که روایت رسمی، بسته و غیرقابل پرسش ارائه شده است. نتیجه چنین رویکردی فرسایش اعتماد عمومی و انباشته شدن نارضایتیهای حلنشده است که هراز چند گاهی به بهانههای مختلف این نارضایتیها خود را به شکل بحرانهای پرهزینهتر نشان میدهد. واکاوی حوادث نقاط مبهم در روایت رسمی برخی رخدادها بهویژه در حوادث ۱۸ و ۱۹دیماه امسال، نسبت میان ادعای اقتدار امنیتی و پیامدهای انسانی این وقایع را روشن میکند بهخصوص زمانی که روایت رسمی از کنترل اوضاع یا حتی پیروزی سخن گفته میشود، در حالی که همزمان آمار قابلتوجهی از جانباختگان مطرح میشود. در چنین شرایطی این پرسش بهطور طبیعی شکل میگیرد که تعریف ما از پیروزی چیست؟ اگر هزاران نفر از شهروندان این کشور که بخش قابلتوجهی از آنها جوانان همین سرزمین بودهاند، جان خود را از دست دادهاند، این چه نوع پیروزی است و بر چه دشمنی حاصل شده است؟
اگر گفته میشود دشمن از ابزار رسانهای برای تحریک افکار عمومی استفاده کرده است، پرسش بدیهی آن است که چرا ما از ظرفیتهای رسانهای داخلی خود بهره کافی نبردهایم؟ رسانه ملی دقیقا برای چنین بزنگاههایی طراحی شده، حال آنکه عملا در مقابل هجمههای رسانهای ناتوان است. رسانههای مستقل هم که دستشان بسته است و هرنوع نقدی مترادف است با توقیف و احضار و نهایت دستگیری! وقتی رسانه داخلی نتواند روایت خود را بهموقع و موثر ارائه کند، طبیعی است که میدان به رسانههای بیرونی واگذار شود. پاسخ به ضعف رسانهای نمیتواند جایگزینش تفنگ باشد.در توضیح حوادث اخیر عنوان شده که گروههایی مسلح یا سازمانیافته در صحنه حضور داشتهاند، اگر این ادعا درست است پرسش اساسی این است که مسوولیت شناسایی و مهار این عناصر پیش از وقوع بحران بر عهده چه نهادی بوده است؟
حتما دستگاه امنیتی از فراخوانها مطلع بوده ولی چرا اقدامات پیشگیرانه انجام نداده است؟ چرا بهجای مدیریت قبل از بحران، هزینهها در میانه بحران و با جان مردم پرداخت شده است؟
افکار عمومی حق دارد بداند بودجههای کلان نهادهای امنیتی دقیقا صرف چه اموری میشود و چرا با وجود این هزینهها، همچنان شاهد بروز حوادثی هستیم که به بهای جان شهروندان تمام میشود. طرح این پرسشها نه تضعیف امنیت است و نه همراهی با دشمن بلکه تقویت امنیت از مسیر پاسخگویی است. امنیتی که نتواند درباره عملکرد خود توضیح دهد، در بلندمدت مشروعیت و کارآمدی خود را از دست خواهد داد.
مساله مهم دیگر، تفکیک دقیق میان اعتراض، نارضایتی اجتماعی و تهدید امنیتی است. برخورد یکسان با پدیدههای متفاوت نه عادلانه است و نه کارآمد. جامعهای که احساس کند همه صداها با یک برچسب واحد حذف میشوند، دیر یا زود از مسیرهای قانونی فاصله میگیرد و این دقیقا همان نقطهای است که بیشترین آسیب را به منافع ملی وارد میکند.
آقای پزشکیان! بهعنوان رییسجمهور، اگر دغدغه اصلیتان حفظ ایران، ثبات ملی و آینده نسلهای بعدی است، این هدف از مسیر شفافیت، اخلاق در قدرت و استفاده حداکثری از ابزارهای نرم محقق میشود. اجازه دادن به دفاع افراد، کالبدشکافی دقیق وقایع و توضیح روشن درباره چرایی تصمیمات امنیتی نهتنها اقتدار نظام را تضعیف نمیکند بلکه آن را در چشم مردم تقویت خواهد کرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری کشور نیازمند گفتوگویی صریح اما مسوولانه است؛ گفتوگویی که در آن حقیقت حتی اگر تلخ باشد، قربانی مصلحتهای کوتاهمدت نشود. این مسیر دشوارتر بوده اما تنها مسیری است که میتواند همزمان امنیت، اخلاق و منافع ملی را حفظ کند.
محمدرضا سعدی، مدیرمسوول روزنامه جهان صنعت
