احتمال جنگ ایران و آمریکا بیش از ۵۰ درصد است
فاطمه عباسی – در روزهایی که خلیج فارس صحنه تحرکات بیسابقه نظامی و رجزخوانیهای مکرر آمریکا و متحدانش است، سایه تهدید و احتمال وقوع یک بحران نظامی میان ایران و قدرتهای فرامنطقهای بیش از همیشه محسوس شده است. تمرکز نیروها در اطراف ایران، آمادهباش گسترده داخلی و انتشار پیامهای غیرمستقیم از طریق سفارتخانهها و واسطهها، همگی نشان میدهد که تنشها در سطح بالایی قرار دارند، اما هیچ مسیر رسمی دیپلماسی و مذاکرهای به جریان نیفتاده است. جهان صنعت نیوز در تحلیل این وضعیت گفتگویی با قاسم محبعلی تحلیلگر و دیپلمات سابق، انجام داده است.
احتمال وقوع جنگ؛ چالش پیشبینی
محبعلی در خصوص احتمال وقوع جنگ گفت: «صحبت درباره درصد دقیق مشکل است، اما اگر بخواهیم بر اساس علائم ارزیابی کنیم، احتمال وقوع درگیری بالاتر از پنجاه درصد است. تمرکز نیروها در اطراف ایران، آمادهباش داخلی و تحرکات نظامی متعدد، همه نشاندهنده افزایش خطر هستند. با این حال، پیشبینی دقیق سرنوشت جنگ بسیار دشوار است زیرا شرایط پیچیده است و واکنش ایران و کشورهای همسایه میتواند مسیر بحران را پیچیدهتر کند. هر گونه تحرک نظامی ممکن است باعث گسترش بحران شود و نیروهای منطقهای نیز ناچار به واکنش خواهند شد.»
او ادامه داد: «سیاست پیشبینیناپذیر آمریکا و اسرائیل در منطقه، همراه با تمرکز بر برتری هوایی و فضایی، شرایط جنگی را پیچیدهتر کرده است. نیروهای ایران روی زمین مستقر هستند و اهداف ثابت دارند، در حالی که نیروهای آمریکایی و اسرائیلی اهداف متحرک و تجهیزات پیشرفته دارند. این تفاوت موازنه قدرت، پیشبینی نتیجه احتمالی درگیری را دشوار میکند و امکان غافلگیری نیز وجود دارد. تجربههای گذشته نشان داده که درگیریها بسته به شرایط میتواند شکل و نتیجهای متفاوت داشته باشد.»
وضعیت مذاکرات و خطوط قرمز
محبعلی درباره روند دیپلماسی گفت: «در حال حاضر هیچ مذاکره رسمی وجود ندارد و تنها انتقال پیامهای غیرمستقیم از طریق سفارتخانهها انجام میشود. خطوط قرمز ایران شامل غنیسازی، برنامه موشکی و سیاست خاورمیانهای است و آمریکا نیز نمیتواند از شروط خود عقبنشینی کند. تا زمانی که اولویتها حول امنیت ملی، تمامیت ارضی و رفاه مردم نباشد، هیچ پیشرفت ملموسی در مذاکرات حاصل نخواهد شد. حتی اگر مذاکرات آغاز شود، شرطهای تعیینشده مانع رسیدن به توافق سریع خواهند شد و احتمال به نتیجه رسیدن آن محدود است.»
او افزود: «اگر ایران بخواهد مذاکره کند، باید اولویتهای خود را بازتعریف کند. مسائل اصلی باید امنیت ملی، حفظ تمامیت ارضی و حل مشکلات اقتصادی مردم باشد و نه صرفاً موضوعات غنیسازی و برنامه موشکی. در غیر این صورت، مسیر دیپلماسی به نتیجه نمیرسد و تنشها ادامه خواهد داشت.»
تهدیدات و جنگ روانی
محبعلی در خصوص تحرکات و رجزخوانیهای اخیر گفت: «برخی از اقدامات قدرتها در منطقه ماهیت روانی دارند و هدف آن تحت فشار قرار دادن ایران است. این تهدیدات میتواند واقعی یا نمایشی باشد، اما برای ایران مهم است که این ریسکها را جدی بگیرد و آماده پاسخگویی باشد. نمونههای گذشته در عراق و ونزوئلا نشان میدهد که استفاده از فناوریهای نوین، از جمله سیستمهای مختلکننده ارتباطات، میتواند موجب غافلگیری و پیچیدگی درگیری شود.»
او اضافه کرد: «درگیریها دیگر محدود به میدان جنگ کلاسیک نیست. برتری هوایی و فضایی طرف مقابل، توانایی حرکت آزاد در زمین و امکانات پیشرفته، برتری ایران در زمین را با چالش مواجه میکند. این وضعیت پیچیدگیهای نظامی و استراتژیک را افزایش داده و هرگونه واکنش ایران ممکن است کشورهای همسایه را نیز وارد بحران کند.»
پیچیدگی سناریوهای احتمالی
محبعلی با تاکید بر عدم امکان پیشبینی دقیق گفت: «روش آمریکاییها در هر درگیری متفاوت است و هیچ الگوی ثابتی وجود ندارد. جنگ دوازده روزه گذشته نشان داد که ممکن است تاکتیکها و شیوههای غافلگیری کاملاً متفاوت باشند. با توجه به این که طرف مقابل دارای تکنولوژی پیشرفته، توانایی مختل کردن سیستمهای ارتباطی و ابزارهای نوین است، شرایط درگیری بسیار پیچیده و غیرقابل پیشبینی خواهد بود.» او اضافه کرد: «واکنش ایران به تحرکات دشمن نیز میتواند بحران را گستردهتر کند و کشورهای همسایه را وادار به پاسخگویی کند. در این شرایط، مدیریت درست و هوشیارانه بحران از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.»
راهکارهای مدیریت بحران
محبعلی درباره اقدامات ضروری برای کاهش خطر گفت: «مقامات باید دقت کنند که حرفهای تحریکآمیز و تهدیدات غیرمعتبر منتشر نشود، زیرا طرف مقابل روی این تهدیدات برنامهریزی میکند و ایران را در موضع آسیبپذیر قرار میدهد. همزمان، باید از هر ظرفیت سیاسی، منطقهای و بینالمللی برای کاهش تنشها استفاده شود. آمادگی دفاعی لازم است، اما بدون ایجاد اعتماد مردم و اصلاحات داخلی، موفقیت کوتاهمدت خواهد بود.»
او ادامه داد: «ایجاد تغییرات داخلی برای جلب اعتماد مردم اهمیت دارد. مردم باید احساس کنند حکومت صدای آنها را میشنود و در تصمیمگیریهای کلان مشارکت دارند. شفافیت و اطلاعرسانی دقیق درباره تصمیمات و سیاستها، زمینه کاهش ریسک بحران و جلوگیری از وقوع درگیری را فراهم میکند. بدون مشارکت مردمی، تنها تمرکز بر نیروهای نظامی و آمادهباش، اثر محدود و کوتاهمدت خواهد داشت.»
محبعلی در جمعبندی تاکید کرد: «ترکیب تهدید نظامی، فشار روانی، عدم شفافیت دیپلماتیک و شرایط پیچیده داخلی، فضای خلیج فارس را به یکی از حساسترین نقاط منطقه تبدیل کرده است. تنها مدیریت هوشمندانه، استفاده از ظرفیتهای بینالمللی و منطقهای، آمادهباش دفاعی و جلب اعتماد مردم میتواند مانع فروپاشی دیپلماسی و وقوع بحران نظامی شود.»
منبع: جهان صنعت نیوز
