اتحاد امنیتی جدید همسایگان و تنهایی استراتژیک ایران
محمدرضا ستاری
اواخر شهریورماه امسال بود که اعلام شد عربستان و پاکستان یک توافق امنیتی جامع با یکدیگر امضا کردهاند که مطابق با آن قرار است چتر اتمی پاکستان بهعنوان حافظ امنیتی سعودیها در منطقه باشد. این در حالی است که چند ماه قبل از آن سعودیها قراردادهای تجاری هنگفتی با ایالاتمتحده امضا کرده و اخیرا نیز همزمان با سفر محمد بن سلمان به واشنگتن، دولت ترامپ با فروش جنگندههای اف- ۳۵ به ریاض موافقت کرد. به موازات این موارد، پاکستانیها نیز پیوند عمیقی با دولت ترامپ برقرار کردهاند بهطوری که ژنرال عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان که اخیرا اختیارات بیسابقهای گرفته، یکبار به صورت جداگانه و دگر بار نیز به همراه شهباز شریف نخست وزیر پاکستان در واشنگتن با ترامپ دیدار کردند.
این موضوع از آنجا حائزاهمیت است که برای نخستینبار یک فرمانده ارتش پاکستان در کاخ سفید به تنهایی با رییسجمهور ایالاتمتحده دیدار کرده است. علاوهبر این در حالی که اواخر ماه سپتامبر ترامپ رسما در مراسم صلح غزه از نخستوزیر و فرمانده ارتش پاکستان بهواسطه همراهی در آتشبس غزه تشکر ویژه کرد، گزارشها حاکی از آن است که در سفر شهباز شریف و عاصم منیر به واشنگتن یک قرارداد ۵۰۰میلیون دلاری درخصوص بهرهبرداری و استخراج مواد معدنی کمیاب پاکستان با یک شرکت آمریکایی امضا شده است. گزارشها همچنین حاکی از آن است که آمریکاییها قرار است یک بندر استراتژیک در پاکستان احداث کنند که این امر سیگنال بسیار مهمی به حضور چینیها در بندر گوادر این کشور است.
تمامی این موارد در حالی اهمیت پیدا میکنند که بدانیم به تازگی خبرگزاری بلومبرگ به نقل از برخی منابع آگاه گزارش داده که ترکیه نیز مذاکراتی جدی برای پیوستن به پیمان استراتژیک پاکستان و عربستان انجام داده که به احتمال زیاد به زودی توافق نهایی آن اعلام خواهد شد. طبق گزارش بلومبرگ چنین توافقی راه را برای یک اتحاد جدید امنیتی هموار میکند و ترکیه بهدلیل تردیدها درخصوص قابل اطمینان بودن ایالاتمتحده تصمیم گرفته به چنین اتحادی بپیوندد.
در همین رابطه در حالی صحبت از تردیدها به آمریکا درخصوص پیمان امنیتی جدید مطرح میشود که چند هفته پیش اعلام شد، ترکیه قصد دارد سامانههای پدافندی اس – ۴۰۰ روسیه را پس داده و به جای آن دوباره به پروژه ساخت و دریافت اف- ۳۵ ملحق شود. در واقع هرچند که روسها چنین موضوعی را تکذیب کردهاند اما برخی شواهد نشان میدهد اردوغان در حاشیه دیدارش با پوتین در ترکمنستان چنین پیشنهادی را مطرح کرده و گفته که در ازای مبلغ اس-۴۰۰ از مسکو نفت دریافت میکند.
در نتیجه با توجه به مواردی که درخصوص همسویی سه کشور با ایالاتمتحده ذکر شد، بحث تردیدهای آنها در مورد اطمینان از ایالاتمتحده چندان قابل توجه نیست و شواهد نشان میدهد که اینگونه اتحادهای امنیتی در واقع راهبردهایی جهت هماهنگسازی سازوکارها در راستای سند امنیت ملی جدید آمریکاست. مطابق با این سند اعلام شده که آمریکا تمام توجه خود را معطوف به نیمکره غربی میکند و دیگر در خاورمیانه منافعی استراتژیک ندارد. در این میان برخی کارشناسان معتقد بودند که این موضوع نشاندهنده خروج ایالاتمتحده از منطقه بوده اما چنین تحلیلی با واقعبینی در تضاد است زیرا شواهد نشان میدهد که ایالاتمتحده مطابق با سند جدید امنیت ملی خود قصد دارد از تضمینکننده امنیت به ارائهدهنده خدمات امنیتی تبدیل شود و در همین راستاست که چنین توافقاتی از سوی متحدان منطقهای واشنگتن از دو جنبه اهمیت پیدا میکند. جنبه اول این است که هر سه کشور در حال حاضر همسویی قابل ملاحظهای با دولت ترامپ داشته و تمامی تلاش آنها معطوف به تعریف منافع مشترک با دولت واشنگتن است.
جنبه دوم این است که چنین اتحادی در میان همسایگان ایران حاکی از تقویت تنهایی استراتژیک کشورمان محسوب میشود؛ امری که در خلال تحولات پرشتاب منطقهای و همچنین بحرانهای ژئوپلیتیکی در جهان، ایران را به بازیگری منزوی در منطقه تبدیل میکند. در واقع این امر از آنجا حائزاهمیت بیشتری میشود که بدانیم نظم بینالمللی در دوران گذار بهسر میبرد و آینده نه به سود بازیگران منزوی بلکه به نفع کشورهایی رقم میخورد که بتوانند میان امنیت، اقتصاد و نوآوری پیوندی عمیق برقرار کنند. در واقع موفقیت در وضعیت فعلی ژئوپلیتیکی جهان بیش از آنکه به منابع طبیعی، ثروت یا اندازه اقتصاد وابسته باشد به توان مدیریت ریسک، انعطافپذیری راهبردی و جایگاهیابی هوشمندانه در نظم در حال شکلگیری گرهخورده است.

