ابهام‌هایی آزاردهنده

نادر کریمی جونی
کدخبر: 603613

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

طی روزهای گذشته معاون رییس‌جمهور از زبان مسعود پزشکیان اعلام کرده است که اسامی و مشخصات کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه گذشته اعلام می‌شود تا امکان سوء‌استفاده رسانه‌های معاند و آمارسازی‌ها از بین برود. با این اظهارنظر گمان می‌رود که آمارهای ارائه‌شده درخصوص تعداد کشته‌شدگان، در روزهای میانه دی‌ماه که از کشته‌‌شدن بیش از ۱۲هزار نفر- که تا بیش از ۳۶هزار نفر نیز گفته شده- مقامات ایرانی را به واکنش واداشته و آنان می‌خواهند با اطلاع‌رسانی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده شفاف‌سازی کرده و خبردهی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور را بی‌اثر یا حداقل کم‌اثر کنند. آمارهای رسمی نهادهای کشورمان تعداد کشته‌شدگان آن حوادث را حدود ۳هزار نفر بیان و آمارهای مغایر با این تعداد را رد کرده است.

این در حالی است که رسانه‌های خارج از کشور با استناد به اطلاعاتی که از منابع ادعایی  دریافت کرده‌اند آمارهایی چندین برابر از تعداد کشته‌شدگان ارائه می‌دهند و اضافه می‌کنند که ممکن است تعداد واقعی کشته‌شدگان این چند روز بسیار بیشتر از آمار بیان‌شده باشد. با این حساب ممکن است در روزهای آینده و با ارائه اطلاعات ادعایی جدید، همین رسانه‌های فارسی‌زبان تعداد کشته‌شدگان  را به بیش از رقم فعلی ارتقا دهند.

نمی‌توان انکار کرد که اطلاعات و اخباری که رسانه‌های خارج از کشور در مورد تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌های حوادث دی‌ماه بیان می‌کنند هیچ‌یک قابل راستی‌آزمایی نیست و از این بابت نمی‌توان به آن اعتماد کرد. آیا اما راستی‌آزمایی اطلاعاتی که از سوی دولت و همکاران رییس‌جمهور ارائه می‌شود، قابل‌اعتماد و قابل‌راستی‌آزمایی است؟ روشن است که در این‌باره ابهام‌های مهمی وجود دارد که علامت‌های سوال زیادی در ذهن مخاطبان پدید می‌آورد؛ ابهام‌هایی که مستقیما بر اعتمادسازی- یعنی همان هدفی که مقامات دولتی کشورمان دنبال می‌کنند- تاثیر منفی می‌گذارد از جمله این ابهام‌ها آن است که چرا قوه‌قضاییه برای انتشار تعداد و اسامی کشته‌شدگان پیش‌قدم نشد؟ در این باره باید توضیح داد که اصولا محک افراد در حوادث باید توسط پزشکی‌قانونی تایید شود. درنتیجه نخستین نهادی که واقعه فوت را تایید و ثبت می‌کند پزشکی قانونی است که بخشی از قوه‌قضاییه محسوب می‌شود. حال این قوه‌قضاییه و نهاد‌های مرتبط با آن است که قابلیت و اهلیت شناسایی و معرفی‌کشته‌شدگان را دارد. با این وجود پرسش آن است که چرا قوه‌قضاییه کشته‌شدگان را معرفی نکرده است؟ پرسش دیگر آن است که آیا همه کشته‌شدگان شناسایی شده و پیکرهای‌شان به خانواده‌ها تحویل داده شده است؟ در این صورت چرا از پایان شناسایی کشته‌شدگان و تحویل پیکرشان به خانواده‌ها خبری منتشر نشده است؟ این مساله از آن‌رو اهمیت دارد که اکنون در خارج از کشور شایعه‌هایی در مورد گرفتن پول به عنوان‌های گوناگون برای تحویل پیکر کشته‌شدگان رواج یافته است. برای راستی‌آزمایی این شایعه‌ها هیچ مدرک یا شاهدی وجود ندارد و ارائه نمی‌شود. با این حال بهتر بود یک مقام مرتبط به موضوع ورود می‌کرد، از پایان تحویل پیکرها خبری را درباره روند تحویل پیکرها، شناسایی کشته‌شدگان و شایعه‌هایی که شنیده می‌شود، اطلاع‌رسانی می‌کرد اما هیچ‌یک از مقامات کشورمان در این‌باره سخن نگفتند و اطلاع‌رسانی انجام نگرفت.

البته ابهام بزرگ‌تری در این‌باره وجود دارد؛ اگر یک مقام دولتی تعداد کشته‌شدگان را همان آمار اعلام‌شده ذکر و اسامی و مشخصات همان تعداد را بیان کند آیا راهکاری برای راستی‌آزمایی اظهارات او وجود دارد؟ آیا مرجع مستقل از دولت، حکومت و مقامات جمهوری اسلامی وجود دارد که به میدان بیاید و آمارهای ارائه‌شده‌ از جانب مراجع و منابع رسمی را رد یا تایید کند؟ گمان نمی‌رود که چنین مرجعی وجود داشته باشد بنابراین ارائه دادن فهرستی از اسامی و مشخصات که معلوم نیست چقدر واقعی یا دقیق است، چه کارکردی دارد؟ در یک حالت انتزاعی می‌توان ادعا کرد که تعداد کشته‌شدگان بیشتر از تعداد اعلامی بوده و فقط اسامی و مشخصات ۳‌هزارنفر از ایشان منتشر شده است. در مقابل این ادعا، چگونه پاسخ قانع‌کننده داده می‌شود؟ البته تصویرهایی از محوطه‌های نگهداری پیکرها منتشرشده که معدودی از آن در صداوسیما هم پخش شده است. هرچند نمی‌توان براساس این تصاویر برآورد ارائه داد اما دیدن این تصاویر که همگی دارای صدای افراد هستند و به همین حوادث اخیر مربوطند، این ذهنیت را در مخاطب پدید می‌آورد که انگار تعداد کشته‌شدگان از رقم حدود ۳‌هزار نفر بیشتر بوده است.

ابهام دیگر درباره ماموران کشته‌شده و تعداد ایشان و نیز تعداد شهروندان کشته‌شده است. اگر هویت کشته‌شدگان شناسایی و مشخصات ایشان معلوم شده است اکنون می‌توان به تفکیک، کشته‌شدگان را تقسیم‌بندی و مثلا اعلام کرد که چه تعداد از کشته‌شدگان شهروندان عادی بوده‌اند و چه تعداد به ماموران- به تفکیک یگان یا نهاد خدمتی‌شان- تعلق داشته است. حتی اگر تفکیک کردن نیروهای انتظامی- امنیتی هم به‌دلیل داشتن طبقه‌بندی حفاظتی ممنوع باشد، باز می‌توان فقط تعداد شهروندان عادی کشته‌شده در حوادث اخیر را اظهار کرد. در این صورت انتظار می‌رود تعداد کشته‌شدگان عادی بسیار بیشتر از تعداد کشته‌شدگانی که مامور امنیتی بوده‌اند، باشد. نگارنده به‌طور غیررسمی شنیده که حدود ۱۰ تا ۱۵درصد کشته‌شدگان، ماموران امنیتی بوده‌اند و بقیه به شهروندان عادی تعلق داشته است. در این صورت و اگر همان آمار رسمی ارائه‌شده از سوی مراجع جمهوری اسلامی ایران را ملاک فرض کنیم حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰نفر از شهروندان عادی در این رویدادها کشته شده‌اند. آیا برای این تعداد بسیار زیاد، مقررات به‌کارگیری سلاح رعایت شده است؟ در میان پیکرهایی که در کلیپ‌ها به نمایش درآمده، پیکرهای دختران و زنان هم دیده می‌شود. آیا در مورد هدف قرار دادن دختران جوان و نوجوان و زنان، مقررات به‌کارگیری سلاح گرم، همان‌گونه که در قوانین تصریح شده، رعایت گردیده است؟ چرا هیچ‌کس در این‌باره توضیح نمی‌دهد. جالب است که برخی فرماندهان نظامی و انتظامی اعلام می‌کنند که نه سلاح جنگی در اختیار داشتند و نه از سلاح گرم استفاده کرده‌اند. اگر چنین بوده است پس آن ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰نفر چگونه و با چه سلاحی کشته شده‌اند؟ آیا سلاح‌هایی مانند ساچمه‌زن و اسلحه‌بازی پینت‌بال قادر هستند چنین کشتاری را با این تعداد زیاد رقم بزند؟

مسعود پزشکیان در حالی وعده اعلام اساسی و مشخصات کشته‌شدگان دی‌ماه گذشته را داده که هنوز گزارش حوادث ایلام، بیمارستان آن شهر و بیمارستان سینای تهران را ارائه نکرده است. آیا او می‌داند که فهرست وعده‌هایش در مورد شفاف‌سازی و آسیب‌شناسی حوادث اجتماعی اخیر طولانی شده و ممکن است همچون وعده‌های برخی مقامات کشور، مشمول مرور زمان و به فراموشی سپرده شود؟ در این صورت آیا باز هم می‌توان به رییس‌جمهور و وعده‌هایش اعتماد کرد؟

آخرین اخبار