آینده اقتصاد آمریکا در سایه جنگ با ایران
جهان صنعت– حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بهایران و پاسخهای متقابل در منطقه بازارهای انرژی را بهسرعت متلاطم کرد. قیمت قراردادهای آتی نفت خام حدود ۷درصد جهش کرد و گاز طبیعی نیز بیش از ۳درصد افزایش یافت. منشأ نگرانیها احتمال اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که حدود ۲۵درصد نفت دریابرد جهان از آن عبور میکند و یکی از حیاتیترین گلوگاههای زنجیره تامین انرژی جهان بهشمار میرود. باوجود اینجهش قیمتی بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که تا اینمقطع پیامد اقتصادی جنگ برای آمریکا محدود بوده است. ارزیابیهای اولیه حاکی از آن است که اقتصاد آمریکا همانگونه که دربرابر شوکهایی نظیر تعرفهها یا تنشهای مربوط بهاستقلال فدرالرزرو انعطاف نشان داده توان تحمل اینشوک را نیز دارد مشروط بر آنکه دامنه و مدت درگیری کنترل شود.
بنزین گرانتر اما رکود بعید
در کوتاهمدت ملموسترین اثر برای خانوارهای آمریکایی افزایش قیمت سوخت خواهد بود. برآوردها نشان میدهد قیمت بنزین در هفتههای پیشرو بین ۱۰تا۳۰سنت درهرگالن افزایش مییابد و قیمت گازوئیل ممکن است تقریبا دوبرابر اینمیزان رشد کند. چنین افزایشی فشار هزینهای ایجاد میکند اما درمقایسه با شوکهای بزرگ انرژی در دهههای گذشته هنوز درمحدوده قابل مدیریت ارزیابی میشود. ازمنظر تاریخی نیز جهش اخیر نفت در زمره بزرگترین شوکهای قیمتی از ۱۹۹۰ بهاینسو قرار نمیگیرد و حتی از شوک دوره همهگیری کرونا یا حمله پهپادی سال۲۰۱۹ بهتاسیسات نفتی عربستان کوچکتر بوده است. بر همین اساس برخی تحلیلگران معتقدند برای آنکه اقتصاد آمریکا با رکود جدی مواجه شود بهافزایشهای بسیار بزرگتر و پایدارتر قیمت نفت نیاز است. برپایه شبیهسازیهای انجامشده افزایش پایدار ۱۰درصد یا حتی ۳۰درصد قیمت نفت بهتنهایی احتمال بروز رکود را تقویت نمیکند و مسیر تورم هسته را نیز بهطور چشمگیر تغییر نمیدهد. بنابراین در سناریوی پایه که جنگ کوتاه باشد و اختلال بلندمدت در مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز رخ ندهد تاثیر بر رشد، تورم و سیاست پولی ملایم توصیف میشود.
ریسک تداوم جنگ و انباشت شوکها
بااینحال عدم قطعیت بالا باقی است و سناریوی جایگزین میتواند کاملا متفاوت باشد. اگر درگیری طولانی یا عرضه انرژی بهصورت شدید و پایدار مختل شود پیامدها میتواند بهطور قابلتوجهی تشدید خواهد شد. درچنینحالتی افزایش قیمت نفت میتواند انتظارات تورمی را بالا ببرد، اعتماد مصرفکننده را تضعیف کرده و رشد اقتصادی را کندتر کند. کانال انتقال ایناثرات ایناست که قیمت بالاتر انرژی بهافزایش هزینه تولید و حملونقل منجر میشود، حاشیه سود شرکتها را کاهش میدهد و قدرت خرید خانوار را تحت فشار میگذارد. همزمان افزایش نوسان در بازار داراییها میتواند بهاحتیاط بیشتر سرمایهگذاران و تضعیف سرمایهگذاری منجر شود. برخی اقتصاددانان هشدار میدهند که خطر واقعی نه در یک شوک منفرد بلکه در انباشت شوکها نهفته است. برای مثال اختلال در تنگه هرمز میتواند با حملات مجدد حوثیها در دریای سرخ ترکیب شود و مسیرهای حملونقل انرژی و کالا را بهطور همزمان تحت فشار قرار دهد. احتمال برآورد نادرست از توان ایران برای ایجاد اختلال پایدار در اینگذرگاه خود عاملی است که میتواند دامنه اثرات را تشدید کند. عدم قطعیت درباره مدت جنگ و تحولات سیاسی در ایران نیز بهپیچیدگی چشمانداز افزوده است. طول مدت درگیری و ماهیت هرگونه تغییر در سیاسی نقش تعیینکنندهای در مسیر آینده قیمت انرژی و ثبات منطقه خاورمیانه خواهد داشت.
شوک محدود یا بحران گسترده؟
در وضعیت کنونی برآورد غالب ایناست که حملات نظامی اخیر بهتنهایی ضربهای اساسی بهاقتصاد آمریکا وارد نمیکند. بازار انرژی کانال اصلی انتقال ریسک است و تازمانیکه افزایش قیمتها شدید و ماندگار نشود تورم و رشد در چارچوبهای پیشبینی فعلی باقی خواهند ماند.
اینارزیابی اما بهشدت بهاین شریط وابسته است که جنگ کوتاه باشد و از اختلال پایدار در تنگه هرمز و سایر مسیرهای راهبردی جلوگیری شود. اگر اینشرط نقض شود همان شوک محدود بهتدریج بهبحرانی گستردهتر بدل شده و هم تورم و هم رشد اقتصادی را تحت فشار قابلملاحظهتری قرار دهد.
