«آقای زالو»، فرمول تکراری برای جذب مخاطب

پرهام نورافزا
کدخبر: 596786
فیلم «آقای زالو» به‌دلیل استفاده از کلیشه‌های تکراری و روایت نامنظم، نتوانسته است انتظارات را برآورده کند و به اثری جذاب و ماندگار در سینمای کمدی ایران تبدیل شود.
«آقای زالو»، فرمول تکراری برای جذب مخاطب

پرهام نورافزا-موضوع خوبی برای داستان فیلم «آقای زالو» انتخاب شده بود. فیلم در رابطه با افرادی است که با استفاده از شرایط جامعه ناگهان ظاهر را تغییر داده و به امتیازها و رانت‌های مختلف دست پیدا کردند و حالا تبدیل به موجودی زالومانند شده‌ که خون مردم را ‌مکیده و بدون هیچ مشکلی از کشور خارج شده و درآخر سراز آمریکا و کانادا در‌می‌آورند. همانند چندین‌مسوول ترازبالایی که تاکنون در این چند دهه که اسامی آنها در لیست مفسدان اقتصادی فراری قرار دارد همه آنها را می‌شناسند و از کارهای‌شان آگاه هستند اما دسته‌گل‌های این مسوولان فراری آنقدر نخ‌نما، بدون هیچ‌گونه هیجان، پیچیدگی و جذابیت روایت شده که انگار جوانی تازه‌کار فیلمنامه را نوشته و کارگردانی کرده است. دیالوگ‌ها کاملا قابل پیش‌بینی شده بودند. نقش منفعل ‌هادی کاظمی به‌عنوان یکی از نقش‌های اصلی هم خیلی توی ذوق می‌زد. گریم‌ها و صحنه‌ها بسیار آماتورگونه طراحی شده بودند و حس‌‌وحال زمان قدیم و جنگ را به‌خوبی منتقل نمی‌کردند. شاید هم به این علت بود که صحنه‌ها به‌سرعت و بدون اینکه به انتقال ارزش برسند می‌گذشتند مثل اینکه کارگردان برای رسیدن به آخر داستان عجله داشت. مهران احمدی در این فیلم تلاش کرد نشان دهد که ریاکاری چگونه در یک جامعه ریشه می‌دواند و آدم‌ها با سوءاستفاده از تغییرات سیاسی و اجتماعی تلاش می‌کنند به ثروت و قدرت برسند. فیلم سینمایی «آقای زالو» مدعی است که با لحنی طنزآمیز به واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی نگاهی انتقادی دارد اما بااین‌حال تبدیل به اثری کلیشه‌ای شده که مخاطب از تماشای آن ممکن است لذت نبرد. از آنجایی که این فیلم چیزی برای گفتن ندارد مهران احمدی در فیلم از امین حیایی و مهران مدیری به‌عنوان بازیگران اصلی استفاده کرده تا شانس بالایی در جذب مخاطب و فروش بالای فیلم داشته باشد اما از امین حیایی، ‌هادی کاظمی و مهران مدیری انتظار خیلی بیشتری می‌رفت. نقطه قوت فیلم را می‌توان بازی برخی بازیگران آن به‌خصوص ژاله صامتی و مونا فرجاد دانست که ترکیبی متفاوت را به مخاطب نشان می‌دهند. مهران مدیری در این فیلم یک بازی کلیشه‌ای و تکراری از خود ارائه می‌دهد که مخاطب قبلا آن را در فیلم «رحمان۱۴۰۰» سال۱۳۹۷ ساخته منوچهر‌هادی دیده بود. برخلاف برخی کمدی‌های روی پرده این‌فیلم کمی متفاوت‌تر عمل کرده و موقعیت‌های خنده‌داری با تکیه بر دیالوگ‌ها فراهم می‌کند. بااین‌حال مهران احمدی برای موفقیت فیلم «آقای زالو» از همان کلیشه‌های کمدی سال‌های اخیر استفاده کرده تا مخاطب را به سینما بکشاند. منظور از کلیشه همان سکانس‌های تکراری از دهه۶۰ است که مخاطب در بسیاری از آثار کمدی سال‌های اخیر آنها را دیده و دیگر آنچنان برایش جذاب و خنده‌دار نیست. مهران احمدی کارش را در سینما با بازی در فیلم «آدم» عبدالرضا کاهانی شروع کرد. او به فعالیت‌های دیگری ازجمله دستیاری کارگردانان مختلف و مدیریت تولید چند فیلم پرداخت. بعد از آن در چند فیلم ازجمله «یک خانواده محترم»، «بغض» و «ماحی» نقش‌های متفاوت و البته بسیار جدی را بازی کرد اما بازی در نقش شکیب در سریال تلویزیونی «آوای باران» بود که او را به شهرت رساند.

احمدی با بازی در نقش بهبود فریبا در سریال «پایتخت» تبدیل به بازیگری شد که دیگر همه او را می‌شناختند. مهران احمدی به‌جز بازیگری و تا پیش‌از «آقای زالو» دو فیلم کمدی دیگر ازجمله «مصادره» و «سگ‌بند» را هم کارگردانی کرده؛ دو فیلم کمدی که هر دوی آنها از جنجالی‌ترین کمدی‌های این سال‌های سینمای ایران بودند. مصادره یک‌کمدی سیاه درباره یک‌کارمند بخت‌برگشته ساواک بود و سگ‌بند نیز یک‌کمدی متفاوت بود که داستانش در تایلند اتفاق می‌افتاد. او سریال «بی‌گناه» را نیز در شبکه نمایش خانگی کارگردانی کرده است.

«آقای زالو» اما تلاش می‌کند اثری متفاوت از سایر کمدی‌های سینمای ایران به نمایش بگذارد و مضامین اخلاقی و سیاسی را در فیلم مطرح کند که همراه با بزن‌وبکوب برای تماشاگران جذاب باشد اما درنهایت آخرین ساخته مهران احمدی همان سرنوشتی را پیدا می‌کند که سایر کمدی‌های این سال‌های سینمای ایران پیدا کردند: اسیر کلیشه‌ها شدن و همه چیز را فدای خنداندن تماشاگر کردن.

«آقای زالو» لحظاتی تماشاگر را می‌خنداند اما خط داستانی آن به قدری دچار تشتت و پراکندگی است که نمی‌توان آن را جزو آثار ماندگار کمدی سینمای ایران دانست هرچند همین اکران عمومی چند روزه در سینماها با فروش بیش از ۴میلیاردتومان نشان می‌دهد فیلم یقینا گیشه پررونقی خواهد داشت. ذائقه احمدی در سینما با آنچه در نمایش خانگی ارائه می‌دهد متفاوت است.

و تلاش دارد با ساخت کمدی‌های پرفروش جایگاه خود را به‌عنوان کارگردانی که توانایی جذب مخاطب و موفقیت در گیشه را دارد تثبیت کند اما با پایان این فیلم یک‌سوال اساسی و کلیدی در ذهن مخاطب نقش می‌بندد و آن این است که چه‌زمانی نمایش کلیشه‌های نخ‌نماشده دهه۶۰ در سینمای ایران به‌پایان می‌رسد؟

آخرین اخبار