«جهان‌‌صنعت» از وضعیت صنعت هوانوردی غرب آسیا در شرایط جنگی گزارش می‌دهد

آسمان بسته خاورمیانه

گروه حمل و نقل
کدخبر: 616101
آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سرعت به یک شوک اقتصادی بزرگ برای بسیاری از صنایع منطقه تبدیل شد و یکی از نخستین و مهم‌ترین بخش‌هایی که به شدت تحت‌تاثیر قرار گرفت، صنعت هوانوردی بود.
آسمان بسته خاورمیانه

جهان صنعت – آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سرعت به یک شوک اقتصادی بزرگ برای بسیاری از صنایع منطقه تبدیل شد و یکی از نخستین و مهم‌ترین بخش‌هایی که به شدت تحت‌تاثیر قرار گرفت، صنعت هوانوردی بود. ساختار صنعت هوایی خاورمیانه به گونه‌ای شکل گرفته که بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی بزرگ منطقه به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب جهان فعالیت می‌کنند.

بنابراین هرگونه بی‌ثباتی در این منطقه نه‌تنها بر پروازهای محلی بلکه بر شبکه حمل‌ونقل هوایی جهانی نیز تاثیر می‌گذارد. در هفته‌های نخست پس از آغاز جنگ، بسته شدن حریم هوایی چندین کشور، حملات نظامی به زیرساخت‌های مختلف و فضای نااطمینانی امنیتی موجب شد حجم عظیمی از پروازها لغو شود و میلیون‌ها مسافر در سراسر جهان با اختلال در برنامه‌های سفر خود مواجه شوند. تحلیلگران معتقدند شدت این اختلالات به حدی بوده که می‌توان آن را با بزرگ‌ترین بحران صنعت هوانوردی در دوران همه‌گیری کرونا مقایسه کرد؛ دوره‌ای که صنعت هواپیمایی جهان با سقوط تاریخی تقاضا و زمین‌گیر شدن ناوگان‌ها روبه‌رو شد.

سقوط ناگهانی پروازها در یکی از مهم‌ترین کریدورهای هوایی جهان

سال‌هاست که خاورمیانه به یکی از مهم‌ترین کریدورهای هوایی جهان تبدیل شده است. برآوردها نشان می‌داد که حدود یک‌پنجم مسافران پروازهای میان اروپا و آسیا از طریق فرودگاه‌های منطقه خلیج‌فارس جابه‌جا می‌شدند. موقعیت جغرافیایی این منطقه که تقریبا در میانه مسیر میان شرق و غرب قرار گرفته، باعث شده بود شرکت‌های هواپیمایی بزرگ آن به مراکز اصلی ترانزیت جهانی تبدیل شوند.

با این حال تشدید تنش‌های نظامی و بسته شدن حریم هوایی برخی کشورها به سرعت این مزیت جغرافیایی را به یک نقطه ضعف تبدیل کرد. داده‌های منتشر شده نشان می‌دهد در فاصله کوتاهی پس از آغاز جنگ، بخش بزرگی از پروازهای برنامه‌ریزی‌شده در منطقه لغو شد و شبکه حمل‌ونقل هوایی دچار اختلالی گسترده شد. تنها در دو هفته نخست جنگ بیش از شش‌میلیون مسافر تحت‌تاثیر لغو یا تغییر پروازها قرار گرفتند؛ رقمی که نشان‌دهنده مقیاس بحران در صنعت هوانوردی منطقه است.

آماری که عمق بحران را نشان می‌دهد

بررسی داده‌های شرکت‌های تحلیل داده هوانوردی نشان می‌دهد ابعاد این بحران بسیار فراتر از اختلالات معمول در صنعت حمل‌ونقل هوایی بوده است.

براساس برآوردهای منتشر شده در بازه زمانی آغاز جنگ تا اواسط ماه مارس از میان حدود ۹۸‌هزار پرواز برنامه‌ریزی‌ شده در منطقه، بیش از ۵۲‌هزار پرواز لغو شده است. به عبارت دیگر تقریبا از هر دو پرواز برنامه‌ریزی‌شده در خاورمیانه، یک پرواز لغو شده است.

اوج این اختلالات در روزهای نخست جنگ رخ داد؛ زمانی که بسته شدن همزمان چندین حریم هوایی موجب شد میزان لغو پروازهای روزانه به بیش از ۶۵‌درصد برسد. هرچند با بازگشایی نسبی برخی فضاهای هوایی این نسبت کاهش یافت و به حدود ۴۶‌درصد رسید اما این ارقام همچنان نشان می‌دهد که صنعت هوانوردی منطقه هنوز فاصله زیادی با بازگشت به شرایط عادی دارد.

بسته شدن حریم‌های هوایی؛ ضربه اصلی به صنعت هوانوردی

یکی از مهم‌ترین دلایل بروز این بحران، بسته شدن حریم هوایی چندین کشور در پی تشدید عملیات نظامی در منطقه بود. درگیری‌ها نه‌تنها شامل حملات به اهداف نظامی بلکه شامل حمله به برخی زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله فرودگاه‌ها نیز شد. چنین شرایطی باعث شد دولت‌ها برای جلوگیری از خطرات امنیتی، آسمان خود را به روی پروازهای غیرنظامی ببندند یا محدودیت‌های شدید اعمال کنند. این تصمیم‌ها اگرچه از منظر امنیتی قابل درک است اما برای شرکت‌های هواپیمایی هزینه‌های بسیار سنگینی به همراه دارد.

خطوط هوایی ناچار شدند بسیاری از پروازهای خود را لغو کنند یا مسیرهای طولانی‌تر و پیچیده‌تری را برای دور زدن مناطق درگیر انتخاب کنند؛ مسیری که هم زمان سفر را افزایش می‌دهد و هم مصرف سوخت را بالا می‌برد.

بحران در قلب ‌هاب‌های هوایی جهان

بخش بزرگی از فشار اقتصادی این بحران بر دوش فرودگاه‌های بزرگ منطقه خلیج‌فارس قرار گرفته است؛ فرودگاه‌هایی که طی دو دهه گذشته به یکی از مهم‌ترین مراکز ترانزیت مسافر در جهان تبدیل شده‌اند.

پیش از جنگ، فرودگاه دوبی دومین فرودگاه شلوغ جهان از نظر تردد مسافران بین‌المللی محسوب می‌شد و فرودگاه دوحه نیز در رقابت نزدیک با فرودگاه‌های بزرگ اروپا و شرق آسیا قرار داشت. مدل اقتصادی این فرودگاه‌ها برپایه اتصال پروازهای کوتاه و بلندبرد شکل گرفته است؛ به این معنا که مسافران از نقاط مختلف جهان به این مراکز سفر می‌کنند و سپس با پروازهای دیگر به مقصد نهایی خود منتقل می‌شوند.

زمانی که این ‌هاب‌های هوایی دچار اختلال شوند، شبکه جهانی هوانوردی نیز با مشکل مواجه می‌شود.

جنگ اخیر دقیقا چنین اثری داشته و کندی عملیات در این فرودگاه‌ها به اختلال در مسیرهای پروازی بین قاره‌ای منجر شده است.

آسیب سنگین به غول‌های هوانوردی خلیج‌فارس

در میان شرکت‌های هواپیمایی منطقه، سه غول هوانوردی خلیج‌فارس بیش از دیگران از این بحران آسیب دیده‌اند. این شرکت‌ها که سال‌ها با سرمایه‌گذاری‌های عظیم توانسته‌اند به بازیگران اصلی حمل‌ونقل هوایی جهان تبدیل شوند، به شدت به مدل ترانزیت بین‌المللی وابسته‌اند. داده‌ها نشان می‌دهد شرکت هواپیمایی قطر بیشترین آسیب را متحمل شده و در دوره نخست بحران مجبور به لغو حدود ۹۳‌درصد از پروازهای خود شده است.

پس از آن شرکت الاتحاد با بیش از ۸۱‌درصد لغو پروازها و شرکت امارات با حدود ۵۶‌درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

چنین سطحی از لغو پروازها به معنای از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد بالقوه برای این شرکت‌هاست؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد آنها از پروازهای بین‌المللی و ترانزیتی تامین می‌شود.

مدل اقتصادی آسیب‌پذیر ایرلاین‌های منطقه

علت اصلی شدت آسیب‌پذیری شرکت‌های هواپیمایی خلیج‌فارس را باید در مدل اقتصادی آنها جست‌وجو کرد. این شرکت‌ها طی دو دهه گذشته با تمرکز بر ایجاد ‌هاب‌های بزرگ ترانزیتی توانستند سهم قابل‌توجهی از بازار جهانی حمل‌ونقل هوایی را به‌دست آورند. مسافران از اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا از طریق این مراکز به یکدیگر متصل می‌شوند و همین موضوع باعث شده بود شرکت‌های منطقه به بازیگران کلیدی در صنعت هوانوردی تبدیل شوند اما این مدل اقتصادی وابستگی زیادی به ثبات ژئوپلیتیکی منطقه دارد. زمانی که حریم‌های هوایی بسته می‌شوند یا امنیت پروازها زیرسوال می‌رود این شبکه ترانزیتی عملا از کار می‌افتد و شرکت‌ها با کاهش شدید درآمد مواجه می‌شوند.

اثر دومینویی بر شبکه جهانی پروازها

اختلال در آسمان خاورمیانه تنها به ایرلاین‌های منطقه محدود نمانده و به سرعت به کل شبکه جهانی هوانوردی سرایت کرده است. بسیاری از مسیرهای اصلی میان اروپا و آسیا از آسمان خاورمیانه عبور می‌کنند و بسته شدن این کریدورها باعث شده خطوط هوایی بین‌المللی ناچار به تغییر مسیر شوند. برخی از پروازها اکنون از مسیرهای طولانی‌تری در شمال از طریق قفقاز و آسیای مرکزی یا در جنوب از طریق اقیانوس هند و جنوب شبه‌جزیره عربستان عبور می‌کنند. این تغییر مسیرها زمان پرواز را افزایش داده و هزینه‌های عملیاتی خطوط هوایی را بالا برده است. در برخی موارد حتی پروازهایی که پیشتر با یک توقف کوتاه انجام می‌شدند اکنون نیازمند توقف‌های بیشتر یا تغییر کامل برنامه پروازی هستند.

افزایش هزینه سوخت؛ چالش بزرگ پیش‌رو

در کنار اختلالات عملیاتی، افزایش قیمت سوخت جت نیز به یکی از چالش‌های مهم صنعت هوانوردی تبدیل شده است. سوخت جت معمولا حدود ۳۰‌درصد از هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های هواپیمایی را تشکیل می‌دهد و هرگونه افزایش قیمت انرژی می‌تواند به سرعت سودآوری این صنعت را تحت‌تاثیر قرار دهد.

پس از آغاز درگیری‌ها و افزایش نگرانی‌ها درباره عرضه انرژی در منطقه قیمت سوخت جت روند صعودی پیدا کرد. این افزایش قیمت در شرایطی رخ داده که بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی همزمان با کاهش شدید درآمد ناشی از لغو پروازها مواجه هستند. ترکیب این دو عامل فشار مالی سنگینی بر ترازنامه ایرلاین‌ها وارد کرده و احتمالا در ماه‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت.

بلیت‌های گران‌تر در افق صنعت هوانوردی

تحلیلگران صنعت هوانوردی معتقدند ادامه این روند می‌تواند به افزایش قابل‌توجه قیمت بلیت‌های هواپیما در سطح جهانی منجر شود. زمانی که هزینه سوخت افزایش پیدا می‌کند و مسیرهای پروازی نیز طولانی‌تر می‌شوند شرکت‌های هواپیمایی ناچارند بخشی از این هزینه‌ها را به مسافران منتقل کنند. در همین راستا برخی شرکت‌ها احتمال اعمال هزینه‌های اضافی سوخت بر بلیت‌ها را بررسی می‌کنند؛ اقدامی که در دوره‌های قبلی افزایش قیمت انرژی نیز مشاهده شده بود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد تنها در هفته نخست پس از آغاز جنگ، قیمت بلیت‌های پیش‌خرید برای برخی پروازهای میان‌قاره‌ای بیش از دو برابر افزایش یافته است. این موضوع می‌تواند تقاضای سفرهای هوایی را در ماه‌های آینده کاهش دهد و فشار بیشتری بر صنعت هوانوردی وارد کند.

مقایسه با بحران دوران کرونا

شدت اختلالات ایجاد شده در صنعت هوانوردی باعث شده بسیاری از تحلیلگران این وضعیت را با بحران دوران همه‌گیری کرونا مقایسه کنند. در آن دوره نیز شرکت‌های هواپیمایی با لغو گسترده پروازها، سقوط تقاضا و زیان‌های مالی سنگین مواجه شدند.

با این حال تفاوت مهم بحران فعلی با بحران کرونا در ماهیت آن است در حالی که همه‌گیری کرونا ناشی از یک بحران بهداشتی جهانی بود، بحران کنونی ریشه در تنش‌های ژئوپلیتیکی و نظامی دارد. همین مساله باعث می‌شود پیش‌بینی زمان پایان آن دشوارتر باشد زیرا ادامه یا توقف درگیری‌ها به تحولات سیاسی و نظامی بستگی دارد.

آینده صنعت هوانوردی در سایه تنش‌های ژئوپلیتیکی

اگرچه صنعت هوانوردی در گذشته بارها توانسته از بحران‌های بزرگ عبور کند اما تحولات اخیر نشان می‌دهد وابستگی این صنعت به ثبات ژئوپلیتیکی همچنان بسیار بالاست. منطقه خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه خود یکی از گره‌های اصلی شبکه حمل‌ونقل هوایی جهان محسوب می‌شود و هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشد. در صورتی که تنش‌های نظامی در منطقه ادامه یابد احتمالا شرکت‌های هواپیمایی ناچار خواهند شد استراتژی‌های عملیاتی خود را بازنگری کنند و مسیرهای پروازی جدیدی را توسعه دهند. با این حال چنین تغییراتی زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود و تا آن زمان صنعت هوانوردی باید با پیامدهای اقتصادی جنگ کنار بیاید.

آخرین اخبار