آخرینبار کی خرید کردهاید؟
یکم- میخواست پس از چند روز به فروشگاه نزدیک خانه مراجعه و کمی لبنیات خریداری کند که دیگر ته کشیده بودند. با ترس و لرز داخل فروشگاه شد. همینطور که با فروشنده خوشوبش میکرد شنید که او به کسی که در آن سوی خط بود گفت همین امروز شیر کارخانه«م» ۵۰درصد گرانتر شده است. او اصرار داشت از شمار شیرهای چرب بکاهد و میگفت میماند و تاریخ مصرفشان میگذرد. چند کره که روی هم ۵۰۰گرم نمیشدند و سه پنیر که روی هم شاید ۵۰۰گرم شدند و یک شیر بزرگ خرید. وقتی کارت داد و قیمت را پرسید ابروهایش درهم رفت. رقمی نزدیک به ۷۴۰هزارتومان بابت همین میزان خرید شده بود.
دوم- میشود بپرسیم شما آخرینبار به مغازه رفته و خرید روزانه کردهاید؟ با من هستی؟ من میخواستم از شما پرسش کنم. خیر با شما نیستم. با آقایان و خانمهای وزیر و معاونان رییسجمهور و نیز با خود آقای پزشکیان هستم. از آنها میپرسم آخرینبار چه روزی شخصا به یک مغازه رفته و نیازهای روزمرهتان را با دادن کارت خریداری کردهاید؟
سوم- عجب پرسشی میکنید؟ مگر آنها هم به مغازه میروند؟ نمیدانم. اگر میدانستم که نمیپرسیدم. میخواهم با این پرسش به وزیران و معاونان وزیر و نیز روسای نهادها و قوای دیگر و به کسانی که مقام و منصب بالا دارند تلنگر بزنم شاید برای آزمایش هم که شده به مغازه بروند و از تغییرات قیمت خوراکیها خبردار شوند.
چهارم- بیداد نرخ تورم و دلهره افزایش قیمتها مردم را از رفتن به مغازهها دور و دورتر کرده است. فکر میکنید با دادن هر نفر یکمیلیون تومان کالابرگ میشود با جهش رخ داده قیمتها مقابله کرد؟
