سرنوشت سرمایه‌گذاری فضایی سعودی‌ها چه خواهد شد؟:

‌سناریوهای پیش‌روی بن‌سلمان و شرکا!

گروه بین الملل
کدخبر: 624944
نشریه اندیشکده کارنگی برای صلح بین‌المللی در یادداشتی از سه سناریو برای کشورهای خلیج فارس پس از پایان جنگ ایران سخن می‌گوید. در رابطه با همین موضوع نشریه فارن پالیسی در یادداشتی به‌این پرسش پرداخته که «چرا سعودی‌ها از جنگ با ایران کنار نشستند؟» به‌نوشته این‌نشریه، جنگ ایالات متحد و اسرائیل با ایران جنگ دشواری برای سعودی بوده است.
‌سناریوهای پیش‌روی بن‌سلمان و شرکا!

جهان صنعت – نشریه اندیشکده کارنگی برای صلح بین‌المللی در یادداشتی از سه سناریو برای کشورهای خلیج فارس پس از پایان جنگ ایران سخن می‌گوید. در رابطه با همین موضوع نشریه فارن پالیسی در یادداشتی به‌این پرسش پرداخته که «چرا سعودی‌ها از جنگ با ایران کنار نشستند؟» به‌نوشته این‌نشریه، جنگ ایالات متحد و اسرائیل با ایران جنگ دشواری برای سعودی بوده است.

در بحبوحه آتش‌بس شکننده میان ایالات متحد و ایران پادشاهی‌های عرب خلیج فارس می‌کوشند تصویری از قدرت ارائه دهند. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات در شبکه اجتماعی ایکس ادعا کرد که امارات از طریق یک «دفاع ملی حماسی» دربرابر حمله ایران «پیروز شد.» روزنامه سعودی الشرق الاوسط نیز بر «رایزنی‌های سیاسی فشرده» سعودی با کشورهای منطقه به‌عنوان عاملی در آرامش کنونی تاکید کرد.

با این‌‌همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس همچنان با چالش‌های عظیمی روبه‌رو هستند. یک کارزار گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل نتوانست اراده یا توان ایران برای اعمال قدرت در خلیج فارس را از میان ببرد درحالی‌که ایران توانست همسایگان خود را که از لحاظ تاریخی امن به‌شمار می‌رفتند یک‌شبه به‌مناطق جنگی تبدیل کند. نه ایالات متحد و نه هیچ بازیگر دیگری راه‌حلی قاطع برای انسداد عملی تنگه هرمز از سوی ایران ارائه نکردند درحالی‌که تهران همچنان اورانیوم با غنای بالا و برنامه هسته‌ای خود را حفظ کرده است.

شورای همکاری نیز باوجود درخواست‌هایش هیچ جایگاهی در مذاکراتی نداشت که برای سال‌ها محیط اقتصادی و امنیتی این‌بلوک را شکل خواهد داد.

کشورهای خلیج فارس از اینجا به‌کجا خواهند رفت؟ می‌توان سه‌سناریو ارائه کرد که هم حوزه‌های بالقوه همکاری و هم خطرات واگرایی بیشتر را نشان می‌دهند.

سناریو یک: شورای همکاری منسجم‌تر

در سرتاسر شورای همکاری گروهی از مقام‌ها و روشنفکران مدت‌هاست که بر ضرورت همکاری بیشتر امنیتی و اقتصادی تاکید کردند.

جنگ و پیامدهای آن فشارهایی بی‌سابقه را برای اقدام جمعی ایجاد کرده است. باوجود اختلافات هر شش‌عضو این‌شورا(بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان‌سعودی و امارات‌متحد‌عربی) با حملات موشکی و پهپادی ایران مواجه شدند و هر شش کشور با حمایت آمریکا و دیگر متحدان سامانه‌های پدافند هوایی خود را فعال کردند. پس از این‌جنگ یک سامانه یکپارچه پدافند هوایی ساده‌ترین گام قابل توجیه برای همکاری امنیتی خواهد بود. کشورهای شورا نیز می‌توانند خریدهای دفاعی خود را هماهنگ و حتی صندوق‌های مالی مشترک ایجاد کنند.

در همین راستا کشورهای خلیج فارس ممکن است در تولید داخلی تجهیزات پدافند هوایی شریک شوند. این‌سلاح‌های حیاتی از نخستین روزهای جنگ کمیاب بودند و مشکلات تولید صنایع دفاعی ایالات متحد باعث شده کشورهای خلیج فارس به‌دنبال منابع دیگر بروند. تولید بومی وابستگی به‌آمریکا را کاهش می‌دهد، ظرفیت صنعتی محلی را افزایش داده و انگیزه‌های تقویت‌کننده‌ای برای هماهنگی امنیتی درون شورا ایجاد می‌کند. این‌امر می‌تواند شامل ادغام توافق‌های دوجانبه دفاعی درحال مذاکره با اوکراین درباره فناوری ضدپهپاد باشد و حتی پیشنهاد تولید مشترک سامانه‌های دفاع موشکی آمریکایی یا دیگر کشورها را نیز دربر گیرد.

یکپارچه‌سازی بیشتر کریدورهای تجاری

در جبهه اقتصادی ممکن است اولویت به‌یکپارچه‌سازی بیشتر کریدورهای تجاری شورای همکاری داده شود. انسداد تنگه هرمز ازسوی ایران سرمایه‌گذاری‌های دیرینه سعودی و امارات در پروژه‌های خط لوله‌ای را که امکان دورزدن تنگه به‌سوی بنادر جایگزین را فراهم می‌کند، تایید کرد. بااین‌حال این‌خطوط لوله تنها راه‌حلی جزئی هستند؛ نه به‌همه کشورهای خلیج فارس سود می‌رسانند و نه به‌واردات کالاهای حیاتی غیرنفتی مانند کود کمک می‌کنند. پیشرفت در پروژه قدیمی راه‌آهن شورای همکاری می‌تواند این‌نگرانی‌ها را رفع کند و پروژه‌های موجود در عمان، سعودی و امارات را به‌دیگر پادشاهی‌های خلیج فارس و فراتر از آن متصل کند.

درنهایت در سطح راهبردی شورای همکاری ممکن است از تفاوت دیدگاه‌های اعضا آگاهانه بهره گیرد تا تاب‌آوری و دفاع منطقه‌ای را تقویت کند. این‌به‌معنای درک برتری امارات در فناوری نظامی و جایگاه دیپلماتیک عمان به‌عنوان دارایی‌های مکمل برای امنیت کل بلوک است. عمق راهبردی سعودی و مراکز تجاری دوحه، دبی و ابوظبی می‌توانند اجزای مکمل تلاشی گسترده برای کاهش وابستگی شدید به‌نفت و گاز طبیعی باشند.

سناریو دو:  نگهداری وضع موجود در خلیج‌فارس

تجربیات گذشته و روندهای کنونی نشان می‌دهند که هماهنگی بیشتر به‌سختی تحقق خواهد یافت. در آنچه ما محتمل‌ترین سناریو می‌دانیم پیامدهای جنگ تنها به‌افزایش هماهنگی درون شورای همکاری در حوزه‌هایی منجر می‌شود که از ابتدا ترتیبات موقت زمان جنگ بودند.

این به‌معنای اشتراک ذخایر پدافند هوایی هنگام حملات آشکار و شاید ادغام نزدیک‌تر سامانه‌های ملی پدافندی البته بدون فرماندهی واحد است. به‌معنای کاهش محدودیت‌های جابه‌جایی کالا و افراد برای جلوگیری از حملات آینده و توافق‌های دوجانبه درباره ظرفیت انبارهای مرزی برای کالاهای اساسی نیز خواهد بود. تاب‌آوری کلی خلیج فارس مانند اقداماتی ازقبیل سرمایه‌گذاری بیشتر در شبکه برق شورای همکاری خلیج فارس یا همکاری در انتقال انرژی در سرتاسر شبه‌جزیره و شاید همکاری امنیتی در مین‌روبی نیز ممکن است اندکی بهبود یابد.

به گزارش اکوایران، سوابق تاریخی شورا نشان می‌دهد که این‌سقف همکاری نوظهور است. در گذشته پادشاهی‌های عضو نگرانی‌های جمعی خود درباره قدرت‌های خارجی را دربرابر اختلافات متعدد درون شورا سنجیدند: مناقشات مرزی، تفاوت‌های ایدئولوژیک، رقابت اقتصادی و حتی شبکه‌های جاسوسی. این‌شکاف‌ها پروژه‌های بزرگ‌تری مانند اتحادیه پولی یا نیروی امنیتی مشترک واقعی را ناکام گذاشتند.

منبع تازه‌ای از اختلاف

اکنون جنگ منبع تازه‌ای از اختلاف ایجاد کرده است: اینکه چه کسی را باید مقصر دانست؟ بیشتر بیانیه‌های رسمی خلیج فارس خشم خود را متوجه ایران می‌کنند اما آشکارا نارضایتی از ایالات متحد(و بیشتر از آن از اسرائیل) نیز وجود دارد زیرا جنگ را بدون اطلاع شورای همکاری و بدون درنظرگرفتن امنیت آن آغاز کردند.

پاسخ‌های متفاوت کشورهای خلیج فارس درباره اینکه این‌خشم باید متوجه چه کسی شود خود به‌اصطکاک میان آنان دامن زده است. امارات بر تقویت دوباره روابط با آمریکا و اسرائیل تاکید کرده و تلویحا خود را نخستین شریک امنیتی آمریکا در خلیج فارس معرفی می‌کند. درمقابل رسانه‌ها و مقام‌های عمان به‌شدت از نفوذ اسرائیل، سیاست آمریکا و «طرف‌های منطقه‌ای» که حاضر نیستند آمریکا را نقد کنند انتقاد کردند؛ موضعی که احتمالا برخی مقام‌های دیگر کشورهای خلیج فارس را ناخشنود کرده است. درحالی‌که سعودی موضعی مبهم‌تر داشته مفسرانِ سعودی طعنه‌هایی به‌روابط اقتصادی امارات با ایران زدند مبنی بر اینکه با وجود این‌روابط امارات باز نتوانست «تهران را مهار کند.»

چه‌بسا بحران کنونی هم برای غلبه بر این‌شکاف‌ها کافی نباشد و در نتیجه احتمال سرمایه‌گذاری کشورهای منفرد خلیج فارس در ظرفیت جمعی یا واگذاری اختیار به‌موضع مشترک کمتر شود.

سناریو سه:  شکاف تازه در خلیج فارس

در بدترین سناریو برای پادشاهی‌های خلیج‌فارس برخی کشورها آشکارا برای تثبیت راهبردهای جداگانه خود جهت مدیریت رویارویی آمریکا و ایران رقابت خواهند کرد. چنین روندی خطر شکافی تازه و علنی را درپی دارد که نه‌تنها هماهنگی داخلی را تضعیف می‌کند بلکه راه را برای مداخله خارجی می‌گشاید. شکاف‌های احتمالی ممکن است در سه محور پدیدار شوند: رقابت اقتصادی پیشین، ارزیابی‌های متفاوت از اسرائیل یا محاسبات متفاوت درباره سازگاری با خواسته‌های آمریکا دربرابر ایران.

نخست فشارهای تازه ناشی از جنگ می‌تواند ذهنیت بازی حاصل جمع صفر را در دو قدرت اقتصادی اصلی بلوک یعنی سعودی و امارات تقویت کند. حتی پیش از جنگ هم رقابت میان «چشم‌اندازهای» اقتصادی سعودی و اماراتی با تنش‌های ژئوپلیتیکی همراه بود و در مواضع متضاد دو پادشاهی در بحران سودان و جنوب یمن نمود یافت.

اگر این‌دو قدرت هماهنگ نباشند رقابت برای دستیابی به‌ذخایر محدود پدافند هوایی آمریکا می‌تواند قیمت‌ها را برای هر دو بالا ببرد و دیگر کشورهای خلیج فارس را از بازار خارج کند. سخت‌تر آنکه اگر دولت سعودی دیپلماسی منطقه‌ای را در اولویت بگذارد و امارات در انتظار تقابل طولانی ایالات متحد و ایران روابط امنیتی خود با اسرائیل را تقویت کند ابوظبی و ریاض ممکن است روایت‌هایی را که در ماه‌های اخیر علیه یکدیگر به‌کار بردند احیا کنند: امارات، سعودی‌ها را مشتاق همکاری با افراط‌گرایان جلوه دهد و سعودی‌ها امارات را دست‌نشانده اسرائیل معرفی کنند. این امر به‌نوبه‌خود نشان می‌دهد که نقش ژئوپلیتیکی اسرائیل می‌تواند به‌منبعی بزرگ‌تر برای اختلاف تبدیل شود. امارات آشکارا قصد دارد پس از جنگ همکاری با اسرائیل را عمیق‌تر کند؛ اقدامی که ممکن است دیگر کشورهای خلیج فارس را که افکار عمومی آنها به‌طور فزاینده‌ای ضداسرائیلی است دوقطبی کند. افزون بر این‌هرچه امارات به‌اسرائیل نزدیک‌تر شود آمریکا ممکن است فشار بر دیگر کشورها را برای پیروی افزایش دهد. دونالد ترامپ هیچ چیز را بیش از پیوستن سعودی به‌توافق‌های ابراهیم دوست ندارد اما چرخش بیشتر امارات به‌سوی اسرائیل می‌تواند محمد بن‌سلمان را وادار کند بار دیگر به‌ترامپ درباره عادی‌سازی پاسخ منفی دهد و حتی انگیزه‌ای تازه برای مصالحه با تهران ایجاد کند.

آیا سعودی از دور میز کنار گذاشته شده است؟

به نوشته نشریه فارن افرز، سعودی‌ها که از پیش با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند اکنون ناچار شدند هزینه‌ها را کاهش دهند و زمان‌بندی پروژه‌های بزرگی را که قرار بود نمود عینی تحول پادشاهی باشند به‌تعویق بیندازند. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی اکنون توجه خود را بر انرژی‌های جایگزین، تولید پیشرفته، لجستیک، آب و انرژی‌های تجدیدپذیر، گردشگری و نئوم، شهر آینده‌نگری که سعودی‌ها در ساحل شمال‌غربی کشور می‌سازند متمرکز خواهد کرد. در اقدامی که باتوجه به‌درگیری کنونی نباید کسی را غافلگیر کند ریاض نیز به‌سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی داخلی خود ادامه خواهد داد و خرید تسلیحاتش را گوناگون خواهد کرد. مقام‌های سعودی درحال برنامه‌ریزی برای پایان دادن به‌لیگ گلف نوپای محمد بن‌سلمان هستند و پیشتر نیز ۷۰‌درصد از باشگاه ارزشمند فوتبال الهلال را فروختند.

درمورد خود جنگ سعودی‌ها در اواخر فوریه با ضربه‌ای حیثیتی در حوزه روابط‌عمومی روبه‌رو شدند: زمانی‌که نشریه واشینگتن پست گزارش داد که محمد بن‌سلمان، مانند بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به‌دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحد برای حمله به‌ایران فشار آورده است. سعودی‌ها این‌موضوع را تکذیب کردند. چند هفته بعد زمانی‌که ترامپ مدعی بود جنگ ظرف چند روز پایان خواهد یافت نشریه نیویورک تایمز گزارش داد که ولیعهد بار دیگر در حال لابی با ترامپ این‌بار برای ادامه کمپین علیه تهران است. باز هم سعودی‌ها تکذیب کردند. بااین‌حال باوجود آنکه ریاض آشکارا اصرار دارد که خواهان جنگ نبوده، هیچ نقشی در عملیات «خشم حماسی» نداشته و از راه‌حل دیپلماتیک حمایت می‌کند باز به‌طور مستمر هدف حملات ایران و نیروهای مقاومت در عراق قرار گرفته است. سعودی‌ها در پاسخ اعلام کردند که «حق پاسخگویی» را برای خود محفوظ می‌دارند اما تاکنون تصمیم گرفتند که ماشه را نکشند.

سناریوی محتمل پیش‌روی سعودی‌ها

رهبران سعودی که یک شرط‌بندی تریلیون دلاری بر روی تحول اقتصادی خود کردند بیش از هر چیز خواهان ثبات منطقه‌ای هستند. از نگاه آنان هیچ‌کس کمکی نمی‌کند: نه حماس، نه سوریه، نه امارات متحد عربی، نه ایران و به‌ویژه نه اسرائیل و ایالات متحد. در مواجهه با این‌واقعیت که نزدیک‌ترین شریک ریاض یعنی واشینگتن همراه با اسرائیل منطقه را بی‌ثبات کرده سعودی‌ها می‌کوشند دریابند که چگونه در شرایطی خارج از کنترل خود از منافعشان محافظت کنند؛ شرایطی که احتمالا به‌یکی از سه‌نتیجه منجر خواهد شد:

نخستین نتیجه بن‌بست است. ترامپ از جنگ خسته می‌شود و بدون تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به‌پیروزی راهبردی اعلام پیروزی آمریکا را می‌کند درحالی‌که نیروهای آمریکایی در منطقه باقی می‌مانند و تحریم‌ها علیه ایران ادامه می‌یابند. این‌بدترین نتیجه برای سعودی‌ها نخواهد بود هرچند احتمالا همچنان در معرض تهدید پهپادی و موشکی ایران باقی خواهند ماند.

دومین نتیجه پیروزی آمریکاست. سومین نتیجه ممکن برای سعودی و درعین‌حال بدترین آنها پیروزی ایران است که با رفع تحریم‌ها، نقش تهران در مدیریت تنگه هرمز و خروج ایالات متحد از منطقه تعریف می‌شود.

هر سه سناریو ممکن هستند اما از چگونگی برخورد سعودی‌ها با بحران تاکنون چنین برمی‌آید که آنان احتمال پیروزی آمریکا را کم‌رنگ‌تر از بن‌بست یا پیروزی ایران می‌دانند. به‌همین دلیل است که با نهایت احتیاط حرکت می‌کنند. آنها انکار می‌کنند که از ابتدا حامی جنگ بودند از گزارش‌هایی که می‌گویند نمی‌خواهند ترامپ زودهنگام خصومت‌ها را پایان دهد فاصله می‌گیرند و گاه‌وبیگاه ایران را به‌تلافی تهدید کرده بی‌آنکه هرگز این‌تهدیدها را عملی کنند.

آخرین اخبار