جهانِ محروم از نفت و حتی بوی نفت؛ جنگ ایران موتور «پترودلار» را خاموش کرد

آخرین اخبار
کدخبر: 629869
بلومبرگ در گزارشی نوشت: در شرایط عادی، سازوکار پترودلار ساده است؛ کشورهای خلیج فارس نفت و گاز می‌فروشند، بخشی از درآمد را در داخل هزینه و مازاد آن را در خارج سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ اما جنگ ایران، جهان را از این دلارهای نفتی محروم کرده است.
جهانِ محروم از نفت و حتی بوی نفت؛ جنگ ایران موتور «پترودلار» را خاموش کرد

جهان صنعت، خاورمیانه سه مولفه حیاتی شامل «انرژی، مسیرهای تجاری و سرمایه» را برای جهان تامین می‌کند و جنگ ایران هر سه را به طور همزمان مختل کرده است. نفت و گاز با بزرگ‌ترین شوک تاریخ خود روبه‌رو شده‌اند؛ فشار شدید بر شریان‌های تجاری، علاوه بر انرژی، جریان و گردش کودهای شیمیایی، هلیوم و گوگرد را مسدود کرده و افزون بر این، ورود «پترودلار/عواید حاصل از فروش نفت» از منطقه به اقتصاد جهانی نیز در معرض خطر قرار گرفته است.

در شرایط عادی، سازوکار پترودلار ساده است؛ کشورهای خلیج فارس نفت و گاز را می‌فروشند، بخشی از درآمد را در داخل هزینه و مازاد آن را در خارج سرمایه‌گذاری می‌کنند. این روند طی دهه‌ها، به ایجاد برخی از بزرگ‌ترین صندوق‌های ثروت ملی جهانی منجر شده است؛ صندوق‌هایی که حالا چندین فقره از آنها دارایی‌هایی نزدیک به یک تریلیون دلار را مدیریت می‌کنند.

پرتفوی(سبد دارایی‌های) این صندوق‌ها در قاره‌ها و طیف وسیع و گوناگونی از دارایی‌ها گسترده شده است. آنها مالک سهام شرکت‌های فناوری آمریکایی، باشگاه‌های فوتبال انگلیسی، املاک و مستغلات مصر، معادن آفریقایی و سپرده‌های مالی در ترکیه هستند. سرمایه کشورهای حاشیه خلیج فارس سال‌هاست که به جذب بدهی آمریکا و پایین نگه‌داشتن هزینه استقراض کمک کرده و در صورت تغییر این جریان، حتی ریشه‌دارترین بازار مالی جهان نیز اثر آن را احساس خواهد کرد.

ثروت کشورهای حاشیه خلیج فارس تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه سلاحی ژئوپلیتیکی نیز محسوب می‌شود؛ این سرمایه نفوذ و متحد به همراه می‌آورد، اقتصادها را تثبیت می‌کند، بر کمک‌های مالی تاثیر می‌گذارد و روابط با واشنگتن را تقویت می‌کند. در صورتی که جنگ جاری، این منابع مالی را تحلیل ببرد، کشورهای حاشیه خلیج فارس نه تنها پول، بلکه قدرت خود را نیز از دست خواهند داد.

ماشین پترودلار به کشورهای خلیج فارس اجازه داده است تا بدون بازسازی اقتصاد سیاسی خود، منابع درآمدی‌شان را متنوع کنند. آنها با ایجاد صندوق‌های عظیم ثروت ملی، توانستند از درآمدهایی مستقل ناشی از هیدروکربن‌ها بهره‌مند شده و از اخذ مالیات از شهروندان اجتناب کنند.

اما ماشینی که تولیدکننده ثروت، نفوذ و ثبات بود، حالا رفته‌رفته شروع به از کار افتادن کرده است. جنگ ایران تقریبا سه ماه است که به بسته‌شدن تنگه هرمز منجر شده؛ مسئله‌ای که هم جریان انرژی از منطقه به جهان و هم جریان درآمد از جهان به خلیج فارس را به شدت محدود کرده است.

اکنون ۶ کشور حاشیه خلیج فارس هزینه‌های بیشتری نیز متحمل می‌شوند. مخارج دفاعی، پشتیبانی اقتصادی و لجستیکی افزایش یافته است. بودجه سه‌ماهه نخست عربستان سعودی ارقام روشن و مشخصی را نشان می‌دهد: تنها یک ماه جنگ حدود ۱۷ میلیارد دلار – معادل ۱.۵ درصد تولید ناخالص داخلی – این کشور هزینه داشته است. احتمالا این هزینه‌ها حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه خواهند یافت. به عبارت دیگر، هم به منظور جایگزینی سامانه‌های فرسوده و هم به دلیل واقعیت جدید منطقه‌ای که اکنون به جای خطرناک‌تری بدل شده است، هزینه‌های دفاعی همچنان بالا باقی خواهند ماند.

افزون بر این، زیرساخت‌های آسیب‌دیده نیز نیازمند بازسازی و در انتظار صورت‌حساب تعمیر هستند. قطر اعلام کرده که بازگرداندن یکی از تاسیسات گازی آسیب‌دیده به مدار، ممکن است پنج سال زمان ببرد. خطوط لوله جدیدی که تنگه هرمز را دور می‌زنند، همچون پروژه‌ای که امارات در حال ساخت آن است، نیز هزینه‌های هنگفتی خواهند داشت. از سوی دیگر، در بخش درآمد نیز حتی پس از پایان جنگ، عواید صادراتی احتمالا همچنان با چالش‌هایی مواجه خواهند بود. برآوردها نشان می‌دهد که زیان قطر از آسیب وارده به تاسیسات گازی این کشور، به‌تنهایی می‌تواند به ۲۰ میلیارد دلار برسد.

کاهش درآمد به همراه افزایش هزینه‌ها، این نتیجه اجتناب‌ناپذیر را به دنبال دارد: حجم سرمایه کشورهای حاشیه خلیج فارس که برای سرمایه‌گذاری در خارج در دسترس بود، در حال آب رفتن(کوچک‌تر شدن) است.

یکی از پیامدهای این وضعیت، تشدید تردیدها درباره وعده‌های اخیر سران کشورهای عربی منطقه خلیج به دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، مبنی بر سرمایه‌گذاری‌ها و قراردادهایی به ارزش هزاران میلیارد دلار خواهد بود. پیامدهای بی‌شمار دیگری نیز وجود دارد.

توجه به این نکته اهمیت دارد که حتی پیش از جنگ ایران نیز جریان پترودلارها در حال تغییر بود. روشن‌ترین نمونه آن عربستان سعودی، بزرگ‌ترین اقتصاد منطقه، است. هدف بلندپروازنه اصلی ریاض جهانی‌سازی سرمایه‌های خود بود. عربستان سعودی در سال ۲۰۱۶ قصد داشت تا دارایی‌های خارجی در نهایت به حدود نیمی از پرتفوی صندوق ثروت ملی‌ این کشور برسد.

اما سر و کله واقعیت به‌یکباره پیدا شد. عربستان سعودی تا سال ۲۰۲۴، از یک وام‌دهنده خالص به جهان، به یک وام‌گیرنده خالص و یکی از بزرگ‌ترین منتشرکنندگان اوراق قرضه در بازارهای نوظهور بدل شد. اواخر همان سال، ریاض اهداف خود را بازنگری کرد و صندوق ثروت ملی عربستان سهم سرمایه‌گذاری‌های جهانی خود را که پیش‌تر هدف‌گذاری کرده بود، به تنها ۱۸ درصد کاهش داد.

جنگ ایران به مثابه یک کاتالیزور، این تغییر نگرش را تسریع کرده است. مسابقات LIV Golf (لیگ جهانی گلف با حضور بهترین بازیکنان جهان) پس از قطع حمایت مالی صندوق ثروت ملی عربستان، خود را برای ورشکستگی احتمالی آماده می‌کند. ریاض نه‌تنها از پنج میلیارد دلاری که طی چهار سال در این پروژه هزینه کرده بود، عقب‌نشینی می‌کند، بلکه پلی که برای تقویت روابط با ترامپ به عنوان یکی از سرمایه‌گذاران بزرگ گلف، ساخته بود را نیز کنار می‌گذارد.

ریاض همچنین از توافق ۲۰۰ میلیون دلاری با اپرای متروپولیتن نیویورک پا پس کشید و دلیل آن را اختلال در تنگه هرمز اعلام کرد. حالا عربستان به‌جای ارسال پترودلارها به خارج، در حال جذب سرمایه به داخل کشور است. طرح خصوصی‌سازی ۳۵ میلیارد دلاری غول نفت و گاز سعودی یعنی آرامکو نیز نشان‌دهنده جهت‌گیری جدید جریان سرمایه‌ است.

پول منطقه خلیج فارس فقط صرف فناوری، ورزش و سرگرمی نشده، بلکه به سر پا ماندن کشورهای شکننده نیز کمک کرده است. این سرمایه‌ها به نجات مصر، کاهش نگرانی از نکول (عدم ایفای تعهدات بدهی) پاکستان و حمایت از نرخ ثابت ارز اردن کمک کرده است. این درخواست‌ها با نیاز غزه، لبنان و سوریه به بازسازی، حتی بیشتر نیز خواهد شد. کاهش منابع مالی منطقه خلیج فارس این چالش‌ها را بیش از پیش دشوار خواهد کرد.

بدون شک، اختلال در تنگه هرمز تمام اقتصادهای منطقه خلیج فارس را به یک اندازه تحت‌الشعاع قرار نداده است. برخی کشورها همچنان در نقطه سربه‌سر قرار دارند و احتمالا عمان حتی بیشتر از قبل از آغاز جنگ درآمد کسب می‌کند. اما کشورهای دیگر همچون کویت و قطر که صادرکنندگان اصلی سرمایه هستند، تقریبا شاهد توقف کامل صادرات خود بوده‌اند. حتی کشورهایی که فعلا برنده به نظر می‌رسند نیز با خطر کاهش ناگهانی درآمدها در جریان جنگ روبه‌رو هستند.

جنگ ایران نه تنها نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز را گرفتار کرده، بلکه مسیر پول را نیز تغییر داده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون کمتر برای معاملات پر زرق‌وبرق و کمک‌های خارجی هزینه خواهند کرد. پول بیشتری در داخل باقی می‌ماند و برای تامین امنیت، تخصیص یارانه‌ و ساخت خطوط لوله هزینه خواهد شد. هرچه این جنگ طولانی‌تر شود، کشورهای خلیج فارس بیشتر به اصطلاح «درون‌گرا» خواهند شد.(عمده منابع خود را صرف مسائل داخلی خواهند کرد.)

منبع: ایرنا

آخرین اخبار