جهان‌ صنعت شکاف تورمی میان دهک‌های درآمدی و استان‌های کشور را بررسی می‌کند:

یک کشور، چند تورم

احسان کشاورز
کدخبر: 662158
تورم نقطه‌به‌نقطه شهریور 8/89‌درصد بوده است. عدد درست است اما همه حقیقت نیست.
یک کشور، چند تورم

احسان کشاورز – تورم نقطه‌به‌نقطه شهریور ۸/۸۹‌درصد بوده است. عدد درست است اما همه حقیقت نیست. پشت این میانگین، خانواده‌ای در دهک دوم ایستاده که تورم سالانه ۴/۸۲‌درصدی را تحمل کرده و آن طرف‌تر خانواده‌ای در دهک دهم قرار دارد که نرخ متناظر برای او ۳/71درصد بوده است. همان میانگین کشوری وقتی روی نقشه ایران پهن می‌شود، باز هم از هم می‌پاشد؛ تورم نقطه‌ای در تهران ۶/74درصد است اما در ایلام تا ۳/۱۱۴‌درصد بالا می‌رود. فاصله دواستان نزدیک ۴۰‌واحد ‌درصد است پس مساله فقط این نیست که قیمت‌ها بالا رفته‌اند. مساله مهم‌تر این است که گرانی به یک اندازه روی دوش همه ننشسته است. خانوار کم‌درآمد بخش بزرگی از بودجه‌اش را صرف خوراک می‌کند؛ درست همان بخشی که تورم سالانه آن از ۱۰۰‌درصد گذشته است. خانوار پردرآمد سهم بزرگ‌تری از هزینه خود را صرف حمل‌ونقل، خودرو و خدمات می‌کند؛ همان بخش‌هایی که در شهریور ناگهان شتاب بیشتری گرفته‌اند. در جغرافیای کشور نیز خانواری که در ایلام، هرمزگان یا کردستان زندگی می‌کند، با آهنگ افزایش قیمتی متفاوت از خانواری در تهران یا اصفهان روبه‌رو است. این یعنی «تورم ایران» یک عدد دارد اما مردم ایران با یک تورم زندگی نمی‌کنند. وقتی سیاستگذار از تورم ۸/۸۹‌درصدی حرف می‌زند، دقیقا درباره زندگی کدام خانوار صحبت می‌کند؟

میانگینی که تفاوت‌ها را پنهان می‌کند

تورم سالانه شهریور برای کل کشور ۶/۷۳‌درصد اعلام شده است. اگر همین عدد تنها معیار قضاوت باشد، می‌توان تصور کرد همه خانوارها کم‌وبیش با فشار مشابهی مواجه بوده‌اند اما کافی است جدول دهک‌ها باز شود تا این تصویر فرو بریزد. دهک اول تورم سالانه ۴/۸۱‌درصدی داشته، دهک دوم ۴/۸۲‌درصد و دهک سوم ۳/۸۱‌درصد. از اینجا به بعد نرخ‌ها آرام‌آرام پایین می‌آیند؛ دهک چهارم ۴/۷۹‌درصد، پنجم ۲/۷۸‌درصد، ششم ۷/۷۶‌درصد، هفتم ۴/۷۵‌درصد، هشتم ۹/۷۳‌درصد، نهم ۶/۷۲‌درصد و در نهایت دهک دهم ۳/۷۱‌درصد. فاصله میان بالاترین و پایین‌ترین نرخ ۱/۱۱‌واحد‌درصد است.

۱۱‌واحد‌درصد در اقتصاد تورمی عدد کوچکی نیست. این فاصله فقط در جدول نمی‌ماند. خودش را در کیفیت غذایی، امکان پس‌انداز، درمان، خرید پوشاک، آموزش فرزندان و حتی تصمیم خانوار برای حذف یا نگه‌ داشتن بعضی مخارج نشان می‌دهد. مساله اینجاست که تورم درآمد مردم را نمی‌سنجد، فقط تغییر قیمت سبد مصرف را اندازه می‌گیرد. وقتی دوخانوار با درآمدهای متفاوت، سبدهای متفاوتی هم دارند، یک نرخ ملی نمی‌تواند توضیح دهد کدام خانواده بیشتر زیر بار گرانی خم شده است. میانگین ملی در چنین شرایطی شبیه عکسی است که از ارتفاع زیاد گرفته شده؛ همه‌چیز را نشان می‌دهد اما جزئیات زندگی مردم در آن محو شده است.

وقتی سفره نصف بودجه را می‌بلعد

چرا تورم سالانه دهک‌های پایین بالاتر است؟ پاسخ را باید در ساده‌ترین بخش زندگی روزمره جست‌وجو کرد؛ خوراک. خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات ۴/۴۲‌درصد از سبد هزینه دهک اول را تشکیل می‌دهند. سهم همین گروه در دهک دوم ۳/۴۲‌درصد و در دهک سوم ۱/۴۱‌درصد است. هرچه به دهک‌های بالاتر می‌رویم، این سهم کمتر می‌شود تا در دهک دهم به ۶/۲۱‌درصد برسد.

یعنی دهک اول تقریبا دوبرابر دهک دهم از بودجه خود را صرف خوراک می‌کند. حالا این تفاوت را کنار تورم سالانه خوراکی‌ها بگذاریم؛ ۸/۱۰۸‌درصد. درمقابل، تورم سالانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۳/۵۵‌درصد بوده است. پس خانوار کم‌درآمد در بخشی از اقتصاد سهم بزرگ‌تری از بودجه‌اش را خرج می‌کند که اتفاقا تورمش تقریبا دوبرابر بخش غیرخوراکی است. این همان جایی است که تورم، رنگ طبقاتی پیدا می‌کند. برای خانوار پردرآمد ممکن است افزایش قیمت یک خدمت یا کالای بادوام به تعویق خرید منجر شود اما خانواری که بیش از ۴۰‌درصد بودجه‌اش صرف غذا می‌شود، گزینه‌های بسیار کمتری دارد. نان، شیر، تخم‌مرغ، روغن و گوشت را نمی‌توان برای همیشه از سبد حذف کرد. در چنین شرایطی، تورم فقط به‌معنای گران‌تر شدن خرید نیست بلکه به‌معنای فشرده‌ترشدن همان سبدی است که خانواده برای زنده ماندن به آن نیاز دارد.

فقرا بیشتر خوراک نمی‌خرند؛ خوراک‌شان هم بیشتر گران شده

ماجرا به وزن بالاتر خوراک ختم نمی‌شود. تورم سالانه خوراکی‌ها در دهک اول ۷/۱۱۵‌درصد بوده  و همین نرخ در دهک دهم ۸/۱۰۴‌درصد ثبت شده است. پس دهک اول از دوطرف تحت‌فشار قرار دارد؛ هم سهم خوراک در بودجه‌اش بیشتر است و هم همان سبد غذایی با نرخ بیشتری گران شده است. اما چرا دهک اول باید در تنگنای این‌چنینی گرفتار محاصره تورمی باشد؟ چون ترکیب سفره یکی نیست. نان و غلات ۸۸/۹‌درصد از هزینه دهک اول را تشکیل می‌دهد اما سهم آن در دهک دهم ۶۷/۴‌درصد است. روغن و چربی برای دهک اول وزن ۵۷/۲‌درصدی دارد ولی برای دهک دهم فقط ۸/۰‌درصد. وزن سبزیجات از ۱/۷‌درصد در دهک اول به ۵۲/۲‌درصد در دهک دهم می‌رسد. شیر، پنیر و تخم‌مرغ نیز برای دهک اول ۹۱/۴‌درصد وزن دارد و برای دهک دهم ۹۷/۱‌درصد. دقیقا بعضی از همین کالاها در یک سال گذشته از پرشتاب‌ترین اقلام تورمی بوده‌اند. یعنی فقرا با دوتیغه قیچی روبه‌رو شده‌اند. اول اینکه مجبورند سهم بیشتری از بودجه را صرف غذا کنند و دوم اینکه اقلامی که بیشتر مصرف می‌کنند، سریع‌تر هم گران شده‌اند. این شاید یکی از مهم‌ترین نکات جدول تورمی شهریورماه دهک‌ها باشد اما معمولا پشت این عدد، کل تورم گم می‌شود.

شهریور اما ورق را برگرداند

اگر تصویر سالانه را کنار بگذاریم و فقط خود شهریور را ببینیم، اتفاق عجیبی رخ داده است؛ جهت تورم برعکس می‌شود. دهک اول در شهریور ۸۶/۲‌درصد تورم داشته است. دهک دوم ۰۶/۳، سوم ۲۵/۳، چهارم ۳۹/۳، پنجم ۵۹/۳، ششم ۳.۷۷، هفتم ۹۲/۳، هشتم ۱۹/۴، نهم ۴/۴ و دهک دهم ۲۷/۵‌درصد. نردبان کاملا صعودی است. هرچه دهک بالاتر رفته، تورم ماهانه نیز بیشتر شده است. آیا این یعنی در شهریور ثروتمندان بیشتر از فقرا زیر فشار معیشتی بوده‌اند؟ نه. معنای عدد، چیز دیگری است. در شهریور خوراکی‌ها فقط ۳/۲‌درصد گران شدند اما کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۷/۵‌درصد رشد قیمت داشتند. وزن غیرخوراکی و خدمات در سبد دهک اول ۶/۵۷‌درصد است اما در دهک دهم به ۴/۷۸‌درصد می‌رسد یعنی موتور تورم در شهریور درست در بخشی روشن شد که سهم بیشتری در بودجه دهک‌های بالا دارد. سهم غیرخوراکی و خدمات از تورم ماهانه دهک اول ۹۶/۱‌واحد‌درصد بوده اما در دهک دهم به ۳۹/۴‌واحد‌درصد رسیده است. به‌بیان ساده‌تر، شهریور ماهی بود که گرانی از سفره کمی فاصله گرفت و به‌سمت خودرو، حمل‌ونقل، پوشاک، ارتباطات و خدمات رفت. نتیجه هم این شد که نرخ ماهانه دهک‌های بالا از دهک‌های پایین جلو زد.

خودرو چگونه دهک دهم را جلو انداخت؟

یکی از مهم‌ترین آرایش‌های تورمی شهریورماه  را باید در حمل‌ونقل جست‌وجو کرد. وزن حمل‌ونقل در سبد دهک اول فقط ۵۲/۳‌درصد است اما در دهک‌دهم به ۶۶/۱۳‌درصد می‌رسد؛ تقریبا چهاربرابر. در همین شهریوری که گذشت، تورم ماهانه حمل‌ونقل ۹/۷‌درصد بوده و خرید وسایل نقلیه فقط در یک ماه ۴/۱۱‌درصد گران شده است. اثر این جهش در تورم دهک‌ها کاملا پیداست. حمل‌ونقل فقط ۱۵/0واحد‌درصد از تورم ماهانه دهک اول را ساخته اما سهم آن در تورم دهک دهم ۲۷/۱‌واحد‌درصد بوده است یعنی تقریبا یک‌چهارم تورم شهریور دهک دهم فقط از همین بخش آمده است. برای دهک اول ماجرا متفاوت است. خودرو سهم کوچکی در هزینه او دارد. خوراک و مسکن بخش عمده بودجه را می‌بلعند. اینجاست که باید میان «بالاتر بودن نرخ تورم» و «شدت فشارمعیشتی» تفاوت گذاشت. ممکن است دهک دهم در شهریور نرخ بالاتری ثبت کرده باشد اما دهک اول همچنان بخش بیشتری از درآمدش را برای کالاهایی خرج می‌کند که حذف آنها ممکن نیست. تورم فقط عدد نیست؛ مهم است که این عدد روی چه نوع هزینه‌ای نشسته باشد.

مسکن؛ فشار مشترکی که کسی از آن فرار نمی‌کند

اگر خودرو دهک‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند، مسکن تقریبا همه را به هم نزدیک می‌کند. سهم مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها در سبد دهک اول ۳۸/۳۹‌درصد است. در دهک دهم نیز هنوز ۸۷/۳۲‌درصد از مخارج را تشکیل می‌دهد یعنی مسکن برای فقیر و غنی هزینه بزرگی است هرچند سهم آن برای دهک‌های پایین حتی بیشتر است. سهم مسکن از تورم ماهانه دهک‌ها نیز تفاوت بزرگی ندارد؛ از حدود ۷۵/۰ تا ۹۲/۰‌واحد‌درصد در نوسان است. این بخش از اقتصاد یک ویژگی مهم دارد که خانوار نمی‌تواند به‌سادگی از آن فرار کند. می‌توان خرید خودرو را عقب انداخت، می‌توان سفر را حذف یا بعضی خدمات را کمتر مصرف کرد اما مسکن را نمی‌توان از سبد کنار گذاشت. همین مساله باعث می‌شود نرخ تورم پایین‌تر یک دهک لزوما به‌معنای فشار کمتر بر بودجه آن نباشد. وقتی نزدیک ۴۰‌درصد هزینه خانوار کم‌درآمد صرف مسکن و بیش از ۴۰‌درصد دیگر در گروه خوراکی‌ها قرار گرفته، بخش بزرگی از بودجه پیش از آنکه خانواده به آموزش، تفریح، پوشاک یا پس‌انداز برسد، مصرف شده است. تورم برای چنین خانواری بیش از آنکه انتخاب‌هایش را تغییر دهد، دامنه انتخاب‌هایش را کوچک می‌کند.

فاصله ۴۰‌واحد‌درصدی 2ایران

نابرابری فقط میان دهک‌ها نیست. کافی است از جدول خانوارها به نقشه کشور برویم. تورم نقطه‌ای کل کشور ۸/۸۹‌درصد است اما در ایلام ۳/۱۱۴‌درصد و در تهران ۶/۷۴‌درصد. فاصله این دو ۷/۳۹‌واحد‌درصد است. بعد از ایلام، هرمزگان با ۸/۱۱۳‌درصد، کردستان با ۳/۱۰۸‌درصد، گلستان با ۸/۱۰۷‌درصد و آذربایجان‌غربی با ۷/۱۰۷‌درصد قرار دارند. پایین جدول هم البرز با ۹/۸۲‌درصد، سیستان و بلوچستان با ۸/۸۳‌درصد، اصفهان با ۹/۸۳‌درصد و سمنان با ۸۵‌درصد قرار گرفته‌اند. در تورم سالانه هم فاصله پابرجاست. ایلام ۴/۹۱‌درصد، کردستان ۳/۹۰‌درصد و لرستان ۳/۸۹‌درصد تورم سالانه دارند اما تهران در ۱/۶۱‌درصد ایستاده است. یعنی افزایش قیمت‌ها فقط طبقات اجتماعی را به شکل متفاوت تحت‌فشار نگذاشته، محل زندگی هم بخشی از تجربه تورم شده است. خانواری که در یک استان زندگی می‌کند، ممکن است با نرخ افزایش قیمتی مواجه باشد که ده‌ها‌واحد‌درصد با خانوار استان دیگری تفاوت دارد. در چنین شرایطی، جمله «تورم کشور ۸/۸۹‌درصد است» شبیه گفتن میانگین دمای ایران در یک روز است؛ درست است اما به شما نمی‌گوید در کدام شهر باید کت پوشید و در کدام شهر کولر روشن کرد.

هرمزگان؛ وقتی همه‌چیز با هم گران می‌شود

اگر ایلام قله تورم نقطه‌ای است، هرمزگان را باید قله فشار جاری شهریور دانست. تورم ماهانه این استان ۷/۶‌درصد بوده؛ بیشترین نرخ کشور اما آنچه هرمزگان را متفاوت می‌کند، گستردگی افزایش قیمت است. خوراکی‌ها در این استان فقط طی یک ماه ۸/۴‌درصد گران شده‌اند. تورم نقطه‌ای خوراکی نیز به ۸/۱۴۹‌درصد رسیده است؛ بالاترین نرخ خوراکی در کل کشور. در سوی‌دیگر، کالاهای غیرخوراکی و خدمات نیز در شهریور ۲/۸‌درصد گران شده‌اند و تورم نقطه‌ای آنها ۳/۹۳‌درصد بوده است یعنی در هرمزگان خانوار نه‌فقط با سفره گران‌تر بلکه با خدمات، حمل‌ونقل و سایر مخارج گران‌تر نیز روبه‌رو شده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «تورم فراگیر» نامید؛ وضعیتی که در آن خانوار دیگر نمی‌تواند با جابه‌جا کردن هزینه از یک بخش به بخش دیگر، فشار را مدیریت کند. گلستان نیز تاحدی چنین شرایطی دارد. تورم ماهانه کل این استان ۱/۶‌درصد بوده و تورم نقطه‌ای غیرخوراکی و خدمات به ۶/۹۵‌درصد رسیده است. وقتی تورم همزمان در چند بخش سبد بالا می‌رود، راه فرار خانوار کمتر می‌شود.

تهران ارزان نیست، فقط تورم کل آن پایین‌تر است

تهران در جدول تورم نقطه‌ای آخر است اما همین جمله اگر بدون توضیح منتشر شود، می‌تواند تصویر غلطی بسازد. تورم کل تهران ۶/۷۴‌درصد است؛ پایین‌ترین میان استان‌ها اما تورم خوراکی در تهران ۳/۱۱۹‌درصد بوده است. در مقابل، تورم کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۸/۵۶‌درصد است. فاصله این دونرخ به ۵/۶۲‌واحد‌درصد می‌رسد یعنی پایین بودن تورم کل تهران به این معنا نیست که سفره خانوار تهرانی از موج گرانی در امان بوده است. علت اصلی پایین‌تر بودن شاخص کل، رفتار متفاوت بخش غیرخوراکی و خدمات است. در کرمان وضعیت حتی جالب‌تر است؛ تورم خوراکی ۵/۱۳۴‌درصد و غیرخوراکی و خدمات ۷۰‌درصد است. فاصله بیش از ۶۴‌واحد‌درصد. این مثال‌ها نشان می‌دهد حتی مقایسه استان‌ها با یک عدد هم می‌تواند بخشی از واقعیت را مخفی کند. استانی ممکن است در تورم کل پایین‌تر باشد اما خانواری که سهم زیادی از درآمدش را صرف غذا می‌کند در عمل با تورمی بسیار بالاتر از عدد رسمی کل مواجه باشد. باز هم به همان نقطه اول برمی‌گردیم؛ میانگین‌ها بدون شناخت سبد مصرف، حرف ناقصی می‌زنند.

۳۱استان، ۱۰دهک و یک واقعیت مشترک

از دل آمار شهریور یک تصویر روشن بیرون می‌آید. میان بالاترین و پایین‌ترین تورم سالانه دهک‌ها ۱/۱۱‌واحد‌درصد فاصله وجود دارد. میان بالاترین و پایین‌ترین تورم نقطه‌ای استان‌ها فاصله به ۷/۳۹‌واحد‌درصد می‌رسد. دهک‌های پایین در مقیاس سالانه تورم بیشتری دیده‌اند، چون سهم بیشتری از بودجه آنها صرف خوراک می‌شود و همان سبد خوراکی نیز بیشتر گران شده است. دهک‌های بالا اما در شهریور با افزایش شدیدتر غیرخوراکی‌ها، خودرو و خدمات روبه‌رو شدند و به‌همین‌دلیل نرخ ماهانه بیشتری ثبت کردند. در استان‌ها نیز یک الگوی واحد وجود ندارد؛ در جایی خوراک موتور اصلی گرانی است، در جایی خدمات و غیرخوراکی‌ها و در استانی مانند هرمزگان هردو با هم. البته نباید یک خطای آماری هم رخ دهد. داده دهک‌ها برای کل کشور محاسبه شده و جدول استان‌ها جداست بنابراین از این اطلاعات نمی‌توان گفت «دهک اول ایلام» یا «دهک دهم تهران» دقیقا چه تورمی داشته است. برای چنین داوری‌ کردنی داده ترکیبی لازم است اما برای دیدن مساله اصلی، همین اعداد کافی است.

وقتی سیاستگذار فقط یک نرخ تورم را جلوی خود می‌گذارد، ممکن است همان چیزی را نبیند که برای خانوار مهم‌تر از همه است؛ اینکه چه چیزی گران شده، برای چه کسی گران شده و کجا گران شده است. تورم ایران یک عدد رسمی دارد اما زندگی مردم با آن عدد واحد پیش نمی‌رود. ایران یک نرخ تورم دارد؛ اما ایرانیان با یک نرخ تورم زندگی نمی‌کنند.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار