گلوگاه انرژی جهان زیر سایه جنگ
جهان صنعت- تنگه هرمز نفس اقتصاد جهان را به شماره انداخته است. ۳۶روز است که جز نفت ایران، یک قطره نفت هم از این گذرگاه عبور نکرده و همین توقف بازار نفت را گرفتار شیب صعودی قیمتها کرده است. اگر معاملهگران بازار تا پیش از این جنگ، گزارشهای بنیادی را مبنای معاملات آتی قرار میدادند، حالا دیگر همهچیز تغییر کرده است و حتی سیگنالهای سیاسی کاخ سفید نیز توان اثرگذاری بر جهت بازار را از دست دادهاند. واقعیتهای اقتصاد جهانی یکییکی چهره خود را نشان میدهند؛ واقعیتهایی که جهان را در آستانه یک شوک تازه انرژی قرار دادهاند.
تنگه هرمز که پیش از آغاز جنگ روزانه محل عبور نزدیک به ۲۰میلیون بشکه نفت بود، اکنون عملا از چرخه صادرات منطقهای خارج شده است. این اختلال نهتنها عرضه نفت بلکه ساختار امنیت انرژی جهان را تحتتاثیر قرار داده و باعث شده بسیاری از اقتصادهای صنعتی با موج تازهای از تورم انرژی روبهرو شوند. افزایش هزینه حملونقل دریایی، رشد نرخ بیمه نفتکشها، کاهش صادرات کشورهای عربی خلیجفارس و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انرژی باعث شده بازار جهانی وارد مرحلهای از نااطمینانی کمسابقه شود؛ شرایطی طاقتفرسا که به گفته تحلیلگران میتواند آثار آن تا سالها در اقتصاد جهانی باقی بماند.
بنزین؛ پاشنه آشیل اقتصادهای بزرگ
بازار جهانی نفت از نخستین روزهای حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، واکنش شدیدی به این اتفاق نشان داد. در ابتدای درگیریها قیمت نفت برنت در محدوده ۸۳دلار و نفت وستتگزاس در حوالی ۷۷دلار قرار داشت اما اکنون در سیوششمین روز از جنگ، قیمت نفت برنت به حدود ۱۰۹دلار و نفت وستتگزاس به حدود ۱۰۳دلار رسیده است. رشد قیمت نفت برنت در همین مدت حدود ۳۱درصد و WTI بیش از ۴۴درصد افزایش داشته است.
آثار این افزایش قیمتها بهسرعت به بازار فرآوردههای نفتی منتقل شده است. بیشترین تاثیر این جهش قیمت نفت متوجه بنزین است. در آمریکا متوسط قیمت بنزین بیش از ۲۳درصد افزایش یافته و به حدود ۶۸/۳دلار در هر گالن رسیده است؛ افزایشی که به باور بسیاری از تحلیلگران میتواند به یک چالش سیاسی جدی برای دولت واشنگتن تبدیل شود زیرا تجربه انتخابات گذشته نشان داده قیمت سوخت یکی از متغیرهای تعیینکننده رفتار رایدهندگان آمریکایی است. به همین دلیل برخی کارشناسان انرژی معتقدند بنزین در شرایط جنگی به «پاشنه آشیل» اقتصاد سیاسی آمریکا تبدیل شده است.
در اروپا هم افزایش قیمت انرژی دولتها را ناچار به مداخله مستقیم کرده است. دولت انگلیس برای مهار پیامدهای تورمی افزایش قیمت سوخت، برنامه پرداخت یارانه ششماهه بنزین را اجرا کرده است. به گفته تحلیلگران این موضوع میتواند کسری بودجه این کشور را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر اقتصاد پسابرگزیت وارد کند. در آلمان، فرانسه و ایتالیا نیز دولتها بستههای حمایتی تازهای برای کنترل قیمت انرژی در نظر گرفتهاند و علاوه بر آن تصمیم بانکهای مرکزی این کشورها برنامه افزایش نرخ بهره را برای مقابله با تورم ناشی از قیمت سوخت در دستور کار دارند.
بازار LNG نیز همزمان با افزایش قیمت نفت وارد مسیر صعودی شده است. محدود شدن صادرات گاز قطر از مسیرهای خلیج فارس و افزایش ریسک کشتیرانی در منطقه باعث شده قیمت گاز طبیعی مایع در بازار اروپا و شرق آسیا افزایش پیدا کند و همین روند باعث شده که نگرانیها درباره تامین ذخایر زمستانی اروپا را زودتر از موعد تشدید کند.
برگ برندهای برای ایران
در حالی که بسیاری از کشورهای تولیدکننده خلیج فارس با بحران صادرات مواجه شدهاند، ایران در طول جنگ همچنان توانسته نفت خود را به بازار عرضه کند؛ وضعیتی که نشاندهنده تغییر موازنه ژئوپلیتیک انرژی در منطقه است.
پیش از آغاز جنگ کویت روزانه حدود ۷/۲میلیون بشکه نفت تولید میکرد که تقریبا تمام آن از مسیر تنگه هرمز صادر میشد. امارات نیز با تولید حدود ۲/۳میلیون بشکه در روز بخش عمده صادرات خود را وابسته به همین گذرگاه داشت. قطر علاوهبر تولید حدود ۶۰۰هزار بشکه نفت خام و میعانات گازی، یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان محسوب میشود که مسیر اصلی صادرات آن نیز از هرمز عبور میکرد. بحرین نیز با تولید نزدیک به ۲۰۰هزار بشکه در روز وابستگی کامل به این مسیر داشت.
توقف عبور نفتکشها از تنگه هرمز باعث شده بخش مهمی از صادرات این کشورها متوقف شود یا تنها با هزینههای بسیار سنگین بیمه و حملونقل انجام گیرد. افزایش چندبرابری نرخ بیمه جنگی نفتکشها و کاهش تمایل شرکتهای کشتیرانی برای ورود به منطقه عملا صادرات انرژی این کشورها را محدود کرده است. این وضعیت به کاهش درآمدهای ارزی دولتهای منطقه، افزایش فشار بر بودجه عمومی و تعویق پروژههای عمرانی منجر شده بهطوری که درآمدهای ارزی این کشورها را بهطور مستقیم تحت فشار قرار داده و تراز مالی دولتهای منطقه را با کسری احتمالی مواجه کرده است.
برای اقتصادهایی که بخش عمده بودجه عمومی خود را بر پایه درآمد نفتی تنظیم کردهاند، این اختلال به معنای کاهش نقدینگی دولتها، تعویق پروژههای عمرانی و افزایش آسیبپذیری در برابر شوکهای مالی خارجی است. گزارشها نشان میدهد که این وضعیت بهویژه در کویت و بحرین که وابستگی بودجهای بالاتری به صادرات نفت دارند، باعث شوک مالی شده است.
اوضاع برای عربستان سعودی هم ناخوشایند است. اگرچه این کشور تلاش کرده بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند اما ظرفیت این خط لوله حدود ۵میلیون بشکه در روز است و نمیتواند جایگزین کامل مسیر هرمز شود. همین مساله باعث شده بازار جهانی نفت با کمبود عرضه روبهرو شود و قیمتها در مسیر صعودی باقی بمانند.
در واقع جنگ اخیر نشان داده که کنترل مسیرهای انتقال انرژی به اندازه ظرفیت تولید اهمیت دارد؛ موضوعی که در ساختار جدید امنیت انرژی جهان جایگاهی تعیینکننده پیدا کرده است.
وقتی هرمز پیروزی آورد
تبعات جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران حالا باعث شده که موسسات مالی بزرگ جهان نسبت به آینده اقتصاد جهان هشدار بدهند. به اعتقاد آنها بازار نفت وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که حتی در صورت پایان جنگ نیز بهسادگی به وضعیت پیشین بازنخواهد گشت. بسیاری از تحلیلگران بینالمللی هشدار می دهند که ادامه اختلال در عرضه میتواند قیمت نفت را به سطوح بسیار بالاتری برساند. برخیها حتی پا فراتر نهاده و نسبت به احتمال گرسنگی دنیا هشدار میدهند.
نشریه اکونومیست با انتشار گزارشی نوشت که ادامه جنگ میتواند اقتصاد جهانی را با ترکیبی از تورم بالا و رشد پایین مواجه کند؛ وضعیتی مشابه شوکهای نفتی دهه۱۹۷۰ که بیشترین فشار آن بر اقتصاد اروپا وارد خواهد شد.
هاشم اورعی، کارشناس انرژی و عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف معتقد است که عامل اصلی آغاز این جنگ مساله انرژی و تلاش برای تسلط بر منابع انرژی ایران بوده است. به گفته او هیچکس نمیتواند مسیر دقیق قیمت نفت را پیشبینی کند زیرا روند بازار کاملا به شرایط جنگ وابسته است.
او سه سناریو برای آینده بازار نفت ترسیم میکند. در سناریوی نخست، اگر جنگ محدود باقی بماند، قیمتها در سطوح فعلی تثبیت میشود. در سناریوی دوم، در صورت گسترش حملات به زیرساختهای انرژی، قیمت نفت میتواند تا مرز ۱۵۰دلار افزایش یابد. در سناریوی سوم نیز اگر دامنه جنگ به بازیگران جدیدی گسترش پیدا کند، بازار انرژی با شوک شدیدتری روبهرو خواهد شد.
اورعی تاکید میکند برخی تحلیلگران این جنگ را «هدیهای برای روسیه» میدانند زیرا در سایه شرایط ایجادشده، فشار تحریمهای نفتی این کشور کاهش یافته و مسکو توانسته نفت خود را با قیمتهای بالاتر به بازار عرضه کند.
از سوی دیگر کشورهای اروپایی بیشترین آسیب اقتصادی را از این جنگ متحمل شدهاند. افزایش قیمت انرژی رشد اقتصادی آنها را با چالش مواجه کرده و دولتها را ناچار به پرداخت یارانههای گسترده برای مهار نارضایتی اجتماعی کرده است. همین مساله به افزایش کسری بودجه برخی دولتها از جمله انگلیس منجر شده است.
سی و ششمین روز از جنگ تحمیلی اگرچه خسران بزرگی برای ایران به بار آورده اما دستاوردهای بزرگی هم داشته است. ایران شاقول انرژی دنیاست بر تنگه هرمز. حتی اگر همین امروز جنگ پایان یابد، بازار نفت به شرایط پیش از فوریه بازنخواهد گشت، چه آنکه ساختار امنیت انرژی جهان تغییر کرده و اکنون تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری به مهمترین متغیر تعیینکننده قیمت انرژی تبدیل شده است؛ متغیری که میتواند مسیر اقتصاد جهانی را در ماههای آینده تعیین کند.
