گردشگری در گرداب بحران
نادر نینوایی– موج رکود صنعت گردشگری، ایران را بیش از هر زمان دیگر تحتفشار قرار داده؛ بخشی از بدنه این صنعت در حال از دست رفتن است. از سال۱۳۹۸ تاکنون سریالی از حوادث ازجمله کرونا، جنگ و جهش هزینههای سفر گریبانگیر عرصه توریسم کشور بوده است و حالا دیگر بحران بهکاهش تعداد گردشگران یا لغو پروازها محدود نشده، نشانههای فرسایش ساختاری در دفاتر خدمات مسافرتی، تورلیدرها و نیروهای متخصص این حوزه نیز دیده میشود.
فعالان گردشگری از کاهش نیرو، تعطیلی دفاتر، مهاجرت نیروهای باتجربه و حرکت کسبوکارها بهسمت دفاتر اشتراکی سخن میگویند؛ نشانههایی که اگر جدی گرفته نشوند، بازسازی صنعت پس از عبور از بحران را بسیار دشوارتر خواهند کرد.
بحرانهای هشتسال اخیر هرکدام بخشی از توان صنعت توریسم کشور را تحلیل بردهاند. کرونا نخستین ضربه بزرگ بود و در حالی که هنوز بسیاری از فعالان گردشگری نتوانسته بودند به وضعیت عادی بازگردند، ماجرای هواپیمای اوکراینی، تنشهای ادامهدار با اسرائیل، جنگ ۱۲روزه و اختلال گسترده در پروازهای داخلی و خارجی، شوک دیگری به این بازار وارد کرد. در چنین شرایطی بسیاری از دفاتر برای کاهش هزینهها ناچار به تعدیل نیرو شدهاند و بخشی از نیروهای متخصص نیز یا بهسراغ مشاغل دیگر رفتهاند یا مهاجرت را بهعنوان راه خروج از وضعیت موجود دنبال میکنند.از سوی دیگر کاهش قدرت خرید خانوارها، سفر را برای بخش قابلتوجهی از جامعه به کالایی لوکس تبدیل کرده است. رشد قیمت بلیت، اقامت و سایر هزینههای سفر باعث شده حتی یک سفر داخلی خانوادگی نیز هزینهای سنگین به خانوار تحمیل کند. درنتیجه بازار گردشگری همزمان از دو طرف تحت فشار قرار گرفته است؛ از یکسو توان فعالیت شرکتها تحلیل رفته و از سوی دیگر تقاضای موثر مردم کاهش یافته است.در این میان سیاستهای حمایتی دولت نیز به گفته فعالان این حوزه هنوز نتوانسته نقش یک ضربهگیر واقعی را ایفا کند. وعده تسهیلات و حمایت، زمانی میتواند موثر باشد که دسترسی به آن ساده، سریع و متناسب با عمق بحران باشد وگرنه وامهای محدود با فرآیندهای پیچیده، بیشتر از آنکه راه نجات باشند، به تصویری از فاصله میان سیاستگذاری و واقعیت بازار تبدیل میشوند. ادامه این وضعیت میتواند گردشگری ایران را در موقعیتی قرار دهد که حتی با بازگشت ثبات، دیگر نیروی انسانی، زیرساخت و توان اقتصادی لازم برای جهش دوباره را در اختیار نداشته باشد.
گردشگری زیر فشار بحرانها
ارشاد ایوبوند، راهنمای گردشگری و فعال حوزه توریسم، در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره تاثیر بحرانهای اخیر بر صنعت گردشگری گفت: ما طی ۱۰سال گذشته با دو بحران جدی مواجه بودهایم؛ یکی کرونا و دیگری جنگ. هر دو بحران دقیقا فشار زیادی را به گردشگری وارد آوردند. بهخصوص جنگ ۱۲روزه که به یکباره اتفاق افتاد و کسی انتظارش را نداشت.
وی افزود: این بحران باعث شد بسیاری از دفاتر گردشگری برای حفظ بقا، ناچار به کاهش نیرو شوند. مدیران دفاتر مجبور شدند تعداد کارکنان خود را کاهش دهند تا بتوانند در این بازار دوام بیاورند و دستکم یکسال یا یک سال و نیم دیگر به فعالیت خود ادامه دهند. ضربه دیگری که شرایط را دشوارتر کرد، بسته شدن آسمان کشور از ۹اسفند و لغو بسیاری از پروازها بود. پروازهای خارجی نیز بهطور کامل متوقف شدند و شرکتهای هواپیمایی زمانبندیهایی اعلام کردند که نشان میداد در چه تاریخی دیگر پروازی به ایران نخواهند داشت. همه این اتفاقات دست به دست هم داد تا بحران عظیمی گریبان شرکتهای گردشگری را بگیرد.
«چسبزخم» به جای حمایت واقعی
ایوبوند با اشاره به وضعیت فعلی شرکتها ادامه داد: اکنون برخی مجموعهها در حال تلاش برای ادامه فعالیت هستند اما آنچه اتفاق میافتد، بیشتر شبیه یک چسبزخم برای یک جراحی قلب باز است. ما در دوران کرونا هم، چنین شرایطی داشتیم و متاسفانه اکنون در جنگ نیز همان وضعیت تکرار شده است.
به گفته این فعال گردشگری، بسیاری از نیروهای باتجربه این صنعت، از لیدرها گرفته تا افرادی که در آژانسها فعالیت میکنند، به سمت مشاغل دیگر رفتهاند یا به مهاجرت فکر میکنند.
او گفت: اکثر دوستان من اکنون در صف مهاجرت هستند و منتظرند بتوانند به کشورهای دیگری بروند. این اتفاق برای آینده گردشگری بسیار بد است زیرا وقتی نیروهای کارکشته از بدنه صنعت جدا میشوند، تربیت و جایگزین کردن آنها بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.
دفاتر گردشگری کوچکتر میشوند
این تورلیدر با اشاره به مشکلات مالی دفاتر گردشگری اظهار کرد: دولت میخواهد بهعنوان کمک، وام پرداخت کند اما فرآیند دریافت این وامها برای لیدرها و مدیران آژانسها آنقدر دشوار است و مدارک مختلفی مطالبه میشود که عملا راه تنفسی برای دریافت و بازپرداخت تسهیلات باقی نمیماند.
او افزود: مدیران بسیاری از دفاتر ناچار شدهاند فعالیت خود را محدود یا متوقف کنند حتی اکنون تعداد زیادی از فعالان گردشگری به سمت دفاتر کار اشتراکی رفتهاند چون دیگر از پس هزینههای یک دفتر ۵۰ یا ۶۰متری برنمیآیند. مالیات، بیمه و سایر هزینهها باعث شده نگهداری یک دفتر مستقل برای بسیاری از فعالان امکانپذیر نباشد.
ایوبوند تاکید کرد: امیدوارم این دوران بگذرد و فعالان گردشگری بتوانند دوام بیاورند. کشورهای دیگر نیز بحرانهایی مانند جنگ و کرونا را تجربه کردهاند اما بهنظر میرسد آسیب واردشده به گردشگری ایران بسیار جدیتر بوده است.
حمایت دولت؛ از حرف تا عمل
این فعال حوزه توریسم درباره آنچه دولت در کوتاهمدت میتواند برای نجات گردشگری انجام دهد، گفت: در زمان جنگ صحبتهایی درباره تعویق پیگیری مالیات مطرح میشود اما به محض اینکه صحبت از آتشبس به میان میآید، دفاتر باید برای پرداخت مالیات و بیمه اقدام کنند و جرایم نیز با شدت مطالبه میشود. ایوبوند ادامه داد: وقتی بخش حمایتی دولت وجود نداشته باشد، طبیعی است که فعالان دلسرد شوند. شما کوچکترین حمایت ملموسی از دولت نمیبینید. حتی نمیآیند بگویند امسال که دفاتر آژانسهای گردشگری فعالیتی نداشتهاند، از مالیات معاف شوند. چرا نباید چنین کاری انجام شود؟
به گفته او، نمیتوان همهچیز را از بخشخصوصی خواست و همزمان از آن انتظار داشت در شرایط بحرانی استقامت کند و به فعالیت خود ادامه دهد.
این تورلیدر گفت: اگر قرار است ما(فعالان گردشگری) بمانیم، باید به نحوی امکان بقا فراهم شود. وقتی چنین امکانی وجود ندارد، دفاتر مجبور میشوند کوچکتر شوند؛ مثلا دفتری که ۳۰نیرو دارد، تعداد نیروهایش به پنج نیرو کاهش پیدا کند یا دفتری که پنج نیرو دارد، بهطور کامل تعطیل شود.
وامهایی که راهگشا نیستند
ایوبوند درباره تسهیلاتی که برای فعالان گردشگری در نظر گرفته شده است، اظهار کرد: بسیاری از کسانی که واقعا میخواهند در این صنعت بمانند، ناچار شدهاند به دفاتر اشتراکی بروند. این موضوع به معنای پایین بودن سطح کار این دفاتر نیست؛ مساله، توان مالی همکاران است که دیگر حتی از پس هزینه یک دفتر ۴۰ یا ۵۰متری در مناطق ارزانتر شهر هم برنمیآیند. او با اشاره به تجربه پرداخت تسهیلات در دوران کرونا افزود: از زمان کرونا صحبت از پرداخت وام ۲۵میلیونتومانی به لیدرها بود. باید بررسی کرد کدام کسبوکار توانسته با چنین مبلغی از بحران عبور کند. اکنون نیز وام ۲۰۰میلیونتومانی مطرح شده و تعدادی از فعالان آن را دریافت میکنند اما برای دریافت آن مدارک متعدد و حتی دو ضامن مطالبه میشود.
این راهنمای گردشگری ادامه داد: وقتی من دوضامن داشته باشم، میتوانم خودم به بانک مراجعه کنم و وام بگیرم. دیگر چه نیازی به این فرآیند و واسطهگری وجود دارد؟ این مسائل باعث میشود فعالان صنعت از کار خود دلسرد شوند. صحبت از حمایت و دلگرمی خوب است اما مساله این است که در عمل آنچه گفته میشود، اجرا نمیشود.
سفر؛ کالایی خارج از توان خانوار
ایوبوند درباره طرحهایی مانند وام سفر نیز گفت: بعید میدانم در شرایط فعلی چنین تسهیلاتی بتواند تاثیر جدی بر بازار گردشگری داشته باشد. امروز شرایط بهگونهای شده که قیمت پرواز تهران به بندرعباس به حدود ۱۲میلیون و ۵۰۰هزارتومان رسیده است.
وی افزود: اگر یک خانواده سهنفره بخواهد سفر کند، فقط هزینه رفتوبرگشت یا حتی بخش قابلتوجهی از هزینه پرواز آن میتواند به حدود ۳۷میلیون و ۵۰۰هزارتومان برسد. این مبلغ تازه هزینه اقامت، غذا و حملونقل در مقصد را شامل نمیشود.
به گفته این فعال گردشگری، یک سفر سهنفره به سواحل جنوب با سه شب اقامت، چند وعده غذا و گشتوگذار میتواند به حدود ۱۰۰میلیونتومان برسد.
او تاکید کرد: در چنین شرایطی طبیعی است که جامعه هدف گردشگری روزبهروز کوچکتر شود زیرا توان مالی مردم کاهش پیدا کرده است.
این تورلیدر در پایان گفت: ما لیدرها دوست داریم بهطور مستمر تور برگزار کنیم اما وقتی تقاضایی وجود ندارد، میبینیم که یک لیدر شاید در ماه تنها دو یا سهروز بتواند تور برود. کاهش حجم تورها، فشار خود را در اقتصاد و درنهایت در سبد خانوار نشان میدهد و این چرخه، گردشگری را بیش از پیش کوچک میکند.
از مسکن موقت تا بازسازی صنعت
تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با بحرانها نشان میدهد مساله اصلی در میزان آسیبپذیری گردشگری، لزوما به شدت بحران بازنمیگردد بلکه بخش مهمی از تفاوت به کیفیت واکنش دولتها مربوط است. برای مثال کشورهایی که توانستند پس از کرونا سریعتر به مدار عادی بازگردند، حمایت از کسبوکارهای کوچک و نیروی انسانی را به روزهای رونق موکول نکردند و در دوره رکود، حفظ ظرفیت صنعت را بخشی از سیاست اقتصادی خود دانستند. سازمان همکاری اقتصادی OECD نیز بر همین اساس، حمایت از بنگاهها و اشتغال، تسهیل دسترسی به منابع مالی، تقویت گردشگری داخلی و ایجاد سازوکارهای سریع و انعطافپذیر برای واکنش به بحران را از محورهای اصلی تابآوری گردشگری معرفی کرده است. تجربه جهانی یک درس مهم دیگر نیز برای ایران دارد: کمک اضطراری با سیاست نجات صنعت یکی نیست. وامهای محدود و مقطعی، بدون تعویق واقعی مالیات و بیمه، تضمین نقدینگی و کاهش هزینههای ثابت نمیتواند بنگاهی را که چند سال با افت تقاضا مواجه بوده سرپا نگه دارد. در بسیاری از سیاستهای موفق پساکرونا، هدف صرفا پرداخت پول نبود بلکه دولتهای موفق تلاش کردند نیروی انسانی، زنجیره تامین و ظرفیت ارائه خدمات را حفظ کنند تا پس از بازگشت تقاضا، صنعت مجبور نباشد از نقطه صفر شروع کند. سازمان همکاری اقتصادی نیز بر ضرورت حمایت از شرکتهای کوچک بهویژه در دوره شوک و طراحی سیاستهای سریع و متناسب با شرایط تاکید کرده است.
از سوی دیگر ایران نمیتواند منتظر بازگشت خودکار گردشگران خارجی بماند. تجربه پساکرونا نشان داد گردشگری داخلی میتواند در دوره افت گردشگری بینالمللی نقش ضربهگیر داشته باشد؛ کشورهایی که همزمان روی بازار داخلی، تنوع مقصدها و محصولات گردشگری سرمایهگذاری کردند، بخشی از تقاضای ازدسترفته را جبران کردند. بنابراین تحریک تقاضا باید از مسیر کاهش هزینه سفر، توسعه سفرهای کوتاه و ارزان، تقویت حملونقل عمومی و ارائه بستههای واقعی سفر دنبال شود، نه صرفا اعطای وام به مصرفکننده.
نسخهای برای تابآوری
مسیر خروج از بحران در ایران را میتوان در سه مرحله تعریف کرد: نخست، حفظ بقا یعنی تعلیق یا تقسیط بدهیهای مالیاتی و بیمهای بنگاههای آسیبدیده، پرداخت تسهیلات کمهزینه و بدون فرآیندهای فرسایشی و اختصاص حمایت مستقیم برای حفظ نیروی متخصص. دوم، بازسازی بازار؛ با تمرکز بر گردشگری داخلی، بازار کشورهای همسایه، دیپلماسی فعال گردشگری و بازگرداندن اعتماد به مقصد ایران. سوم، بازطراحی صنعت؛ از طریق دیجیتالی شدن، آموزش نیروی انسانی، تنوعبخشی به مقاصد و ایجاد سازوکار دائمی مدیریت بحران.
راهنمای G20 برای آینده گردشگری نیز دقیقا بر هفت محور «تحرک ایمن، مدیریت بحران، تابآوری، فراگیری، گذار سبز، تحول دیجیتال و سرمایهگذاری و زیرساخت» تاکید دارد. این یعنی گردشگری ایران برای عبور از وضعیت فعلی بیش از آنکه به یک بسته وام دیگر نیاز داشته باشد، به تغییر رویکرد حکمرانی نیاز دارد؛ رویکردی که گردشگری را صنعت فرعی و قابل حذف در زمان بحران نبیند بلکه آن را بخشی از اشتغال، اقتصاد محلی و درآمد ارزی کشور بداند.
هشدار اصلی همینجاست: اگر امروز برای حفظ دفاتر، نیروی انسانی و تقاضای سفر هزینه نشود، فردای ثبات ممکن است گردشگری ایران با بازاری مواجه شود که شرکتهای توانمند، نیروی متخصص و زیرساخت تجاری کافی برای پاسخ به تقاضای جدید نداشته باشند. در چنین شرایطی پایان بحران لزوما به معنای پایان بحران گردشگری نخواهد بود. اکنون مساله فقط نجات کسبوکارهای امروز نیست بلکه مساله حفظ توان گردشگری ایران برای فردای پس از بحران است.
