گردشگری ایران زیر تیغ تحریم آسمان

نادر نینوایی– فشار تازه آمریکا بر صنعت هوانوردی ایران وارد مرحلهای شده که دامنه آن دیگر تنها به تحریم شرکتهای هواپیمایی محدود نمیشود. واشنگتن در بسته جدید تحریمهای خود دهها مجموعه مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را هدف قرار داده و همزمان با تهدید ارائهدهندگان خدمات خارجی، تلاشکرده هزینه همکاری با ایرلاینهای ایرانی را افزایش دهد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است فرودگاهها و شرکتهایی که به هواپیماهای ایرانی سوخت، خدمات فرودگاهی یا امکان فروش بلیت ارائه کنند، ممکن است با خطر از دست دادن دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار روبهرو شوند؛ هشداری که در صورت اجراییشدن میتواند دامنه اثر تحریمها را از شرکتهای ایرانی به زنجیره خدماتی وابسته به پروازهای بینالمللی بکشاند.
برای متوقف شدن یک پرواز، لزوما نیازی به بستهشدن رسمی حریم هوایی کشور مقصد نیست. هواپیما برای انجام یک پرواز خارجی به مجموعهای از خدمات از سوختگیری و هندلینگ گرفته تا خدمات فرودگاهی، بیمه، پرداختهای مالی و فروش بلیت وابسته است و نگرانی از تحریمهای ثانویه میتواند هر یک از این حلقهها را به نقطه اختلال تبدیل کند. به این ترتیب، فشار تحریمی میتواند بدون صدور یک ممنوعیت رسمی، مسیرهای پروازی ایران را یکییکی محدود و شبکه ارتباط هوایی کشور را کوچکتر و بیثباتتر کند.نشانههای اولیه این وضعیت نیز در روزهای اخیر در چند مقصد خارجی ظاهر شده است؛ از محدودیت فعالیت ایرلاینهای ایرانی در گرجستان و جمهوری آذربایجان تا توقف پذیرش پروازهای ایرانی در بغداد و سپس فرودگاه نجف و گزارش محدودیت پروازها به مسقط. تداوم چنین روندی اما فقط مساله ایرلاینها نیست؛ گردشگری نیز در صف نخست هزینههای کوچکشدن آسمان ایران قرار دارد. هر مسیر پروازی که از دست میرود، دسترسی بخشی از گردشگران خارجی به ایران را دشوارتر میکند و میتواند هزینه، زمان و ریسک سفر را افزایش دهد. در بازاری که بخش مهمی از گردشگران ورودی از کشورهای همسایه میآیند و بسیاری از آنها برای سفر به مقصدهایی مانند مشهد به حملونقل هوایی وابستهاند، ادامه این فشار میتواند به معنای کوچکشدن بازار گردشگری ایران و از دست رفتن بخشی از گردشگران بالقوه باشد.
تحریم فقط هواپیما را زمینگیر نمیکند
دکتر ارشک مسائلی، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره آثار محدودیتهای هوایی بر گردشگری ایران گفت: محدودیت در تعمیر و نگهداری و خدمات فرودگاهی در فرودگاههای مقصد، طبیعتا فعالیت ایرلاینهای ایرانی را با مشکل مواجه میکند و در صورتی که این روند ادامه پیدا کند، ممکن است برخی کشورها نیز بهتدریج اجازه ورود هواپیماهای ایرانی را ندهند و این وضعیت بر صنعت گردشگری تاثیر خواهد داشت. این کارشناس حوزه گردشگری افزود: بسیاری از کشورها و فرودگاهها ممکن است به دلیل نگرانی از قرار گرفتن در معرض تحریمهای آمریکا، از ارائه خدمات به هواپیماهای ایرانی خودداری کنند و حتی در مواردی محدودیتها به استفاده از فضای هوایی کشورها نیز تسری پیدا کند. محدودیت پرواز، محدودیت گردشگری استدکتر ارشک مسائلی درباره تاثیر چنین وضعیتی بر ورود گردشگر به ایران تصریح کرد: بدون تردید محدودیتهای هوایی بر ورود گردشگر اثرگذار است چراکه بخش قابلتوجهی از گردشگران ورودی ایران از کشورهای اطراف میآیند و برای بخشی از این بازار، حملونقل هوایی نقش مهمی در انتخاب مقصد دارد.
وی با اشاره به بازار عراق گفت: حتی اگر مرز زمینی میان ایران و عراق فعال باشد، بسیاری از گردشگران عراقی که برای زیارت حرم امام رضا(ع) به ایران سفر میکنند، به دلیل فاصله میان عراق و مشهد از هواپیما استفاده میکنند. بنابراین محدودیت در پرواز میتواند بر تمایل این گروه برای سفر به ایران اثر بگذارد.
مرز زمینی جایگزین کامل پرواز نیست
این عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ادامه داد: در چنین شرایطی یکی از راهکارهای قابل بررسی میتواند ایجاد پروازهای مستقیم داخلی از استانهای مرزی یا مناطق نزدیک به مرزهای ورودی به سمت مشهد باشد، بهگونهای که گردشگران از طریق مرز زمینی وارد ایران شوند و سپس با پرواز داخلی به مقصد برسند.
با این حال، به گفته او، این راهکار نیز محدودیتهایی دارد. ورود زمینی برای برخی گروهها، بهخصوص خردسالان و سالمندان، دشوارتر از سفر هوایی است و نمیتواند بهطور کامل جایگزین پرواز شود.مسائلی افزود: گردشگرانی که با خودروی شخصی یا از طریق مرزهای زمینی غرب کشور، از جمله مناطق مرزی کردستان، خوزستان، ایلام و دیگر نقاط وارد ایران میشوند، کمتر از این محدودیتها تاثیر میپذیرند اما برای گردشگرانی که امکان یا تمایل سفر زمینی ندارند، شرایط متفاوت است.
بخشی از بازار هدف ممکن است حذف شود
این کارشناس حوزه گردشگری هشدار داد که ادامه محدودیتهای هوایی میتواند بخشی از بازار هدف گردشگری ایران را از دسترس خارج کند. به گفته وی، افرادی که امکان سفر زمینی ندارند، در صورت دشوار شدن دسترسی هوایی، ممکن است مقصد دیگری را برای سفر انتخاب کنند.
وی در این زمینه به گردشگری سلامت نیز اشاره کرد و گفت: محدودیت هوایی فقط گردشگری مذهبی را تحت تاثیر قرار نمیدهد و گردشگری سلامت نیز میتواند از آن آسیب ببیند. برای نمونه، فردی که برای درمان وارد ایران میشود، ممکن است پس از انجام جراحی یا طی دوره نقاهت نیازمند بازگشت هوایی باشد. اگر امکان سفر هوایی برای او فراهم نباشد، ممکن است ایران را با کشوری مانند ترکیه جایگزین کند.
گردشگری مذهبی و سلامت به هم گره خوردهاند
مسائلی توضیح داد که در برخی موارد سفر گردشگر به ایران تنها با یک هدف انجام نمیشود. به گفته او، ممکن است یک گردشگر عراقی همزمان با سفر به ایران برای زیارت، از خدمات درمانی کشور نیز استفاده کند یا از سایر ظرفیتهای گردشگری بهره ببرد.وی افزود: اگر دسترسی هوایی دشوار شود، ممکن است گردشگر صرفا به دلیل از بین رفتن یکی از انگیزههای سفر، کل سفر خود را لغو کند. این مساله بهویژه درباره بازار عراق اهمیت بیشتری دارد؛ بازاری که سهم قابلتوجهی از گردشگران ورودی ایران را به خود اختصاص داده است.
تحریم طولانی، سیاستگذاری متفاوت میخواهد
این عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری درباره سناریوی ادامهدار شدن محدودیتهای هوایی گفت: اگر فرض کنیم تحریم هوایی ادامه پیدا کند، کشورهای اطراف نیز آن را اجرا کنند و ایران نیز واکنش متقابلی در پیش نگیرد، باید برای بازارهای هدف گردشگری برنامهریزی جدیدی انجام شود.
به گفته او، ایران در چنین شرایطی میتواند از ظرفیت کشورهای اطراف و مسیرهای زمینی برای انتقال گردشگران به نقاط مشخصی از داخل کشور استفاده کند و سپس ادامه سفر آنها را با پروازهای داخلی سامان دهد.
«هاب» گردشگری برای بازارهای منطقهای
مسائلی یکی از مدلهای قابل بررسی را ایجاد یک نقطه واسط یا هاب داخلی برای گردشگران خارجی دانست. به گفته وی، برای نمونه میتوان تهران را بهعنوان یکی از نقاط اتصال در نظر گرفت تا گردشگران پس از ورود از کشورهای منطقه، از طریق پروازهای داخلی به شهرهای دیگر منتقل شوند.
او همچنین استفاده از شهرهای مرزی را بهعنوان گزینهای دیگر مطرح کرد و گفت: میتوان در صورت فراهم بودن شرایط، شهری مانند اهواز را برای بازار عراق در نظر گرفت تا گردشگران عراقی از طریق مرز وارد کشور شوند و از آنجا ادامه سفر خود را با شبکه حملونقل داخلی انجام دهند.
بازار گردشگری بدون شناخت دقیق، قابل مدیریت نیست
این کارشناس حوزه گردشگری تاکید کرد که هرچه فشار و محدودیت بیشتر شود، نیاز به سیاستگذاری دقیق و کارآمد نیز افزایش پیدا میکند. به گفته وی، ایران نمیتواند برای شرایط جدید همچنان از الگوهای قدیمی استفاده کند و باید متناسب با محدودیتهای جدید، راهکارهای جدیدی طراحی شود.
مسائلی در جمعبندی گفت: برای مواجهه با این شرایط، ابتدا باید آمار گردشگری دقیق باشد و بازارهای هدف بهخوبی شناسایی شوند. سپس باید متناسب با محدودیتها و هزینههایی که هر بازار برای کشور ایجاد میکند، درباره نحوه جذب و دسترسی به آن بازار تصمیمگیری شود.
وی تاکید کرد که ادامه محدودیتهای هوایی، در صورت تثبیت، صرفا یک مساله حملونقلی نیست بلکه میتواند بر انتخاب مقصد، ترکیب بازارهای هدف و در نهایت سیاستگذاری گردشگری ایران اثر بگذارد.
هشدار برای بازاری که نباید از دست برود
براساس گزارش انجمن بینالمللی حملونقل هوایی IATA، ۵۴درصد گردشگران بینالمللی در جهان با هواپیما سفر میکنند؛ بنابراین مساله پرواز، بخشی از مساله دسترسی به بازار گردشگری است، نه صرفا یک موضوع حملونقلی.
اهمیت موضوع برای ایران از آنجا بیشتر میشود که گردشگری کشور بخش قابلتوجهی از بازار خود را در کشورهای پیرامونی جستوجو میکند و بخشی از این بازارها، بهویژه برای سفر به مقاصد دورتر از مرزهای زمینی، به پرواز وابستهاند. در چنین شرایطی، هر محدودیت تازه میتواند هزینه دسترسی به مقصد را بالا ببرد و بخشی از تقاضا را به سمت مقصدهای رقیب هدایت کند. تجربه جهانی نیز نشان داده است که حتی تغییرات منطقهای در شبکه پروازی میتواند برای بازارهای مشخص و شرکای تجاری خاص، آثار قابلتوجهی داشته باشد. از سوی دیگر باید توجه داشت که خطر اصلی تحریمهای جدید، در صورت تداوم و گسترش، انباشتهشدن اختلالهاست. اگر ایرلاین، فرودگاه، شرکت خدمات زمینی، بیمهگر یا سایر حلقههای زنجیره پرواز هرکدام با محدودیت مواجه شوند، بازسازی یک مسیر از دسترفته الزاما آسان و سریع نخواهد بود. در نتیجه، مساله میتواند از کاهش چند پرواز به کاهش جذابیت یک مقصد در بازارهای خارجی تبدیل شود.
بنابراین، خطر این تحریمها برای گردشگری ایران جدی است؛ نه لزوما به معنای توقف یکباره گردشگری خارجی بلکه از مسیر فرسایش تدریجی دسترسی، افزایش هزینه سفر، دشوارتر شدن برنامهریزی تورها و کاهش قابلیت اتصال ایران به بازارهای پیرامونی. از اینرو، واکنش به وضعیت موجود نمیتواند به مدیریت روزمره لغو پروازها محدود بماند. شناسایی بازارهای حساس، تعریف مسیرهای جایگزین، تقویت اتصال زمینی و هوایی، طراحی هابهای منطقهای، مذاکره برای حفظ خدمات فرودگاهی و مهمتر از همه، ایجاد یک تصویر دقیق از بازارهای گردشگری باید همزمان دنبال شود. اگر قرار است تحریم از هواپیما به شبکه خدمات و سپس به گردشگر برسد، چارهاندیشی نیز باید پیش از رسیدن فشار به آخرین حلقه این زنجیره آغاز شود. تاخیر در این مرحله میتواند هزینه بازگرداندن بازارهای ازدسترفته را بهمراتب بیشتر کند.
البته باید توجه داشت که در کنار طراحی راهکارهای داخلی و مسیرهای جایگزین، دیپلماسی و مذاکره نیز باید جدی گرفته شود تا از گسترش محدودیتها به حلقههای بیشتر زنجیره هوانوردی جلوگیری شود. در نهایت، بخشی از مدیریت این بحران نه در فرودگاهها بلکه در میدان مذاکره رقم میخورد؛ جایی که باید برای جلوگیری از شکلگیری و تداوم چنین تحریمهایی تلاش کرد.
