کالبدشکافی شکست خطمشی در محیط کسبوکار
حامد وثوقی*– در دنیای پرسرعت کسبوکار امروز بسیار رایج است که استراتژیها و سیاستهای کلان یک سازمان باوجود صرف هزینه و زمان گزاف بهنتایج مطلوب نرسند. در دانش سیاستگذاری شکست خطمشی پدیدهای صفر و یکی(موفقیت یا شکست مطلق) نیست بلکه اغلب در طیفی از مناطق خاکستری قرار میگیرد بهاینمعنا که یک سیاست ممکن است در برخی ابعاد موفق و در برخی دیگر ناکام باشد. برای ریشهیابی این عارضه در شرکتها باید ابعاد نظری و عملی این پدیده را کالبدشکافی کرد. برای ورود بهاین کالبدشکافی در گام نخست باید بپذیریم که ناکامی در اجرای استراتژیها چهرهای واحد ندارد و بهشکلهای مختلفی در بدنه سازمان نمایان میشود. چهارچهره از ناکامی در سیاستهای شرکتی شکست سیاستها پدیدهای یکپارچه نیست و درقالبهای متفاوتی بروز میکند: حوادث خطمشی: برنامههای خوب بهدلیل اجرای ضعیف شکست میخورند مانند شرکت خردهفروشی که سیاست تحویل ۲۴ساعته را طراحی میکند اما بهدلیل ناهماهنگی انبار و لجستیک سفارشها با تاخیر ارسال میشوند.اشتباهات خطمشی: اجرای دقیق روی برنامهای با طراحی ضعیف هدر میرود مانند اعمال تخفیف دائمی ۳۰درصدی که فروش کوتاهمدت را بالا میبرد اما در بلندمدت شرکت را دچار بحران نقدینگی میکند.
رسواییهای خطمشی: هردو لایه طراحی و اجرا ضعیف هستند مانند بانکی که بدون اعتبارسنجی دقیق، وامهای سریع پرداخت میکند و منجربه انباشت مطالبات معوق و بحران مالی میشود. ناهنجاریهای خطمشی: تحلیل و اجرا بینقص است اما بهدلیل عوامل غیرمنتظره بیرونی مانند تغییر ناگهانی سلیقه بازار یا ورود رقیب پیشبینینشده هدف محقق نمیشود.شناخت این اشکال چهارگانه بهمدیران کمک میکند تا نوع مشکل را تشخیص دهند اما برای ارزیابی دقیقترِ عمق مساله نیازمند بررسی نشانهها و پیامدهای این شکستها در سطوح مختلف سازمان هستیم.ابعاد و نشانههای شکست سازمانی ناکامی سیاستها را میتوان در چهاربُعد رصد کرد: نخست: بُعد فرآیند که نشاندهنده انحراف و فاصله میان مصوبات و عملکرد واقعی است. دوم: بُعد تحقق اهداف که در آن باوجود اجرای منظم شاخصهایی چون سودآوری و سهم بازار ارتقا نمییابند. سوم: پیامدهای توزیعی که بهدلیل توزیع نامتوازن منافع و هزینهها میان واحدها یا مشتریان تعارض درونسازمانی ایجاد میکند. درنهایت پیامدهای سیاسی که بهکاهش اعتبار مدیریت و افزایش مقاومت بدنه سازمان منجر میشود. با ردیابی این نشانهها و پیامدهای مخرب این پرسش بنیادین مطرح میشود که اساسا چه خطاهای شناختی و ساختاری در لایه مدیریتی سازمان را بهاین نقطه هدایت میکند؟ ریشهها و خطاهای سهگانه مدیران پژوهشها نشان میدهند شکستها محصول یک عامل منفرد نیستند بلکه از سهریشه اصلی آب میخورند: طراحی نهادی ضعیف و ابهام در مسوولیتها، غلبه منافع کوتاهمدت بر سودآوری پایدار و بیتوجهی بهزمینههای اجتماعی، فرهنگی و رفتار مشتری. در این میان سهخطای راهبردی مدیران بازرگانی بهاین شکستها دامن میزند: سیاستهای غیرقابل تحقق: طرح وعدههایی فراتر از ظرفیت واقعی سازمان، سیاستهای تصویب اما اجرانشده: اسنادی مانند نظام پورسانت یا استراتژی فروش که فقط روی کاغذ میمانند و بهرفتار روزمره سازمان تبدیل نمیشوند، بیعملی سازمانی: خودداری از اقدام موثر دربرابر چالشهای آشکاری چون فرسودگی شبکه توزیع بهدلیل بوروکراسی یا تعارض منافع چراکه عدم اقدام نیز بهاندازه اقدامِ نادرست زیانبار است.درک ریشهها و خطاهای راهبردی پیششرط لازم برای اصلاح مسیر بوده اما برای عبور عملی از این بنبستها سازمان نیازمند بازطراحی رویکردها و نهادینهسازی یک فرهنگ جدید است.راهکارهای برونرفت: انسجام درونی و یادگیری سازمانی برای خروج از چرخه تکرار شکستها. تمرکز سازمان باید از شناسایی علل بهسمت طراحی سازوکارهای اصلاحی حرکت کند. دو محور اساسی در این زمینه راهگشاست: همخوانی و انسجام خطمشی: یک سیاست موفق حاصل همجهتی پنج مولفه شامل اهداف، ابزارها، ساختار مجری، مخاطبان و ارتباطات است. بذر شکست زمانی کاشته میشود که مثلا هدفی بلندپروازانه(رشد سهم بازار) با ابزاری ضعیف(قیمتگذاری نامناسب) و ساختار نامتناسب ترکیب شود.نهادینهسازی یادگیری از شکست: سازمانها باید چرخه کشف خطا، تحلیل ریشهها و تبدیل آن بهدرسآموخته را پیاده کنند. این یادگیری میتواند ابزاری(اصلاح تکنیکها)، اجتماعی(بازتعریف اهداف بر اثر شوک بیرونی) یا سیاسی(مدیریت انتظارات ذینفعان) باشد. تلفیق این راهکارها با یکدیگر تصویر روشنی از الزامات سیاستگذاری پایدار ارائه میدهد که میتواند تضمینکننده موفقیت در محیط متلاطم امروز باشد. نتیجهگیری سیاستهای بازرگانی زمانی بهبنبست میرسند که وعدهها از ظرفیت اجرا بزرگتر و منافع کوتاهمدت بر اهداف بلندمدت حاکم باشند. چالش اصلی شرکتها کمبود سند و آئیننامه نیست بلکه فقدان انسجام درونی و یادگیری سازمانی است. شرکتی که از شکستهایش درس نگیرد محکوم است همان خطاها را با نامی جدید تکرار کند.
* دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران
