پارادوکس مالی اسلامی
احسان کشاورز – اقتصاد ایران در یکی از مهمترین رتبهبندیهای جهانی با تصویری دوگانه روبهرو شده است؛ تصویری که یکسوی آن از بزرگی کمسابقهای حکایت دارد و سویدیگر از فاصلهای معنادار با کشورهای پیشرو در توسعه مالی. تازهترین گزارش شاخص توسعه مالی اسلامی نشان میدهد که ایران با حدود ۳/2تریلیون دلار دارایی و سهمی نزدیک به ۵/۳۷درصد از کل داراییهای مالی اسلامی جهان، بزرگترین بازار این صنعت بهشمار میرود. هیچ کشور دیگری بهتنهایی چنین سهمی از داراییهای مالی اسلامی را در اختیار ندارد و ایران همراه با عربستانسعودی و مالزی درمجموع ۷۲درصد بازار جهانی را تشکیل میدهد اما همین ایران وقتی نه با معیار «اندازه» بلکه با مجموعهای گستردهتر از شاخصهای توسعه مالی سنجیده میشود، در جایگاه هشتم جهان میایستد.
این فاصله میان رتبه اول در اندازه و رتبه هشتم در توسعه، شاید مهمترین نکته گزارش پژوهشکده پولی و بانکی درباره وضعیت مالی اسلامی ایران و جهان باشد. گزارشی که برمبنای دادههای سال ۲۰۲۴ و گزارش توسعه مالی اسلامی ۲۰۲۵ تهیه شده، فقط میزان پول و دارایی موجود در نظام مالی کشورها را اندازه نمیگیرد. عملکرد مالی تنها یکی از پنجپایه ارزیابی است و در کنار آن، حاکمیت و نظارت، پایداری، دانش و آگاهی نیز سنجیده میشوند. بههمیندلیل ممکن است کشوری ترازنامهای بسیار بزرگ داشته باشد اما از منظر تنوع ابزار، کیفیت زیرساخت نهادی، توسعه بازار سرمایه، گزارشدهی، پایداری یا حضور بینالمللی همچنان با کشورهای پیشرو فاصله داشته باشد. ایران دقیقا در چنین نقطهای ایستاده است.
۳/2تریلیون دلار؛ عددی بزرگتر از یکرتبه
صنعت مالی اسلامی در جهان دیگر بازاری کوچک و حاشیهای نیست. ارزش داراییهای این صنعت در سال ۲۰۲۴ با رشدی ۲۱درصدی به حدود ۹/۵ تا ۶تریلیون دلار رسیده و تعداد نهادهای مالی اسلامی نیز به ۲هزار و ۲۵۵ نهاد افزایش یافته است. برآوردهای گزارش نشان میدهد درصورت ادامه مسیر کنونی، ارزش این صنعت تا سال ۲۰۲۹ میتواند به حدود ۷/۹ تریلیون دلار برسد. بخش اصلی این بازار همچنان بانکداری اسلامی است که با ۳/4تریلیون دلار دارایی، نزدیک به ۷۲درصد کل صنعت را تشکیل میدهد؛ پس از آن صکوک، صندوقهای اسلامی، سایر نهادهای مالی و تکافل قرار میگیرند.
در چنین بازاری، قرار گرفتن ایران در رتبه نخست ازنظر دارایی اتفاق کوچکی نیست. براساس گزارش، ۵/۳۷درصد تمام داراییهای مالی اسلامی دنیا به ایران نسبت داده شده است. ایران، عربستان و مالزی نیز درمجموع تقریبا سهچهارم بازار را دراختیار دارند. تمرکزی که نشان میدهد باوجود گسترش مالی اسلامی در نزدیک به ۱۰۰کشور، موتور اصلی آن هنوز در تعداد محدودی اقتصاد بزرگ متمرکز است. اما همین عدد ۳/2تریلیون دلار اگر بدون توجه به ساختار نظام مالی ایران خوانده شود، میتواند برداشت نادرستی ایجاد کند. بخش بزرگی از این برتری از بانکداری میآید؛ نظامی که در ایران بهطورعمومی در چارچوب عملیات بانکی بدون ربا فعالیت میکند و بههمیندلیل بخش بزرگی از ترازنامه بانکی کشور در محاسبات بینالمللی ذیل بانکداری اسلامی قرار میگیرد. بنابراین بزرگی عدد دارایی الزاما بهمعنای همان میزان پیشرفت در همه اجزای مالی اسلامی نیست.
وقتی اندازه جای خود را به کیفیت میدهد
این تفاوت وقتی آشکار میشود که رتبهبندی کلی توسعه مالی اسلامی را نگاه کنیم. ایران در شاخص ۲۰۲۵ با امتیاز ۶۴، برای دومین سال متوالی در رتبه هشتم قرار گرفته است. مالزی با امتیاز ۱۳۵ صدرنشین است، عربستانسعودی با ۱۱۴ در جایگاه دوم قرار دارد و امارات با امتیاز ۹۲ سوم است. اندونزی، پاکستان، کویت و بحرین نیز پیش از ایران قرار گرفتهاند.
راز این فاصله در همان شیوه محاسبه شاخص نهفته است. شاخص توسعه مالی اسلامی پنجبعد را همزمان میسنجد. در بخش عملکرد مالی، ایران امتیاز ۱۱۹ دارد و بهواسطه حجم عظیم داراییها در موقعیتی بسیار قوی قرار گرفته اما امتیاز ایران در حاکمیت و نظارت ۵۵، در دانش ۲۱ و در آگاهی تنها ۶ است و در بخش پایداری نیز امتیازی برای ایران ثبت نشده است. در مقابل، مالزی نهفقط بازار بزرگی دارد بلکه در بیشتر این حوزهها نیز در صدر یا نزدیک به صدر جهان قرار گرفته است.
این مقایسه نشان میدهد توسعه مالی چیزی فراتر از انباشت ترازنامه است. یک بازار مالی زمانی عمیق تلقی میشود که در کنار بانکها، بازار بدهی، صندوقها، ابزارهای نوین، مقررات شفاف، زیرساخت نظارتی، گزارشدهی، نیروی انسانی تخصصی و پیوندهای بینالمللی نیز رشد کنند. از این منظر، جایگاه هشتم ایران را میتوان بهعنوان نشانهای از همان شکاف تاریخی میان «بزرگی نظام مالی» و «عمق بازار مالی» خواند.
قدرتی که روی ترازنامه بانکها ساخته شد
اگر قرار باشد تنها یک متغیر توضیح دهد چرا ایران بزرگترین بازار مالی اسلامی جهان شده، آن متغیر بانکداری است. بانکداری اسلامی در جهان با ۳/4تریلیون دلار دارایی بزرگترین جزء این صنعت است و گزارش برای ایران حدود ۲تریلیون دلار دارایی بانکداری اسلامی برآورد میکند. با این رقم، ایران نزدیک به ۴۶درصد کل داراییهای بانکداری اسلامی جهان را در اختیار دارد و در رتبه نخست ایستاده است.
این نسبت بهروشنی وزن بانکها را در ساختار مالی کشور نشان میدهد. در اقتصاد ایران بخش عمده تامین مالی بنگاهها و خانوارها همچنان از شبکه بانکی عبور میکند. بازار سرمایه باوجود رشد قابلتوجه در سالهای گذشته، هنوز نتوانسته همان نقشی را پیدا کند که بانکها در تجهیز و تخصیص منابع دارند. در نتیجه وقتی یک شاخص بینالمللی داراییهای بانکداری اسلامی را محاسبه میکند، ایران بهواسطه بزرگی ترازنامه شبکه بانکی بهسرعت به بالای جدول میرود.
اما بانکمحوری در عین حال میتواند نقطه ضعف باشد. بزرگشدن ترازنامه بانکها لزوما به افزایش تنوع ابزارهای تامین مالی، توسعه بازار بدهی یا افزایش رقابت منتهی نمیشود. برای اقتصادی که بخش عمده تامین مالی خود را از یک کانال دریافت میکند، شوک به نظام بانکی میتواند دامنه بسیار گستردهتری پیدا کند. توسعه مالی اسلامی در کشورهای پیشرو نیز دقیقا از همین مرحله عبور کرده است؛ یعنی از تمرکز بر بانکداری به ایجاد یک اکوسیستم چندلایه شامل صکوک، صندوقهای سرمایهگذاری، ابزارهای سبز، فینتک و بازارهای فرامرزی رسیده است.
بازار سرمایهای که از بانکها جا مانده است
بازار صکوک شاید روشنترین گواه برای مشاهده این تفاوت باشد. ارزش کل صکوک منتشرشده در جهان در سال ۲۰۲۴ از مرز یکتریلیوندلار گذشته و انتشار تنها در همان سال به ۳/۲۵۴میلیارددلار رسیده است. مالزی، عربستانسعودی و اندونزی سهقطب اصلی این بازار هستند و در مجموع حدود ۷۴درصد کل صکوک را به خود اختصاص دادهاند. اما جایگاه ایران در این بخش کاملا متفاوت از بانکداری است. مجموع صکوک منتشرشده ایران حدود ۲۴میلیارددلار برآورد شده؛ یعنی سهمی در حدود ۲درصد از بازار جهانی و رتبه هشتم. در مقابل، سهم مالزی ۳۳درصد، عربستان ۳۰درصد و اندونزی ۱۱درصد گزارش شده است. این اختلاف، مساله اصلی ساختار تامین مالی ایران را عریانتر میکند. کشوری که نزدیک به نیمی از داراییهای بانکداری اسلامی جهان را در اختیار دارد، تنها ۲درصد بازار صکوک را به خود اختصاص داده است. بهبیاندیگر، منابع مالی در ایران بسیار بزرگ هستند اما مسیر حرکت آنها همچنان بیش از اندازه از بانک میگذرد. بازار صکوک میتواند ابزار تامین مالی پروژههای زیرساختی، شرکتها و حتی دولت باشد و امکان توزیع ریسک میان طیف بزرگتری از سرمایهگذاران را فراهم کند. تجربه مالزی و عربستان نشان میدهد بخش مهمی از توسعه مالی اسلامی در سالهای اخیر دقیقا از همین مسیر انجام گرفته است.
رتبه اول صندوقها، صفر پایداری
با این حال تصویر ایران در بازار سرمایه کاملا منفی نیست. یکی از جالبترین اعداد گزارش به صندوقهای سرمایهگذاری اسلامی مربوط میشود. ارزش کل داراییهای تحتمدیریت صندوقهای اسلامی در جهان به ۳۰۸میلیارددلار رسیده و ایران با حدود ۱۰۳میلیارددلار دارایی و سهم ۳۳درصدی، در رتبه نخست جهان قرار گرفته است. ایران، مالزی و انگلستان درمجموع حدود ۶۱درصد این بازار را تشکیل میدهند.
این جایگاه نشان میدهد که ظرفیت بالایی برای توسعه مدیریت دارایی و ابزارهای سرمایهگذاری در ایران وجود دارد اما درست در کنار این نقطه قوت، یکی از بزرگترین نقاط ضعف کشور قرار گرفته است؛ پایداری.
در شاخص پایداری برای ایران امتیازی ثبت نشده و گزارش تصریح میکند که ایران در این حوزه در میان ۱۵کشور نخست شاخص توسعه مالی اسلامی، ضعیفترین وضعیت را دارد. در همین حال، بازار جهانی مالی اسلامی بهسرعت در حال حرکت بهسمت پیوند با تامین مالی سبز و معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی است. ارزش کل صکوک مبتنی بر معیارهای پایداری به ۵/۶۱میلیارد دلار رسیده و دارایی صندوقهای اسلامی این حوزه نیز به حدود ۷/۹میلیارد دلار افزایش یافته است. این تحول اهمیت زیادی دارد. رقابت آینده مالی اسلامی احتمالا فقط بر سر «شرعی بودن» ابزارها نخواهد بود بلکه بازارها باید بتوانند میان انطباق شرعی، پایداری، شفافیت و بازده اقتصادی پیوند ایجاد کنند. کشورهایی مانند مالزی، امارات و عربستان اکنون این حوزه را به بخشی از سیاست توسعه بازار مالی خود تبدیل کردهاند. ایران اگرچه در حجم صندوقها رتبه نخست را دارد، هنوز نتوانسته این ظرفیت بزرگ را به همان نسبت بهسمت ابزارهای نوین و پایدار هدایت کند.
۱۷۶مقاله؛ امتیاز آگاهی فقط ۶
تناقض دیگری نیز در حوزه دانش دیده میشود. ایران از نظر تولید مقالات پژوهشی مالی اسلامی در ردیف کشورهای برتر جهان قرار دارد. براساس گزارش، پژوهشگران ایرانی در سال موردبررسی ۱۷۶مقاله در این حوزه منتشر کردهاند و پنجمجله مالی اسلامی نیز در ایران فعالیت داشتهاند؛ ارقامی که کشور را در جایگاه چهارم قرار میدهد.
اما وقتی شاخص از «تولید مقاله» فراتر میرود، تصویر تغییر میکند. امتیاز ایران در شاخص دانش ۲۱ است و در آگاهی و اطلاعرسانی فقط ۶. این شاخص مواردی مانند مراکز آموزشی، ارائه مدارک تخصصی، رویدادهای حضوری و مجازی و پوشش رسانهای مالی اسلامی را در بر میگیرد. کشورهایی مانند مالزی، عربستان، امارات و پاکستان در بخش آگاهی، امتیازهای بسیار بالاتری کسب کردهاند. مساله در اینجا کمبود تولید علمی نیست؛ مساله مسیر تبدیل دانش به زیرساخت بازار است. وجود مقاله و مجله زمانی به مزیت مالی تبدیل میشود که به تربیت نیروی متخصص، طراحی محصول، تدوین مقررات، حضور در مجامع بینالمللی و توسعه ارتباط میان دانشگاه و نهادهای مالی منجر شود. شکاف میان رتبه بالای ایران در تولید مقاله و امتیاز پایین آن در آگاهی نشان میدهد بخشی از ظرفیت علمی موجود هنوز بهصورتکامل وارد زنجیره ارزش صنعت مالی نشده است.
مساله ایران دیگر بزرگشدن نیست
تصویر نهایی گزارش نه تصویر یک بازار کوچک و عقبمانده است و نه تصویر نظامی که صرفا بهدلیل بزرگی داراییهایش بتوان آن را توسعهیافتهترین بازار مالی اسلامی جهان دانست. ایران در نقطهای میانی قرار دارد؛ بازاری با حجم عظیم منابع، شبکه بانکی بسیار بزرگ و جایگاهی قابلتوجه در صندوقهای سرمایهگذاری اما با فاصله در بخشی از مولفههایی که نسل جدید توسعه مالی را میسازند.
این فاصله در چند عدد خلاصه میشود؛ رتبه اول در داراییها، رتبه اول در بانکداری اسلامی، رتبه اول در دارایی صندوقهای اسلامی اما رتبه هشتم در شاخص کلی توسعه، رتبه هشتم در صکوک و عملکردی ضعیف در پایداری و آگاهی. چنین ترکیبی نشان میدهد مساله آینده مالی اسلامی ایران بیش از آنکه افزودن بر حجم منابع باشد، چگونگی سازماندهی همان منابع است.
رقبای ایران نیز درجا نزدهاند. مالزی برای سالها بر توسعه همزمان بانکداری، صکوک، صندوقها، آموزش، استانداردگذاری و مالی پایدار سرمایهگذاری کرده است. عربستان نیز همزمان با افزایش نیازهای تامین مالی و برنامههای توسعهای خود، بازار صکوک و ابزارهای مالی پایدار را گسترش داده و امارات درحال ساختن یک مرکز مالی بینالمللی با مجموعهای متنوع از ابزارها و مقررات است.
از این منظر، رتبه هشتم ایران شاید بیش از آنکه نشانه عقبماندگی مطلق باشد، هشداری درباره کیفیت مسیر آینده باشد. ایران بخش دشوار نخست را پشتسر گذاشته و حجم قابلتوجهی از منابع مالی را در اختیار دارد. اکنون مساله این است که آیا این حجم میتواند به عمق تبدیل شود؛ آیا بازار صکوک میتواند سهم بیشتری از تامین مالی بگیرد، آیا صندوقهای بزرگ میتوانند بهسمت ابزارهای متنوعتر حرکت کنند، آیا گزارشدهی و حاکمیت ارتقا مییابد و آیا دانش موجود در دانشگاه و پژوهش به محصول مالی و استاندارد بینالمللی تبدیل میشود؟
پاسخ به همین پرسشها تعیین خواهد کرد که ایران در سالهای آینده فقط بزرگترین بازار مالی اسلامی جهان باقی میماند یا میتواند فاصله میان «رتبه اول در اندازه» و «رتبه هشتم در توسعه» را نیز کاهش دهد.

