میراث تاریخی، قربانی ضعف حفاظت

نادر نینوایی– در یکماه گذشته نمونههایی از تخریب یا تهدید بناهای تاریخی در شهرهای مختلف خبرساز شده؛ از ماجرای پادگان مشهور بهروسها در سبزوار تا مواردی که درباره تخریب یک خانه تاریخی در تبریز مطرح شده است. این دست تخریبها در سال گذشته نیز وجود داشت و حتی در تهران نیز تخریب بناهایی مانند عمارت امینلشکر و پرونده گاراژ شمسالعماره در محدوده حریم کاخ گلستان بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که سازوکار حفاظت از بناهای تاریخی در برابر توسعه شهری تا چه اندازه کارآمد است.
در چنین شرایطی کارزاری با عنوان «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود کاری کنید» شکل گرفته؛ کارزاری که اگرچه یکی از محرکهای اصلی آن پرونده یک بنای تاریخی در خیابان سعدی تهران بوده اما دامنه مطالبهاش را بهسازوکار شناسایی و حفاظت از بناهای واجد ارزش در سراسر کشور گسترش داده است.
نویسنده این کارزار در گفتوگو با «جهانصنعت» تاکید کرد که مساله صرفا ضعف قوانین نیست بلکه شکاف میان شناسایی ارزش بناها و حفاظت واقعی از آنها، ضعف و ارتباط ناکافی میان وزارت میراث فرهنگی و نظام تصمیمگیری شهری است.
فاصله میان شناسایی ارزش و حفاظت واقعی
وحیدرضا شهابموحد، نویسنده کارزار «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود کاری کنید» در گفتوگو با «جهانصنعت» ریشه بخشی از مشکلات موجود را در فاصلهای میداند که میان شناسایی ارزش و حفاظت واقعی ایجاد شده است. بهگفته او، بناهایی وجود دارند که ارزش تاریخی و فرهنگیشان شناسایی و حتی رسما بهدستگاههای مسوول اعلام شده اما این شناسایی الزاما بهحفاظت موثر در میدان منجر نمیشود. او تاکید میکند که واجد ارزش شناختهشدن یک بنا نباید بهصدور یک نامه محدود بماند بلکه این اطلاعات باید وارد فرآیندهای شهرسازی شود، وضعیت بنا بهطور مستمر پایش شود و درصورت قرارگرفتن آن درمعرض تخریب یا ساختوساز دستگاههای مسوول پیش از وقوع حادثه وارد عمل شوند. شهابموحد نمونه پادگان مشهور بهروسها در سبزوار را از همین منظر قابل توجه میداند و میگوید ارزش تاریخی این بنا پیشتر شناسایی شده بود اما درنهایت ماشینآلات تخریب بهبنا رسیدند و پس از آغاز تخریب پیگیریها جدی شد. او درباره تهران نیز بر نقش شهرداریها در کنار وزارت میراث فرهنگی تاکید دارد و معتقد است شهرداریها در فرآیند صدور پروانه، تصمیمات شهرسازی و مدیریت شهر نقش تعیینکننده دارند. بهگفته او، تا زمانی که میان اطلاعات میراث فرهنگی و نظام تصمیمگیری شهری ارتباطی موثر و الزامآور برقرار نشود ممکن است ارزش یک بنا شناسایی شود اما حفاظت از آن در زمان مناسب اتفاق نیفتد.
اگر تشخیص تغییر میکند مستندات آن باید روشن باشد
به باور این فعال میراث فرهنگی یکی از مسائل مهم در فرآیند شناسایی بناهای واجد ارزش موضوع شفافیت است. او میگوید تشخیص ارزش تاریخی و فرهنگی باید براساس معیارهای روشن و مستندات کارشناسی انجام شود؛ معیارهایی مانند قدمت، اصالت، ویژگیهای معماری، اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارتباط بنا با محیط پیرامون. شهابموحد میپرسد اگر بنایی یکبار واجد ارزش تشخیص داده شده و بعد فاقد ارزش اعلام شود چه چیزی در این فاصله تغییر کرده است؟ بهگفته او، باید مشخص باشد مستند کارشناسی تصمیم نخست چه بوده، تصمیم دوم بر چه اساسی گرفته شده و چه کارشناسانی پرونده را بررسی کردند. او پرونده بنای خیابان سعدی تهران را از همین زاویه محل سوال میداند؛ بنایی که بهگفته او پیشتر واجد ارزش تاریخی-فرهنگی تشخیص داده شده اما بعدا از سوی ادارهکل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی فاقد ارزش اعلام شده است. شهابموحد میان حقوق مالکانه و ارزش تاریخی بنا تفکیک قائل میشود و میگوید حقوق مالک باید محترم شمرده شود اما حقوق ساختمانی مالک موضوعی متفاوت از تشخیص ارزش تاریخی و فرهنگی یک بناست. او معتقد است اگر تشخیص قبلی تغییر میکند مستندات این تغییر باید روشن و قابل دسترس باشد زیرا شفافیت هم از حقوق مالک دفاع میکند و هم از میراث فرهنگی و میتواند از شکلگیری ابهام و بیاعتمادی جلوگیری کند.
حفاظت باید پیش از صدور مجوز آغاز شود
شهابموحد برای عبور از حفاظت واکنشی بهحفاظت پیشگیرانه، تکمیل و بهروزرسانی فهرست بناهای واجد ارزش را ضروری میداند. بهگفته او، وزارت میراث فرهنگی باید این فهرست را در دسترس عموم قرار دهد و هرگونه تغییر در وضعیت ارزش یک بنا نیز باید از فرآیندی روشن و مستند کارشناسی عبور کند. او در همین زمینه نقش شهرداریها را نیز مهم میداند و معتقد است اطلاعات مربوط بهبناهای ثبت ملی، واجد ارزش و حتی بناهایی که ارزش آنها نیازمند بررسی بوده باید در فرآیند صدور مجوزهای شهرسازی مورد توجه قرار گیرد. به گفته شهابموحد، نباید شرایط بهگونهای باشد که ابتدا پروانه یا مجوزی صادر شود و بعد درباره ارزش تاریخی بنا پرسوجو شود. او درعینحال تاکید میکند که حفاظت از میراث فرهنگی نباید تمام هزینهها را بر دوش مالک خصوصی بگذارد. بهاعتقاد شهابموحد، استفاده از مشوقهای مرمت و احیا، تسهیلات، جبران محدودیتهای ناشی از ضوابط حفاظتی و ابزارهای شهرسازی میتواند بهگونهای باشد که مالک میان حفظ بنا و استفاده از حقوق اقتصادی ملک مجبور بهانتخاب یکی از این دو نباشد.
این فعال میراث فرهنگی همچنین بر ایجاد نظام پایش برای بناهای درمعرض خطر تاکید دارد و میگوید اگر در هر پرونده، شهروندان، کنشگران یا رسانهها ابتدا زنگ خطر را بهصدا درآورند و بعد دستگاه مسوول وارد شود نمیتوان چنین روندی را حفاظت پیشگیرانه نامید.
مساله فقط قانون نیست؛ اجرای قانون هم اهمیت دارد
شهابموحد معتقد نیست قوانین موجود در حوزه میراث فرهنگی کاملا کافی و بینقصند. او میگوید در بخشهایی نیاز بهاصلاح، شفافسازی و تقویت ضمانت اجرا وجود دارد اما درعینحال نمیتوان هر بار پس از تخریب یک بنا نبود قانون را دلیل اصلی دانست.
او بهقانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی-فرهنگی مصوب۱۳۹۸ اشاره میکند و میگوید در همین قانون بناهای واجد ارزش تاریخی-فرهنگی بهرسمیت شناخته شدند و ماده۱۵ دستگاه متولی را مکلف کرده با بررسی و پایش بناهای واجد ارزش را برای ثبت در فهرستهای مرتبط اعلام و اطلاعات آنها را در اختیار عموم قرار دهد.
از نظر او پیش از تدوین قوانین تازه باید مشخص شود تکالیف قوانین موجود تا چه اندازه اجرا شدند یعنی چه تعداد بنا براساس ماده۱۵ شناسایی و رسما اعلام شده، فهرست عمومی و بهروز این بناها کجاست، این اطلاعات تا چه اندازه در اختیار شهرداریها قرار گرفته و چه نهادی اجرای این تکالیف را ارزیابی میکند؟
این فعال میراث فرهنگی مساله امروز را فقط قانون نمیداند و بر سه موضوع اجرای قانون، شفافیت و پاسخگویی و نظارت بر اجرای تکالیف قانونی تاکید میکند.
کارزار برای فراتر رفتن از یک پرونده
به گفته شهابموحد، مجموعه این مسائل زمینه شکلگیری کارزار «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود کاری کنید» را فراهم کرده است. او تاکید دارد که این کارزار فقط درباره یک ساختمان در خیابان سعدی نیست و پرونده سعدی یکی از دلایل شکلگیری آن بوده است.
او میگوید از دادستان کل کشور سازمان بازرسی کل کشور و وزارت میراث فرهنگی خواسته شده است علاوه بر رسیدگی بهپرونده این بنا وضعیت اجرای تکالیف قانونی مربوط بهبناهای واجد ارزش، نحوه تغییر تشخیص ارزش بناها و سازوکار حفاظت از آنها را بررسی کنند.
یکیاز مطالبات کارزار نیز بهگفته او، انتشار فهرست بناهای واجد ارزش و وضعیت حفاظتی آنها بهشکل شفاف و در دسترس عموم است.
این فعال میراث فرهنگی معتقد است اگر برای نجات هر خانه تاریخی باید منتظر انتشار خبر، شکلگیری اعتراض عمومی یا رسیدن ماشینآلات تخریب ماند بخشی از نظام حفاظت کارکرد خود را از دست داده است.
از تجربه کشورهای موفق تا مساله حفاظت در ایران
باید درنظر داشت که تجربه کشورهای دارای نظامهای منسجم حفاظت از میراث نشان میدهد حفاظت موثر صرفا بهثبت یک بنا یا وجود قانون محدود نمیشود و باید با برنامهریزی شهری، مدیریت حریم، پایش مستمر و تعیین مسوولیت دستگاههای مختلف پیوند داشته باشد. برای نمونه یونسکو در ارزیابی شهر تاریخی باکو، بر لزوم هماهنگی میان نهادهای ملی و شهری و ادغام برنامه حفاظت در نظام برنامهریزی شهری تاکید کرده بود. این شهر بعدها با ایجاد ابزارهای مدیریتی و حفاظتی از فهرست میراث در خطر خارج شد.
در ایران نیز مساله صرفا فقدان قانون نیست. حتی درباره کاخ گلستان که در فهرست میراث جهانی قرار دارد یونسکو بر ضرورت مدیریت دقیق حریم و کنترل ساختوساز در پیرامون آن تاکید کرده است.
مساله زمانی جدیتر میشود که یک بنا واجد ارزش شناخته شود اما این شناخت نتواند خود را در تصمیمهای شهرسازی، صدور مجوز، پایش و مداخله بهموقع نشان دهد. درچنینشرایطی حفاظت از میراث تاریخی همچنان بیش از آنکه پیشگیرانه باشد، واکنشی بوده یعنی دستگاهها اغلب زمانی درگیر پرونده میشوند که فرصت حفاظت از بخشی از اصالت بنا از دست رفته است.
تداوم چنین وضعیتی برای کشوری با این حجم از میراث تاریخی نشاندهنده نامساعد بودن سازوکار عملی حفاظت است زیرا میراث فرهنگی فقط با ثبت و قانون باقی نمیماند و بهنظامی نیاز دارد که بتواند پیشاز تخریب ارزش تاریخی را در تصمیمگیریهای شهری وارد کند.
