مراکز داده‌؛ قربانی پنهان قطعی برق

گروه فناوری
کدخبر: 648654
رشد اقتصاد دیجیتال، مراکز داده را از زیرساخت فنی به یکی از ارکان حیاتی اقتصاد، حکمرانی و ارائه خدمات عمومی تبدیل کرده است. سامانه‌های بانکی، خدمات دولت الکترونیکی، پیام‌رسان‌ها، فروشگاه‌های اینترنتی، خدمات ابری و بخش قابل‌توجهی از زیرساخت‌های ارتباطی کشور، همگی به عملکرد پایدار مراکز داده وابسته‌ هستند.
مراکز داده‌؛ قربانی پنهان قطعی برق

مهر – رشد اقتصاد دیجیتال، مراکز داده را از زیرساخت فنی به یکی از ارکان حیاتی اقتصاد، حکمرانی و ارائه خدمات عمومی تبدیل کرده است. سامانه‌های بانکی، خدمات دولت الکترونیکی، پیام‌رسان‌ها، فروشگاه‌های اینترنتی، خدمات ابری و بخش قابل‌توجهی از زیرساخت‌های ارتباطی کشور، همگی به عملکرد پایدار مراکز داده وابسته‌ هستند. در چنین شرایطی، مساله ناترازی برق دیگر صرفا چالشی برای صنایع انرژی‌بر یا خطوط تولید نیست بلکه به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده پایداری زیرساخت دیجیتال کشور تبدیل شده است. اختلال در تامین برق مراکز داده، تنها به خاموش شدن چند سرور محدود نمی‌شود بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از خدمات حیاتی را همزمان تحت‌تاثیر قرار دهد و آثار آن را میلیون‌ها کاربر، کسب‌وکار و دستگاه اجرایی به‌صورت مستقیم تجربه کنند. بحران امروز صنعت مراکز داده از خود خاموشی آغاز نمی‌شود. فلسفه طراحی دیتاسنترهای استاندارد برمبنای مواجهه با قطع برق شکل گرفته و تجهیزات پشتیبان همچون «UPS»، باتری‌ها، سامانه‌های انتقال خودکار برق و دیزل‌ژنراتورها دقیقا برای مدیریت شرایط اضطراری پیش‌بینی شده‌اند. آنچه امروز این زیرساخت را درمعرض تهدید قرار داده، تبدیل شدن وضعیت اضطراری قطع برق به بخشی از فرآیند عادی بهره‌برداری است. استمرار خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده موجب شده است تجهیزاتی که باید تنها در شرایط استثنایی وارد مدار شوند، به صورت روزانه و مستمر مورد استفاده قرار گیرند و همین تغییر ماهیت، نقطه آغاز فرسایش زیرساخت دیجیتال کشور است.

خاموشی و چالش فرسایش تدریجی زیرساخت

برداشت رایج آن است که وجود تجهیزات برق اضطراری، مراکز داده را در برابر ناترازی برق مصون می‌کند. تجربه عملی صنعت نشان می‌دهد این برداشت تنها زمانی معتبر است که قطعی برق یک رخداد استثنایی باشد. در شرایط کنونی، برق بسیاری از مراکز داده در طول هفته و برای چندساعت قطع می‌شود و هربار سامانه‌های «UPS»، باتری‌ها، «ATS» و دیزل‌ژنراتورها باید در کسری از ثانیه فرآیند انتقال بار را انجام دهند. اگرچه این فرآیند از منظر فنی طراحی شده است اما تکرار مستمر آن، نرخ استهلاک تجهیزات را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد، هزینه‌های تعمیر و نگهداری را بالا می‌برد و احتمال بروز خطا در لحظه سوئیچینگ را افزایش می‌دهد. مدیران مراکز داده تاکید می‌کنند که دیتاسنترها از وقوع خاموشی هراس ندارند بلکه از تکرار خاموشی و دائمی شدن استفاده از تجهیزات اضطراری آسیب می‌بینند.

این تغییر الگوی بهره‌برداری، پیامد دیگری نیز دارد. تجهیزات اضطراری دارای عمر طراحی مشخصی هستند و هر سیکل کاری بخشی از ظرفیت عملیاتی آنها را مستهلک می‌کند. در نتیجه، هرچه دفعات خاموشی افزایش یابد، احتمال از کار افتادن آخرین لایه دفاعی مرکز داده نیز بیشتر خواهد شد. چنین وضعیتی به‌معنای افزایش احتمال وقوع خاموشی کامل سرویس در شرایطی است که زیرساخت اصلی نیز قادر به تامین برق نیست.

آسیب خاموشی از اتاق برق فراتر می‌رود

پایداری یک مرکز داده تنها به روشن بودن سرورها وابسته نیست. سامانه‌های سرمایشی، تجهیزات‌شبکه، سامانه‌های ذخیره‌سازی، تجهیزات امنیت‌فیزیکی، سیستم‌های اعلام و اطفای حریق و تجهیزات  محیطی همگی نیازمند برق پایدار هستند. در زمان قطع برق، حتی اگر ژنراتور در مدت کوتاهی وارد مدار شود، فاصله زمانی میان خروج برق شهری و ورود برق اضطراری، موجب توقف کوتاه سامانه‌های سرمایشی می‌شود. همین وقفه چندده‌ثانیه‌ای یا یک‌دقیقه‌ای می‌تواند دمای سالن‌های سرور را افزایش دهد و عملکرد تجهیزات حساس را مختل کند. در برخی موارد نیز تجهیزات پس از بازگشت برق به مدار عملیاتی بازنمی‌گردند و همین مساله کیفیت سرویس‌های دیجیتال و حتی کیفیت ارتباطات اینترنتی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. از منظر مهندسی مراکز داده، برق مصرفی صرفا برای تغذیه سرورها نیست. سامانه‌های خنک‌کننده، تجهیزات انتقال داده، تجهیزات‌امنیتی، کنترل‌دسترسی، تجهیزات ذخیره‌سازی و سامانه‌های پشتیبان همگی بخشی از بار الکتریکی مرکز داده را تشکیل می‌دهند. ازاین‌رو هر اختلال در تامین برق، به‌سرعت به سایر اجزای زیرساخت سرایت می‌کند و احتمال ایجاد اختلال زنجیره‌ای را افزایش می‌دهد.

اقتصاد دیجیتال، قربانی پنهان ناترازی انرژی

تداوم خاموشی‌ها تنها هزینه انرژی را افزایش نداده بلکه ساختار اقتصادی مراکز داده را نیز دستخوش تغییر کرده است. براساس اظهارات مدیران صنعت، مصرف گازوئیل ژنراتورها به‌شکل قابل‌توجهی افزایش یافته و هزینه تامین سوخت نسبت به سال گذشته بیش از ۲۰۰‌درصد رشد کرده است. در عین حال، سهمیه‌های تخصیصی پاسخگوی نیاز واقعی مراکز داده نیست و بسیاری از اپراتورها ناچار به خرید سوخت از بازار آزاد با قیمت‌های چندبرابری شده‌اند. این وضعیت، علاوه بر افزایش هزینه عملیاتی، ریسک دیگری نیز ایجاد می‌کند. کیفیت نامناسب سوخت می‌تواند به موتور ژنراتورها، سامانه سوخت‌رسانی و فیلترها آسیب وارد کند و قابلیت اطمینان آخرین لایه پشتیبان مرکز داده را کاهش دهد. همزمان، محدودیت‌های ناشی از تحریم، دشواری تامین قطعات یدکی، کاهش دسترسی به تجهیزات‌تخصصی و فرسودگی تدریجی زیرساخت‌ها، فرآیند تعمیر و نوسازی تجهیزات را نیز پیچیده‌تر کرده است. در چنین شرایطی، هر خاموشی تنها یک وقفه موقت در ارائه خدمت نیست بلکه بخشی از عمر سرمایه‌های زیرساختی کشور را مصرف می‌کند و هزینه ارائه خدمات دیجیتال را به‌صورت‌مستمر افزایش می‌دهد.

فاصله استانداردهای جهانی با واقعیت بهره‌برداری در ایران

در استانداردهای بین‌المللی شاخص‌هایی مانند افزونگی تجهیزات، قابلیت نگهداری بدون توقف سرویس و سطح دسترس‌پذیری سالانه برای مراکز داده تعریف شده‌اند. برهمین‌اساس، مراکز داده سطح‌سه با دسترس‌پذیری حدود ۹۸/‏۹۹‌درصد و مراکز سطح‌چهار با دسترس‌پذیری حدود ۹۹۵/‏۹۹‌درصد طراحی می‌شوند. با این حال، این استانداردها بر یک پیش‌فرض اساسی استوار هستند و آن وجود شبکه برق پایدار، دسترسی مطمئن به سوخت، امکان سرویس منظم تجهیزات و محدود بودن شرایط اضطراری است. هنگامی که خاموشی به بخشی از وضعیت عادی شبکه برق تبدیل شود، بسیاری از مفروضات این استانداردها عملا اعتبار خود را از دست می‌دهند و تجهیزات اضطراری ناچار می‌شوند وظایفی فراتر از ظرفیت طراحی‌شده خود برعهده بگیرند. ازهمین‌رو، مقایسه صرف سطح استاندارد مراکز داده ایران با نمونه‌های بین‌المللی بدون توجه به کیفیت زیرساخت انرژی، تصویر دقیقی از وضعیت واقعی ارائه نمی‌کند. مساله اصلی، فاصله فناوری نیست بلکه تفاوت شرایط بهره‌برداری محسوب می‌شود.

تغییر نگاه از مصرف‌کننده برق به زیرساخت‌حیاتی

راهکارهای مطرح‌شده از سوی فعالان صنعت نشان می‌دهد؛ حل مساله تنها با افزایش تعداد ژنراتورها یا ظرفیت «UPS» ممکن نیست. نخستین گام، به‌رسمیت شناختن مراکز داده به‌عنوان زیرساخت حیاتی کشور در سیاستگذاری انرژی است تا در برنامه‌های مدیریت بار، تامین برق پایدار و تخصیص سوخت اضطراری جایگاه مستقلی داشته باشند. تحقق این هدف نیازمند هماهنگی میان وزارت نیرو، وزارت ارتباطات و توانیر است تا تفاهم‌های موجود از سطح سیاست به مرحله اجرا منتقل شوند. در کنار این اقدام، توسعه برق اختصاصی برای مراکز داده، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه شبکه‌های هوشمند برق، به‌کارگیری سامانه‌های پیشرفته پایش مصرف انرژی، طراحی معماری‌های ابری مقاوم در برابر اختلال، توزیع جغرافیایی بار پردازشی، استقرار مراکز داده براساس معیارهای دسترسی پایدار به انرژی و اجرای برنامه‌های منظم آزمون تجهیزات پشتیبان، از مهم‌ترین اقداماتی هستند که می‌توانند تاب‌آوری زیرساخت دیجیتال کشور را افزایش دهند.

در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که ناترازی برق، مراکز داده را با بحرانی مواجه کرده که ماهیتی متفاوت از خاموشی‌های مقطعی گذشته دارد. مساله امروز، فقدان تجهیزات اضطراری نیست بلکه استفاده دائمی از تجهیزاتی است که برای شرایط بحرانی طراحی شده‌اند. ادامه این روند، به‌تدریج قابلیت اطمینان زیرساخت‌های دیجیتال را کاهش می‌دهد، هزینه ارائه خدمات را افزایش می‌دهد و ریسک اختلال در زنجیره‌ای از خدمات حیاتی کشور را بالا می‌برد. از این منظر، تامین برق پایدار برای مراکز داده بخشی از الزامات امنیت اقتصادی، تاب‌آوری ملی و حکمرانی دیجیتال کشور به‌شمار می‌رود.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار