فضای مجازی زیر تیغ سیاستهای شکستخورده

علی حسینی – دلار وقتی از مرز ۲۴۰هزار تومان عبور میکند، میتواند قیمت یک زندگی، کسبوکار، شغل و حتی امید به ادامه فعالیت اقتصادی را جابهجا کند. در اقتصادی که هرروز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد و بسیاری از مشاغل کوچک برای بقا به کمهزینهترین و در دسترسترین ابزارهای ممکن پناه بردهاند، اینترنت میتوانست آخرین روزنه برای ادامه کار باشد اما همین روزنه نیز با اختلال، محدودیت و ضعف زیرساختی مواجه است. مساله عجیب اینجاست، در شرایطی که اقتصاد بیش از همیشه به ابزارهای ارزان، سریع و بدون مرز برای فروش، بازاریابی، ارتباط و کسب درآمد نیاز دارد، اینترنت نهتنها به یک زیرساخت مطمئن تبدیل نشده بلکه خود به یکی از موانع فعالیت اقتصادی بدل شده است.
کاربری که برای فروش محصولش به شبکه اجتماعی نیاز دارد، فریلنسری که درآمدش از ارتباط با مشتری خارجی تامین میشود، کسبوکاری که سفارشهایش را آنلاین میگیرد یا شهروندی که برای سادهترین خدمات روزمره به اینترنت وابسته است، نمیتواند هرروز منتظر بماند تا اتصال برقرار شود، سرعت به وضعیت عادی برگردد یا یک سرویس از دسترس خارج نشود. اقتصاد دیجیتال با اینترنتی که دائما باید برای کارکردن آن راهحل جایگزین پیدا کرد، شکل نمیگیرد. نمیتوان از مردم انتظار داشت در شرایط سقوط ارزش پول و کاهش قدرت خرید خودشان را با ابزارهایی وفق دهند که اساسا قرار بوده هزینه و دشواری فعالیت اقتصادی را کاهش دهند. در این میان، فیلترینگ تنها یک بخش از مساله است. حتی اگر فردا تمام پلتفرمهای فیلترشده رفع محدودیت شوند، اینترنتی که ناپایدار، کند، پرهزینه و غیرقابل پیشبینی باشد، همچنان نمیتواند زیرساخت اقتصاد باشد. مساله امروز فراتر از دسترسی به یک شبکه اجتماعی است؛ بحث بر سر حق دسترسی مردم به زیرساختی است که برای بخشی از آنها مستقیما با نان شب گره خورده است. دولتی که از رونق تولید، اشتغال و اقتصاد دیجیتال سخن میگوید، نمیتواند همزمان هزینه ناکارآمدی سیاستهای اینترنتی را از جیب همان مردمی دریافت کند که قرار است این اقتصاد را بچرخانند. وقتی دلار هرروز رکورد تازهای میزند، شاید بدترین تصمیم این باشد که یکی از معدود ابزارهایی را که میتواند بخشی از این فشار را قابل تحمل کند، نیز از مردم دریغ کنیم.
فضای مجازی؛ شاهراه توسعه اجتماعی
در همین خصوص شهریار شفیعی، رییس هیات علمی آکادمی برند ایران در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: «درست است که انسان، بهصورت تاریخی، موجودی بوده که بخش عمده تاریخ خود را در جهان عینی و فیزیکی سپری کرده اما امروز جهان مجازی به بخش جداییناپذیر زندگی همه جوامع، حتی جوامع کمتر توسعهیافته تبدیل شده است. لازم است ابتدا تاکید کنم که وقتی از «جهان مجازی» سخن میگوییم، منظور از مجازی، معنایی نیست که در ادبیات عرفانی از این واژه مراد میشود و آن را در تقابل با حقیقت و بهمعنای نوعی دروغ یا عدم واقعیت تلقی میکند. در اینجا «مجازی» در مقابل «فیزیکی» قرار میگیرد. با این حال گستردگی، تنوع و میزان نفوذ جهان مجازی در فضای ذهنی و زندگی روزمره انسانها، به هیچوجه کمتر از جهان واقعی و فیزیکی نیست. دستکم در این مقطع تاریخی، ما در چنین مرحلهای قرار گرفتهایم.»
او ادامه داد: «پیش از آنکه به ابعاد اقتصادی این موضوع بپردازیم، لازم است به این نکته توجه کنیم که جهان مجازی، علاوه بر کارکردهای اقتصادی که همه ما با آن آشنا هستیم و بسیاری از مشاغل، اصناف و حتی حوزههایی مانند آموزش و مشاوره امروز به آن متکی هستند، تا عمق حوزههای اصلی ساختار اجتماعی ما نفوذ کرده است به این معنا که شبکههای اجتماعی، فراتر از کارکرد اطلاعرسانی، آیا امروز به یکی از بزرگترین حوزههای ارتباطی انسانها تبدیل نشدهاند؟ در حال حاضر انسانها در سراسر جهان – نه فقط در ایران- تا چه اندازه ارتباط خود را بهشکل مستقیم و چهرهبهچهره برقرار میکنند و تا چه اندازه این ارتباطات از طریق فضای مجازی شکل میگیرد؟ چه ارتباطات خانوادگی و فامیلی باشد و چه ارتباطات کاری، بخش قابلتوجهی از این روابط در همین فضاها شکل میگیرد و استمرار پیدا میکند بنابراین هنگامی که از فضای مجازی سخن میگوییم و درباره ضرورت توسعه زیرساختهای آن دغدغه داریم، صرفا درباره نان و آب سخن نمیگوییم. همانگونه که آب و نان برای حیات ضروریاند، حوزه عاطفی و ارتباطی و همچنین سرمایه اجتماعی ما نیز در همین بستر شکل میگیرد و رشد میکند. سرمایه اجتماعی، یکی از بنیادیترین زیرساختهای هر جامعه است و بخش مهمی از ساختار اجتماعی بر پایه آن بنا میشود. همچنین بدون اعتماد، امکان فعالیت موثر در این فضا وجود ندارد و سرمایه اجتماعی در اینجا یکی از منابع اصلی تولید و بازتولید اعتماد است.»
از جشنهای سنتی تا شبکههای ارتباطی مدرن
شفیعی گفت: «سرمایه اجتماعی برای رشد و توسعه خود به بستر نیاز دارد. در گذشته جشنهای ایرانی بخشی از این کارکرد مهم را برعهده داشتند. ما ۶۸جشن ملی داشتیم و در این جشنها مردم واقعا در کنار یکدیگر شادی میکردند و سفره میگستردند. البته در آن زمان شهرها کوچکتر بودند و جمعیت هر شهر ممکن بود چند صد یا چندهزار نفر باشد و افراد میتوانستند در فضای واقعی و فیزیکی در کنار یکدیگر جمع شوند اما امروز درباره ایرانی با جمعیتی حدود ۹۳میلیوننفر و جامعهای در حدود ۱۷۰میلیون فارسیزبان صحبت میکنیم. ایجاد و توسعه چنین ارتباطات گستردهای دیگر صرفا در فضای واقعی و فیزیکی امکانپذیر نیست و باید در فضای مجازی نیز توسعه پیدا کند. همچنین توسعه زبان فارسی نیز باید در همین بستر مورد توجه قرار گیرد بنابراین مولفههای اجتماعی، ملی و فرهنگی توسعه فضای مجازی به هیچوجه کماهمیتتر از ابعاد اقتصادی آن نیستند.
اقتصاد دیجیتال؛ فراتر از فروشگاههای آنلاین
رییس هیات علمی آکادمی برند ایران خاطرنشان کرد: «اما امروز مساله اقتصادی فضای مجازی صرفا به این محدود نمیشود که فردی یک فروشگاه آنلاین راهاندازی کرده یا شخص دیگری بخواهد کفشهای خود را بهصورت آنلاین بفروشد. موضوع بسیار فراتر از این موارد است. تقریبا همه مشاغل و اصناف بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، در فضای مجازی حضور دارند. باید توجه داشته باشیم که فضای مجازی فقط اینستاگرام و واتساپ نیست. حتی پرداختهایی که امروز انجام میدهیم، بهعنوان مثال زمانی که قصد خرید نان داریم و با کارت بانکی پرداخت میکنیم، در بستری مرتبط با فضای مجازی انجام میشود بنابراین هنگامی که فضای مجازی آسیب میبیند، آثار این آسیب میتواند تمام این حوزهها را تحتتاثیر قرار دهد.» او گفت: «وقتی حساسیت نسبتبه شبکههای اجتماعی را بالا میبینیم، یکی از دلایل آن این است که از منظرهای امنیتی، نگرانیهایی درباره کنترل اخبار و اطلاعات وجود دارد اما نمیتوان به دلیل اینکه ممکن است در این فضا مقداری آسیب یا «سم» نیز وارد جامعه شود، راه تنفس یک جامعه را مسدود کرد. البته فضای مجازی را نیز نمیتوان صرفا با بستن و محدودکردن مداوم حل کرد. از سوی دیگر، همانگونه که بدن انسان در مواجهه با میکروبها و ویروسها بهتدریج سازوکارهای ایمنی پیدا میکند، جامعه نیز باید فرصت و امکان رشد پیدا کند تا بتواند بهتدریج توانایی تشخیص خوب از بد را در خود ایجاد و سواد ارتباطی و رسانهای را ارتقا دهد.»
شفیعی ادامه داد: «در عین حال مساله توسعه فضای مجازی صرفا یک مساله اقتصادی نیست، این موضوع تا عمق ساختار اجتماعی ما نفوذ کرده است. در این میان، رشد کسبوکارهای جدید، بهویژه استارتاپها، توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال و همچنین شکلگیری ارتباطاتی که میتوانند به ایجاد و تقویت هویت ما و حتی هویت کالاهای ایرانی برای حضور در بازارهای صادراتی منجر شوند، همگی به چنین بستری نیاز دارند. باید به ورود به دوران جدیدی اشاره کنم که با ظهور هوشمصنوعی آغاز شده است. هوشمصنوعی در خلأ فعالیت نمیکند بلکه در همین فضای مجازی و بر بستر همین زیرساختها توسعه مییابد بنابراین عدم توسعه فضای مجازی به این معناست که شاهراه اصلی حرکت اسبهای تیزتاز هوشمصنوعی را مسدود کنیم.» او در پایان گفت: «فضای مجازی بستر رویش و توسعه هوشمصنوعی است. جامعهای که در این زمینه عقب بیفتد، در 10سال آینده از روند تحولات جامعه و جهان عقب خواهد ماند و این عقبماندگی بهسادگی قابل جبران نخواهد بود. چنین وضعیتی میتواند ما را در قرن بیستم گرفتار کند و مانع از ورود موثر ما به قرن بیستویکم شود. بهعنوان عضو کوچکی از جامعه علمی ایران، خواهش میکنم از نگاه یکطرفه به فضای مجازی دست برداریم و ابعاد مختلف این بستر را برای رشد، بالندگی و برآمدن یک ایران نوین مورد توجه قرار دهیم.»
