ضرورت نگاه «فرصتمدار» به دیپلماسی و مردم
جهان صنعت – ضرورت استفاده حداکثری از راهبردهای دیپلماتیک برای خروج از بحرانی که درپی حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران و ادامه این جنگ خانمانسوز تاکنون، بر کشور سایه انداخته، در گذشته تنها ازسوی طیفی خاص از نیروهای سیاسی مطالبه میشد اما حالا این صدا را تنها از اردوگاه اصلاحطلبان و اعتدالیون نمیشنویم، همزمان بخش بزرگی از جریان اصولگرایی نیز بر همین راهبرد تاکید دارد. چنانکه همین دیروز در حالی شاهد تاکید موکد جواد ظریف بر این راهبرد بودیم که مهدی محمدی، مشاور رییس مجلس شورای اسلامی نیز همزمان و همصدا با وزیر امور خارجه پیشین ایران، بر ضرورت «اعطای فرصت لازم به دیپلماسی»، «حفظ و تقویت اجماع داخلی» و «پرهیز از تصمیمات شوکآور در محیط داخلی و اقتصادی» تاکید کرد.
جواد ظریف در یادداشتی با عنوان «پرواز سیمرغ ایرانی» که شماره تازه نشریه «اندیشکده پایاب» بهطبع رسیده، با تاکید بر اینکه امضای یادداشت تفاهم میان روسایجمهور ایران و آمریکا فرصتی تاریخی و زماندار برای دیپلماسی فراهم کرده است، خواستار بهرهبرداری از این فرصت شده است. معاون راهبردی پیشین رییسجمهور در این مقاله با طرح راهبرد «توازن فراگیر» مبتنیبر تقویت روابط با همسایگان، چین، روسیه و اروپا بر ضرورت گذار از «نگاه تهدیدمدار» به «نگاه فرصتمدار» در سیاست داخلی و خارجی کشور تاکید کرده است. او نوشته است: «در جهان «پساقطبی» کنونی، آمریکا در حال افول است و هیچ قدرتی – نه آمریکا و نه دیگران – توان ایفای نقش هژمون جهانی یا منطقهای را ندارد؛ شکست آمریکا در دو رویارویی اخیر با ایران گواه این روند است. با این حال برخلاف انتظار، روسیه و چین در این دو جنگ نه همپیمان ایران شدند و نه همکاری معناداری کردند. قطعنامه۲۸۱۷ شورای امنیت علیه ایران، با وجود بیاعتبار ساختن سازمان ملل نشان داد حتی ۱۳۶کشور از جنوب جهانی نیز از همبانی با متجاوزان ابایی نداشتند؛ نتیجه اینکه در شرایط فعلی حتی دوستان ایران در جنوب جهانی از حمایت آشکار از ایران در برابر آمریکا و غرب گریزانند.» ظریف در بخش دیگر این مقاله به «جایگاه ایران و فرصتهای پیشرو» پرداخته و با اشاره به «سه فرصت کلیدی برآمده از یادداشت تفاهم»، بر ضرورت بهرهبرداری حداکثری از «اراده و توان ایستادگی مردم و نظام»، «عدم همسانی اهداف بازیگران منطقهای و حتی آمریکا و اسرائیل» و البته «اهرم تنگه هرمز» تاکید کرده است. با این همه به باور ظریف، «هیچیک از این سه اهرم دائمی نیستند؛ بسته ماندن طولانیمدت هرمز یا سوءاستفاده کوتاهمدت از آن، اجماع جهانی(حتی همراه با چین) علیه ایران خواهد ساخت؛ ادامه تنشهای مدیریتنشده نیز به رژیم اسرائیل و لابی آن فرصت میدهد تا اختلاف بنیادین اهداف خود با آمریکا را کمرنگ کنند.» او با تاکید بر ضرورت پایان دادن به «تهدیدمداری» و آغاز راهبرد «فرصتمداری» مینویسد: «ایران «دیرینهترین تمدن- دولت» است و تاریخ طولانی تجاوزهای خارجی به این کشور، ذهنیت تهدیدمدار را در روان فردی و اجتماعی ایرانیان نهادینه کرده است. اکنون که «دوران بزندررو» پایان یافته، باید این نگاه با رویکرد فرصتمدار جایگزین شود؛ نه صرفا در شعار بلکه در شیوه رفتار حکومت با مردم و در سیاست خارجی.» او نوشته «باور به مردم بهعنوان ستون اصلی بازدارندگی، نرمخویی با شهروندان و تقویت جامعه مدنی و بخش خصوصی پیشنیاز داخلی این جهش است، همراه با مقابله با «سازمان نفوذ» در کشور. در سطح جهانی نیز دیپلماسی باید یکی از ستونهای اصلی امنیت ملی و ابزار کانونی برای بازگرداندن ایران به زنجیره ارزش جهانی قلمداد شود.» ظریف همچنین با تاکید بر اهمیت «توازن فراگیر و دیپلماسی چندوجهی فرصتمدار» مینویسد: در نگاه سنتی، دیپلماسی تنها در بحرانهای وجودی و بهعنوان «اکل میته» بهکار رفته و پس از رفع خطر کنار گذاشته شده است – از ماجرای لانه جاسوسی تا برجام-» حال آنکه به باور او، یادداشت تفاهم اخیر یک «فرصت» است، نه «تحمیل».
همزمان مهدی محمدی، مشاور راهبردی رییس مجلس نیز در یک فایل صوتی به تحلیل و تشریح آخرین تحولات منطقه و مذاکرات ایران و آمریکا پرداخته و در فرازی مهم از تحلیل خود میگوید: «گزینه نظامی تنها ابزار در دست آمریکا نیست. ابعاد دیگری چون محاصره دریایی، جنگ روانی، عملیات شناختی بر افکار عمومی و تلاش برای تغییر محاسبات مسوولان و تضعیف تابآوری جامعه، بخشهایی از یک پروژه ترکیبی و چندوجهی هستند که صرفا وابسته به اقدام مستقیم نظامی نیستند.»
این تحلیلگر سیاسی اصولگرا در بخش دیگر تحلیل خود که بر «مذاکرات عمان و وضعیت تنگه هرمز» متمرکز است، میگوید: «در خصوص مذاکرات جاری در عمان، روند گفتوگوها همچنان در جریان است و نتیجه آن قابل پیشبینی قطعی نیست. موضع اصولی و ثابت، عدم پذیرش «مسیر جنوبی» و ضرورت شکلگیری قالبی توافقشده جهت اعمال ترتیبات مدنظر ایران است؛ امری که منطبق بر چارچوبهای گذشته و شروط تعیینشده است.» مشاور راهبردی رییس مجلس شورای اسلامی میافزاید: «تا زمان تداوم درگیریها، انسداد تنگه هرمز منطقا باید ادامه یابد چراکه در شرایط مواجهه نظامی، بازگشایی آن معنایی ندارد. علاوه بر این ترتیبات بازگشایی یا مدیریت آبراهها (اعم از تنگه هرمز، بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز) نباید منجر به افت قیمت در بازار جهانی انرژی شود. امروزه ابزارهای ایران برای مدیریت بازار انرژی ترکیبی و چندبعدی است.» مهدی محمدی در بخش پایانی تحلیل خود که با عنوان «نتیجهگیری و راهکارهای مواجهه» منتشر شده، با تاکید بر اینکه «شرایط کنونی موقت، شکننده و گذراست و تغییر نیت دشمن بعید به نظر میرسد»، اقدامات ضروری در این مقطع کنونی را برشمرده و بر این اساس خواستار «ارتقای سطح هوشیاری به بالاترین میزان ممکن»، «اعطای فرصت لازم به دیپلماسی»، «حفظ و تقویت اجماع داخلی» و «پرهیز از تصمیمات شوکآور در محیط داخلی و اقتصادی» شده است. محمدی بر این باور است که «با تلفیق این راهبردها میتوان شرایط حساس کنونی را با اطمینان و ثبات بیشتری مدیریت کرد.»
