«صنعت» زیر بار «لجستیک»

سارا اصغری – تولیدکنندگان ایرانی امروز در تنگنای دوگانه واردات و صادرات گرفتار شدهاند. از یکسو، تامین مواد اولیه، قطعات یدکی، ماشینآلات و فناوریهای موردنیاز خطوط تولید، بهشدت به توانایی واردات وابسته است. بسیاری از صنایع کشور بدون دسترسی به این اقلام قادر به ادامه فعالیت نیستند. از سوی دیگر، صادرات محصولات نهایی، بهویژه در صنایع فلزی، غذایی، دارویی، پتروشیمی و کالاهای مصرفی، تنها راه کسب درآمدارزی و حفظ رقابتپذیری در بازارهای منطقهای است. بنابراین هرگونه اختلال در هریک از این دوحلقه، زنجیره تولید را بهطور مستقیم تحتتاثیر قرار میدهد.
نقش از دست رفته کشورهای همسایه
نقش کشورهای همسایه در سالهای تحریم بیبدیل بوده است. اماراتمتحدهعربی بهعنوان یکهاب مالی و تجاری، امکان انجام مبادلات ارزی، گشایش اعتبار اسنادی، حمل کالا و دورزدن تحریمهای بانکی را برای ایران فراهم میکرد. بسیاری از شرکتهای ایرانی دفاتر تجاری خود را در دوبی و شارجه مستقر کرده بودند و از این طریق هم مواد اولیه وارد میکردند و هم محصولات خود را به بازارهای جهانی میرساندند. جایگاه امارات برای ایران فراتر از یک همسایه معمولی بود؛ این کشور در حکم دریچهای به روی اقتصاد جهانی عمل میکرد اما با تشدید تحریمها و فشارهای سیاسی، این مسیر نیز دچار اختلال جدی شده است.
عراق نیز بهعنوان دومین شریک تجاری مهم ایران، نقشی کلیدی در صادرات صنایعغذایی، مصالح ساختمانی و کالاهای مصرفی داشت. بازار عراق برای تولیدکنندگان ایرانی، بهویژه در سالهای اخیر، به یک مقصد صادراتی امن و پرسود تبدیل شده بود اما اکنون تحت فشارهای آمریکا، دولت عراق نیز محدودیتهایی را برای مبادلات تجاری با ایران اعمال میکند و به نظر میرسد که دیگر نمیتواند همان نقش تبادلی گذشته را ایفا کند. این تغییر رفتار، ضربهای مضاعف به تولیدکنندگانی است که هم برای تامین مواداولیه و هم برای فروش محصولات خود به این بازار وابسته بودند.
در چنین شرایطی، سیاستهای فشار حداکثری آمریکا، بهویژه در دوره ترامپ، با رویکردی «جنونآمیز» تمامی راههای ارتباطی ایران با سایر کشورها را هدف قرار داده است. هدف این سیاستها، نه فقط محدود کردن تجارت بلکه فلجکردن کامل چرخه تولید و تجارت ایران است. نتیجه این وضعیت برای تولیدکنندگان، افزایش هزینههای تامین، تاخیر در دریافت مواد اولیه، کاهش قدرت رقابت در بازارهای صادراتی و در نهایت کاهش تولید و اشتغال است. بنابراین تولید در تنگنای واردات و صادرات، نه یک هشدار آینده بلکه واقعیتی است که امروز صنعت ایران با آن دستوپنجه نرم میکند.
محمدحسین فلاح، فعال حوزه صنعت، در گفتوگو با «جهانصنعت» به موضوع نقش حیاتی واردات و صادرات برای تولیدکنندگان پرداخت و عنوان کرد: تا پیش از جنگ، ما تحریمها را از طریق کشورهای همسایه دور میزدیم و این کشورها بسیار به ما کمک میکردند. در این رابطه باید به نقش کشور امارات اشاره کرد که نقش بسیار ویژه و مهمی در اقتصاد ایران داشت. در واقع این کشور محل برخی تبادلات تجاری و بانکی ایران بود و از طریق این کشور تحریمها را دور میزدیم و جایگاه امارات برای ایران ورای سایر کشورهای همسایه بود که در جنگ نقش این کشور برای ما بسیار آسیب دیده است.
وی در ادامه با اشاره به نقش کشور عراق خاطرنشان کرد: عراق نیز در واردات و صادرات صنایع غذایی به کشور نقش مهمی ایفا میکرد اما این کشور نیز تحت فشارهای آمریکا در حال اعمالکردن محدودیتهایی برای ایران است و چنان به نظر میرسد که نقش تبادلی قبل را نمیتواند داشته باشد.
فلاح در ادامه به موضوع فشارهای بیشتر آمریکا اشاره کرد و افزود: اینگونه به نظر میرسد که سیاست ترامپ بهگونهای جنونآمیز در حال تحریم تمامی راههای ارتباطی ایران با سایر کشورهاست و این موضوع میتواند واردات مواد اولیه تولیدکنندگان و صادرات آنها را با مشکلات جدی روبهرو کند.
جایگزینهای هزینهساز
رضا اعتدال، فعال حوزه تولید یکی از چالشهای سالجاری را محاصره دریایی برشمرد و عنوان کرد: پس از پایان حملات فیزیکی، دشمن ما را با محاصره دریایی در تنگنا قرار داد که همین موضوع، واردات و صادرات را با مشکل مواجه کرد.
هرچند راههای زمینی و ریلی جایگزین مسیر دریایی شدند اما به همان نسبت نیز هزینهها افزایش یافت. این امر نیز به نوبه خود بهای تمامشده تولید را بالا برد.
در واقع این تغییر مسیر اجباری، هزینههای لجستیک را بهشدت افزایش داده است؛ بهعنوان نمونه، هزینه حمل یک کانتینر از چین به ایران از طریق دریا حدود ۳هزاردلار بود که با حمل زمینی به حدود ۱۲هزاردلار میرسد و در برخی مسیرها شاهد جهش چهار برابری یا بیشتر هستیم. این افزایش هزینه بهصورت مستقیم بر قیمت تمامشده کالاهای وارداتی و قدرت رقابتپذیری صادرات غیرنفتی اثر میگذارد و از آنجا که بخش عمدهای از تولیدکنندگان به واردات مواداولیه، قطعات و ماشینآلات وابستهاند، تنگنای تجاری موجود به فشار تورمی مضاعف و کاهش توان تولید منجر شده است.
کلام آخر
آنچه از بررسی وضعیت تولید در تنگنای واردات و صادرات برمیآید، این است که تحریمهای چندلایه، بهویژه در حوزه دریایی و بانکی، دیگر یک تهدید مقطعی نیست بلکه به ساختاری پایدار برای فشار بر اقتصاد ایران تبدیل شده است. بستهشدن مسیرهای ارزان و پرظرفیت دریایی، افزایش چندبرابری هزینه حمل زمینی و ریلی و محدودشدن نقش کشورهای همسایه مانند امارات و عراق، همگی دسترسی تولیدکنندگان به مواداولیه و بازارهای صادراتی را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است. نتیجه مستقیم این وضعیت، افزایش قیمت تمامشده کالا، کاهش قدرت رقابتپذیری صادرات غیرنفتی، فشار تورمی بر مصرفکننده و در نهایت کاهش تولید و اشتغال در بخشهای صنعتی است.
با این حال، برونرفت از این تنگنا تنها با تکیه بر راهحلهای مقطعی ممکن نیست. آنچه ضرورت دارد، ترکیبی از دیپلماسی اقتصادی فعال با کشورهای همسایه برای احیای مسیرهای تجاری، تنوعبخشی به کریدورهای حملونقل، سرمایهگذاری در تولید داخلی مواداولیه و قطعات و ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین برای تسویه مبادلات است. بدون چنین رویکردی، ادامه فشارها میتواند به تعمیق رکود صنعتی و افزایش آسیبپذیری اقتصاد منجر شود. بنابراین، آینده تولید در ایران نه فقط به رفع تحریمها بلکه به توان داخلی برای بازتعریف مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی به واردات بستگی دارد؛ مسیری دشوار اما ناگزیر.
