سردرگمی‌هایی که بیشتر شد

کدخبر: 657972

نادر کریمی جونی – سوال مغالطه‌آمیزی وجود دارد که به لطیفه تبدیل شده است و می‌پرسد: آیا خداوند می‌تواند سنگی خلق کند که نتواند خودش آن را جابه‌جا کند؟ طرح‌کنندگان این پرسش درواقع می‌خواهند ناتوانی خداوند را اثبات کنند. البته پاسخ یا نیت طرح این سوال چندان مهم نیست بلکه اکنون به‌نظر می‌رسد ایالات‌متحده و به‌عبارت بهتر دونالد ترامپ سنگی را خلق کرده که خودش نمی‌تواند آن را جابه‌جا کند. از همه بدتر این است که سنگ اکنون به درون چاهی عمیق افتاده و نه فقط ترامپ و همکارانش که عقلا و اندیشمندان آمریکایی هم نمی‌توانند این سنگ را از درون چاه بیرون بکشند.

همین سه‌هفته پیش بود که دونالد ترامپ پایان جنگ با ایران را اعلام کرد. متعاقب آن ترامپ تشریح کرد که از این پس جنگ با ایران در حوزه‌های اقتصادی ادامه پیدا می‌کند و تا فروپاشی اقتصادی و تسلیم ایران پیش خواهد رفت. ادعاهای عجیب و باورنکردنی، قبلا هم در اظهارات ترامپ دیده شده بود ازجمله وقتی که در دور نخست تحریم‌ها، ادعا کرده بود که امکان صادرات نفت ایران را به‌طور مطلق مسدود می‌‌کند و درنتیجه با به صفر رسیدن صادرات نفت، ایران مجبور به‌عدم برداشت از چاه‌های نفت می‌شود و درنهایت با توقف برداشت، فشار چاه‌های نفت به‌طور غیرقابل مهار افزایش یافته که همین امر انفجار و نابودی چاه‌های ایران را به دنبال خواهد داشت. همان موقع رسانه‌های نزدیک به ترامپ چه فارسی‌زبان و چه غیر از آن، این ادعای ترامپ را تئوریزه کردند و گفتند که در چندماه آینده- از آغاز اردیبهشت، سه تا چهارماه آینده- چاه‌های نفت ایران یکی پس از دیگری منفجر و منهدم خواهد شد و دیگر ایران چاهی نخواهد داشت که از آن نفت استخراج کند. حالا آن زمان فرا رسیده اما نه‌فقط چاه‌های ایران منفجر نشده که تولید در آنها هم ادامه دارد و حتی هم‌اکنون که ادعا می‌شود تحریم‌هایی با هدف فروپاشی اقتصاد علیه کشورمان وضع و تمهید شده بازهم تبادلات اقتصادی و تجاری ازجمله صادرات نفت ایران به‌طور کامل و مطلق قطع نشده است.

واقعا معلوم نیست که آیا ادعای ترامپ و سنتکام در مورد مین‌ریزی ایران در تنگه هرمز که منجربه بمباران پایگاه نظامی کشورمان در لارک شد، صحیح است یا خیر. از این‌دست ادعاها که اثبات آن امکان‌پذیر نیست بارها توسط ارتش‌های درگیر جنگ و آتش‌بس در نقاط مختلف جهان ازجمله در اسرائیل بیان شده و انجام حمله علیه طرف مقابل را توجیه کرده است. در مورد اخیر هم ایالات‌متحده ادعا کرد که ایران برای مین‌ریزی در تنگه‌هرمز آماده می‌شده و حمله به پایگاهی در لارک، حمله‌ای پیش‌دستانه و برای پیشگیری از وقوع و انجام این اقدام بوده است، البته سنتکام و کاخ سفید هیچ دلیل یا قرینه‌ای که ادعای‌شان را اثبات کند، ارائه نکرده‌اند. با این حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا اعلام رسمی پایان جنگ با ایران که ترامپ آن را در هفته‌های گذشته اعلام کرد، اقدامی تاکتیکی و فریبکارانه برای آرام کردن افکار عمومی ایالات‌متحده بوده و اعتبار عملی و اجرایی نداشته است. اگر چنین نیست چرا ایالات‌متحده به‌بهانه پیشگیری از انجام یک اقدام، دوباره دست به اسلحه برده و آتش جنگ را برافروخته است؟

اظهارات اسکات بسنت در حاشیه نشست گروه20، ممکن است به روشن شدن این ماجرا و ریشه‌یابی توسل مجدد ایالات‌متحده به اقدام نظامی کمک کند. وزیر خزانه‌داری ایالات‌متحده که پیش از این از اعمال تحریم‌های نابودکننده علیه ایران سخن گفته و تاکید کرده بود که با این اقدام، اقتصاد ایران از اقتصاد منطقه خاورمیانه و جهان به‌طور کامل طرد می‌شود و فروپاشی اقتصادی برای این کشور رخ می‌دهد، در پاسخ به این سوال که چه تقویم و سررسید زمانی برای تحقق این هدف در نظر گرفته شده، تصریح کرد که هدف ایالات‌متحده فروپاشی اقتصاد ایران نیست و واشنگتن تنها می‌خواهد ایران به میز مذاکره بازگردد و شروط ایالات‌متحده را بپذیرد. روشن است که در مواضع واشنگتن واقعا چرخش یا عقب‌نشینی صورت گرفته و ایالات‌متحده تقریبا مطمئن شده که امکان طرد یا فروپاشی اقتصاد ایران در دسترس نیست.

در شرایط حاضر قابل انتظار است که همکاران ترامپ به رییس‌جمهور ایالات‌متحده گفته باشند که اگر او می‌خواهد از نتایج تحریم‌های جاری و افزایش‌یافته علیه ایران برای پیروزی در انتخابات آبان آینده استفاده کند و با این اهرم پیروز شود، احتمال کمی دارد که تدابیر وضع‌شده نتایج ملموسی ایجاد کند و برای آن انتخابات مفید واقع شود. درواقع تدابیری که اسکات بسنت هفته گذشته و علیه ایران اعلام کرد زودبازده نیست و در کوتاه‌مدت نمی‌تواند ایران را به‌تسلیم وادار کند. در نتیجه احتمال آنکه تهران در همین هفته‌های پیش‌رو از مواضع خود عدول و تنگه‌هرمز را باز کند و به خواست‌های واشنگتن تن دردهد، تقریبا معادل صفر است و ترامپ و همکارانش نمی‌توانند با این احتمال صفر به عادی شدن تردد کشتی‌ها در تنگه‌هرمز و خلیج‌فارس و سقوط قیمت نفت امیدوار باشند ضمن آنکه ایران کماکان و با ابزار نظامی جریان تردد شناورهای تجاری و نفتکش‌ها را در این آبراه کنترل می‌کند که برای آینده جمهوریخواهان در مبارزات سیاسی خطرناک است.

در عین حال برخی کارشناسان معتقدند که حمله اخیر ایالات‌متحده به جزیره ایرانی، درواقع نوعی امکان‌سنجی برای انجام حملات گسترده‌تر است. در این‌باره گفته می‌شود که ایالات‌متحده مترصد پیدا کردن فرصتی برای شروع مجدد جنگ است و از این بابت می‌خواهد درک درستی از توان عملیاتی و قدرت پاسخگویی نظامیان ایرانی داشته باشد. این تحلیل اذعان می‌کند که دست‌کم تا انتخابات آینده، ترامپ و ژنرال‌هایش در سنتکام از شروع مجدد جنگ پرهیز می‌کنند اما با آشکار شدن نتایج انتخابات برای کنگره و سنا، دوباره آتش جنگ علیه ایران شعله‌ور خواهد شد.

حال چه پیش‌بینی اخیر درست باشد یا نه، قدرمسلم آن است که نتایج انتخابات کنگره و سنا برای دولت و نظامیان آمریکایی اهمیت راهبردی و تعیین‌کننده دارد. همین امر و نامعلوم بودن شرایط پیش‌رو باعث شده که سردرگمی و بلاتکلیفی ترامپ و نزدیکانش به‌طور قابل‌مشاهده‌ای افزایش یابد.

 

آخرین اخبار