ریسک جهانی در کمین سفره ایرانی

جهان صنعت- بازار جهانی غذا بار دیگر نشانههایی از نااطمینانی را بروز داده؛ نه آنقدر که بتوان از یک بحران فوری در تامین مواد غذایی سخن گفت و نه آنقدر آرام که افزایش قیمتها صرفا یک نوسان معمول ماهانه تلقی شود. تازهترین دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد(فائو) نشان میدهد که در ماه آگوست۲۰۲۶ فشارهای ناشی از شرایط نامساعد جوی، اختلال در مسیرهای تجاری، نگرانی درباره تولید و تنشهای ژئوپلیتیک بار دیگر خود را در قیمت مواد غذایی نشان دادند.
شاخص قیمت جهانی مواد غذایی فائو در آگوست به۳/۱۳۳واحد رسید؛ رقمی که نسبتبه ماه قبل ۹/۱درصد و درمقایسه با آگوست سال گذشته ۵/2درصد افزایش داشته است. این افزایش شاید در نگاه نخست چندان بزرگ بهنظر نرسد اما اهمیت آن در ترکیب عوامل پشت پرده رشد قیمتهاست. بازار جهانی غذا اکنون تنها با یککمبود محصول یا افزایش تقاضا مواجه نیست بلکه چند ریسک بهطور همزمان درحال اثرگذاری بر بازار هستند.
پیام گزارش جدید فائو
گرمای هوا و خشکسالی در بخشی از مناطق تولیدکننده نگرانی درباره آثار النینو، محدودیت و نااطمینانی در مسیرهای صادراتی دریای سیاه، اختلال در جریان نهادهها و تجارت از مسیرهای دریایی و افزایش تقاضا در بازارهای واردکننده همگی درکنار یکدیگر قرار گرفتند. همین همزمانی است که پیام گزارش جدید فائو را مهمتر از صرف افزایش چنددرصدی یک شاخص میکند.
بازار جهانی غذا درحال ورود بهدورهای است که شاید بتوان آن را بازگشت ریسک نامید؛ دورهای که در آن حتی اگر حجم تولید جهانی همچنان بالا باشد آسیبپذیری زنجیره تامین میتواند قیمتها را افزایش دهد. جهان غذای کافی دارد اما امنیت غذایی فقط بهمیزان تولید وابسته نیست.
تناقض ظاهری میان وضعیت تولید و روند قیمتها
یکی از مهمترین نکات گزارش جدید فائو تناقض ظاهری میان وضعیت تولید و روند قیمتهاست. براساس پیشبینی این نهاد تولید جهانی غلات در سال۲۰۲۶ بهحدود ۲میلیاردو۹۸۰میلیون تن خواهد رسید. این میزان نسبتبه رکورد سال گذشته حدود ۲درصد کمتر است اما همچنان دومینبرداشت بزرگ ثبتشده در تاریخ محسوب میشود.
در نگاه اول چنین رقمی نباید نشانه بحران باشد. جهان همچنان حجم عظیمی از غلات تولید میکند و ذخایر جهانی نیز در سطح قابلتوجهی قرار دارند. حتی نسبت ذخایر بهمصرف باوجود کاهش جزئی همچنان از منظر تاریخی در سطحی نسبتا مناسب ارزیابی میشود.
تفاوت میان وفور جهانی و دسترسی واقعی
این دقیقا همان نقطهای است که تفاوت میان وفور جهانی و دسترسی واقعی آشکار میشود. امنیت غذایی تنها بهاین پرسش وابسته نیست که جهان چه مقدار غذا تولید میکند. پرسش مهمتر این است که این غذا کجا تولید میشود، چگونه حمل شده، چه کشورهایی بهآن دسترسی دارند و درنهایت با چه قیمتی بهمصرفکننده میرسد.
ممکن است جهان درمجموع غذای کافی داشته باشد اما یک کشور واردکننده بهدلیل اختلال در مسیر حملونقل، محدودیتهای مالی، افزایش هزینه بیمه و کرایه حمل یا دشواری دسترسی بهارز همان کالا را با قیمتی بسیار بالاتر تهیه کند. بههمین دلیل است که افزایش قیمت جهانی مواد غذایی برای همه کشورها معنای یکسانی ندارد.
برای اقتصادهایی که درآمد ارزی محدودتر، دسترسی دشوارتر بهبازارهای مالی و وابستگی بیشتری بهواردات کالاهای اساسی دارند یک افزایش نسبتا محدود در بازار جهانی میتواند در بازار داخلی بهیک شوک بسیار بزرگتر تبدیل شود.
ایران یکی از کشورهایی است که باید تحولات جدید بازار جهانی غذا را دقیقتر از بسیاری اقتصادهای دیگر دنبال کند؛ زیرا فاصله میان قیمت جهانی و قیمت سفره خانوار ایرانی تنها با نرخ ارز پر میشود و همین متغیر میتواند اثر یک افزایش محدود جهانی را چندبرابر کند.
غلات در مرکز موج جدید نگرانی
درمیان گروههای مختلف کالایی، افزایش قیمت غلات از اهمیت ویژهای برخوردار است. غلات تنها یک کالای غذایی نیستند بلکه آنها در مرکز زنجیره گستردهای از تولید مواد غذایی قرار دارند.
گندم مستقیما با نان و امنیت غذایی بخش بزرگی از جمعیت جهان ارتباط دارد. ذرت یکی از مهمترین نهادههای خوراک دام و طیور است و افزایش قیمت آن میتواند با یک فاصله زمانی بهقیمت گوشت، مرغ، تخممرغ و لبنیات منتقل شود. برنج نیز غذای اصلی صدهامیلیون نفر در آسیا و بخشهایی از آفریقاست.
شاخص قیمت غلات فائو در آگوست ۲/۲درصد افزایش یافت و تقریبا همه غلات اصلی در مسیر صعودی قرار گرفتند. قیمت جهانی گندم در این ماه ۶/۲درصد افزایش یافت و نسبتبه مدت مشابه سال گذشته نیز ۱۵درصد بالاتر قرار گرفت. این رشد حاصل ترکیب چند عامل بود؛ از یک سو گرما و خشکی در بخشهایی از اروپا چشمانداز تولید را تحت فشار قرار داده و از سوی دیگر اختلال در صادرات از منطقه دریای سیاه همچنان بازار را با نااطمینانی مواجه کرده است.
روسیه و اوکراین، بازیگران بسیار مهم بازار جهانی گندم
دریای سیاه فقط یک مسیر جغرافیایی نیست بلکه یکی از شریانهای اصلی تجارت جهانی غلات است. روسیه و اوکراین در سالهای گذشته بهبازیگران بسیار مهم بازار جهانی گندم و سایر غلات تبدیل شدند و هرگونه اختلال در صادرات این منطقه میتواند قیمتها را فراتر از مرزهای آن افزایش دهد.بازارهای کالایی بیش از آنکه صرفا بهعرضه موجود واکنش نشان دهند بهانتظارات درباره عرضه آینده حساسند. ممکن است حجم زیادی گندم در انبارها موجود باشد اما اگر تاجران و خریداران نسبتبه امکان صادرات آن تردید پیدا کنند قیمتها پیش از آنکه کمبود واقعی در بازار ایجاد شود افزایش پیدا میکنند.
تجارت جهانی؛ حلقهای ضعیف تر از همیشه
فائو پیشبینی کرده که تجارت جهانی غلات در فصل۲۰۲۷-۲۰۲۶ بهحدود ۳/۵۰۹میلیون تن برسد و از رکوردهای قبلی فاصله بگیرد. کاهش تجارت در شرایطی که تولید جهانی هنوز بالاست نشانه قابلتوجهی است. این اتفاق میتواند بهمعنای افزایش خودکفایی برخی کشورها باشد اما میتواند از محدودیتهای تجاری، مشکلات لجستیکی و افزایش هزینه حملونقل نیز ناشی شود.
درجهانیکه تجارت آزاد و روان عمل میکند یک کشور میتواند کاهش تولید داخلی خود را از طریق واردات جبران کند اما هرچه تجارت محدودتر و مسیرها پرهزینهتر شوند کشورهای واردکننده آسیبپذیرتر خواهند شد.
پیام روشن فائو
از این منظر گزارش فائو یک پیام روشن برای سیاستگذاران دارد: امنیت غذایی فقط با افزایش تولید داخلی ساخته نمیشود بلکه امنیت غذایی بهتنوع مسیرهای تامین، دسترسی بهبازارهای جهانی و توانایی خرید در زمان بحران نیز وابسته است.
این مساله برای ایران اهمیت ویژهای دارد زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده که اتکا بهیک یا چند مسیر محدود برای تامین کالاهای اساسی میتواند هزینه ریسک را افزایش دهد.
تحریمها، دشواریهای بانکی و محدودیتهای حملونقل حتی در شرایطی که کالا در بازار جهانی موجود است میتوانند هزینه تامین آن را برای ایران افزایش دهند. بههمین دلیل قیمت جهانی تنها یکی از متغیرهای موثر بر قیمت غذای وارداتی ایران است. متغیرهای دیگری مانند نرخ ارز، هزینه نقلوانتقال پول، هزینه بیمه، کرایه حمل و ریسکهای سیاسی نیز بهآن افزوده میشوند.
اثر پروانهای قیمتها در ایران
آیا افزایش قیمت جهانی غذا مستقیما بهایران منتقل میشود؟ پاسخ کوتاه این است که نه بهصورت یکبهیک اما اثر آن میتواند حتی از افزایش قیمت جهانی بزرگتر باشد. برای مثال اگر قیمت یک کالای اساسی در بازار جهانی ۵درصد افزایش یابد این افزایش لزوما بهمعنای رشد ۵درصدی قیمت همان کالا در ایران نیست. اگر نرخ ارز ثابت باشد، زنجیره واردات بدون مشکل عمل کند و یارانههای لازم نیز تامین شود بخشی از این افزایش میتواند جذب شود اما اگر افزایش قیمت جهانی با رشد نرخ ارز، مشکلات تامین مالی، محدودیت در واردات یا افزایش هزینه حملونقل همراه شود اثر نهایی برای مصرفکننده داخلی میتواند بسیار بزرگتر باشد. بههمین دلیل افزایش شاخص فائو برای ایران بیش از آنکه یک خبر درباره گرانی مواد غذایی در جهان باشد، باید بهعنوان یک هشدار درباره افزایش هزینه تامین امنیت غذایی در ماههای آینده دیده شود.
ایران در سالهای اخیر با ترکیبی از تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه تولید مواد غذایی مواجه بوده است. درچنیناقتصادی شوک خارجی معمولا روی بستری آرام و خنثی فرود نمیآید بلکه بهفشارهای قبلی اضافه میشود.
اگر قیمت جهانی غلات، روغنهای خوراکی، شکر و محصولات پروتئینی افزایش پیدا کند اقتصاد ایران با یک پرسش مهم مواجه خواهد شد: آیا توان مالی لازم برای جذب این افزایش هزینه وجود دارد یا فشار درنهایت بهتولیدکننده و مصرفکننده منتقل میشود؟ این پرسش در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که بخش قابلتوجهی از خانوارها پیش از این نیز سهم بزرگی از درآمد خود را صرف تامین نیازهای اساسی میکنند.
بازار جهانی غذا در مرحلهای تازه
دادههای آگوست۲۰۲۶ فائو هنوز نشانه یک بحران جهانی غذا نیستند اما نمیتوان آنها را یک نوسان ساده نیز دانست. افزایش همزمان قیمت غلات، روغنهای خوراکی، گوشت، لبنیات و بهویژه شکر نشان میدهد فشار در بازار محدود بهیک محصول یا یک منطقه نیست.
آنچه اهمیت دارد تغییر ماهیت ریسک در بازار جهانی غذاست. در گذشته ممکن بود خشکسالی در یک منطقه یا کاهش تولید یک محصول عامل اصلی افزایش قیمت باشد. امروز اما بازار با مجموعهای از ریسکهای همزمان روبهرو است؛ تغییرات اقلیمی، اختلال در مسیرهای تجاری، رقابت ژئوپلیتیک، افزایش هزینه نهادهها و نااطمینانی در حملونقل. این عوامل یکدیگر را تقویت میکنند.
خشکسالی میتواند تولید را کاهش دهد، کاهش تولید نیاز بهواردات را افزایش میدهد، اختلال در مسیرهای تجاری هزینه واردات را بالا میبرد و افزایش هزینه درنهایت بهمصرفکننده منتقل میشود.
موجودبودن غذا در جهان درمقابل هزینه بالای دسترسی
برای کشوری مانند ایران که همزمان با چالشهای داخلی اقتصاد و محدودیتهای خارجی در تجارت مواجه است این زنجیره اهمیت بیشتری پیدا میکند. شاید جهان هنوز غذای کافی تولید کند اما مساله اصلی برای ایران در سالهای پیشرو بیش از آنکه موجودبودن غذا در جهان باشد هزینه دسترسی بهآن خواهد بود.
و این همان نقطهای است که گزارش جدید فائو را بهیک هشدار جدی برای اقتصاد ایران تبدیل میکند؛ هشداری درباره بازاری که هنوز در بحران نیست اما ریسک در آن دوباره درحال افزایش است.
روغنهای خوراکی؛ بازاری استراتژیک برای ایران
شاخص قیمت روغنهای گیاهی فائو نیز در آگوست ۱/۱درصد افزایش یافت. افزایش قیمت روغن پالم و روغن سویا مهمترین عامل این رشد بود و تقاضای قوی وارداتی و نگرانی درباره آثار شرایط اقلیمی بر تولید جنوب شرق آسیا نقش مهمی در شکلگیری آن داشت. درمقابل قیمت روغن کلزا و روغن آفتابگردان اندکی کاهش یافت؛ موضوعی که نشان میدهد بازار روغنهای خوراکی یکدست در مسیر صعودی قرار نگرفته اما برای ایران افزایش قیمت جهانی روغنهای خوراکی اهمیت ویژهای دارد. بازار داخلی روغن بهطور مستقیم و غیرمستقیم با تجارت جهانی پیوند خورده و هرگونه افزایش قیمت در بازارهای بینالمللی میتواند هزینه تامین را افزایش دهد.
نکته مهمتر این است که روغن خوراکی یکی از کالاهایی است که اثر افزایش قیمت آن بهسرعت در سبد مصرفی خانوار دیده میشود. برخلاف برخی کالاها که خانوار میتواند مصرف آنها را کاهش دهد یا خریدشان را بهتعویق بیندازد روغن بخشی از نیاز روزمره مصرفکنندگان و صنایع غذایی است.
از سوی دیگر روغن فقط در بطریهای روغن خانوار خلاصه نمیشود. صنایع غذایی، رستورانها، تولیدکنندگان شیرینی و بسیاری از کسبوکارهای دیگر نیز از آن استفاده میکنند. بنابراین افزایش قیمت جهانی روغن میتواند بهشکل یک موج هزینهای در بخشهای مختلف اقتصاد غذایی حرکت کند.
چشمانداز پیشروی ایران
براساس روندهای کنونی میتوان سهسناریوی کلی برای اثر تحولات جهانی غذا بر ایران تصور کرد: سناریوی نخست آرامش نسبی بازار جهانی است. در این سناریو شرایط اقلیمی در ماههای آینده بهبود پیدا میکند، تولید در کشورهای اصلی کاهش بیشتری نمییابد و اختلالات تجاری نیز تشدید نمیشود.
در چنین وضعیتی افزایش اخیر قیمتها میتواند بیشتر یک نوسان موقت باشد و بازار بهتدریج بهتعادل برسد. برای ایران تحقق این سناریو بهمعنای کاهش فشار خارجی بر واردات کالاهای اساسی خواهد بود اما باز هم بهمعنای تضمین کاهش قیمت مواد غذایی در داخل نیست. عوامل داخلی بهویژه نرخ ارز و هزینه تولید همچنان تعیینکننده خواهند بود.
سناریوی دوم تداوم فشار فعلی است. در این حالت بازار جهانی وارد بحران نمیشود اما قیمتها در سطح بالا باقی میمانند و نوسان ادامه پیدا میکند. این احتمال در شرایط کنونی قابل توجه است زیرا بسیاری از عوامل افزایش قیمت هنوز از بین نرفتند.
سناریوی سوم اما وقوع شوک جدید است. در بدبینانهترین سناریو تشدید بحرانهای اقلیمی یا ژئوپلیتیک میتواند بهبازار جهانی غذا شوک تازهای وارد کند. در چنین شرایطی افزایش قیمت جهانی با محدودیت عرضه و اختلال تجارت همراه خواهد شد و کشورهایی که وابستگی بیشتری بهواردات دارند آسیبپذیرتر خواهند بود. برای ایران چنین سناریویی میتواند خطرناکتر از بسیاری کشورها باشد زیرا اقتصاد داخلی باید همزمان با شوک خارجی و مشکلات ساختاری داخلی مقابله کند.
معیشت ایرانیان دربرابر موج جدید
رشد ۹/۱درصدی شاخص جهانی قیمت مواد غذایی در آگوست۲۰۲۶ شاید برای بسیاری از مصرفکنندگان ایرانی یک عدد دور و انتزاعی باشد؛ شاخصی که هزاران کیلومتر دورتر محاسبه میشود و ظاهرا ارتباط مستقیمی با خرید روزانه یک خانوار ندارد اما واقعیت این است که میان بازار جهانی غلات و نان میان قیمت ذرت و مرغ، میان قیمت روغن در بازارهای جهانی و بطری روغن در فروشگاه، زنجیرهای وجود دارد که ایران بخشی از آن است. هر اختلال در این زنجیره میتواند دیر یا زود بهاقتصاد داخلی منتقل شود.
افزایش اخیر قیمتهای جهانی هنوز یک بحران نیست اما میتواند پیشدرآمد دورهای باشد که در آن هزینه غذا بار دیگر بهیکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد جهانی تبدیل شود و برای ایران، کشوری که سفره خانوارهایش پیش از این نیز زیر فشار تورم کوچک شده شاید مهمترین پرسش این باشد که اگر ریسکهای جهانی واقعا دوباره بهبازار غذا بازگشتند اقتصاد ایران تا چه اندازه برای مواجهه با موج بعدی آماده است؟
