روزشماری برای پایان دوره ترامپ
نادر کریمی جونی – دونالد ترامپ که روزی برای ایرانیان پیام فرستاد که «کمک در راه است» حالا چشم به ایرانیان دوخته که پیام بفرستند: «کمک در راه است»؛ در مصاحبههای اخیر خود، رییسجمهور ایالاتمتحده بالاخره خود را قانع کرد که از ایرانیها بپرسد: پس کی به خیابانها خواهند آمد و حکومت جمهوری اسلامی را در ایران سرنگون خواهند کرد؟ اما این سوال از جانب ایرانیها پاسخ نداشت چراکه در جبهه مخالفان ایالاتمتحده و محکومکنندگان حمله به کشورمان، هموطنان ایرانی حتی اگر موافق جمهوری اسلامی نباشند، بازهم در صف کمککنندگان به خارجیان قرار نمیگیرند و به آمریکاییها یاری نمیرسانند. در جبهه موافقهای حمله به ایران و علاقهمندان به براندازی نظام جمهوری اسلامی، چه ایرانیها و چه غیرایرانیها میدانند که زورشان آنقدر نیست که بتوانند حاکمیت فعلی ایران را متزلزل کنند تا برسد به براندازی. کسانی که درصدد براندازی نظام حاکمیتی فعلی ایران هستند، هنوز هم منتظرند تا کماندوهای آمریکایی و اسرائیلی در تهران و شهرهای بزرگ ایران پیاده شوند و حکومت را از دست حاکمان فعلی خارج کرده و به ایشان بسپارند. بر این پایه هردو طرف منتظر یکدیگر هستند تا جمهوری اسلامی در ایران را ساقط کنند.
حالا اسرائیلیها اگرچه پنهان نمیکنند که خواهان نابودی جمهوری اسلامی در ایران هستند اما بر این نکته نیز پای میفشارند که آنها عامل ورود آمریکا و کشاندن پای ترامپ به گرداب منازعه نظامی با ایران نیستند. آنها میگویند درواقع خود آمریکاییها تصمیم گرفتند که در جنگ 12روزه وارد منازعه شوند، تاسیسات هستهای ایران را بمباران و بعد اعلام پیروزی کنند. اسرائیلیها میگویند درست در لحظهای که جنگ علیه ایران پیش میرفت و آمادگی براندازی جمهوری اسلامی فراهم شده بود، دونالد ترامپ پس از بمباران تاسیسات غنیسازی ایران در نطنز و فردو، پایان جنگ را اعلام کرد. جالب است که اسرائیلیها از زبان تحلیلگران و کارشناسان خود توضیح میدهند که در جنگ 40روزه نیز راهبرد اسرائیلیها عدم حمله بهزیرساختها و تاسیسات اقتصادی ایران و حمله و نابودسازی همه مراکز اصلی و حیاتی نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی ایران بوده است در حالی که آمریکاییها نهفقط به زیرساختها که به مناطق غیرنظامی حمله کردند و اینگونه بود که جنگ با استراتژی تلآویو پیش نرفت و توفیقی نیافت. در محافل اسرائیلی تاکید میشود اگر ترامپ به ناگاه جنگ را تمام نمیکرد و آتشبس اعلام نمینمود و از راهبرد اسرائیل در ترور هدفمند شخصیتها و نابودسازی مراکز امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی پیروی میکرد حالا جمهوری اسلامی در ایران ساقط شده بود. البته واقعا معلوم نیست که این ادعاهای اسرائیل درست باشد و همان نتیجهای که تلآویو مدعی است در پایان حاصل شود اما قدرمسلم آن است که اکنون جمهوری اسلامی در ایران حکمرانی میکند و نهفقط از نظر نظامی که از نظر سیاسی و اجتماعی هم پایداری خویش را حفظ کرده است.
نکته جالب آن است که اگرچه اسرائیل همچنان درصدد براندازی نظام حاکمیتی ایران است و ایالاتمتحده به رهبری ترامپ هم بدش نمیآید که حکومت فعلی ایران را براندازی و نابود کند اما حالا کاخسفید تمایلی به استفاده از ظرفیت و توان اسرائیل در جنگ یا گسترش جنگ با ایران ندارد. در آخرین مصاحبه مطبوعاتی، رییسجمهور ایالاتمتحده در برابر پرسش یک خبرنگار اسرائیلی که پرسید آیا دوباره ممکن است واشنگتن و تلآویو برای ضربهزدن به جمهوری اسلامی ایران و براندازی آن حکومت همکاری کنند ترامپ پاسخ داد که ایالاتمتحده توان کافی دارد و به کمک کشور دیگری نیاز ندارد در این صورت ترامپ بهروشنی متحد خود را از دایره نزاع با ایران کنار گذاشته است.
البته ترامپ در جریان نشستهای گروه20 و ناتو، چندبار تلاش کرد تا متحدان غربی ایالاتمتحده را به همکاری با آمریکا در جنگ با ایران و آزادسازی تنگههرمز ترغیب کند اما غربیها و حتی کشورهای عضو ناتو تمایل چندانی به همکاری با واشنگتن نشان ندادند. در این صورت پاسخ منفی ایالاتمتحده به ورود مجدد اسرائیل به جنگ با ایران ممکن است بهخاطر نارضایتی ترامپ از رفتار نتانیاهو در لبنان و غزه باشد یا آنکه در شرایط موجود ترامپ و مشاوران نظامی او معتقدند که ورود یک بازیگر دیگر به صحنه ماجرای جنگ با ایران فقط شرایط را پیچیدهتر و از دسترسی به یک راهحل قابلقبول جلوگیری میکند. ناظران در اینباره معتقدند ایالاتمتحده هماکنون موقعیت امیدوارکنندهای در اداره بحران تنگههرمز و جنگ با ایران ندارد و اگر اسرائیل هم به این موقعیت ناامیدکننده اضافه شود و تلآویو و شهرهای اسرائیلی دوباره هدف حملات ایران قرار گیرد آنوقت اوضاع بسیار پیچیدهتر و غیرقابل حل خواهد شد.
در عین حال تدابیر اقتصادی تمهیدشده از جانب ایالاتمتحده علیه ایران، چندان موثر نبوده است. نیروهای سنتکام تدابیر و تمهیدات مختلفی برای عبور دادن شناورهای تجاری و مخصوصا شناورهای حامل نفت و LNG از تنگههرمز به کار بستهاند. حملات نظامی دورایستای دریاپایه و هواپایه، خاموش کردن سیستم ناوبری و GPS تانکرها و سوپرتانکرهای نفت و گاز و نیز عملیات فریب و پارازیتهکردن رادارهای ایرانی ازجمله این تدابیر بوده است. اما قیمتهای نفت و گاز در بازارهای جهانی بهخوبی نشان میدهد که مجموعه این تمهیدات چندان موثر نبوده است چنانکه قیمت نفت از حدود 74دلار برای هر بشکه نفت ایالاتمتحده (WTI) در زمان توقف جنگ میان ایران و ایالاتمتحده، اکنون به حدود 97دلار افزایش پیدا کرده و همچنان روند صعودی را طی میکند. اگر ادعای ترامپ و همکارانش در عبور روزانه دههامیلیون بشکه نفت از تنگههرمز و خلیجفارس به بازارهای جهانی صحت داشت، قیمتها نباید حدود ۳۰درصد طی چند ماه گذشته رشد پیدا میکرد.
توسل ایالاتمتحده به اقدام نظامی هم نشان میدهد تحریمهایی که علیه اقتصاد ایران تمهیدشده و قرار بوده تا اقتصاد و تجارت این کشور را از صحنه اقتصاد و تجارت جهان طرد یا حذف کند چندان قابلاعتماد یا زودبازده بهنظر نمیرسد و واشنگتن نتوانسته بهکارایی آن اعتماد پیدا کند.
در عین حال خبر بد برای ایران آن است که گمانهزنیها نشان میدهد اکثریت سنا همچنان در دست دوستان و متحدان ترامپ باقی خواهد ماند ولی کنگره با احتمال نسبتا زیادی به دست دموکراتها میافتد. در چنین شرایطی احتمالا اقدام چندان موثری علیه ترامپ در مجالس قانونگذاری ایالاتمتحده تدوین و تمهید نخواهد شد. از این بابت است که ترامپ در روزهای اخیر تلاش کرده تا خود را بیتوجه به انتخابات آینده مجالس نشان دهد و راهبردهای موردعلاقه خود را دنبال کند. اگر این چشمانداز پیشبینیشده در مورد رفتار سیاسی جامعه ایالاتمتحده دقیق باشد آنگاه کاهش محبوبیت ترامپ به 30درصد یا کمتر از شهروندان آمریکایی چندان قابلاعتنا نیست چراکه او تاکید کرده که نامزد دور بعدی انتخابات ریاستجمهوری ایالاتمتحده نیست و ایران تنها میتواند منتظر به پایان رسیدن دوره ریاستجمهوری حال حاضر ایالاتمتحده آمریکا باشد.
