دکلها جلوتر از پالایشگاهها

جهان صنعت– در میانه جنگ تحمیلی، زیر آتش موشکها و راکتها، حفاری چاههای نفت و گاز وقفه ندارد هرچند کارنامه دولت چهاردهم در این مسیر را میتوان مثبت ارزیابی کرد اما هنوز کارهای ناتمام بسیار است. بالادست نشانههای روشنی از افزایش فعالیت، توسعه چاهها و بازیابی ظرفیت دارد، اما قضاوت نهایی زمانی ممکن است که این شتاب به پاییندست برسد.
کارنامه دوسال نخست دولت چهاردهم در بخش حفاری، دستکم روی کاغذ، از افزایش همزمان تعداد دکلها، حفاری چاههای تازه و رشد ظرفیت تولید نفت و گاز حکایت دارد. در پارسجنوبی تعداد دکلهای دریایی مستقر از چهاردستگاه در مرداد۱۴۰۳ به ۱۲دستگاه رسیده، ۱۷حلقه چاه جدید در فازهای مختلف این میدان حفاری شده و در بخش نفت نیز شرکت ملی نفت از عملیاتی شدن ۴۷حلقه چاه بهعنوان یکی از عوامل افزایش حدود ۲۳۰هزار بشکهای ظرفیت تولید روزانه نفت خام ناممیبرد. شرکت ملی حفاری ایران نیز میگوید در یک سال گذشته ۱۲۱حلقه چاه را تکمیل یا نهایی کرده است.
اما پشت این اعداد یک پرسش مهمتر قرار دارد که آیا افزایش توان حفاری منجر به تولیدی که اقتصاد ایران را رشد بدهد، میشود؟
هدایتالله خادمی، رئیس انجمن حفاری نفت معتقد است که مشکل ایران فقط کمبود تولید در بالادست نیست؛ حلقه ضعیفتر، توسعهنیافتگی پالایشگاهها، نیروگاهها و زنجیره ارزش است. بهبیان دیگر، دکلها در حال حرکت هستند اما پاییندست هنوز با همان سرعت جلو نمیرود.
سهبرابر شدن دکلهای دریایی
در کارنامه دوساله، یکی از روشنترین نشانههای تغییر در بخش حفاری، در پارسجنوبی دیده میشود. براساس گزارش عملکرد دوساله شرکت نفت و گاز پارس، در آغاز دولت چهاردهم تنها چهاردکل حفاری دریایی در میدانهای تحتمدیریت این شرکت فعال بود اما با اضافهشدن هشتدستگاه، تعداد دکلها اکنون به ۱۲دستگاه رسیده است. در همین دوره ۱۷حلقه چاه جدید در فازهای مختلف پارسجنوبی حفاری شد و حفاری و تکمیل چاههای جدید همراه با اسیدکاری چاههای موجود تا پایان۱۴۰۴ حدود ۳۰میلیونمترمکعب در روز به ظرفیت تولید گاز این میدان افزوده است.
طرح چاههای درونمیدانی پارسجنوبی نیز به یکی از برنامههای اصلی حفظ تولید تبدیل شده است. هدف این طرح حفاری ۳۵حلقه چاه در ۱۷سکوی تولیدی است. طبق آخرین آمار رسمی، هفتحلقه تکمیل شده، پنجحلقه به بهرهبرداری رسیده و حفاری ششحلقه دیگر ادامه دارد. اهمیت این پروژه از آنجا میآید که پارسجنوبی وارد دورهای حساس از عمر مخزن شده و تاخیر در حفاریهای نگهداشت تولید میتواند در سالهای آینده خود را به شکل کاهش برداشت نشان دهد.
در فاز۱۱ نیز ششحلقه چاه جدید به مجموعه قبلی اضافه شده و شمار چاههای در مدار به ۱۱حلقه رسیده است؛ اقدامی که تولید این بخش را از ۱۱ به ۲۶میلیونمترمکعب در روز رسانده است. در میدان گازی کیش نیز از ۱۴حلقه چاه برنامهریزیشده فاز نخست، حفاری ۱۰حلقه پایان یافته و ظرفیت تولید روزانه ۲۰میلیونمترمکعب گاز ایجاد شده است.
در بخش اکتشاف هم مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت از مهر۱۴۰۳ تا شهریور۱۴۰۵ حدود ۲۳هزار و ۸۳۴متر حفاری اکتشافی انجام داده و عملیات هشتحلقه چاه را به پایان رسانده است. در همین دوره، ۱۳هدف اکتشافی به بلوغ رسیده و برای حفاری ۹هدف دیگر مصوبه گرفته شده است. کشف میدانهای گازی «تخته» و «پازن» نیز در همین کارنامه قرار میگیرد.
از چاه تا رکورد تولید
گزارش رسمی شرکت ملی نفت ایران نشان می دهد که از آغاز دولت چهاردهم حدود ۲۳۰هزار بشکه در روز به ظرفیت تولید نفت خام کشور افزوده شده و حفاری و عملیاتی شدن ۴۷حلقه چاه یکی از عوامل اصلی این افزایش بوده است. البته شرکت ملی نفت گفته این رشد فقط محصول حفاری نیست و اصلاح خطوط لوله، رفع محدودیت واحدهای فرآورشی، نصب پمپهای درونچاهی و تعمیر و احیای چاهها نیز در آن نقش داشتهاند.
گزارش رسمی دیگری نشان میدهد که در آزادگانجنوبی، ۲۸حلقه چاه توسعهای جدید حفاری و راهاندازی شده که حدود ۵۱هزار بشکه در روز به تولید اضافه کرده است. در سپهر و جفیر نیز هشتحلقه چاه جدید همراه با نصب سهپمپ درونچاهی حدود ۳۰هزار بشکه افزایش تولید ایجاد کردهاند. دارخوین با دوچاه جدید و تعمیر یکچاه حدود ۱۷هزار بشکه و یادآوران با دوچاه جدید و تکمیل بخشی از زیرساخت انتقال حدود ۱۰هزاربشکه در روز افزایش تولید داشتهاند.
در خواندن آمار حفاری باید یک تفکیک مهم را در نظر گرفت. شرکت ملی حفاری ایران اعلام کرده در یکسال گذشته ۱۲۱حلقه چاه را تکمیل و نهایی کرده است؛ عددی که در نگاه اول بزرگ بهنظر میرسد اما از این تعداد ۲۴حلقه توسعهای، سهحلقه توصیفی و ۹۴حلقه تعمیری بودهاند بنابراین ۱۲۱حلقه را نباید بهمعنای حفر ۱۲۱چاه جدید تلقی کرد. در همین مدت ۱۳۴هزار و ۵۳۴متر حفاری و ۶هزار و ۶۸۷عملیات خدمات فنی و ویژه انجام شده و ششدکل نیز در ماههای اخیر نوسازی شده است.
این جزئیات نشان میدهد کارنامه حفاری دولت چهاردهم ترکیبی از توسعه چاههای جدید، تعمیر و احیای چاههای قدیمی و تلاش برای نوسازی ناوگان است. در واقع بخش مهمی از فعالیت حفاری امروز نه برای اضافه کردن یک میدان یا چاه کاملا تازه بلکه برای جلوگیری از افت تولید مخازنی انجام میشود که سالهاست در مدار قرار دارند.
حلقه مفقوده بعد از حفاری
باوجود گزارشهای امیدبخش حفاری، هدایتالله خادمی، نماینده پیشین مجلس و رئیس انجمن حفاری نفت معتقد است که ارزیابی عملکرد صنعت نفت نباید در تعداد دکل، متراژ حفاری یا افزایش تولید متوقف شود. او مساله اصلی را به مرحله بعد از استخراج میبرد. جایی که نفت و گاز باید به برق، بنزین، گازوئیل، محصولات پتروشیمی و کالاهای دارای ارزشافزوده بیشتر تبدیل شود.
خادمی میگوید ایران همچنان به درآمد حاصل از صادرات نفت خام وابسته است و هر محدودیت در صادرات، اثر خود را بر درآمد ارزی، بازار ارز و درنهایت قدرت خرید مردم نشان میدهد. از نگاه او، در کشوری که همزمان با فشار بر صادرات نفت، با مشکل تامین بنزین و برق روبهرو است، پاسخ نمیتواند فقط کاهش مصرف مردم یا افزایش قیمت حاملهای انرژی باشد.
بهاعتقاد رئیس انجمن حفاری نفت، طی سالها درباره جلوگیری از خامفروشی صحبت شده اما ظرفیت پالایشگاهی کشور متناسب با منابع عظیم نفتی توسعه پیدا نکرده است. بسیاری از پالایشگاههای بزرگ ایران متعلق به دهههای گذشتهاند و ظرفیت جدیدی که بتواند بخش بیشتری از نفت خام را به بنزین، گازوئیل و دیگر فرآوردههای با ارزشافزوده بالاتر تبدیل کند، متناسب با رشد نیاز کشور ایجاد نشده است. در بخش برق نیز بهگفته او، توسعه نیروگاهها از رشد نیاز مصرف عقب مانده و نتیجه آن، شکل دیگری از همان ناترازی است.
همین موضوع کارنامه حفاری دولت چهاردهم را در موقعیتی دوگانه قرار میدهد. ازیکسو، آمارهای رسمی از تحرک محسوس در بالادست خبر میدهند و خبر از سهبرابر شدن ناوگان حفاری دریایی پارسجنوبی، افزایش حفاریهای توسعهای و اکتشافی و ورود چاههای تازه به مدار و افزایش تولید دارد . حال آنکه بهگفته کارشناسان اگر افزایش تولید همچنان به صادرات نفت خام متکی بماند، در شرایط کنونی که تحریم، جنگ و محدودیتهای دریایی فروش و انتقال نفت را دشوار کرده، مزیت افزایش حفاری بهطورکامل به درآمد پایدار و امنیت انرژی داخلی تبدیل نمیشود.
خادمی بر همین نقطه دست میگذارد و میگوید کشوری با منابع گسترده نفت و گاز باید بهاندازه افزایش توان استخراج، ظرفیت تبدیل و مصرف مولد انرژی را نیز توسعه دهد. در غیر این صورت تناقضی شکل میگیرد که بخشی از آن امروز قابلمشاهده است؛ دکلهای بیشتری کار میکنند، چاههای بیشتری وارد مدار میشوند و تولید بالا میرود اما کشور همچنان برای تامین بخشی از بنزین موردنیاز خود ارز خرج میکند، نیروگاهها در تامین سوخت با محدودیت روبهرو میشوند و صنایع در دورههای اوج مصرف با کمبود انرژی دستوپنجه نرم میکنند.
بهگفته او، نمیتوان سالها در توسعه پالایشگاه، نیروگاه و زیرساختهای تولیدی عقب ماند و در زمان بروز کمبود، همه بار تعدیل را بر دوش مصرفکننده گذاشت.
این موضوع بهویژه این روزها که افزایش قیمت بنزین در پی تشدید ناترازیهای انرژی اجرایی شده، ضرورت تبدیل نفت خام به فرآوردههای با ارزشافزوده بیشتر را بیش از گذشته برجسته کرده است. شرایطی که در میانه جنگ و محدودیتهای صادراتی، میتواند به فرصتی کمتکرار برای صنعت پالایشی کشور تبدیل شود؛ فرصتی برای فاصله گرفتن از خامفروشی و حرکت بهسمت تولید فرآوردههای با ارزشافزوده بالاتر.
