دومینوی استعفا

پویا اصل باغ- در هفتهای که گذشت فضای مجازی پر شد از ویدئوهای معلمانی که با انتشار احکام خود خبر از استعفا و ترک شغلشان دادند. در کنار آنها، تعدادی از نیروهای کادر بهداشتی و درمانی نیز همین رویه را در پیش گرفتند. موضوعی که نشان میدهد تشدید مشکلات معیشتی بهچنان درجهای رسیده که برایش فرقی ندارد دکتر باشید یا مهندس، معلم باشید یا پرستار، سرانجام روزی گریبان شما را خواهد گرفت. جدای از این موج استعفا که زنگ خطر بزرگی برای تصمیمگیران است، کشور در بخش پرستاری سالهاست با بحران خروج و کمبود نیرو دستوپنجه نرم میکند. چندی پیش دبیرکل خانه پرستاری در گفتوگو با «جهانصنعت» از خانهنشینی حدود ۶۰هزار پرستار خبر داد. آماری که خود بهتنهایی از عمق بحران نیروی انسانی در این حوزه حکایت دارد. حالا این روند چنان گسترده شده که کارشناسان هشدار دادهاند اگر شرایط اقتصادی و شغلی بههمین شکل ادامه پیدا کند، احتمال سرایت موج استعفا بهدیگر مشاغل و بخشهای مختلف کشور نیز وجود دارد. روزگاری پدر و مادرها برای دکتر یا مهندسشدن فرزندانشان با یکدیگر بحث میکردند اما حالا شرایط بهسمتی رفته که دیگر کمتر شغلی از فشار معیشتی در امان است و زندگی برای بسیاری از نیروها روزبهروز سختتر میشود.
تخصص در برابر فقر
کادر درمان با شیفتهای سنگین، حقوق پایین و معوقات مالی روبهرو هستند و این مسائل فشار مضاعفی بر آنها وارد کرده است.
هادی یزدانی، پزشک و تحلیلگر نظام سلامت با اشاره بهموج استعفا و ترک شغل در میان برخی معلمان و نیروهای کادر بهداشت و درمان به«جهانصنعت» گفت: من از «جهانصنعت» تشکر میکنم که بهاین مسائل دقت نظر دارد. میخواهم فراتر از مساله صنفی و شغلی صحبت کنم و روی بخش اقتصادی ماجرا تمرکز کنم. مدتهاست در بازار کار موضوعی را میبینم که امسال بهشکل بسیار واضحتری خودش را نشان داده است. اعداد و ارقام پرداختی برای بسیاری از مشاغل بهنحوی است که برای کارگر صرف نمیکند کار کند و برای کارفرما هم صرف نمیکند که بیشتر پرداخت کند. امروز شرایط بهنحوی بوده که بسیاری از افراد فقط بهاین دلیل کار میکنند که بیکار نباشند و عنوان بیکاری بهآنها تعلق نگیرد. هرطور این فرمول را محاسبه کنیم، بسیاری از این کارها صرف اقتصادی ندارند. اگر بگوییم پرداختیها باید بیشتر شود از طرف دیگر حاشیه سود کارفرما بهشدت پایین میآید و حتی ممکن است تراز او منفی شود. این یک واقعیت عمومی است که امروز در بازار کار بهوضوح دیده میشود.
بازار کار بیصرفه
یزدانی افزود: کارگر طبیعتا حقوق بیشتری مطالبه میکند و کارفرما هم علاقه دارد هزینه کمتری پرداخت کند و کمتر زیر بار الزامات قانونی برود اما در سالهای اخیر مساله از این رابطه معمول فراتر رفته است. برای من موضوع معلمان هم امسال بسیار عینی شده است. درگیر مسائل آموزشی فرزندم هستم و وقتی درباره پرداختی معلمان در مدارس، حتی بهترین مدارس شهر اصفهان سوال کردم دیدم اعداد و ارقام بسیار پایینی است. وقتی پرداختیها را نگاه میکنید واقعا منطق اقتصادی پشت رفتن بهاین شغل دیده نمیشود و بسیاری از افراد از سر بیکاری یا ناچاری وارد این کارها میشوند. این موضوع حتی در بخش دولتی هم وجود دارد. در بخش دولتی الزامات قانونی وجود دارد و فرد باید در یک شغل بماند اما اگر انتخاب دیگری داشته باشد، ممکن است تصمیم متفاوتی بگیرد. چند سال پیش که در یک سایت اینترنتی فعالیت میکردم با اعداد و ارقام پرداختی بهخبرنگاران مواجه شدم و خودم هم نسبتبه کلیشههایی که درباره این شغل داشتم تاحدی تعدیل شدم. زمانی فکر میکردیم خبرنگار باید حقیقتجو، جستوجوگر و اهل گزارش تحقیقی باشد و برای پروندههای مختلف وقت بگذارد اما وقتی بهپرداختیها نگاه کردم دیدم اعداد و ارقام با این میزان مسوولیت تناسب ندارد.
دستمزد غیر منصفانه
این پزشک درباره وضعیت نیروهای بهداشت و درمان اظهار کرد: آنچه در سطح اینستاگرام و شبکههای اجتماعی دیده میشود بیشتر مربوط بهنیروهای مامایی و پرستاری است اما حتی کارکنان بخش بهداشت، مراقبان سلامت و پزشکانی که در سطوح پایینتر نظام درمان فعالیت میکنند نیز با این مساله مواجهاند. بسیاری از کارهایی که انجام میدهند و پرداختی که در ازای آن دریافت میکنند واقعا مصداق بیگاری است. این افراد برای رسیدن بهتخصص و مهارت خود سرمایهگذاری کردند. قرار نیست همه انسانها چندمهارته و چندکاره باشند و از هر مهارتی بتوانند درآمد کسب کنند. ممکن است فرد مهارتهای مختلفی داشته باشد اما از همان مهارت نتواند درآمد داشته باشد. انسانها قرار نیست ابرقهرمان باشند. خیلی از این افراد چهار، شش، هفت یا حتی ۱۱سال برای یادگیری یک مهارت وقت گذاشتهاند و امروز باید بتوانند براساس همان مهارت، درآمد عادلانهای داشته باشند. قرار نیست برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه مجبور شوند هر کار دیگری انجام دهند و مهارتهای دیگری برای پول درآوردن پیدا کنند.
مظلومترین بخش سلامت
یزدانی با اشاره بهبخش بهداشت توضیح داد: نباید همه چیز را بهسیستم درمان محدود کنیم. بخش بهداشت یکی از مظلومترین بخشهای نظام سلامت ماست. در این بخش وظایف سنگینی بر عهده افراد است و نمیتوان با این استدلال که افراد از ابتدا میدانستند این رشتهها سخت است یا باید در مناطق دورافتاده کار کنند مساله را تمامشده دانست. بخشی از این شرایط را افراد از ابتدا میدانستند اما در سالهای اخیر مشکلات تشدید شده و شکافها عمیقتر شده است. در ازای کاری که انجام میشود باید میزان استرس، مسوولیت و خطری که وجود دارد هم در نظر گرفته شود بهخصوص در نظام بهداشتی و درمانی که با جان انسانها سروکار دارد. یک ماما ممکن است در یک مرکز بهداشتی روستایی یا مرکز خدمات جامع سلامت با مهارت خودش جان دو نفر را نجات دهد. یک پرستار هم باید آگاه و هوشیار باشد چون بخش زیادی از زمان بیمار با پرستار میگذرد و پزشک بهاندازه پرستار با بیمار در ارتباط نیست. گزارشها و نکاتی که پرستار در جریان وضعیت روزمره بیمار منتقل میکند، میتواند بسیار مهم باشد. اگر پرستار هوشیار نباشد یا شرایط شغلی بهنحوی نباشد که بتواند صددرصد توان خود را در همان لحظه بگذارد ممکن است یک نکته را دیر منتقل کند و این تاخیر برای بیمار مشکل ایجاد کند.
پرستاران فرسوده
این پزشک با اشاره بهدوشغلهبودن پرستاران گفت: اغلب پرستاران ما دو جا کار میکنند یعنی باید ساعت موظفی خود را در دو بیمارستان یا دو محل کار پر کنند. حتی باوجود ضرایب و پرداختهای مربوط بهشیفت شب دوجاکارکردن بسیار فرساینده است و میتواند فرسودگی شغلی و برناوت شدیدی ایجاد کند. پزشکی را هم در نظر بگیرید که در یک مرکز بهداشتی در مناطق محروم کار میکند. پرداختی این پزشک متناسب با حجم کار، وظایف و انتظاراتی که سیستم از او دارد نیست. ممکن است برای یک پزشک مرکز روستایی، عدد قراردادی مثلا ۱۰۰میلیون تومان باشد اما حتی اگر فرض کنیم همین مبلغ در راس ساعات و دقایق قرارداد بهطور کامل پرداخت شود باز هم وقتی میزان واقعی خدمت او را بررسی میکنیم، میبینیم ممکن است سهیاچهاربرابر آن میزان خدمت ارائه دهد.
۲۴ساعت بدون استراحت
این پزشک اظهار کرد: هرچه مناطق محرومتر باشند دسترسی آنها بهسطوح بالاتر نظام سلامت کمتر است. ممکن است پزشک در یک منطقه روستایی و دورافتاده باشد که تا شهر یا روستای بعدی چند صد کیلومتر فاصله دارد و در عمل ۲۴ساعت امکان خواب و استراحت مناسب نداشته باشد. مردم این مناطق هم انتظار نابجایی ندارند. آنها انتظار دارند نظام بهداشتی و درمانی در سریعترین زمان ممکن و منطقیترین شکل نیازشان را برطرف کند بنابراین بسیاری از این مشاغل امروز فقط بهدلیل ترس افراد از رها کردن آنها یا نگرانی از بیکار شدن سرپا ماندند. قرار نیست انسان توان درآمدزایی در چند عرصه داشته باشد. فرد مهارتی را یاد گرفته و باید بتواند از همان مهارت زندگی کند. قرار نیست برای حداقلهای یک زندگی شرافتمندانه، مجبور باشد هر کاری انجام دهد یا چند مهارت دیگر برای درآمدزایی داشته باشد.
وی با اشاره بهواکنشهایی که در شبکههای اجتماعی نسبتبه استعفای معلمان و پرستاران مطرح میشود بیان کرد: برخی افراد میگویند خودتان میدانستید این شغل درآمد پایینی دارد و فشار کاری زیاد است چرا وارد این کار شدید؟ خیلی از نیروها واقعا نمیدانستند قرار است با چنینشرایطی مواجه شوند. قرار بوده اگر یک شغل سخت یا ویژه است، دریافتی عادلانهای داشته باشد یا دستکم شرایط آن بهشدت غیرعادلانه نباشد. فرد باید درکنار خدمترسانی بهمردم، آرامش روانی و رضایت شغلی داشته باشد و از نظر مالی هم از حداقلهای زندگی عقب نماند.
استعفا؛ نوع دیگری از مهاجرت
این تحلیلگر نظام سلامت میگوید: بعضی از آدمها در یک تعادل بسیار شکننده قرار دارند. گاهی یک کامنت، برخورد نامناسب یک همراه بیمار، ناسپاسی یک بیمار یا رفتار یک مسوول میتواند فرد را بهنقطه انتهایی برساند. استعفادادن خودش میتواند نوعی مهاجرت باشد. مهاجرت فقط این نیست که آدم چمدانش را ببندد و از کشور خارج شود گاهی فرد از شغل خودش مهاجرت میکند و میگوید هر کاری حاضرم انجام بدهم جز کاری که برایش آموزش دیدم و در آن تخصص دارم. بسیاری از افراد واقعا در یک تعادل شکننده قرار دارند و حتی مواردی که درباره خودکشی درمیان برخی نیروها مطرح میشود میتواند ناشی از همین فشارها باشد. اگر نمیتوان برای فرد حقوق بیشتری فراهم کرد یا پرداخت بیشتری داشت دستکم نباید با او طوری صحبت شود که احساس کند مشکلاتش دیده نمیشود. شبکههای اجتماعی هم برای برخی افراد کارکردی پیدا کردند که فرد در همان لحظه یک برونریزی عاطفی داشته باشد و خودش را از زیر فشار روانی خارج کند تا بتواند فردا دوباره بههمان چرخه برگردد. خیلی وقتها در مدارس، مدیران مدارس یا مناطق درگیر تامین معلم هستند. اگر همه افراد کار را رها کنند چه کسی قرار است بهدانشآموزان درس بدهد؟ اینکه بهفرد بگوییم اگر ناراضی هستی خداحافظ برو مساله را حل نمیکند. بسیاری از افراد اصلا قرار نبوده با چنین شرایطی مواجه شوند.
درآمدهای نجومی؛ واقعیت یا استثنا
یزدانی توضیح داد: یک فرد باید بتواند در کنار کار و خدمت بهمردم، آرامش روانی داشته باشد، از نظر روحی احساس رضایت کند و از نظر مالی هم از نیازهای پایه زندگی عقب نماند. وقتی شرایط اقتصادی بهشکلی است که افراد حتی در تامین نیازهای ابتدایی خود مشکل دارند نمیتوان انتظار داشت فشارهای شغلی را بدون پیامد تحمل کنند. ممکن است در میان معلمان، فردی وجود داشته باشد که درآمد بسیار بالایی از کلاس خصوصی یا آموزش کنکور دارد. درمیان پزشکان بهخصوص در برخی تخصصها هم ممکن است پزشکی درآمد میلیاردی داشته باشد اما اینها موارد محدودی هستند و نمیتوان درآمد یک یا ۲درصد افراد را بهکل یک صنف تعمیم داد. اگر کسی درآمد بالایی دارد اینکه همان درآمد را بهکل صنف تعمیم دهیم اشتباه است. نمیتوان گفت چون یک معلم کلاس خصوصی یا کنکور دارد پس همه معلمان چنین درآمدی دارند یا چون یک بیمار برای پرستار خصوصی در منزل مبلغ بیشتری پرداخت میکند پس همه پرستاران در سیستم دولتی چنین درآمدی دارند. ممکن است یک بیمار، پرستار خصوصی را ببیند که تعرفه بالاتری دریافت میکند و تصور کند همه پرستاران همین درآمد را دارند یا فردی دستمزد یک جراح را ببیند و تصور کند همه پزشکان درآمد مشابهی دارند. این نگاه واقعیت بخش بزرگی از کادر درمان را نادیده میگیرد.
بحران نیروی انسانی
یزدانی درباره احتمال تشدید بحران نیروی انسانی در نظام سلامت اظهار کرد: باید ببینیم بحران را چگونه تعریف میکنیم. اگر بحران این باشد که پزشک، ماما، پرستار، فیزیوتراپیست، گفتاردرمانگر، شنواییسنج، دندانپزشک یا داروساز کم داشته باشیم طی سالهای گذشته سیاستگذار با همین منطق که اگر عدهای رفتند عده دیگری پشت در باشند ظرفیتها را افزایش داده است. انواع طرحهای تعهدی، سهمیههای تعهدی و سهمیه مناطق محروم تعریف شد و ظرفیت پذیرش افزایش پیدا کرد. بهنظر من ما با پول مردم و نفت این کشور بهنوعی برای تمام کشورهای دنیا کادر درمان تربیت کردیم. امروز یک صحنه آشنا در مراکز بهداشتی و درمانی این است که پرستار در زمان اضافه یا استراحتش زبان میخواند. شما افزایش ظرفیت دادید با این تصور که اگر سیستم دچار اختلال شد چند نفر دیگر پشت در داشته باشید اما بهنظر من بحران اصلی بحران انباشت تجربه است. سیستمهای کاری ما تجربهمحور هستند. پرستاری که ۱۰سال کار کرده قطعا از بسیاری از پرستارانی که یک سال است وارد این کار شدند مهارت و تجربه بیشتری دارد. پزشکی که بیمار بیشتری دیده احتمالا از پزشکی که تازه کار است، متبحرتر بوده و سریعتر بهنتیجه میرسد البته استثناهایی هم وجود دارد. با خروج نیروهای باتجربه فقط یک نیروی انسانی از دست نمیرود بلکه تجربهای که طی سالها در سیستم انباشته شده هم خارج میشود.
پابرجابودن بحران پرستاری
این پزشک گفت: در حوزه پرستاری ما واقعا با بحران مواجهیم چون موج مهاجرت پرستاران زیاد بوده است. در یکیدوسال اخیر هم اقداماتی مانند اصلاح برخی ضرایب کاری و اضافهکاریها انجام شد و شرایط از وضعیت اولیه عادلانهتر شد و دریافتیها افزایش پیدا کرد اما مساله همچنان پابرجاست. در مورد پزشکان و ماماها و سایر نیروها راهی که بهذهن سیاستگذار، نماینده مجلس یا وزیر سابق رسیده افزایش ظرفیت بوده است. میگفتند اگر مثلا ۱۰پزشک تربیت کنیم دویاسهنفر مهاجرت میکنند یا یکیدونفر کار نمیکنند بنابراین بهجای ۱۰نفر ۱۰۰نفر تربیت کنیم. اولین چیزی که بهذهن سیاستگذار رسیده افزایش تعداد بوده اما این افزایش ظرفیت بخشی از مناسبات داخل سیستم را هم بههم زده است. خیلی بهوضوح میبینیم پرستارانی که پنجیا۱۰سال سابقه کار دارند گاهی نسبتبه پزشکانی که تازه فارغالتحصیل شدند نگاه متفاوتی پیدا میکنند. روابط و استانداردهای کاری و سلسلهمراتب حرفهای تحت تاثیر این افزایش ظرفیتها قرار گرفته است. فرد پیش خودش میگوید من اگر پنجیا۱۰سال زودتر وارد این موج میشدم شاید خودم هم پزشکی قبول میشدم بنابراین افزایش ظرفیت فقط مساله کمبود نیرو را حل نکرده بلکه بخشی از مناسبات کاری داخل سیستم درمان را هم تحت تاثیر قرار داده است.
پاککردن صورتمساله
این پزشک و تحلیلگر نظام سلامت ادامه داد: افزایش ظرفیت بهنظر من پاک کردن صورتمساله هم نیست بلکه کمرنگکردن صورتمساله است. شما کاری انجام دادیدکه بخشی از مناسبات داخل سیستم درمان بههم خورده اما معضل اصلی همچنان باقی مانده است. بعد از آن هم با افتخار گفته میشود اگر جایی نیرو کم داشتیم، چند نفر پشت در هستند اما همان آدمها چهار سال بعد ممکن است با فرسودگی شغلی مواجه شوند دچار روزمرگی شوند و از سیستم خارج شوند. این سیاستگذاری نیست. ما تافته جدابافته از جامعه نیستیم. وقتی اقتصاد ثبات داشته باشد برای ما هم خوب است و وقتی حال مردم خوب باشد برای نظام سلامت هم بهتر است. همه بخشی از همین سیستم هستیم. من وقتی پزشک هستم و در اتاق معاینه نشستم نباید ۹۵درصد ذهنم درگیر این باشد که دارویی که برای بیمار مینویسم پیدا میشود یا نه و اگر پیدا شود آیا بیمار توان خرید آن را دارد یا خیر. نباید بیمار بهمن بگوید از چهارقلم دارویی که نوشتید اگر فکر میکنید دو قلم آن ضروری نیست همان دوقلم را بنویسید. من میفهمم چرا بیمار چنین حرفی میزند. وقتی بخش بزرگی از ذهن پزشک درگیر چنین مسائلی باشد طبیعی است که تمرکز او برای درمان هم کاهش پیدا کند.
جان مردم بهقیمت سیاستگذاری؟
این تحلیلگر نظام سلامت اظهار کرد: تحریمها، شرایط جنگی و مشکلات اقتصادی بر این وضعیت اثر گذاشتند. بخشی از فساد و ناکارآمدی مدیریتی هم میتواند مستقیم یا غیرمستقیم از همین شرایط تاثیر گرفته باشد. در 40یا50سال پیش سیستم با نظم بیشتری کار میکرد و ناکارآمدی و فساد کمتر بود. با این حال وقتی درباره مشاغلی صحبت میکنیم که با جان انسانها سروکار دارند مساله حساستر میشود. همهجا متخصص زنان وجود ندارد. ممکن است یک ماما در یک روستا مسوول سلامت مادر باردار و نوزاد او باشد. مرگ نوزاد و مرگ مادر باردار از شاخصهای مهم توسعهیافتگی است و در شاخصهای جهانی هم مورد توجه قرار میگیرد. حضور یک ماما در یک روستا یا یک مرکز تسهیلات زایمانی در مناطق دورافتاده اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است یک اشتباه باعث شود کودکی با آسیب جدی متولد شود و خانواده و جامعه برای سالها یا حتی چند دهه هزینه آن را بپردازند. درحالیکه اگر یک نیروی متخصص حضور داشت یا با دقت و سرعت بیشتری عمل میکرد ممکن بود با ۱۰یا۱۵دقیقه تفاوت چنین اتفاقی رخ ندهد.
ارزش یک نیروی درمان
یزدانی درپایان افزود: همه اینها نشان میدهد که اگرچه کادر درمان تافته جدابافته از جامعه نیست اما این شغل با جان انسانها سروکار دارد و طبیعتا باید براساس همین میزان ارزش، مسوولیت و حساسیت ارزشگذاری شود.
