کارشناس بازار سرمایه بررسی می‌کند:

داستان بورس در اقتصاد تورمی

گروه بورس
کدخبر: 662036
مهدی حاجی‌وند، کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی که در اختیار تسنیم قرار داده‌ به بررسی وضعیت بورس در شرایط تورمی پرداخته است.
داستان بورس در اقتصاد تورمی

جهان صنعت _ مهدی حاجی‌وند، کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی که در اختیار تسنیم قرار داده‌ به بررسی وضعیت بورس در شرایط تورمی پرداخته است.

تورم در اقتصاد ایران این روزها دیگر یک متغیر کوتاه‌مدت نیست و به یکی از عوامل تعیین‌کننده رفتار خانوارها، بنگاه‌ها و سرمایه‌گذاران تبدیل شده است. در چنین شرایطی، بازار سرمایه نیز نمی‌تواند از تحولات تورمی جدا باشد. افزایش سطح عمومی قیمت‌ها از یک‌سو، ارزش اسمی دارایی‌ها و درآمد شرکت‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و از سوی‌دیگر، انگیزه صاحبان نقدینگی برای تبدیل پول به دارایی را افزایش می‌دهد.

در این میان، رشد شاخص بورس در دوره تورمی لزوما به‌معنای افزایش ثروت واقعی سهامداران نیست؛ و ممکن است قیمت سهام صرفا همراه با افزایش قیمت سایر دارایی‌ها رشد کند، در حالی که قدرت خرید واقعی سرمایه‌گذار تغییر چندانی نکرده باشد بنابراین برای ارزیابی عملکرد بورس باید میان «بازده اسمی» و «بازده واقعی» تفاوت قائل شد.

نقدینگی؛ فرصت یا تهدید برای بازار سرمایه؟

یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال بورس و تورم، نحوه حرکت نقدینگی است. زمانی که سرمایه‌گذار نسبت به کاهش ارزش پول ملی نگران می‌شود، نگهداری وجه نقد جذابیت کمتری پیدا می‌کند. در این وضعیت، بخشی از منابع می‌تواند راهی بازارهای ارز، طلا، مسکن، کالا یا سهام شود.

اگر بازار سرمایه بتواند این منابع را به‌سمت خرید سهام و ابزارهایی هدایت کند که در نهایت تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی را انجام می‌دهند، بخشی از نقدینگی سرگردان وارد مسیر تولید خواهد شد که در این بین افزایش سرمایه شرکت‌ها، تامین سرمایه در گردش و تامین مالی طرح‌های توسعه‌ای نمونه‌هایی از این مسیر هستند.

صرف ورود پول به بورس به‌معنای مولد شدن آن نیست و چنانچه نقدینگی تنها میان معامله‌گران جابه‌جا شود و ارتباط آن با تامین مالی واقعی شرکت‌ها ضعیف باشد، اثر ضدتورمی بازار سرمایه محدود خواهد بود. در چنین شرایطی، افزایش قیمت دارایی‌های مالی می‌تواند بیشتر انعکاس‌دهنده انتظارات تورمی باشد تا افزایش ظرفیت واقعی اقتصاد.

اوراق بدهی و مساله کسری بودجه

یکی دیگر از نقاط مهم ارتباط بورس و تورم، نحوه تامین مالی دولت است؛ جایی که کسری بودجه درصورتی‌که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از منابع پولی تامین شود، می‌تواند به افزایش پایه پولی و نقدینگی و درنهایت فشار بر سطح عمومی قیمت‌ها منجر شود.

بازار سرمایه در این بخش می‌تواند امکان تامین مالی دولت از طریق انتشار اوراق بدهی را فراهم کند و در این بین استفاده از اسناد خزانه و سایر اوراق مالی اسلامی، به دولت اجازه می‌دهد بخشی از منابع موردنیاز خود را از بازار جذب کند و فشار کمتری بر منابع پولی وارد شود.

البته اوراق بدهی نیز راه‌حل بدون هزینه نیست، چراکه افزایش مستمر بدهی دولت بدون توجه به توان بازپرداخت، صرفا مساله کسری را به دوره‌های بعد منتقل می‌کند. بنابراین استفاده ضدتورمی از بازار بدهی به انضباط مالی و مدیریت پایدار بدهی وابسته است.

بورس چگونه به تولید کمک می‌کند؟

به‌باور کارشناسان، رابطه بورس و تورم فقط به‌سمت تقاضای اقتصاد محدود نمی‌شود بلکه یکی از ظرفیت‌های مهم بازار سرمایه، تامین منابع برای افزایش عرضه کالا و خدمات است. به‌عنوان‌مثال شرکتی که ازطریق بازار سرمایه منابع لازم برای توسعه خطوط تولید، خرید تجهیزات، تامین سرمایه در گردش یا اجرای طرح‌های توسعه‌ای را به‌دست می‌آورد، می‌تواند ظرفیت تولید خود را افزایش دهد. اگر این منابع درنهایت به رشد عرضه منجر شود، در میان‌مدت می‌تواند بخشی از فشارهای قیمتی ناشی از محدودیت عرضه را کاهش دهد.

درمقابل، اگر بنگاه‌ها به‌دلیل قیمت‌گذاری دستوری، بی‌ثباتی مقررات، محدودیت‌های تجاری یا افزایش هزینه‌های تولید نتوانند از منابع بازار سرمایه برای توسعه استفاده کنند، ظرفیت این بازار برای کمک به کنترل تورم نیز کاهش پیدا می‌کند.

تورم چگونه رفتار بورس را تغییر می‌دهد؟

تاثیر تورم بر خود بورس نیز قابل‌توجه است، به‌طوری‌که افزایش نرخ ارز و رشد قیمت نهاده‌ها می‌تواند هزینه شرکت‌ها را افزایش دهد اما در برخی صنایع افزایش نرخ فروش محصولات و درآمدهای ریالی نیز اتفاق می‌افتد. به‌همین‌دلیل، اثر تورم بر شرکت‌های بورسی یکسان نیست. در این میان شرکت‌های صادرات‌محور، بنگاه‌های دارایی‌محور و صنایعی که امکان تعدیل قیمت فروش دارند، ممکن است از افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها و درآمدها منتفع شوند. درمقابل، شرکت‌هایی که با محدودیت قیمت‌گذاری یا رشد شدید هزینه‌ها مواجهند، لزوما از تورم سود نمی‌برند.

درنتیجه، افزایش شاخص کل در دوره تورمی به‌تنهایی اطلاعات کافی درباره وضعیت شرکت‌ها ارائه نمی‌کند و بررسی سودآوری واقعی، جریان نقدی، نرخ ارز، هزینه تامین مالی و چشم‌انداز تولید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مرز باریک میان بورس و تورم

از نگاهی دیگر، بازار سرمایه را نمی‌توان به‌عنوان ابزار مستقیم کنترل تورم معرفی کرد، چراکه تورم عمدتا به مجموعه‌ای از متغیرهای پولی، مالی، ارزی، تولیدی و انتظارات اقتصادی وابسته است و بورس به‌تنهایی توان تغییر این متغیرها را ندارد.

با این حال، نحوه عملکرد بازار سرمایه می‌تواند بر شدت برخی از این عوامل اثر بگذارد؛ جایی که اگر منابع مالی از مسیر بورس به‌سمت تولید و سرمایه‌گذاری هدایت شود، بازار سرمایه می‌تواند به افزایش ظرفیت عرضه و تامین مالی سالم اقتصاد کمک کند. اگر دولت نیز از بازار بدهی به شکل منضبط استفاده کند، وابستگی به منابع پولی کاهش می‌یابد.

در نقطه مقابل، اگر بازار سرمایه عمدتا به محلی برای سفته‌بازی، معاملات کوتاه‌مدت و افزایش قیمت دارایی‌ها تبدیل شود، رابطه آن با تورم می‌تواند متفاوت باشد.

بنابراین مساله اصلی نه «بورس ضدتورم است یا تورم‌زا» بلکه چگونگی استفاده از ظرفیت این بازار است. ازاین‌رو، بورس زمانی می‌تواند در مسیر مهار فشارهای تورمی قرار گیرد که از یک بازار صرفا معاملاتی، به کانالی موثر برای تجهیز پس‌انداز، تامین مالی تولید، توسعه بنگاه‌ها و تخصیص کارآمد منابع تبدیل شود. در غیر این صورت، رشد اسمی شاخص‌ها در اقتصادی تورمی ممکن است بیش از آنکه نشانه افزایش ثروت واقعی باشد، بازتابی از کاهش ارزش پول باشد.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار