از بمب جمعیتی قرن بیستم تا بحران سالمندی قرن بیست‌ویکم:

خاورمیانه پیر می‌شود

گروه تحلیل
کدخبر: 658371
چرا نقشه قدرت در خاورمیانه را باید با هرم سنی جمعیت دوباره ترسیم کرد؟ خاورمیانه را معمولا با نفت، جنگ، مرزهای مناقشه‌برانگیز و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای می‌شناسیم اما یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده آینده این منطقه در جایی کمتر دیده‌شده قرار دارد: جمعیت.
خاورمیانه پیر می‌شود

جهان‌ صنعت – چرا نقشه قدرت در خاورمیانه را باید با هرم سنی جمعیت دوباره ترسیم کرد؟ خاورمیانه را معمولا با نفت، جنگ، مرزهای مناقشه‌برانگیز و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای می‌شناسیم اما یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده آینده این منطقه در جایی کمتر دیده‌شده قرار دارد: جمعیت. طی چند دهه گذشته جوانی جمعیت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کشورهای خاورمیانه بوده؛ نسلی بزرگ که به‌مدرسه و دانشگاه رفت، وارد بازار کار شد، تقاضای مسکن ایجاد کرد و در بسیاری از موارد به‌نیروی محرک تحولات اجتماعی و سیاسی تبدیل شد. با این حال این تصویر درحال تغییر است. نرخ باروری در بخش مهمی از منطقه کاهش یافته، خانواده‌ها کوچک‌تر شدند و همزمان با افزایش امید به‌زندگی سهم سالمندان در ساختار جمعیتی رو به‌افزایش گذاشته است.

براساس ویرایش۲۰۲۴ گزارش چشم‌انداز جمعیت جهان سازمان ملل متحد بسیاری از کشورهای خاورمیانه در مسیر گذار از ساختار جمعیتی جوان به‌ساختاری میانسال و سالمند قرار دارند. سرعت این تحول در همه کشورها یکسان نیست اما جهت حرکت در بسیاری از آنها روشن است. ایران یکی از برجسته‌ترین نمونه‌هاست؛ کشوری که در چند دهه گذشته یکی از سریع‌ترین کاهش‌های باروری را تجربه کرده و اکنون با پیامدهای آن کاهش درحال ورود به‌مرحله تازه‌ای از تحولات جمعیتی است.

برآوردهای مبتنی بر داده‌های سازمان ملل نشان می‌دهد سن میانه جمعیت ایران در سال۲۰۶۰ می‌تواند به‌حدود ۵/‏46سال برسد؛ رقمی که تصویری کاملا متفاوت از ایران قرن بیستم ارائه می‌کند. ترکیه نیز در همین مسیر قرار دارد و سن میانه جمعیت آن در حوالی سال۲۰۶۰ به‌حدود ۴۸سال نزدیک خواهد شد. درمقابل کشورهایی مانند مصر همچنان جمعیت جوان‌تری خواهند داشت و سن میانه جمعیت آن در همین دوره حدود ۳۳سال پیش‌بینی می‌شود. این اختلاف فقط یک تفاوت آماری نیست بلکه می‌تواند به‌یکی از متغیرهای مهم تعیین‌کننده توازن قدرت در خاورمیانه تبدیل شود.

پایان عصر جوانی جمعیت

در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم خاورمیانه شاهد رشد سریع جمعیت بود. کاهش مرگ‌ومیر، بهبود خدمات بهداشتی و ادامه باروری بالا موجب شد نسل‌های بسیار بزرگی متولد شوند. این نسل‌ها به‌تدریج وارد مدارس و دانشگاه‌ها شده، سپس وارد بازار کار شدند و در بسیاری از کشورهای منطقه ساختار اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار دادند.

در آن دوره مساله اصلی سیاستگذاران کمبود نیروی کار نبود بلکه برعکس دغدغه اصلی ایجاد شغل برای میلیون‌ها جوانی بود که هرسال وارد بازار کار می‌شدند. دولت‌ها باید مدرسه، دانشگاه، مسکن و زیرساخت بیشتری ایجاد می‌کردند و همزمان اقتصاد را برای جذب موج بزرگ نیروی کار آماده نگه می‌داشتند اما جمعیت‌شناسی برخلاف بازارهای مالی با سرعت تصمیم‌های سیاسی تغییر نمی‌کند. نسلی که امروز متولد می‌شود حداقل دودهه بعد وارد بازار کار خواهد شد. به‌همین‌دلیل کاهش باروری که در دهه‌های گذشته اتفاق افتاده، اکنون درحال تبدیل‌شدن به‌کاهش اندازه نسل‌های جدید است. این همان نقطه‌ای است که خاورمیانه وارد مرحله‌ای متفاوت می‌شود. در گذشته نگرانی اصلی جمعیت بیش از حد جوان بود و در آینده نگرانی می‌تواند جمعیت بیش‌ازحد پیر باشد.

ایران؛ از پنجره جمعیتی تا دیوار سالمندی

ایران درمیان کشورهای منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد. طی چند دهه گذشته کشور از یک ساختار جمعیتی بسیار جوان برخوردار بود اما کاهش شدید باروری موجب شد این ساختار با سرعت زیادی تغییر کند.

این تغییر در ابتدا یک فرصت بود. جمعیت بزرگی که در سن کار قرار گرفت می‌توانست به‌افزایش تولید، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی کمک کند. اقتصاد ایران درواقع یک پنجره جمعیتی در اختیار داشت؛ دوره‌ای که سهم جمعیت در سن کار نسبت‌به ‌کودکان و سالمندان افزایش یافته بود اما پنجره جمعیتی دائمی نیست.

نسلی که دیروز وارد بازار کار شد فردا بازنشسته خواهد شد. درمقابل نسل‌های بعدی کوچک‌تر هستند و نمی‌توانند به‌همان تعداد جایگزین نیروی کار قبلی شوند. نتیجه این روند افزایش فشار بر بازار کار نظام بازنشستگی و خدمات درمانی خواهد بود.

ایران از این منظر با یک تناقض مهم روبه‌رو است: ممکن است کشور در چند دهه آینده همچنان جمعیت بزرگی داشته باشد اما بخش قابل‌توجهی از این جمعیت در سنین بالاتر قرار گرفته باشد. بنابراین مساله آینده ایران فقط چند نفر جمعیت داریم نیست بلکه مساله مهم‌تر این است که چند نفر از جمعیت در سن کار هستند و چند نفر به‌خدمات بازنشستگی و درمانی نیاز دارند؟ همین تغییر مفهوم قدرت اقتصادی را نیز دگرگون می‌کند.

جمعیت جوان؛ فرصت یا تهدید

جوانی جمعیت به‌خودی خود مزیت نیست. کشوری که میلیون‌ها جوان دارد اگر نتواند برای آنها شغل و آینده اقتصادی ایجاد کند با فشار اجتماعی و سیاسی روبه‌رو خواهد شد.

در دهه‌های گذشته بسیاری از کشورهای خاورمیانه دقیقا با همین مساله مواجه بودند. جمعیت جوان افزایش یافت اما اقتصاد با همان سرعت رشد نکرد. نتیجه بیکاری جوانان، مهاجرت، گسترش اقتصاد غیررسمی و افزایش نارضایتی اجتماعی بود. از این منظر جوانی جمعیت زمانی یک مزیت است که اقتصاد بتواند آن را به‌سرمایه انسانی و رشد اقتصادی تبدیل کند.اگر چنین اتفاقی رخ دهد کشور از سود جمعیتی بهره‌مند می‌شود. نیروی کار بیشتر می‌شود، نسبت جمعیت وابسته کاهش می‌یابد، ظرفیت تولید افزایش پیدا می‌کند و بازار داخلی گسترش می‌یابد اما اگر اقتصاد نتواند این نیروی انسانی را جذب کند همان جمعیت جوان می‌تواند به‌یک منبع فشار تبدیل شود.

به‌همین‌دلیل است که در خاورمیانه آینده تفاوت میان کشورهای جوان و پیر تنها در تعداد کودکان و سالمندان خلاصه نمی‌شود بلکه در توانایی آنها برای تبدیل ساختار جمعیتی به‌قدرت اقتصادی نیز خود را نشان خواهد داد.

بمب جمعیتی تبدیل بمب بازنشستگی می شود

برای دهه‌ها اصطلاح انفجار جمعیت یکی از کلیدواژه‌های تحلیل خاورمیانه بود. نگرانی این بود که جمعیت با سرعتی بیشتر از ظرفیت اقتصاد رشد کند و دولت‌ها نتوانند برای نسل‌های جدید مدرسه، شغل، مسکن و خدمات عمومی فراهم کنند اما اکنون در برخی کشورهای منطقه، معادله درحال تغییر است. نسل‌های بزرگ گذشته درحال نزدیک‌شدن به‌سن بازنشستگی هستند درحالی‌که نسل‌های جدید کوچک‌تر شدند. این یعنی نسبت میان جمعیت شاغل و بازنشسته به‌تدریج تغییر خواهد کرد.

در نظام‌های بازنشستگی که بخش مهمی از هزینه‌ها از محل پرداخت‌های نسل شاغل تامین می‌شود این تغییر می‌تواند فشار سنگینی ایجاد کند. هرچه تعداد بازنشستگان افزایش یابد و تعداد شاغلان نسبت‌به ‌آنها کاهش پیدا کند دولت‌ها با انتخاب‌های دشوارتری روبه‌رو خواهند شد: افزایش سن بازنشستگی، افزایش مالیات و حق بیمه، کاهش مزایا، افزایش مشارکت اقتصادی زنان، جذب نیروی کار مهاجر یا افزایش بهره‌وری. هیچ‌یک از این گزینه‌ها از نظر سیاسی ساده نیست.

به همین دلیل سالمندی جمعیت تنها یک مساله اقتصادی نیست بلکه می‌تواند به‌مساله‌ای برای حکمرانی و ثبات سیاسی تبدیل شود.

نفت دیگر به‌تنهایی کافی نیست

تحلیل ژئوپلیتیک خاورمیانه معمولا از نفت آغاز می‌شود و به‌نفت ختم شده اما نفت تنها زمانی به‌قدرت تبدیل می‌شود که با سرمایه انسانی، فناوری و ظرفیت تولید همراه باشد. ساختار جمعیتی در این میان نقش مهمی دارد.

یک کشور نفتی با جمعیت جوان می‌تواند درآمد نفت را برای توسعه زیرساخت و ایجاد شغل هزینه کند اما همان کشور وقتی جمعیتش پیر می‌شود با افزایش هزینه‌های بازنشستگی و درمان روبه‌رو خواهد شد. بنابراین حتی اگر درآمد نفت تغییر نکند ساختار هزینه دولت تغییر می‌کند.

این موضوع برای کشورهای نفتی خلیج‌فارس نیز اهمیت دارد. بسیاری از این کشورها طی سال‌های گذشته تلاش کردند اقتصاد خود را از وابستگی به‌نفت دور کنند اما در همین زمان با مساله دیگری نیز مواجه خواهند شد: تغییر ساختار جمعیتی و نیاز به‌نیروی کار. در آینده مساله اصلی ممکن است دیگر این نباشد که چه مقدار نفت داریم بلکه این باشد که چگونه درآمد منابع طبیعی را در اقتصادی با ساختار جمعیتی جدید به‌سرمایه مولد تبدیل کنیم؟

خاورمیانه یکدست پیر نمی‌شود

نباید تصور کرد که تمام خاورمیانه با سرعت یکسانی پیر خواهد شد. اتفاقا یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آینده منطقه تفاوت شدید در مسیرهای جمعیتی کشورها خواهد بود.

ایران و ترکیه ازجمله کشورهایی هستند که با سرعت بیشتری وارد مرحله سالمندی می‌شوند. درسوی دیگر مصر همچنان جمعیت جوان‌تری خواهد داشت. کشورهای خلیج‌فارس نیز به‌دلیل حضور گسترده نیروی کار مهاجر ساختار متفاوتی دارند. این تفاوت می‌تواند روابط اقتصادی و سیاسی منطقه را دگرگون کند.

کشورهای پیرتر به‌نیروی کار نیاز خواهند داشت. کشورهای جوان‌تر به‌سرمایه و شغل نیاز دارند. کشورهای ثروتمند به‌نیروی انسانی ماهر نیازمند خواهند بود و کشورهای دارای نیروی انسانی جوان به‌بازارهای جدید برای صادرات خدمات و نیروی کار دسترسی خواهند داشت. به‌این ترتیب ممکن است در خاورمیانه آینده نوعی بازار ژئوپلیتیک جمعیت شکل بگیرد.

رقابت برای نیروی کار

یکی‌از پیامدهای کمتر دیده‌شده سالمندی تغییر ماهیت مهاجرت است. در خاورمیانه قرن بیستم مهاجرت عمدتا از کشورهای دارای جمعیت جوان و فرصت‌های شغلی محدود به‌سمت کشورهای دارای منابع مالی و نیازمند نیروی کار صورت می‌گرفت. کشورهای خلیج‌فارس نمونه روشن این مدل بودند اما در دهه‌های آینده ممکن است معادله پیچیده‌تر شود. اگر تعداد جوانان در کشورهای صادرکننده نیروی کار کاهش پیدا کند کشورهای واردکننده نیروی کار برای جذب آنها باید با یکدیگر رقابت کنند. این رقابت می‌تواند دستمزدها، شرایط کاری و حتی سیاست‌های مهاجرتی را تغییر دهد. درنتیجه مهاجرت دیگر فقط مساله‌ای اجتماعی یا اقتصادی نخواهد بود بلکه به‌بخشی از سیاست خارجی و امنیت ملی کشورها تبدیل خواهد شد. ممکن است کشورها در آینده برای جذب پزشک، مهندس، پرستار، متخصص فناوری و نیروی کار ماهر با یکدیگر رقابت کنند. به‌بیان دیگر سرمایه انسانی می‌تواند به‌منبعی ژئوپلیتیکی تبدیل شود.

جنگ در عصر جمعیت پیر

سالمندی جمعیت یک پرسش امنیتی مهم نیز ایجاد می‌کند: آیا جامعه پیر قدرت نظامی کمتری خواهد داشت؟ پاسخ الزاما مثبت نیست. در گذشته قدرت نظامی تاحد زیادی به‌اندازه جمعیت و توان بسیج نیروی انسانی وابسته بود. کشوری با جمعیت جوان‌تر می‌توانست ارتش بزرگ‌تری ایجاد کند و نیروهای بیشتری به‌میدان بفرستد اما فناوری درحال تغییر این معادله است. پهپادها، موشک‌های دقیق، هوش مصنوعی، جنگ سایبری، سامانه‌های خودکار و تسلیحات دوربرد می‌توانند بخشی از نیاز به‌نیروی انسانی گسترده را کاهش دهند.

درنتیجه ممکن است در آینده شاهد پدیده‌ای باشیم که در نگاه نخست متناقض به‌نظر می‌رسد: کشورهایی با جمعیت پیرتر اما قدرت نظامی فناورانه‌تر. در چنین شرایطی تعداد سربازان دیگر تنها معیار قدرت نخواهد بود. توان صنعتی، فناوری، سرمایه و کیفیت نیروی انسانی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. این تغییر برای خاورمیانه بسیار مهم بوده؛ منطقه‌ای که بخش مهمی از معادلات امنیتی آن تاکنون بر اندازه ارتش‌ها و ظرفیت بسیج انسانی استوار بوده است.

سالمندی الزاما به‌معنای صلح نیست

ممکن است تصور کنیم جامعه‌ای که پیرتر می‌شود، احتمالا کمتر به‌سمت جنگ خواهد رفت زیرا هزینه جنگ برای چنین جامعه‌ای بالاتر است و تعداد جوانان آن نیز کاهش یافته اما جمعیت‌شناسی به‌تنهایی صلح ایجاد نمی‌کند.کشورهای پیر می‌توانند با اتکا به‌فناوری نظامی قدرت بازدارندگی بالایی داشته باشند. حتی ممکن است کاهش نیروی انسانی آنها را به‌سمت جنگ‌های فناورانه‌تر از راه دور و خودکار سوق دهد.

ازسوی‌دیگر افزایش هزینه‌های بازنشستگی و درمان می‌تواند بودجه دولت‌ها را تحت فشار قرار دهد و سهم منابع اختصاص‌یافته به‌دفاع یا پروژه‌های توسعه‌ای را کاهش دهد. بنابراین رابطه میان سالمندی و قدرت نظامی پیچیده است. سوال اصلی این نیست که آیا جامعه پیر ضعیف‌تر بوده بلکه باید پرسید: چه نوع قدرتی در یک جامعه پیر امکان‌پذیر است؟

ایران و ضرورت عبور از اقتصاد نیروی کار ارزان

برای ایران این تحول یک پیام مهم دارد: مدل اقتصادی آینده نمی‌تواند بر فراوانی نیروی کار تکیه کند.وقتی جمعیت در سن کار به‌تدریج کاهش می‌یابد هر نیروی انسانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اقتصاد ناچار خواهد بود به‌سمت افزایش بهره‌وری حرکت کند.

این یعنی آموزش باکیفیت‌تر، فناوری بیشتر، اتوماسیون گسترده‌تر، سرمایه‌گذاری در مهارت و استفاده بهتر از نیروی انسانی موجود. درچنین‌اقتصادی خروج نیروی متخصص از کشور نیز معنای متفاوتی پیدا می‌کند. در یک جامعه جوان مهاجرت یک نیروی متخصص اگرچه زیان‌آور بوده اما ممکن است با ورود نسل‌های جدید تا حدی جبران شود. در یک جامعه پیر جبران این خروج بسیار دشوارتر خواهد بود. بنابراین مساله مهاجرت نخبگان و نیروی متخصص در آینده ایران می‌تواند نه فقط مساله اقتصادی بلکه مساله امنیت ملی و ژئوپلیتیکی باشد.

زنان؛ ذخیره‌ای که اقتصاد نمی‌تواند نادیده بگیرد

وقتی تعداد افراد در سن کار کاهش می‌یابد کشورها ناچارند از ظرفیت نیروی انسانی موجود بهتر استفاده کنند. یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها، مشارکت اقتصادی زنان است. افزایش اشتغال زنان می‌تواند بخشی از فشار ناشی از کاهش نیروی کار را جبران کند، درآمد خانوارها را افزایش دهد و ظرفیت تولید اقتصاد را بالا ببرد.

البته این امر بدون اصلاحات نهادی امکان‌پذیر نیست. دسترسی به‌خدمات مراقبت از کودک، انعطاف در محیط کار، امنیت شغلی و امکان سازگارکردن مسوولیت خانوادگی و شغلی از جمله پیش‌شرط‌های افزایش مشارکت اقتصادی زنان است. درنتیجه سالمندی جمعیت می‌تواند حتی به‌بازتعریف نقش اقتصادی زنان در کشورهای منطقه منجر شود.

شهرهای خاورمیانه نیز پیر خواهند شد

سالمندی فقط عددی در جدول‌های جمعیتی نیست؛ چهره شهرها را نیز تغییر می‌دهد. شهرهایی که امروز برای جمعیت جوان طراحی شدند در آینده نیازهای متفاوتی خواهند داشت. تقاضا برای مدارس ممکن است کاهش یابد اما نیاز به‌خدمات درمانی و مراقبتی افزایش پیدا کند. حمل‌ونقل عمومی باید برای سالمندان مناسب‌تر شود و مسکن نیز به‌شکل متفاوتی طراحی خواهد شد.

این موضوع برای خاورمیانه اهمیت زیادی دارد؛ منطقه‌ای که طی چند دهه گذشته شاهد رشد سریع شهرنشینی بوده است. شهرهای آینده باید برای جمعیتی طراحی شوند که طول عمر بیشتری دارد اما تحرک و نیازهای متفاوتی نسبت‌به ‌نسل‌های جوان‌تر خواهد داشت. بنابراین سالمندی در نهایت به‌مساله‌ای برای برنامه‌ریزی شهری، معماری و زیرساخت نیز تبدیل خواهد شد.

آیا مهاجرت می‌تواند خاورمیانه را جوان نگه دارد؟

یکی از راه‌حل‌های طبیعی برای اقتصادهای پیر جذب مهاجران جوان بوده اما این سیاست در خاورمیانه با ملاحظات سیاسی، فرهنگی و امنیتی پیچیده‌ای روبه‌رو خواهد بود. کشورهای خلیج‌فارس تجربه گسترده‌ای در استفاده از نیروی کار مهاجر دارند اما این مدل در همه کشورهای منطقه قابل تکرار نیست. برای ایران نیز اگر کاهش نیروی کار در دهه‌های آینده به‌مساله جدی تبدیل شود بحث مهاجرت ممکن است دوباره اهمیت پیدا کند.

در چنین شرایطی سوال این نخواهد بود که آیا مهاجر بپذیریم یا نه بلکه سوال مهم‌تر این است که چه نوع نیروی کاری، با چه مهارت‌هایی و تحت چه چارچوبی باید جذب شود؟ این همان نقطه‌ای است که سیاست مهاجرت با سیاست اقتصادی و امنیت ملی پیوند می‌خورد.

ژئوپلیتیک آرام اما تعیین‌کننده

جنگ می‌تواند مرزها را در چند ماه تغییر دهد و انقلاب می‌تواند ساختار قدرت را در چند هفته دگرگون کند اما جمعیت‌شناسی در چند دهه عمل می‌کند. همین ویژگی باعث شده که سیاستمداران معمولا کمتر به‌آن توجه کنند اما برای تحلیل آینده جمعیت‌شناسی شاید از بسیاری از تحولات روزمره مهم‌تر باشد. سن جمعیت امروز بازار کار فردا را شکل می‌دهد. بازار کار بر رشد اقتصادی اثر می‌گذارد و رشد اقتصادی ظرفیت مالی دولت را تعیین می‌کند. ظرفیت مالی نیز بر توان نظامی، رفاه اجتماعی و سرمایه‌گذاری اثر دارد و مجموعه این عوامل در نهایت به‌قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند. ازاین‌منظر جمعیت‌شناسی را می‌توان نوعی قدرت سختِ کُند دانست؛ قدرتی که آهسته حرکت می‌کند اما وقتی آثار آن آشکار شود تغییر مسیر بسیار دشوار خواهد بود.

خاورمیانه۲۰۶۰؛ چند منطقه در یک منطقه

خاورمیانه در سال۲۰۶۰ احتمالا از نظر جمعیتی یک منطقه یکپارچه نخواهد بود. ایران و ترکیه ممکن است با ساختارهایی مواجه باشند که سن میانه جمعیت آنها به‌میانه دهه۴۰سالگی یا بالاتر رسیده است. مصر همچنان جوان‌تر خواهد بود و کشورهای خلیج‌فارس نیز به‌دلیل ترکیب جمعیت بومی و مهاجر الگوی متفاوتی خواهند داشت. این تفاوت‌ها می‌تواند به‌شکل‌گیری روابط جدیدی میان کشورها منجر شود. کشورهای پیرتر به‌سرمایه و نیروی کار نیاز خواهند داشت. کشورهای جوان‌تر به‌سرمایه‌گذاری و شغل نیاز خواهند داشت و کشورهای ثروتمند برای حفظ رشد اقتصادی خود به‌نیروی انسانی ماهر وابسته خواهند بود. به این ترتیب ممکن است توازن قدرت منطقه‌ای بیش از گذشته به‌سه عامل وابسته شود:

از جنگ بر سر نفت تا رقابت برای انسان

اگر قرن بیستم خاورمیانه تاحد زیادی با رقابت بر سر منابع انرژی تعریف شد قرن بیست‌ویکم ممکن است شاهد رقابت بر سر منبع دیگری باشد: انسان جوان، ماهر، سالم و مولد. در اقتصادهای پیر هر نیروی کار ماهر ارزش بیشتری خواهد داشت. پزشک، پرستار، مهندس، برنامه‌نویس، متخصص هوش مصنوعی و کارآفرین به‌منابع استراتژیک تبدیل خواهند شد. این تغییر حتی می‌تواند مفهوم قدرت ملی را نیز دگرگون کند. کشوری که نفت بیشتری دارد الزاما برنده نیست. کشوری که جمعیت بیشتری دارد نیز الزاما برنده نخواهد بود. کشوری برنده خواهد بود که بتواند جمعیت خود را سالم‌تر، ماهرتر و بهره‌ورتر نگه دارد و همزمان محیطی ایجاد کند که نیروی انسانی متخصص در آن بماند و سرمایه انسانی جدید جذب شود.

مساله اصلی ایران؛ جمعیت بیشتر یا انسانِ توانمندتر؟

در ایران بحث جمعیت معمولا با یک سوال آغاز می‌شود: چگونه تعداد جمعیت را افزایش دهیم؟ اما سوال مهم‌تر شاید چیز دیگری باشد: چگونه از جمعیتی که داریم بیشترین ظرفیت اقتصادی و انسانی را ایجاد کنیم؟

اگر ساختار سنی کشور به‌سمت سالمندی حرکت کند کیفیت نیروی انسانی اهمیت بیشتری از تعداد آن خواهد داشت. افزایش بهره‌وری، آموزش، فناوری و مشارکت اقتصادی زنان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و حفظ نیروی متخصص به‌یک اولویت استراتژیک تبدیل می‌شود. سیاست جمعیتی نیز نباید صرفا به‌تشویق فرزندآوری محدود شود. افزایش امکان تشکیل خانواده، کاهش هزینه مسکن و فرزندآوری، توسعه خدمات مراقبت از کودک، اصلاح بازار کار، افزایش مشارکت اقتصادی زنان، اصلاح نظام بازنشستگی و برنامه‌ریزی برای جذب نیروی انسانی مورد نیاز باید درکنار یکدیگر قرار گیرند. جمعیت موضوع یک وزارتخانه نیست بلکه مساله تمام نظام حکمرانی است.

آینده از امروز آغاز شده است

نباید سالمندی را مساله سال۲۰۶۰ دانست. سالمندی سال۲۰۶۰ نتیجه تصمیم‌هایی است که امروز گرفته می‌شوند. نسلی که امروز متولد نمی‌شود دو دهه بعد نیروی کار نخواهد بود. دانشجویی که امروز آموزش مناسبی دریافت نمی‌کند فردا نمی‌تواند بهره‌وری اقتصاد را افزایش دهد. نیروی متخصصی که امروز مهاجرت می‌کند ممکن است در جامعه‌ای پیر به‌سادگی جایگزین نشود. به‌همین‌دلیل پنجره سیاستگذاری بسیار محدودتر از آن چیزی است که به‌نظر می‌رسد.

نقشه جدید قدرت

خاورمیانه قرن بیستم خاورمیانه جوان بود؛ منطقه‌ای با میلیون‌ها جوان که شغل، آموزش، مسکن و سهم بیشتری از قدرت سیاسی می‌خواستند اما خاورمیانه نیمه دوم قرن بیست‌ویکم ممکن است با پرسش‌های متفاوتی روبه‌رو شود: چه کسی هزینه سالمندان را پرداخت می‌کند؟ چه کسی نیروی کار کافی تولید می‌کند؟ چگونه بهره‌وری افزایش می‌یابد؟ چه کشورهایی مهاجر جذب می‌کنند؟ کدام اقتصادها به‌فناوری وابسته‌تر می‌شوند و کدام کشورها می‌توانند سرمایه انسانی خود را حفظ کنند؟

این پرسش‌ها به‌تدریج به‌پرسش‌های ژئوپلیتیکی تبدیل خواهند شد. در گذشته برای تحلیل قدرت خاورمیانه، نقشه نفت، خطوط مرزی، پایگاه‌های نظامی و تعداد موشک‌ها را روی میز می‌گذاشتیم. از این پس باید نقشه دیگری نیز کنار آنها قرار گیرد: نقشه سن جمعیت. در این نقشه کشورها نه فقط براساس ذخایر نفت و توان نظامی بلکه براساس تعداد کودکان، جوانان، شاغلان و سالمندان دیده می‌شوند. شاید درنهایت مشخص شود که یکی از بزرگ‌ترین رقابت‌های خاورمیانه در قرن بیست‌ویکم نه بر سر نفت بلکه بر سر منبعی کمیاب‌تر خواهد بود: انسان. اگر خاورمیانه نتواند خود را با این واقعیت جدید تطبیق دهد بمب جمعیتی قرن بیستم می‌تواند جای خود را به‌بحران جمعیتی قرن بیست‌ویکم بدهد اما اگر کشورها بتوانند پیش از رسیدن موج سالمندی نظام‌های اقتصادی، آموزشی و رفاهی خود را اصلاح کنند پیری الزاما تهدید نخواهد بود. جامعه‌ای با طول عمر بیشتر می‌تواند جامعه‌ای ثروتمندتر، سالم‌تر و بهره‌ورتر باشد مشروط بر آنکه اقتصاد بتواند کیفیت انسان را جایگزین کمیت انسان کند. بنابراین پرسش آینده خاورمیانه فقط این نیست که چند نفر خواهیم بود؟

پرسش بزرگ‌تر این است: وقتی خاورمیانه پیر شد چه کسی قدرتمندتر خواهد بود؟ درنهایت خاورمیانه درحال ورود به‌مرحله‌ای تازه از تاریخ جمعیتی خود است؛ مرحله‌ای که در آن مساله اصلی دیگر فقط تعداد جمعیت نیست بلکه کیفیت، سن، مهارت و ماندگاری نیروی انسانی است. کشورهایی که امروز از جمعیت جوان برخوردارند اگر نتوانند این مزیت را به‌اشتغال، بهره‌وری و سرمایه انسانی تبدیل کنند در سال‌های آینده با همان سرعتی که به‌سمت سالمندی می‌روند از فرصت توسعه نیز فاصله خواهند گرفت.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار