جنگ قدرت در پنتاگون
جهان صنعت – دن دریسکول، معاون پنتاگون و وزیر ارتش آمریکا شامگاه دوشنبه از مقام خود کنارهگیری کرد؛ اتفاقی که بهتازهترین مورد از خروج مقامهای ارشد نظامی و غیرنظامی از پنتاگون در دولت دوم ترامپ تبدیل شده است. در این میان کاخ سفید علت مشخصی برای این استعفا اعلام نکرده اما گزارش رسانههای آمریکایی نشان میدهد روابط دریسکول با پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا طی ماههای گذشته بهشدت تیره شده بود.
در همین رابطه روزنامه گاردین در گزارش خود نوشته است که دریسکول از مدتی قبل بهخروج از پنتاگون فکر میکرد. کاخ سفید نیز در بیانیهای ضمن تایید استعفای او از عملکردش تمجید کرده و گفته که وی در افزایش آمادگی ارتش، عملیاتهای نظامی اخیر و حتی مذاکرات میان روسیه و اوکراین نقش داشته است. با این حال این بیانیه هیچ اشارهای بهدلیل استعفای او نکرد.
به گفته کارشناسان، مساله فقط استعفای یک وزیر نیست زیرا دریسکول یکی از مهمترین مدیران نظامی دولت ترامپ و از چهرههایی بود که مسوولیت نوسازی بزرگترین شاخه نیروهای مسلح آمریکا را برعهده داشت. بنابراین خروج او در شرایطی اتفاق افتاده که ارتش آمریکا همزمان با فشار عملیاتی در خاورمیانه، حضور گسترده در اروپا و رقابت نظامی با چین روبهرو است. بههمین دلیل استعفای دریسکول را میتوان نشانهای از اختلافی بزرگتر درباره نحوه اداره پنتاگون در دولت ترامپ دانست.
اختلافی که از ماهها قبل آغاز شده بود
دن دریسکول از فوریه۲۰۲۵ وزیر ارتش آمریکا بود. او پیشتر افسر زرهی ارتش بود و در سال۲۰۰۹ در عراق خدمت کرده است. پس از خروج از ارتش نیز وارد حوزه حقوق، سرمایهگذاری و کسبوکار شد و در دانشگاه ییل تحصیل کرد؛ جایی که با جیدی ونس، معاون رییسجمهور آمریکا آشنا شد. همین رابطه نزدیک با ونس بعدها بهیکی از مهمترین پشتوانههای سیاسی او در دولت ترامپ تبدیل شد.
در ابتدا بهنظر میرسید دریسکول و هگست میتوانند بخشی از برنامه ترامپ برای تغییر ارتش آمریکا را پیش ببرند زیرا هردو بر افزایش قدرت رزمی، کاهش هزینههای اضافی و اصلاح شیوه خرید تسلیحات تاکید داشتند اما اختلاف میان آنها بهتدریج بر سر نحوه اجرای این تغییرات و بهخصوص برخورد هگست با فرماندهان ارشد ارتش آشکار شد.
یکی از مهمترین موارد در آوریل امسال اتفاق افتاد؛ زمانی که هگست ژنرال رندی جورج، رییس ستاد ارتش آمریکا را پیش از پایان دوره مسوولیتش کنار گذاشت. این تصمیم برای دریسکول اهمیت زیادی داشت، زیرا او و جورج در برنامه نوسازی ارتش همکاری نزدیکی داشتند. دریسکول بعدا در کنگره گفت حتی نمیدانسته چرا جورج برکنار شده است؟ واشنگتنپست نیز گزارش داده بود که تصمیم هگست بدون اطلاع قبلی دریسکول گرفته شده است.
البته برکناری جورج تنها مورد نبود. طی ماههای گذشته تعدادی از فرماندهان ارشد ارتش یا کنار گذاشته شدند یا مسیر ارتقای آنها متوقف شد. بهعنوان مثال ژنرال کریستوفر دوناهیو فرمانده نیروهای زمینی آمریکا در اروپا و آفریقا نیز در ماه ژوئن بهطور غیرمنتظره از سمت خود کنار رفت. نیویورکتایمز گزارش داده که حذف یا کنارگذاشتن چند فرمانده باتجربه نگرانیهایی را درباره خلأ در فرماندهی ارتش ایجاد کرده است.
نبرد بر سر ارتش آینده آمریکا
با این حال اختلاف دریسکول و هگست فقط بر سر افراد نبوده و بخش مهمتری از ماجرا بهاین مربوط میشود که ارتش آمریکا در سالهای آینده باید چگونه تغییر کند؟
دریسکول یکی از طرفداران جدی اصلاح نظام خرید تسلیحات است. او معتقد بود ارتش برای خرید یک سامانه جدید نباید سالها درگیر قراردادهای پیچیده با چند شرکت بزرگ دفاعی باشد. تجربه جنگ اوکراین نیز نشان داده بود که پهپادهای ارزان، سامانههای بدون سرنشین و فناوریهای تجاری میتوانند در میدان جنگ نقش بسیار مهمی داشته باشند. بههمین دلیل دریسکول تلاش داشت خرید تسلیحات سریعتر شود و شرکتهای کوچک فناوری نیز امکان بیشتری برای ورود بهبازار بزرگ نظامی آمریکا پیدا کنند. او حتی در ماه ژوئن در نمایشگاه دفاعی پاریس از ایجاد سازوکاری برای خرید سریعتر سامانههای مقابله با پهپاد حمایت کرد و گفت ارتش باید بتواند فناوریهایی را که در میدان جنگ موثرند سریعتر شناسایی و خریداری کند. در همین راستا برنامههایی برای گسترش پهپادها، سامانههای خودکار و ارتباط مستقیمتر میان نیروهای عملیاتی و شرکتهای فناوری دنبال میشد اما گزارشهای جدید نشان میدهد بخشی از این برنامهها یا متوقف شده یا با مانع روبهرو شدند. آکسیوس گزارش داده یکی از دو دلیل اصلی استعفای دریسکول همین احساس بود که برنامههای او برای نوسازی ارتش درحال متوقفشدن است. دلیل دیگر نیز آشفتگی ناشی از برکناری فرماندهان ارشد توسط هگست عنوان شده است.
نکتهای که در این میان اهمیت دارد این است که دریسکول چندروز پیش از استعفا مستقیما با ترامپ درباره وضعیت ارتش صحبت کرده بود. برخی گزارشها میگویند او نگرانیهای خود درباره شرایط موجود را با وی مطرح کرده و سپس استعفا داده است. بنابراین خروج او را نمیتوان صرفا یک تصمیم شخصی دانست.
پنتاگون زیر سایه هگست
برای درک اهمیت این اتفاق باید وضعیت کلی پنتاگون از زمان حضور پیت هگست را نیز در نظر گرفت. وزارت جنگ آمریکا طی حدود یکسالونیم گذشته بارها با تغییرات ناگهانی تحقیقات درباره نشت اطلاعات و اختلافات داخلی روبهرو شده است.
در سال۲۰۲۵ چند تن از نزدیکترین دستیاران هگست در جریان تحقیقات مربوط بهافشای اطلاعات از پنتاگون کنار گذاشته شدند و رییس دفتر او نیز استعفا کرد. گاردین در آن زمان از اختلافات شدید میان کارکنان دفتر وزیر دفاع و فضای بیاعتمادی در اطراف هگست خبر داده بود.
ازسوی دیگر هگست از ابتدای حضورش نشان داده که قصد دارد کنترل بیشتری بر فرماندهان نظامی داشته باشد. طرفداران او معتقدند این کار بخشی از تلاش دولت ترامپ برای مقابله با ساختار بوروکراتیک پنتاگون و افزایش پاسخگویی فرماندهان بهدولت بوده اما منتقدان میگویند حجم بالای برکناریها ممکن است معیار وفاداری سیاسی را جایگزین تجربه و تخصص نظامی کند.
در چنین شرایطی این نگرانی اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده زیرا خروج دریسکول همزمان با برکناری ژنرال رندی جورج باعث شده ارتش آمریکا در رأس ساختار خود با کمبود مقامهای تاییدشده توسط سنا روبهرو شود. آنهم در دورهای که نیروهای ارتش آمریکا در خاورمیانه درگیر هستند و ساختار نظامی این کشور در اروپا نیز همچنان نقش مهمی در حمایت از اوکراین ایفا میکند.
استعفایی فراتر از یک اختلاف شخصی
درنتیجه پرسش اصلی این است که استعفای دن دریسکول چه معنایی برای پنتاگون دارد؟ برای پاسخ بهاین سوال میتوان گفت اهمیت ماجرا بیش از هر چیز در این است که دریسکول خود یکی از چهرههای نزدیک بهدولت ترامپ بود. او نه یک مقام باقیمانده از دولت قبلی بود و نه یک فرمانده مخالف سیاستهای ترامپ است بلکه توسط خود ترامپ منصوب شده بود، با جیدی ونس رابطه نزدیکی داشت و بر افزایش آمادگی و قدرت رزمی ارتش تاکید میکرد. حتی در مقطعی از او بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی جانشینی هگست یاد شده بود.
بنابراین اختلاف او با وزیر جنگ نشان میدهد شکاف موجود الزاما میان دولت ترامپ و مخالفان آن نیست بلکه در درون خود تیم امنیتی دولت نیز بر سر نحوه اداره ارتش اختلاف وجود دارد. زیرا از یک طرف هگست بهدنبال ایجاد تغییرات سریع در فرماندهی، حذف چهرههایی که با سیاستهای او هماهنگ نیستند و افزایش کنترل سیاسی بر ساختار وزارت دفاع است. از طرف دیگر دریسکول نماینده جریانی بود که تغییر ارتش را بیشتر از مسیر فناوری، اصلاح خرید تسلیحات، پهپادها و تغییر ساختار عملیاتی دنبال میکرد. درواقع هردو طرف خواهان تغییر ارتش بودند اما درباره شیوه انجام آن اختلاف داشتند.
بنابراین همین مساله استعفای دریسکول را مهم میکند. اگر خروج او با ادامه برکناری فرماندهان ارشد همراه شود پیت هگست کنترل بیشتری بر ساختار پنتاگون پیدا خواهد کرد اما همزمان این احتمال نیز وجود دارد که ارتش آمریکا بخشی از مدیران و فرماندهان باتجربه خود را در دورهای از دست بدهد که همزمان در چند جبهه با فشار نظامی روبهرو است.
درنتیجه استعفای وزیر ارتش آمریکا بیش از آنکه پایان یک اختلاف شخصی میان دو مقام باشد نشانه جدالی درباره مسیر آینده نیروهای مسلح این کشور است؛ جدالی میان سرعت تغییر، وفاداری سیاسی، تجربه نظامی و نیاز بهنوسازی ارتشی که باید خود را برای جنگهای متفاوت قرن بیستویکم آماده کند. اینکه در نهایت کدام نگاه در پنتاگون دست بالا را پیدا کند تنها سرنوشت چند فرمانده را تعیین نخواهد کرد بلکه میتواند بر شیوه آمادهسازی ارتش آمریکا برای جنگهای آینده نیز اثر بگذارد.
