جدایی از درد دولتداری
جهان صنعت – اینبار هم به فاصله تنها چند ساعت مانده به غروب یا به بیان دقیقتر، پایان ساعت کار روزنامهها و شیفت اصلی فعالیت خبرگزاریها و پایگاههای خبری-تحلیلی، خبر «استعفای مسعود پزشکیان» روی خروجی ایراناینترنشنال(شبکه معاند فارسیزبان) رفت. البته که ممکن است اینبار هم همچون چند نوبت پیشین، خبری به اهمیت کنارهگیری بالاترین مقام اجرایی مملکت، صرفا به این دلیل، با این فاصله زمانی اندک پیش از غروب منتشر شده که منبع انتشار خبر، مدعی است که خبرنگارانش، این خبر را از «یک مقام آگاه در ایران» دریافت کردهاند و آن «مقام آگاه» نیز «به شرط ناشناس ماندن»، حاضر شده خبری چنین مهم را در اختیار این رسانه معاند قرار دهد تا مبادا دیرکرد در انتشار خبر باعث شود دری به تختهای بخورد و رییسجمهور مملکت، تصمیمش مبنیبر پایان دادن به دوران ریاستجمهوری خود را تغییر دهد و روز بعد – انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته- صبح علیالطلوع وارد کاخ پاستور شود و برود پشت میزش بنشیند و کارِ اداره قوه مجریه مملکت و به قول گفتنی، رتق و فتق امور را از سر بگیرد.
شایعه کنارهگیری رییسجمهور با مخلفات اضافی
خبری که وبسایت ایراناینترنشنال(شبکه معاند فارسیزبان) حوالی غروب یکشنبه روی خروجی خود فرستاد و پس از آنهم، تقریبا تمامی برنامههای تحلیلی تلویزیونی خود را به تحلیل و بررسی آن اختصاص داد، البته حائز نکاتی دیگری هم بود. البته وقتی اصل خبر از «کنارهگیری رییسجمهور مملکت» حکایت دارد، احتمالا دشوار بتوان نکات دیگری را در سطور و بینسطور آن یافت که به لحاظ ارزش خبری، همسنگ تیتر اصلی باشد. در این مورد اما اتفاقا چنین بود چراکه این شبکه معاند فارسیزبان نهتنها به نقل از آن «یک منبع آگاه» مطلع شده بود که «پزشکیان استعفا کرده» بلکه در عین حال دریافته بود که رییسجمهور بهزعم این رسانه معاند «مستعفیِ جمهوری اسلامی»، برای عملی کردن این تصمیم، دست به کار نیز شده و ازجمله، چند خطی خطاب به رهبری نوشته و با ارسال این «نامه رسمی به دفتر رهبر جمهوری اسلامی»، رسما اعلام استعفا کرده است. این رسانه مستقر فارسیزبان خارج از کشور حتی از این هم فراتر رفت و باز به نقل از همان «یک مقام آگاه در ایران» اعلام کرد که «پزشکیان در این نامه که طی ساعات گذشته ارسال شده، با لحنی کمسابقه و انتقادی هشدار داده است که ساختار اداره کشور در عمل از مسیرهای رسمی خارج شده و بخشهای اصلی حاکمیت تحت کنترل کامل طیفی خاص از فرماندهان سپاه پاسداران قرار گرفته است.» این رسانه معاندفارسیزبان البته در گزارش خود به هیچ عنوان ادعا نکرده که از هر آنچه بیرون از کاخ ریاستجمهوری میگذرد نیز مطلع و صرفا تاکید دارد که به اصطلاح از سیر تا پیاز هر آنچه به پزشکیان و دفتر کارش مربوط باشد، باخبر است. به همین دلیل هم در حالی گزارش خود را طوری روایت کرده که اگر کسی نداند، خیال میکند خبرنگاران این رسانه مستقر در لندن و واشنگتن، بهطور زنده و مشخصا از مرکز اتاق ریاستجمهور واقع در کاخ پاستور گزارش میدهند اما همین که نوبت به جزئیات بیرون دفتر پزشکیان میرسد، اوضاع تغییر میکند و احتمالا به همین دلیل هم گزارشی با این میزان جزئیات را که احتمالا خبرنگاران ایرنا و ایسنا هم به آنها دسترسی ندارند، اینطور ادامه داده و نوشته است: «هنوز روشن نیست که رهبر جمهوری اسلامی با استعفای رییس دولت موافقت خواهد کرد یا خیر اما محتوای نامه از شکافی عمیق و بیسابقه در بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی حکایت دارد.» این رسانه فارسیزبان خارج از کشور که انگار دلش نیامده موضوع را ناگهان رها کند، گزارش را ادامه داده و بار دیگر با طرح ادعاهایی درباره محتوای نامه استعفای پزشکیان خطاب به رهبری نوشته: «پزشکیان در این نامه تاکید کرده که رییسجمهور و حکومت در عمل از روند تصمیمگیریهای کلان و حیاتی کشور کنار گذاشته شدهاند و خل ناشی از این وضعیت، زمینه را برای در دست گرفتن امور ازسوی «جریانهای افراطی» در سپاه پاسداران فراهم کرده است.» ایراناینترنشنال حتی از این هم فراتر رفته و مینویسد: «مسعود پزشکیان همچنین تصریح کرده است که در چنین شرایطی امکان اداره حکومت و انجام مسوولیتهای قانونی خود را ندارد و به همین دلیل خواستار کنارهگیری فوری شده است.»
این رسانه فارسیزبان خارج از کشور که در ادامه در چند بند، برخی از آن بهاصطلاح تحلیلهای کلیشهای خود درباره «کشمکشی مستمری» را که «طی ماههای گذشته، میان حکومت و نهادهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی جریان داشته»، تکرار کرده و در همین راستا آورده «سپاه پاسداران بهتدریج بسیاری از اختیارات نهاد ریاستجمهوری را محدود کرده و در عمل کنترل بخشهای کلیدی حکومت را در دست گرفته است.» شرایط و وضعیتی که بهباور این رسانه فارسیزبان خارج از کشور، باعث شده «حکومت پزشکیان – احتمالا منظور دولت پزشکیان است- در بنبستی سیاسی و اجرایی گرفتار شود؛ بنبستی که نه امکان پیشبرد مذاکرات دیپلماتیک را فراهم میکند و نه اجازه تکمیل و اعمال تغییرات مورد نظر در ساختار کابینه را میدهد.» این رسانه معاند فارسیزبان همچنین یکی از شایعات چندی پیش خود را که در هفتههای آغازین جنگ روی خروجی فرستاد و بر آن اساس مدعی «بروز اختلافهای جدی میان مسعود پزشکیان رییسجمهور و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران» شد، تکرار کرده، بار دیگر به همان «منابع آگاه» خود استناد و مدعی است که این منابع آگاه، «نحوه مدیریت جنگ و پیامدهای مخرب آن بر معیشت مردم و اقتصاد ایران» را ریشه این اختلافها خواندهاند. این شبکه معاند فارسیزبان همچنین با طرح این ادعا که «گزارشهایی هم درباره نارضایتی پزشکیان از قرار گرفتن در یک «بنبست کامل سیاسی» و اینکه حتی اختیار انتصاب مقامهای کشتهشده حکومت در جریان جنگ نیز از او سلب شده است، منتشر شده»، مینویسد: «احمد وحیدی بهصراحت اعلام کرده که به دلیل شرایط بحرانی جنگ، تمامی پستهای کلیدی و حساس مدیریتی باید تا اطلاع ثانوی بهطور مستقیم از سوی سپاه پاسداران انتخاب و اداره شوند.»
لشکرکشی توئیتری دولت علیه رپورتاژ شبانه
اگرچه زمانبندی این رسانه معاند بهنسبت دقیق بود و در نتیجه باعث شد امکان واکنش بهموقع روزنامهها و نشریاتِ جریان اصلی که در زمان انتشار خبر این رسانه فارسیزبان خارج از کشور، عمدتا زیر چاپ بودند، از آنان سلب شد اما به هر حال وقتی در عصر شبکههای اجتماعی زندگی و کار میکنید، باید بدانید که این ترفندها چندان کارساز نخواهند بود. به همین دلیل هم هنوز ساعتی از غروب یکشنبه نگذشته بود که ابتدا چند چهره شاخص در شورای اطلاعرسانی دولت از طریق حسابهای کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس(توئیتر) ادعای ایراناینترنشنال را تکذیب کردند و متعاقبا نیز خبرگزاریها و پایگاههای خبری-تحلیلی که همچون روزنامهها و نشریات مکتوب، دغدغه چاپ و چاپخانه ندارند، ضمن بازنشر متن توئیتهای اعضای تیم رسانهای دولت، با استناد به پیگیریهای خبرنگاران خود نیز این شایعه را رد کردند. تا جایی که ظرف ساعتی، الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاعرسانی دولت، فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت، سیدمهدی طباطبایی معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر ریاستجمهوری، روزبه کردونی، مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و حتی شخص مسعود پزشکیان بهعنوان رییسجمهور نیز در موضعگیریهای جداگانه، مستقیم و غیرمستقیم به آنچه
این شبکه معاند فارسیزبان مدعی شده بود، واکنش نشان دادند؛ البته طبیعتا با این تفاوت که اعضای رسمی تیم رسانهای دولت همچون حضرتی و مهاجرانی، صریحا آنچه را که درخصوص «استعفای پزشکیان» مطرح شده بود، رد کردند و پزشکیان با نگاهی عمومیتر و پرهیز از تمرکز صرف، بر یک شایعه رسانهای، از اهمیت شفافسازی و همکاری سخن گفت.
اما الیاس حضرتی که ازجمله نخستین چهرهها و اعضای تیم رسانهای دولت بود که در رد این شایعه اعلام موضع کرد، در همان ابتدای این واکنش توئیتری، به این مهم اشاره کرد که آنچه حوالی غروب یکشنبه این هفته رقم خورد، به هیچ عنوان اتفاق تازهای نیست و «برای چندمین بار در ماههای اخیر، برخی رسانههای خارجی و شبکههای همسو با آنها شایعه استعفای رییسجمهور را مطرح کردهاند»؛ شایعهای که بهباور حضرتی، «هیچ نسبتی با واقعیت ندارد و پیش از این نیز بارها تکذیب شده است.» حضرتی که تاکید کرده «رییسجمهور پزشکیان با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور و خدمت به مردم است»، در عین حال نسبتبه اهداف احتمالی این دست اقدامها هشدار داده و نوشته است: «طراحان این اخبار بیش از آنکه درپی اطلاعرسانی باشند، در آرزوی ایجاد ناامیدی، اختلاف و شکاف در انسجام ملی هستند که البته ناکام خواهند ماند.»
همزمان در حالی که روزبه کردونی، مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در یادداشتی که توسط پایگاه اطلاعرسانی دولت منتشر شد، از زاویهای دیگر به تکذیب این شایعه پرداخت و درعینحال سعی کرد با اشاره به برخی ویژگیهای شخصیتی و حرفهای پزشکیان بهعنوان سیاستمداری که قریب به دو دهه در مجلس حضور داشته، پیشتر در قامت وزیر بهداشت دولت اصلاحات از نزدیک با سیدمحمد خاتمی کار کرده و این دو سال گذشته هم که همزمان با یکی از دشوارترین دوران تاریخ معاصر ایران، سکان اداره امور اجرایی مملکت را برعهده داشته و دارد اما دستکم در ظاهر سعی کرده خود را فردی «خستگیناپذیر» و «سختکوش» و تا حد امکان «صادق در گفتار و رفتار» نشان دهد، استدلال کند که «نسبت دادن کنارهگیری، فرار از مسوولیت یا معامله سیاسی با موقعیت ملی کشور، با شناختهشدهترین وجه شخصیت او همخوانی ندارد.» نکتهای که الیاس حضرتی نیز در یکی از دیگر اظهارنظرهایش در این رابطه به آن اشاره کرده و مشخصا از پزشکیان بهعنوان رییسجمهور یاد کرده که بهباور او، «نمادی از صداقت و صراحت» است.
از دیگرسو، فاطمه مهاجرانی که بهعنوان سخنگوی دولت انتظار میرفت زودتر از دیگران در این رابطه اظهارنظر و اعلام موضع کند، سرانجام صبح دیروز در یادداشتی مختصر که در نخستین دقایق بامداد دوشنبه جهت انتشار در اختیار ایرنا قرار داد، ابتدا به برگزاری نشست عصر یکشبه هیات دولت به ریاست مسعود پزشکیان، اشاره کرده تا با رویکردی مستند و تاکید بر اینکه رییسجمهور دقیقا در لحظاتی که شایعه استعفایش روی خروجی یک رسانه فارسیزبان خارج از کشور رفته، در کاخ ریاستجمهوری و دفتر کارش، اداره نشست هیات دولت را برعهده داشته است. مهاجرانی البته در ادامه دیگر چندان تلاشی برای پافشاری بر آن رویکرد اقناعی و استدلالی نکرد و بیشتر سعی کرد با نیش و کنایه، ادعاهای مطرحشده را به سخره بگیرد. او با طرح این ادعا که «برخی ترجیح میدهند آنچه را آرزو دارند، بهجای آنچه واقعیت دارد، منتشر کنند»، سعی کرد «واقعیت کشور در میدان عمل» را بیمشکل و به تعبیری گل و بلبل جلوه دهد و در ادامه حتی از این نیز فراتر رفت و تلویحا مدعی شد که اساسا علت انتشار چنین شایعاتی، «تقویت انسجام ملی» و بهتعبیری عصبانیت رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، از اوضاع امیدبخشی است که بر کشور حاکم شده است. او با رویکردی حتی شعاریتر از آنچه پیشتر به زبان آورده بود، گفت: «مردم ایران بهخوبی میدانند که مسیر خدمت و مسوولیتپذیری با شایعه و فضاسازی متوقف نمیشود.»
دردهای درمانناپذیر یک دولت تنها
طنز تلخی که کار دولت پزشکیان را حتی از آنچه هست، دشوارتر کرده، این است که کار دولت او، درست در شرایطی که اسیر بعضی از دردناکترین دردهاست، جدا، جدا شده و اگر نگوییم در آستانه اضمحلال و فروپاشی است، باید اذعان کنیم که فرسنگها با «وفاق» و «انسجامی» که شعارش را میدادند، فاصله دارد. جالب آنکه پزشکیان در بخشی از تکذیبیه غیرمستقیم خود به شایعه اخیر ایراناینترنشنال(شبکه معاند فارسیزبان) تاکید کرد «رویارویی با چالشهای بزرگ بدون تحمل سختیها شدنی نیست» و از آنجا که «عبور از این مسیر پر فراز و نشیب، تنها با آگاهی و همکاری عمومی ممکن است» بنابراین «باید واقعیتهای موجود را برای مردم تبیین کنیم تا همه بخشهای جامعه در حل مشکلات مشارکت داشته باشند!» او این پیام مختصر و غیرمستقیم توئیتری را با سطری ماندگار، از تصنیفی حماسی به پایان برد؛ «کاین درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمیشود!» سطری زیبا از شعری از «برزین آذرمهر» که البته اهالی فرهنگ و موسیقی بر این باورند که این نام نهچندان آشنای فرهنگ و ادب و موسقی ایرانی، در واقع نام مستعار مرحوم پرویز مشکاتیان است که نه فقط سازنده این قطعه ملی بلکه درواقع شاعر متن آن نیز بود؛ تصنیفی که ازقضا بخشی به این دلیل اینچنین در یاد و خاطر ما ایرانیان نقش بسته که وقتی چشمانمان را میبندیم و آن را پشت چشمانمان مرور میکنیم، خواسته یا ناخواسته، صدای مرحوم محمدرضا شجریان را میشنویم که به آن صوت داوودی میگوید: «همراه شو عزیز، همراه شو عزیز! تنها نمان به در؛ کاین درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمیشود!»
جهان صنعت استعفاهای برخی مقامهای دولتی را در یکی، دوسال گذشته بررسی کرد:
پشتپرده کنارهگیری گاه و بیگاه این و آن
«جهانصنعت»- بگذارید اگر فرض کنیم که آنچه فاطمه مهاجرانی در رد شایعه استعفای پزشکیان به زبان آورده، دستکم روایتی بهنسبت دقیق از واقعیت باشد و به این اعتبار، اساسا آنچه باعث شده هر از گاه، خبری درخصوص شایعه این یا آن مقام ارشد حاکمیتی مخابره میشود، نه لزوما به دلیل دشواریها و فشارهایی که دستکم در مواردی، شواهدش را نیز بهروشنی دیدهایم بلکه مشخصا ناشی از عصبانیت رسانههای فارسیزبان خارج از کشور باشد و سرخوردگی آنان از اینکه بهرغم تمامی مشکلاتی که در این مملکت داریم، این انسجام است که حاکم است و مشکلی هم دستکم آنقدر که کسی را بیازارد، در کار نیست. مشکل چنین ادعا و روایتی این است که احتمالا اگر خود فاطمه مهاجرانی هم بهواقع در مقام شنونده، به آنچه هفتهای چند نوبت، در نشستها و اظهارنظرهای مطبوعاتی خود مطرح میکند، گوش فرا دهد، بعید است چند روز بیشتر دوام و شنیدن روایتهایی اینچنین یکسویه را تاب بیاورد.
در واقع درست است که به هر حال ممکن است تکرار شایعات کنارهگیری و استعفای پزشکیان، با اهداف خاص سیاسی-رسانهای منتشر شده باشد و در نتیجه هیچ بعید نیست در ادامه، باز شاهد انتشار چنین اخباری باشیم. اما آیا به صرف اینکه پزشکیان بهواقع استعفا نداده، میتوان نتیجه گرفت که او هیچ مشکلی ندارد و در هر آنچه در مقام رییسجمهور اراده میکند، قادر است؟! این را البته صرفا به این دلیل نمیگوییم که شایعه استعفای پزشکیان، از همین ابتدای سال جاری تاکنون، دستکم دو نوبت بهطور جدی مطرح شده و پیش از آن هم، چه در طول سال۱۴۰۴ و چه در آن چند ماهی که از مردادماه تا پایان۱۴۰۳ رییسجمهور بود، چند بار دیگر اخبار یا اصلا همان شایعاتی در این باره مخابره شده بود. به هر حال هنوز نه از دومین روز فروردینماه ۱۴۰۵ یعنی آخرین بار که پیش از دفعه اخیر، اخباری درخصوص کنارهگیری پزشکیان مخابره شد، زمان زیادی گذشته و نه البته از نیمه اسفندماه۱۴۰۴ چندان فاصله گرفتهایم و از یاد بردهایم آنچه را که در آن مقطع، صرفا بهخاطر یک پیام ویدئویی ساده و صلحطلبانه، بر سر رییسجمهور مملکت آمد. زمانی که پزشکیان با انتشار آن پیام ویدئویی در هفتههای آغازین جنگ، سران کشورهای مسلمان و همسایهای را که در هفتههای پیش و البته پس از آن، هدف حملات موشکی و پهپادی نیروی مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفتند، خطاب قرار داد و سعی کرد با ایفای نقشی دیپلماتیک و مسوولیتی که بهعنوان رییسجمهور ایران برعهده دارد، از همسایگان پوزشخواهی کند تا مگر روند جنگی که در همان زمان هم عملا به یک جنگ تمامعیار منطقهای علیه ما تبدیل شده بود را به سودمان تغییر دهد. نتیجه اما چه بود؟! طبیعتا وقتی اصل ماجرا را از یاد نبردهایم، نتایج تلخی را که دستکم برخی ناظران، از آن بهعنوان توهین به جمهور ملت یاد کردند، به یاد داریم و یک چنین حقیقت تلخی را هم بهتر که بازگو نکنیم.
هرچند در این مدت حوادثی بهمراتب تلختر را نیز از سر گذراندهایم؛ حوادث و تحولاتی که باعث شده حتی نتوانیم هجمههای ماههای گذشته علیه دولت و شخص رییسجمهور را صرفا به یک دفاع جناحی تقلیل دهیم. چه آنکه درست در همین مدت یعنی در همان هفتهها و ماههایی که بیتردید از دشوارترین دوران تاریخ معاصر این سرزمین است و ایران و ایرانی، عملا درگیر جنگی تمامعیار شدهاند، حتی چهرههایی با سابقه نظامیگری و اصولگرایی همچون محمدباقر قالیباف هم از گزند این دست حملات مصون نماندند. تا جایی که در واپسین روزهای اردیبهشتماه امسال یعنی حدود دو هفته پس از فروکش کردن آخرین شایعات کنارهگیری پزشکیان تا آن زمان، این بار خبر آمد که قالیباف نیز در واکنش فشارهای دلواپسان و هجمههایی که مخالفان هرگونه توافق و مذاکره به او وارد آوردهاند، به فکر استعفا افتاده و به این نتیجه رسیده که ریاست هیات مذاکرهکنندگان ایران را به همانهایی واگذار کند که خیال میکنند مذاکره یعنی اینکه بروی، جلوی دیپلمات آمریکایی بنشینی، پایت را بیندازی روی صندلی مقابلت، یک بیانیه سیاسی را احتمالا به فارسی، روخوانی کنی و برگردی به هتل و بعد هم که به تهران بازگشتی، بروی شعارهایی سر بدهی که هنوز از دهانت خارج نشده، نرخ دلار را به لرزه درمیآورند.
اخبار استعفاها اما نهتنها به ایام چندماهه اخیر و جنگی که هماکنون نیز بهنحوی در جریان است، محدود نیست بلکه حتی به روسای قوای سهگانه نیز محدود نیست. چنانکه نیمه دیما ۱۴۰۴، هنوز اعتراضات به آن روزهای خونین و تلخ نرسیده، رسانهها اعلام کردند که محمدرضا عارف، معاون اول رییسجمهور نیز از ادامه حضور در دولت استعفا کرده و البته نتوانسته موافقت پزشکیان را جلب کند. هرچند در ادامه حضرتی اعلام کرد که اساسا قرار هم بر استعفا نبوده که این توضیح، فارغ از موارد مشابه، باتوجه به شناختی که از پیشینه و مرام سیاسی عارف داریم، احتمالا چندان هم دور از واقع نبوده است.
با این حال پیش از آن هم، کم شاهد استعفا و کنارهگیری نبودیم؛ تا جایی که در یکی از مهمترین نمونهها، فیاض زاهد، روزنامهنگار اصلاحطلب و محمد مهاجری، روزنامهنگار اصولگرایی که بهعنوان دو چهره خوشفکر شورای اطلاعرسانی دولت، همکاری نزدیکی نیز با یکدیگر داشتند، در یکی از همان روزهای آغازین اعتراضات دیماه۱۴۰۴ از ادامه حضور در این شورای کنارهگیری کرده و جالبتر آنکه هر دو نیز صراحتا اعلام کردند که به این دلیل به این همکاری با دولت پایان دادهاند که بهقول مهاجری «نمیخواستند مالهکش دولت باشند» و به گفته زاهد نیز تصور نمیکردند عضویتشان در شورای اطلاعرسانی دولت، مانع از آن خواهد شد که «اختیار و استقلال» خود را در «بیان نظراتشان» از دست بدهند! کمتر از یک هفته پیش از استعفای فیاض زاهد و محمد مهاجری یکی از دیگر چهرههای خوشفکر دولت پزشکیان نیز از این دولت استعفا کرد؛ مهدی سنایی که با روی کار آمدن پزشکیان بهعنوان معاون سیاسی ریاستجمهوری، کارش را در دفتر پزشکیان آغاز کرد و پیش از انتخابات نیز وقتی ظریف در مناظرههای دیپلماسی، دست راست پزشکیان مینشست، سنایی از سمت چپ، اوضاع را مدیریت میکرد. اما وقتی نیمه اسفندماه۱۴۰۳، پزشکیان در مقابل فشار تندروهای مجلس، ظریف را تنها گذاشت و در نتیجه، دست راستش را ناگزیر به استعفا کرد، طبیعی بود که مهدی سنایی بهعنوان دست چپ رییسجمهور در امور سیاسی و دیپلماسی نیز دیر یا زود، باید دولت و رییس دولت را تنها بگذارد و به راه خویش برود.
