توهین بهجای سیاستورزی
جلال جلالی زاده، نماینده پیشین مجلس
چندصباحی است که توهین و ناسزاگویی در فضای سیاسی کشور چنان رواج یافته که این رویکرد عملا جای سیاستورزی و کنشگری معقول سیاسی را گرفته تا جایی که این رویه و رویکرد که طبیعتا باتوجه به اهمیت مسائل سیاسی و ارتباط رسانه به حوزه سیاست، در رسانهها نیز بازتاب دارد، به برخی از دیگر شوون جامعه و فرهنگ نیز تسری یافته است. در همین چندوقت اخیر هم شاهد موج گسترده توهینهایی بودیم که علیه دوتن از روسای جمهور پیشین کشور به راه افتاد و جریان اقلیت تندرو اما پرسروصدا آقایان خاتمی و روحانی را صرفا به اینخاطر که دیدگاهشان را درباره پایاندادن به جنگ مطرح کرده بودند، بهشدت مورد هجمه قرار داد همچنین شاهد اتفاقی مشابه در فضای ورزش و فوتبال بودیم و اینکه در همین 24ساعت گذشته، این رویه را در فضای مجلس دیدیم.
نکته حائزاهمیت و در عینحال تاسفبار درخصوص ماجرای اخیر، این است که آن نماینده مجلسی که این غائله را کلید زده و در یک موضعگیری عمومی، صراحتا به تمامی نمایندگان اهانت کرده، فردی ملبس به لباس روحانیت هستند. اتفاقی که از این هم تاسفبرانگیزتر است، این بوده که بعضی از نمایندگانی که ظاهرا در نقد این رویکرد اظهارنظر کردهاند، خود با ادبیاتی بهمراتب تند و تیزتر موضعگیری نمودهاند آنهم در حالی که نمایندگان مجلس باید عصاره فضایل ملت باشند اما با این رفتار و گفتار باعث میشود که جامعه بیشتر بهسمت بیاخلاقی و بداخلاقی کشیده شود. این رویکرد همچنین به این دلیل که موجب بدنامی کلیت نظام و مسوولان میشود، محل تاسف و نگرانی است.
نکته حائزاهمیت و مرز ظریفی که در این بحث وجود دارد، تفاوتی است که میان نقد و اعتراض با توهین و ناسزاگویی وجود دارد. البته تفاوت این دو بسیار آشکار است اما گاهی انتقاد از تندروی و توهین کردن، با این بهانه که همگان حق نقد و اعتراض دارند، توجیه میشود. حال آنکه طبیعتا نقد و اعتراض حق مسلم همگان است اما اینکه بخواهیم از یک تریبون عمومی که قرار است محل بیان مشکلات مردم باشد، برای حمله به رقبای سیاسی خود استفاده کنیم، ارتباطی به نقد و اعتراض ندارد همچنین به نظر میرسد یکی از ریشههای شکلگیری این اوضاع، نوع گفتار و رفتار برخی بزرگان است، به بیان دقیقتر، وقتی برخی واعظان، سخنان خود را با لعن و نفرین آغاز میکنند، این رویه بهسادگی به دیگر حوزهها هم تسری مییابد و خیلی زود میبینیم که این رفتار در دیگر حوزهها هم دیده میشود همچنین به نظر میرسد این ادبیات پرخاشجو و موهن از سوی نمایندگان با اهداف و اغراض خاص سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد. نمایندگانی که بهجای اینکه به فکر حل مشکلات معیشتی و اقتصادی در اوج این جنگ خانمانسوز باشند، بهدنبال تصویب طرحهایی هستند که صرفا جامعه را بهسمت انسداد و بنبست پیش میبرد. نمایندگانی که در این اوضاع ناگوار اقتصادی و معیشتی تلاش میکنند با جبههبندیهای سیاسی جدید، مردم را مشغول این دعواهای جناحی کنند تا افکار عمومی از توجه به مسائل اصلی منحرف شود.

