تداوم توسعه پتروشیمی در سایه تحریم و جنگ

علی پوریا– گاهی برای فهم اهمیت یک صنعت، کافی است تصور کنیم اگر برای مدتی از کار بیفتد چه اتفاقی میافتد. پتروشیمی از همین جنس صنایع است. محصولی که در یک مجتمع تولید میشود، ممکن است چند روز بعد، سر از یک کارخانه پلاستیک، دارو، شوینده، لاستیک، بستهبندی یا دهها صنعت دیگر درآورد. در سوی دیگر، بخشی از همین محصولات راهی بازارهای خارجی میشود و ارز حاصل از آن به اقتصاد کشور بازمیگردد. بههمیندلیل، پتروشیمی برای ایران فقط یک صنعت بزرگ نیست؛ یکی از حلقههای اصلی زنجیره تولید و درآمد کشور است.
این اهمیت زمانی بیشتر دیده میشود که عملکرد آن را در دوسال گذشته بررسی کنیم؛ دوسالی که فضای فعالیت اقتصادی عادی نبود. تحریم همچنان محدودیتهای خود را داشت، دسترسی به منابع مالی و فناوری آسان نبود، ناترازی گاز و برق بر تولید سایه انداخته بود و جنگ نیز ریسکهای تازهای را به زیرساختهای انرژی تحمیل کرد. در چنین شرایطی، انتظار برای رشد صنعت شاید در نگاه اول خوشبینانه به نظر برسد. با این حال، آنچه در عمل اتفاق افتاد توقف توسعه نبود.
تا پایان سال۱۴۰۴، ظرفیت نصبشده پتروشیمی کشور از ۱۰۰میلیونتن در سال عبور کرد. تنها در همان سال، هشتطرح جدید وارد مدار شد. این ارقام بهتنهایی البته نباید معیار موفقیت تلقی شوند. در صنعت پتروشیمی، میان «ساختن ظرفیت» و «خلقارزش» فاصله وجود دارد. یک مجتمع زمانی برای اقتصاد اهمیت واقعی پیدا میکند که خوراک بگیرد، تولید کند، محصولش را بفروشد و در نهایت درآمد ایجاد کند. از این منظر، ارقام تولید و فروش اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در سال۱۴۰۴، ارزش محصولات نهایی قابلفروش صنعت به حدود ۲/۱۱میلیارددلار رسید. حدود ۱/۹میلیارددلار از این رقم از محل صادرات و نزدیک به ۱/۲میلیارددلار از بازار داخلی به دست آمد. همین اعداد تصویری روشنتر از جایگاه امروز پتروشیمی ارائه میکنند. صنعتی که در شرایط محدودیت صادرات و فشار بر منابع ارزی، همچنان توانسته بخش قابلتوجهی از درآمد خود را از بازارهای خارجی به دست آورد و همزمان نیاز بخشی از صنایع داخلی را تامین کند. شاید بخش کمتر دیدهشده ماجرا، تلاش برای حفظ همین جریان تولید در شرایط ناترازی انرژی باشد. مجتمع پتروشیمی بدون گاز و برق پایدار عملا نمیتواند با ظرفیت طراحیشده فعالیت کند. محدودیت انرژی میتواند یک زنجیره تولید را ازحرکت بیندازد و توقف یک واحد نیز گاهی فقط بهمعنای ازدسترفتن تولید همان واحد نیست؛ اثر آن میتواند به تامین خوراک واحدهای پاییندست، صادرات و درآمد ارزی سرایت کند. جنگ و آسیب به برخی زیرساختهای انرژی نیز این ریسک را بیشتر کرد. با این حال، تولید در مجموع ادامه یافت و صنعت توانست از یک دوره پرریسک عبور کند. البته عبور از بحران نباید این تصور را ایجاد کند که مشکلات حل شدهاند. اتفاقا تجربه دوسال گذشته نشان داد که یکی از جدیترین محدودیتهای پیشروی توسعه پتروشیمی، انرژی است. وقتی ظرفیت تولید افزایش پیدا میکند اما تامین گاز و برق متناسب با آن رشد نمیکند، بخشی از ظرفیت روی کاغذ باقی میماند بنابراین توسعه آینده این صنعت ناگزیر باید همزمان با توسعه زیرساختهای انرژی دنبال شود. مساله مهمتر، کیفیت توسعه است. عبور از مرز ۱۰۰میلیونتن ظرفیت، دستاورد قابلتوجهی است اما هدف نهایی نباید صرفا تولید بیشتر محصولات پایه باشد. ارزش واقعی توسعه زمانی بیشتر میشود که سرمایهگذاریها بهسمت محصولات پیچیدهتر، زنجیرههای پاییندستی و کالاهایی برود که ارزشافزوده بیشتری برای اقتصاد ایران ایجاد میکنند. در غیر این صورت، ممکن است حجم تولید بالا برود اما فاصله صنعت با نقطه مطلوب ثروتآفرینی همچنان باقی بماند. آنچه دوسال گذشته نشان میدهد، در واقع داستان یک صنعت در حال کار کردن زیر فشار است؛ صنعتی که در شرایط تحریم، ناترازی انرژی و جنگ، نهتنها ظرفیتهای جدیدی به مدار آورده بلکه تلاش کرده تولید و صادرات خود را نیز حفظ کند. این تجربه ارزشمند است اما نباید نقطه پایان تلقی شود. مرحله دشوارتر از اینجا آغاز میشود که چگونه ظرفیتهای ایجادشده به تولید پایدارتر، محصولات با ارزشافزوده بیشتر و درآمد ماندگارتر تبدیل شوند. پتروشیمی برای اقتصاد ایران، دیگر یک انتخاب فرعی نیست. بخشی از آینده اقتصاد کشور به توان این صنعت برای سرمایهگذاری، نوسازی و حرکت در زنجیره ارزش وابسته است. بههمیندلیل، برخورد با آن نیز باید متناسب با همین جایگاه باشد؛ با تصمیمهای حرفهای و بلندمدت، مدیریت تخصصی و ثبات در سیاستگذاری. حاشیههای سیاسی و مدیریتی، تغییرات غیرکارشناسی و تصمیمهای کوتاهمدت اگر وارد متن مدیریت این صنعت شوند، هزینه آنها فقط متوجه یک شرکت یا یک مجتمع نخواهد بود؛ بخشی از اقتصاد کشور هزینه آن را خواهد پرداخت.
تجربه این دوسال یک پیام روشن دارد که پتروشیمی ظرفیت عبور از بحران و ادامه مسیر توسعه را دارد اما برای تبدیل این ظرفیت به ثروت پایدار، بیش از هر چیز به یک نگاه حرفهای و راهبردی نیازمند است. حفظ این صنعت و دور نگهداشتن آن از حاشیهها، در نهایت فقط دفاع از یک بخش اقتصادی نیست بلکه دفاع از یکی از معدود مسیرهایی است که میتواند منابع نفت و گاز ایران را به ارزشافزوده، ارز، اشتغال و توسعه پایدار تبدیل کند.
