تجارت زمینگیر شد!

جهان صنعت– کالا که قرار نیست خودش را بهایران برساند. باید برایش جاده پیدا شود، کشتی پیدا شده، کامیون پیدا شود، پولش جابهجا شده، ارز تخصیص بگیرد، ثبت سفارش تمدید شود و اسنادش از هزارتوی چند دستگاه اداری عبور کند. حالا اگر مسیر اصلی هم از کار بیفتد همه این دردسرها روی هم جمع میشوند.
سالها بخش بزرگی از تجارت خارجی ایران از بندر شهیدرجایی در بندرعباس عبور میکرد. این تمرکز در روزهای عادی یک مزیت بود؛ شبکه حملونقل، انبار، گمرک، ترخیصکار، بانک و واسطههای تجاری حول همین مسیر شکل گرفته بود. اختلال در مسیرهای جنوبی اما نشان داد این تمرکز تا چهاندازه میتواند شکننده باشد.
حالا ترکیه، پاکستان، چابهار و مسیرهای شمالی بهگزینههای جایگزین تبدیل شدند. مساله اینجاست که مسیر جایگزین روی نقشه خیلی سادهتر از چیزی است که در بازار اتفاق میافتد.
محمدرضا خدارحم، کارشناس بازرگانی خارجی اظهار کرد: گرفتاری تجارت خارجی از بندر شروع شده اما همانجا تمام نمیشود. وقتی مسیر کالا عوض میشود مسیر پول هم باید تغییر کند و بانک، ارز، ثبت سفارش، اسناد و گمرک نیز باید خودشان را با این تغییر هماهنگ کنند. اگر یکی از این حلقهها جا بماند کل زنجیره معطل میشود.
یکمسیر بسته شد؛ ۴مسیر هم آماده نبودند
اولین واکنش بهاختلال در مسیرهای جنوبی پیداکردن راههای دیگر بود. روی نقشه ایران انتخابهای زیادی دارد؛ مرز ترکیه در غرب، پاکستان در شرق، چابهار در جنوب شرق و مسیرهای شمالی اما تجارت با نقشه جلو نمیرود. هر مسیر باید ظرفیت حمل، گمرک، انبار، جاده و راهآهن، خدمات مالی و شبکهای از شرکتهای تجاری داشته باشد.
به گفته خدارحم مشکل همینجاست. مسیری که قرار است جایگزین شود باید بتواند بار را با سرعت و هزینهای قابل قبول تحویل دهد. اگر یک مسیر تازه با چند برابر زمان و هزینه کار کند اسمش جایگزین هست اما در عمل بخشی از مشکل را از یک نقطه بهنقطه دیگری منتقل کرده است.
در مسیر ترکیه یکماه تبدیل به ۳ماه میشود
ترکیه درمیان مسیرهای جایگزین جایگاه مهمی پیدا کرده اما این مسیر هم بیهزینه نیست. خدارحم میگوید در برخی موارد حملی که پیشتر دو تا سه هفته و درنهایت حدود یک ماه زمان میبرد حالا ممکن است دو تا سه ماه طول بکشد. سه ماه معطلماندن یک کانتینر تنها یعنی سه ماه دیرتر رسیدن کالا. سرمایه واردکننده خوابیده، برنامه تولید بههم خورده، سفارش بعدی عقب افتاده و هزینههای جانبی یکییکی روی صورتحساب نشستند.
هزینه حمل هم بالا رفته است. وقتی ناگهان حجم زیادی از بار بهیک مسیر منتقل میشود ظرفیت حمل، انبار و خدمات واسطهای همان مسیر محدود است. تقاضا بالا میرود و قیمت خدمات هم بهدنبال آن حرکت میکند. برای کالایی که حاشیه سود محدودی دارد این افزایش هزینه میتواند کل معامله را از توجیه اقتصادی خارج کند.
مساله فراتر از کامیون و کانتینر است
یکتصور رایج این است که اگر مسیر جنوبی دشوار شد، بار را از ترکیه یا پاکستان بفرستیم و تمام. خدارحم میگوید تجارت چنین مسیر سادهای ندارد. پیشتر بخش قابلتوجهی از معاملات ایران از مسیر امارات میگذشت و سازوکار دلار و درهم برای فعالان اقتصادی شناخته شده بود. وقتی مسیر بهسمت ترکیه میرود ساختار پرداخت هم تغییر میکند و در برخی معاملات یورو و دلار وارد زنجیره میشوند.
تبدیل ارز، هزینه و ریسک خودش را دارد. ساختار مالی ترکیه نیز با آنچه فعالان تجارت ایران در امارات تجربه کردند تفاوت دارد. بهزبان ساده نمیشود پول را در یک کشور نگه داشت کالا را از کشور دیگری فرستاد و انتظار داشت هزینه و ریسک همان قبلی باقی بماند.
تاجر با هفتخان بخشنامهها چه کند؟
مشکل تجارت خارجی در بندر تمام نمیشود. تازه بعد از آن نوبت ادارهها و سامانههاست. ثبت سفارش، تامین ارز، بانک عامل، اسناد، گمرک و رفع تعهد ارزی هرکدام مرحلهای از مسیر هستند. در سالهای اخیر نیز روشهای مختلفی برای تامین ارز مطرح شده؛ از بدون انتقال ارز گرفته تا از محل صادرات خود و از محل صادرات دیگران.
هرکدام از این روشها قرار است بخشی از گره را باز کند اما از نگاه خدارحم، تغییرات مداوم و فاصله میان تصمیم و اجرای مقررات کار را برای فعال اقتصادی دشوار کرده است. تاجر پیش از خرید خارجی باید چند جواب روشن داشته باشد: کالا از کجا میآید؟ پولش چگونه پرداخت میشود؟ ارز چه زمانی تامین میشود؟ اسناد چه شرایطی دارند؟ کالا چه زمانی ترخیص میشود و تعهد ارزی چه زمانی بسته خواهد شد؟
وقتی پاسخ این سوالها مرتب تغییر کند تجارت از برنامهریزی خارج شده و بهواکنش لحظهای تبدیل میشود. خدارحم برای توضیح این رفتار مثالی از بنزین میزند. اگر گفته شود ممکن است قیمت بنزین از فردا تغییر کند مردم ممکن است امروز برای پر کردن باک خودرو هجوم بیاورند. در تجارت هم وقتی فعال اقتصادی احساس کند ممکن است مقررات یا شرایط دریافت ارز تغییر کند، تلاش میکند قبل از تغییر کارش را جلو بیندازد. نتیجه تصمیمگیری اقتصادی براساس احتمال و شایعه و بخشنامه است؛ بازاری که بهجای افق چندماهه مدام بهفردا نگاه میکند.
منبع: هفت صبح
