بازی چند لایه پاکستان برای نفوذ در منطقه

کدخبر: 658808

محمدرضا-ستاری

محمدرضا ستاری

در‌حالی‌که طی هفته‌های گذشته همه نگاه‌ها به تنش میان ایران و آمریکا و احتمال گسترش دامنه درگیری در خلیج‌فارس معطوف شده، پاکستان در سکوت خبری مشغول تثبیت جایگاه تازه خود در معادلات امنیتی منطقه است. تشکیل نخستین نشست کمیته سیاسی و دفاعی ائتلاف مکه با حضور مقام‌های ارشد پاکستان، ترکیه و عربستان در استانبول تنها بخش آشکار این تحرکات بود اما بخشی که به آن کمتر توجه شد، امضای پروتکل دفاعی‌۲۰۲۶ میان پاکستان و کویت در پنجم شهریورماه در راولپندی است؛ توافقی که همکاری‌های نظامی دو کشور را از سطح مناسبات معمول دفاعی فراتر می‌برد.

براساس این پروتکل، نیروهای مسلح پاکستان در بخش‌هایی مانند آموزش نظامی، ارتقای ظرفیت عملیاتی، مدیریت مرزها، تبادل اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، برگزاری رزمایش مشترک و توسعه فناوری‌های دفاعی به کویت کمک خواهند کرد. همچنین در حالی این توافق برای پنج‌سال منعقد شده و امکان تمدید خودکار آن نیز وجود دارد که آسوشیتدپرس خبر امضای آن را در گزارش تحولات منطقه‌ای خود منتشر و وزارت دفاع پاکستان نیز اعلام کرده که پروتکل جدید، توافق همکاری دفاعی سال‌۲۰۲۳ دو کشور را به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

در نگاه اول ممکن است توافق با کویت ادامه همان همکاری‌های قدیمی پاکستان با کشورهای عربی تلقی شود اما زمان‌بندی آن نشان می‌دهد که اسلام‌آباد به‌دنبال نقشی فراتر از اعزام مستشار و آموزش نیروهای نظامی است. پاکستان اکنون تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یکی از تامین‌کنندگان اصلی امنیت در خلیج‌فارس معرفی کند؛ امری که از یک‌سو با پیمان دفاعی عربستان و ترکیه تثبیت شده و از سوی دیگر از طریق توافق‌های دوجانبه‌ای مانند پروتکل کویت در حال گسترش است.

در همین راستا نکته مهم این است که توافق با کویت برخلاف پیمان مکه، دارای تعهد دفاع جمعی نبوده و حمله به کویت به معنای ورود خودکار پاکستان به جنگ نخواهد بود. الجزیره نیز تاکید کرده که این پروتکل بیش از آنکه یک پیمان جنگی باشد، چارچوبی برای حضور بلندمدت نظامی، آموزشی و اطلاعاتی پاکستان است بنابراین این تفاوت به اسلام‌آباد اجازه می‌دهد بدون پذیرش تعهد مستقیم برای ورود به منازعات خلیج‌فارس، نفوذ امنیتی خود را افزایش دهد و همزمان روابطش با ایران، آمریکا و کشورهای عربی را مدیریت کند.

درواقع به‌نظر می‌رسد اکنون پاکستانی‌ها با یک سیاست چندلایه حرکت می‌کنند. آنها از یک‌سو در مذاکرات ایران و آمریکا نقش میانجی دارند و از سوی دیگر با کشورهایی که در معرض پیامدهای جنگ قرار گرفته‌اند، توافق امنیتی امضا می‌کنند. درنتیجه اسلام‌آباد هم از بحران، اعتبار دیپلماتیک به‌دست می‌آورد و هم نگرانی کشورهای عربی را به قرارداد نظامی، درآمد ارزی و نفوذ سیاسی تبدیل می‌کند. این موضوع از آنجا حائزاهمیت است که برای کشوری که با کمبود منابع مالی و فشارهای اقتصادی روبه‌رو است، صادرات خدمات نظامی، آموزش نیروها و فروش تجهیزات دفاعی تنها یک موضوع امنیتی نبوده بلکه بخشی از راهبرد اقتصادی این کشور نیز محسوب می‌شود.

علاوه‌بر این از منظر ژئوپلیتیکی، این توافق‌ها عمق راهبردی پاکستان را از جنوب آسیا به خلیج‌فارس گسترش می‌دهد. به‌عنوان مثال، حضور در ساختار امنیتی عربستان، ترکیه و کویت، موقعیت اسلام‌آباد را در برابر هند تقویت کرده و مانع از آن می‌شود که دهلی‌نو روابط اقتصادی گسترده خود با کشورهای عربی را به نفوذ انحصاری تبدیل کند. همچنین تصمیم ائتلاف مکه برای سپردن دبیرکلی سه‌ساله دبیرخانه به یک مقام پاکستانی نشان می‌دهد که پاکستان قرار نیست صرفا تامین‌کننده نیروی انسانی این مجموعه باشد بلکه می‌خواهد در طراحی سازوکارهای سیاسی و نظامی آن نیز نقش محوری داشته باشد. در همین رابطه بود که خبرگزاری گزارش داده که دبیرخانه این ائتلاف در عربستان مستقر خواهد شد و وظیفه تقویت توان دفاع جمعی و هماهنگی نیروهای مسلح اعضا را برعهده خواهد داشت.

درنتیجه می‌توان گفت پاکستان از بی‌ثباتی کنونی منطقه برای تبدیل‌شدن از یک شریک سنتی به یک بازیگر امنیت‌ساز استفاده می‌کند. درواقع به‌نظر می‌رسد نقشه اسلام‌آباد نه ورود مستقیم به درگیری‌های خلیج‌فارس بلکه ایجاد شبکه‌ای از وابستگی‌های دفاعی است که کشورهای عربی را در آموزش، اطلاعات، نیروی انسانی و هماهنگی نظامی به پاکستان پیوند دهد. بنابراین به گفته برخی کارشناسان اگر این روند ادامه پیدا کند، پاکستانی‌ها بدون برخورداری از قدرت اقتصادی عربستان یا صنایع دفاعی ترکیه به ضلع انسانی، عملیاتی و تا اندازه‌ای هسته‌ای نظم امنیتی جدید منطقه تبدیل خواهند شد؛ جایگاهی که هم نفوذ سیاسی آنها را افزایش می‌دهد و هم در مناسبات آینده با آمریکا، ایران، هند و دولت‌های عربی به اسلام‌آباد قدرت چانه‌زنی بیشتری خواهد داد.

آخرین اخبار