الکامپ؛ ویترین ایرانی، فناوری جهانی!

علی حسینی – نمایشگاه فناوری معمولا جایی است که قرار است آینده را زودتر از بقیه ببینیم؛ جایی که محصولی تازه، ایدهای متفاوت یا فناوریای که هنوز وارد زندگی روزمره نشده، برای نخستینبار خودش را به بازار و مخاطب نشان میدهد. قرار است بازدیدکننده بعد از چند ساعت قدمزدن میان غرفهها، با چند سوال تازه، چند فناوری تازه و شاید حتی تصویری متفاوت از آینده بیرون بیاید اما اگر الکامپ را نه بهعنوان مجموعهای از غرفهها بلکه بهعنوان یک «تصویر» از صنعت فناوری ایران نگاه کنیم، سوال مهم این است که آنچه میبینیم چقدر محصول فناوری است و چقدر محصول مونتاژ، بومیسازی، سفارشیسازی و بازتعریف فناوریهایی است که پیش از این در جای دیگری ساخته شدهاند؟ این سوال بهمعنای انکار توان فنی شرکتهای ایرانی نیست. اتفاقا مساله دقیقا از جایی جدی میشود که بپذیریم ایران نیروی متخصص، شرکتهای باسابقه، تیمهای نرمافزاری و زیرساختهای قابلتوجهی دارد. فعالان تجارت الکترونیک نیز در پنل «آینده تجارت الکترونیک» الکامپ۲۹ بر وجود زیرساخت فنی و نیروی انسانی مناسب تاکید کردهاند. بنابراین مساله این نیست که «ایران هیچ فناوری ندارد» مساله این است که چرا فاصله میان توان مهندسی و خلق فناوری همچنان زیاد است؟
وقتی وارد نمایشگاه میشویم، نخستین چیزی که چشم را میگیرد، خود فناوری نیست، ویترین فناوری است. غرفهای بزرگ، نمایشگرهایی که مدام روشن و خاموش میشوند، لوگوهایی که قرار است اعتبار بسازند و محصولاتی که هرکدام با یک واژه آشنا و جذاب معرفی میشوند: هوش مصنوعی، ابری، امنیت، پلتفرم، تحول دیجیتال و اتوماسیون. همهچیز مدرن بهنظر میرسد اما مدرن بهنظر رسیدن یک محصول، هیچ اطلاعاتی درباره عمق فناوری آن به ما نمیدهد. یک اپلیکیشن میتواند کاملا ایرانی باشد اما فناوریای که روی آن سوار شده، از بیرون آمده باشد. یک سامانه میتواند توسط یک تیم ایرانی طراحی و توسعه داده شده باشد اما روی زیرساختی کار کند که اجزای کلیدی آن خارجی است. یک محصول هوش مصنوعی میتواند برای زبان فارسی عملکرد بسیار خوبی داشته باشد اما مدل پایه، سختافزار پردازشی یا ابزارهای اصلی توسعه آن متعلق به شرکتها و اکوسیستمهای خارج از ایران باشد. اینها الزاما ایراد نیستند. اتفاقا بخش بزرگی از صنعت فناوری جهان دقیقا با همین منطق کار میکند. هیچ کشوری تمام زنجیره فناوری را بهتنهایی تولید نمیکند اما مشکل جایی آغاز میشود که همه این لایهها زیر یک عنوان قرار میگیرند؛ «فناوری ایرانی.» اینجاست که الکامپ از یک نمایشگاه تجاری به یک مساله سیاستگذاری و توسعه صنعتی تبدیل میشود چون اگر قرار است الکامپ ویترین فناوری ایران باشد، مهم است بدانیم در این ویترین دقیقا چه چیزی را به نمایش گذاشتهایم: «محصول ایرانی یا فناوری ایرانی؟»
برای فهم این تفاوت کافی است یک محصول دیجیتال را مثل یک ساختمان چندطبقه تصور کنیم. در بالاترین طبقه، همان چیزی قرار دارد که کاربر میبیند؛ یک اپلیکیشن، یک سامانه، یک ربات، یک داشبورد یا یک سرویس هوشمند اما چند طبقه پایینتر چیزهایی قرار دارند که معمولا دیده نمیشوند: سیستمعامل، دیتابیس، سرور، پردازنده، تجهیزات شبکه، زیرساخت ابری، ابزارهای توسعه، مدلهای هوشمصنوعی، پروتکلها و استانداردها. بخش قابلتوجهی از چیزی که در یک نمایشگاه فناوری قابل نمایش است، در همان طبقه آخر قرار دارد؛ جایی که محصول نهایی شکل گرفته و آماده ارائه به مشتری است اما ارزش راهبردی فناوری، همیشه در همین طبقه نیست. گاهی مهمترین بخش فناوری چیزی است که اصلا دیده نمیشود. وقتی یک شرکت ایرانی یک سرویس ابری ارائه میکند، سوال فقط این نیست که آیا این سرویس در ایران ساخته شده یا نه، سوال مهمتر این است که چه میزان از فناوری زیرساختی آن در داخل توسعه پیدا کرده است. وقتی یک شرکت از هوش مصنوعی حرف میزند، باید پرسید مدل پایه متعلق به چه کسی است، چه مقدار از آن در داخل توسعه داده شده و کدام بخش از زنجیره ارزش واقعا در ایران شکل گرفته است. وقتی یک محصول امنیت سایبری معرفی میشود، باید پرسید کدام فناوری امنیتی جدید خلق شده و کدام فناوری موجود، برای نیاز بازار ایران پیادهسازی یا بومیسازی شده است. این پرسشها قرار نیست ارزش محصول ایرانی را کم کنند؛ برعکس قرار است ارزش واقعی آن را مشخص کنند. چون «بومیسازی» هم خودش دانش و مهارت میخواهد و میتواند ارزش اقتصادی بالایی داشته باشد اما بومیسازی با خلق فناوری پایه تفاوت دارد.
در بسیاری از موارد، یک محصول ایرانی کپی صرف نیست. تیمی در داخل کشور ممکن است محصولی را متناسب با نیاز کاربران ایرانی تغییر داده باشد، مشکلات فنی آن را حل کرده باشد، برای زبان فارسی بهینهسازی کرده باشد، زیرساخت اختصاصی ساخته باشد و حتی تجربه کاربری بهتری ارائه دهد. اینها همه نوآوری محسوب میشوند اما نوع نوآوری مهم است. میتوانیم از «نوآوری در محصول» حرف بزنیم، بدون اینکه الزاما «فناوری جدید» ساخته شده باشد. این تفاوت در یک نمایشگاه تخصصی اهمیت زیادی دارد. فرض کنید شرکتی یک فناوری جهانی را گرفته، آن را برای نیازهای ایران تغییر داده و محصولی تجاری ساخته است. این شرکت ممکن است یک کسبوکار موفق باشد اما اگر بخواهیم درباره جایگاه ایران در نقشه جهانی فناوری حرف بزنیم، باید یک سوال دیگر بپرسیم: «اگر فناوری خارجی اولیه وجود نداشت، آیا این شرکت میتوانست همان فناوری را از صفر بسازد؟» اگر پاسخ منفی باشد، مساله، وابستگی فناورانه است و وابستگی فناورانه چیزی است که با یک غرفه زیبا، یک دموی جذاب یا چند صد محصول بومی از بین نمیرود.
الکامپ و تناقض «بومیسازی»
این تناقض زمانی جالبتر میشود که بدانیم اقتصاد فناوری ایران سالهاست با مفهوم بومیسازی زندگی میکند. تحریم، محدودیت دسترسی به سرویسهای خارجی، دشواری انتقال فناوری و محدودیت ارتباط با شرکتهای بینالمللی، بسیاری از کسبوکارها را بهسمت ساختن جایگزینهای داخلی سوق داده است. از یک منظر، این اتفاق یک ضرورت بوده است. وقتی سرویس خارجی در دسترس نیست، باید جایگزین داخلی ساخت. وقتی یک نرمافزار قابل خرید نیست، باید آن را توسعه داد. وقتی یک زیرساخت خارجی در دسترس نیست، باید نمونه داخلی ایجاد کرد اما بومیسازی زمانی به نقطه خطر تبدیل میشود که از وسیله به هدف تبدیل شود. در چنین شرایطی صنعت فناوری ممکن است به جایی برسد که در تولید نسخه ایرانی فناوریهای موجود بسیار توانمند باشد اما در خلق فناوری نسل بعدی عقب بماند. اینجا همان جایی است که باید به الکامپ نگاه کرد. آیا این نمایشگاه نتیجه سالها سرمایهگذاری روی نیروی انسانی و زیرساخت را نشان میدهد؟ یا بیشتر نشان میدهد که ما چقدر در گرفتن فناوریهای موجود و تبدیل آنها به محصولات مناسب بازار ایران مهارت پیدا کردهایم؟
غیبت خارجیها؛ فرصت یا حذف مقایسه؟
حضور یا نبودن شرکتهای خارجی در چنین نمایشگاهی هم از همین زاویه قابل بررسی است. گزارشهای مربوط به الکامپ۲۹ از حضور پررنگ شرکتهای داخلی و نبود حضور گسترده شرکتهای بینالمللی خبر دادهاند. در دورههای گذشته، شرکتهایی از کشورهای مختلف، از جمله چین، در نمایشگاه حضور داشتند. در نگاه اول، حذف رقبای خارجی میتواند یک فرصت تلقی شود. فضای بیشتری برای شرکتهای ایرانی ایجاد میشود و ویترین نمایشگاه هم کاملا در اختیار آنها قرار میگیرد اما یک سوال دیگر هم وجود دارد: وقتی رقیب خارجی در کنار محصول ایرانی نیست، چه چیزی را با چه چیزی مقایسه میکنیم؟ نمایشگاه فناوری فقط محل معرفی محصول نیست. اگر یک شرکت خارجی همان فناوری را کنار یک شرکت ایرانی ارائه کند، مخاطب میتواند تفاوتها را ببیند: قیمت، کیفیت، سرعت، قابلیت، طراحی، مالکیت فکری و سطح فناوری اما وقتی مقایسه حذف میشود، نمایشگاه میتواند به محلی برای نمایش روایتها تبدیل شود.
خروجی واقعی نمایشگاه چیست؟
از سوی دیگر برگزاری نمایشگاه بزرگی مانند الکامپ طبیعتا هزینه دارد؛ از سالن و غرفه و تبلیغات گرفته تا نیروی انسانی، تجهیزات، برنامههای جانبی و هزینه حضور شرکتها اما درباره چنین رویدادی نباید فقط درباره هزینه مستقیم صحبت کرد. مساله مهمتر، هزینه فرصت است. صدها شرکت، مدیر، متخصص، سرمایهگذار و فعال فناوری برای چند روز کنار هم جمع میشوند بنابراین انتظار منطقی این است که چنین رویدادی چیزی بیشتر از مجموعهای از غرفههای فروش و معرفی محصول ایجاد کند. نمایشگاه باید بتواند یک صنعت را به حرکت درآورد. باید سرمایه را به سمت فناوری واقعی هدایت کند و شرکتها را به بازارهای خارجی وصل کند. مهمتر از همه، باید بتواند به مخاطب نشان دهد فناوری ایران قرار است پنج یا 10سال دیگر کجا باشد. اگر بعد از پایان نمایشگاه، مهمترین دستاورد فقط چند رونمایی، چند قرارداد، چند عکس و تعداد زیادی بروشور باشد، باید پرسید آیا از ظرفیت چنین رویدادی به اندازه کافی استفاده شده است؟ چون یک نمایشگاه فناوری اگر نتواند آینده را نشان دهد، درنهایت تبدیل به نمایشگاه محصولات امروز میشود.
